مقایسه ساختار تشبیهات مخزن الأسرار و مطلع الأنوار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم

چکیده

در این مقاله تشبیهات مخزن الأسرار و مطلع الأنوار، از وجوه مختلفِ بلاغی؛ یعنی موضوعی، طرفین تشبیه،  زاویة تشبیه، ساختار شکلی، وجه شبه، ادات، حسی، عقلی و انتزاعی بودن، تشبیهات گسترده و فشرده، مفرد و مرکب بودن، بررسی، دسته بندی و مقایسه و پس از تطبیق تشبیهات هر دو شاعر، تحلیلی آماری و علمی از آن ارائه شده است. مسألۀ اصلی پژوهش بررسی و مقایسۀ تشبیهات این دو اثر از وجوه مذکور است، زیرا تشبیه یکی از مهمترین عوامل مخیّل شدن کلام و تولید شعر است و بررسی فرایند آن در دو اثر مورد بحث،  مخاطب را از رازهای پنهان شعر نظامی و امیرخسرو آگاه می کند. از سوی دیگر در این پژوهش تأثیرات تشبیه بر ساختار زبانی و سبکی دو اثر نشان داده می‌شود. از اهداف این نگرش تحلیلی و تطبیقی، بررسی آماری تشبیهات هر دو شاعر و مشخص نمودن میزان ابتکار و تقلید هر یک و دست یافتن به دیدگاه جامعی دربارۀ نوع و دسته بندی تشبیهات آنها است. این پژوهش کاملاً جنبة علمی دارد؛ یعنی تمام تشبیهات دو اثر مورد بررسی قرار گرفته است. (به دلیل محدودیت مقاله بخش‌هایی از آنها به عنوان نمونه ذکر شده، ولی آمارها و درصدها شامل تمام تشبیهات است).
    نکتة مهم آن است که مخزن الأسرار با 2254بیت، 631تشبیه و مطلع الأنوار با 3216بیت، 462 تشبیه دارد؛ یعنی نظامی با وجود ابیات کمتر، تشبیه سازتر و تصویرگرتر از امیرخسرو است. (زیرا از کل تشبیهات این دو اثر سهم نظامی 54%و سهم امیرخسرو39%است و 7% تشبیه مشترک دارند). از سوی دیگر میزان تراکم تشبیهات و تصویرگری دو شاعر متفاوت است؛ یعنی در هر 6/3 بیتِ نظامی یک تشبیه و در هر 7 بیت امیرخسرو یک تشبیه به کار رفته است که نشان دهندة تراکم تشبیه، تصویرگری و مخیّل بودن ابیات نظامی نسبت به امیرخسرو است. از نکات مهم دیگر مقاله، گرایش دو شاعر به اوصاف انسانی و مفاهیم مجرّد در اخذ مشبّه است، همان طور که در آوردن مشبّهٌ به بسامد استفاده از اشیا و اوصاف انسانی بیشتر است، از نظر زاویة تشبیه و نو و کهنگی آن، اگرچه نظامی از امیرخسرو مبدع‌تر است؛ اما در مجموع 16درصد تشبیهات نظامی و 13درصد تشبیهات امیرخسرو نو و ابداعی است و سایر موارد تکراری هستند. هر دو شاعر ساختار تشبیهی خاصی دارند که در یکی از طرفین تشبیه، یک ترکیب تشبیهی یا استعاره می‌آورند و تشبیهی خیال انگیز می‌آفرینند. از نظر ساختار شکلی هر دو شاعر از انواع مختلفی از تشبیه در شعر خود بهره جسته‌اند؛ ولی گرایش هر دو به تشبیه بلیغ و مفروق بیشتر بوده است. این پژوهش همچنین ثابت می کند که هر دو شاعر به تشبیهات حسی به حسی و عقلی به حسی، تشبیهات گسترده و مفرد بیشتر گرایش دارند.    

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Comparison of Structure of Makhzan al-Asrar's and Matla al-Anwar's simile

نویسندگان [English]

  • Alireza Nabilu 1
  • Mostafa Shiravi 2
1 Associate Professor of Persian Language and Literature, University of Qom
2 Assistant Professor of Persian Language and Literature, University of Qom
چکیده [English]

In this study, we classify and search for Makhzan al-Asrar and Matla al-Anwar's similes from different point of view: topics, sides of the comparison, point of resemblance, words of comparison, etc. We show the theoretical and statistical reso; utions of those two, after comparing the two poet's similes. One of the purposes of this research is statistical studing the similes of these poets and showing the amount of Amirkhosrow's initiative and imitation. Another purpose of this study is to Contain a complete view about the kind and classifications of their similes. These poets have a tendency for human personalities and spiritual natures.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Simile
  • Aides of comparison
  • analysis
  • Comparison
  • Makhzan al-Asrar. Matla al-Anwar

مقدمه

موضوع مورد پژوهش این مقاله، بررسی تحلیلی و تطبیقی ساختار تشبیهات نظامی و امیرخسرو در مخزن الأسرار و مطلع الأنوار است. شعر نظامی از خیال انگیزی خاصی برخوردار است. مخزن الأسرار او دارای پیچیدگی خیال و تصویر آفرینی‌های بسیاری است و به دلیل آنکه اولین منظومة اوست؛ از تشبیهات تازه و قابل توجهی برخوردار است. با توجه به اینکه دارای اندیشه‌های تعلیمی، عرفانی و اخلاقی است، تشبیهاتش ریشه در طبیعت زمینی و شاخه در تفکرات آسمانی و روحانی دارد، به همین دلیل این منظومه جهت بررسی و تحلیل تشبیهات نظامی انتخاب شد. از میان مقلّدان او امیرخسرو نسبت به سایرین از قدرت و ابتکار شاعری بیشتری برخوردار است و مطلع الأنوار او تقلیدی است از مخزن الأسرار. بسیاری از تشبیهات تحت تأثیر نگرش غالب جامعه و تفکرات رایج در آن پدید می‌آید و عقاید و باورهای دینی در شکل‌گیری آن مؤثر است و از طریق نوع نگرش شاعر به تشبیه، به تجربة شخصی و نحوة تفکّرش دربارۀ اشیا و امور می‌توان پی برد؛ بنابراین مقایسه و تطبیق ساختار تشبیه در این دو اثر تا حدودی می‌تواند خواننده را با سبک، هنر و تفکر این دو شاعر آشنا کند. به همین منظور تشبیهات آنها از نظر دسته بندی موضوعی مشبّه و مشبّهٌ به، زاویۀ تشبیه و نو و کهنگی آن، ساختارهای تشبیهی خاص، ساختار شکلی تشبیهات، حسی، عقلی و انتزاعی بودن طرفین تشبیه، فشرده و گسترده بودن تشبیهات، مفرد و مرکب بودن آنها، وجه شبه و ادات تشبیه، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. همچنین تشبیهات مشترک یا تقلیدی امیرخسرو از نظامی بررسی گردید و در نهایت به وسیلۀ جدول و نمودار یافته‌های پژوهش به شکل آماری و دقیق ثبت شده است تا مخاطب در یک نگاه اجمالی بتواند به نتیجۀ این تطبیق و تحلیل دست یابد. در این زمینه، پژوهشی به این شیوه در قالب کتاب و مقاله دیده نشده، ولی پایان نامه‌های متعدّدی با موضوع صور خیال، تشبیه، استعاره و آرایه‌های ادبی در دانشگاه‌های ایران انجام شده است که ذکر آنها در این مقال مقدور نیست.

بحث کلّی

در دستگاه زبانی هر شاعر و نویسنده‌ای خصوصیات آوایی، واژگانی، نحوی، معنایی و ادبی- بلاغی شاخصی وجود دارد. دستگاه بلاغی بر اساس عناصر بدیعی و بیانی و سایر عناصر زیبایی شناسی زبان شکل می‌گیرد. در این میان، تشبیه یکی از مهمترین عناصر بیانی در یک اثر ادبی است. تشبیه نشان دهندۀ وسعت و زاویۀ دید شاعر است؛ یعنی شاعر میان عناصر و اشیا مختلف ارتباط برقرار می‌کند و طبیعی است که در این راه، از حوادث و رویدادهای جامعه نیز تأ‌ثیر می‌پذیرد. همچنین تشبیه، تقلید و خلّاقیّت شاعر را نشان می‌دهد. تشبیه به عنوان یکی از فنون و ابزارهای بیانی، پایۀ شکل‌گیری بسیاری از اشعار است. در میان مباحث علم بیان تشبیه، برجستگی ویژه‌ای دارد؛ زیرا اساس شکل‌گیری استعاره، تمثیل و به نوعی، کنایه است. «تشبیه ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر این که آن مانندگی مبتنی بر کذب باشد، نه صدق؛ یعنی ادعایی باشد نه حقیقی» (شمیسا،1371: 59). شاعر از طریق این فنّ با طبیعت و ماورای آن ارتباط برقرار می‌کند و از راه محاکات آنها را به خدمت می‌گیرد و ساختار ذهنی‌اش با آنها شکل می‌گیرد. «شکل ذهنی شعر حاکی از تمرکز کامل همة نیروی خلاقّة شاعر در لحظه آفرینش شعر است» (براهنی،1380 ج1/ 75). تشبیه در ساخت صور خیال نقش بسزایی دارد؛ یعنی «هسته اصلی و مرکزی اغلب خیال‌های شاعرانه است. صورت‌های گوناگون خیال و نیز انواع تشبیه، مایه گرفته از همان شباهتی است که نیروی تخیل شاعر در میان اشیا کشف می‌کند» (پور نامداریان،1381 :214).

     برای ورود به بحث تشبیه از مهمترین ارکان آن؛ یعنی مشبّه و مشبّهٌ به می‌توان آغاز کرد که الزاماً باید ذکر شوند و قابل حذف نیستند. این دو طرف تشبیه را از جهات مختلف می‌توان بررسی و تحلیل نمود «آن دو رکنی که در حقیقت بنیاد تشبیه بر آنها استوار است، همان دو رکن مشبّه و مشبّهٌ به است» (شفیعی کدکنی،1372: 56). نوع بهره گیری شاعر از این دو رکن می‌تواند تا حدودی مؤیّد دیدگاه و زمینه‌های فکری و هنری او باشد، بسیاری از تجارب محیط زندگی و زمینه‌های عقیدتی و فکری در ساخت تشبیه مؤثر است. کسی که در این ارکان از عناصر دینی، اخلاقی، ادبی، اجتماعی و غیره استفاده می‌کند، گرایش و تمایل خود را به این امور نشان می‌دهد. به عبارت دیگر اغلب موضوعاتی که اطراف شاعر را فرا می‌گیرد یا از ذهن او می گذرد، می‌تواند در تشبیه سازی او مورد استفاده قرار گیرد.

تشبیه و ساختار آن در شعر دو شاعر

در این مقال، علاوه بر بررسی عناصر تشبیه، ساختارهای بلاغی، زاویة تشبیه یا نوی و کهنگی آن‌ها، جایگاه وجه شبه و ادات در تشبیهات دو شاعر مورد بحث قرار گرفته است. در بخشی از مقالۀ حاضر به ساختارهای خاص تشبیهی دو شاعر اشاره شده است که از ابهام و تصویرگری بیشتری برخوردار است و در پایان، تشبیهات مشترک آن‌ها مورد توجه و کنکاش قرار گرفته است.

1- عناصر تشبیه در شعر دو شاعر

نظامی و امیرخسرو عناصر متعدّدی را در تشبیهات خود مورد توجّه قرار داده‌اند. هر دو هم در مشبّه و هم در مشبّهٌ به، به امور متنوّعی پرداخته‌اند؛ از جمله انسان و اوصاف او، مفاهیم مجرّد و انتزاعی، اجرام آسمانی، طبیعت، حیوانات و اشیا و... ؛ تشبیهات هر دو شاعر در مخزن الأسرار و مطلع الأنوار از این منظر بررسی گردیده و تشبیهات استخراج شده به اعتبار مشبّه و مشبّهٌ به دسته بندی شده است.

1-1- مشبّه و عناصر آن؛ این دسته‌بندی نشان دهندة گستردگی نگاه هر دو شاعر است، زیرا تقریباً در هر موضوعی وارد شده‌اند و از آن تشبیه اخذ کرده‌اند (در هر بخش به ذکر چند نمونه و چند بیت اکتفا می شود).  

عناصر و اوصاف انسانی

مخزن الأسرار(1): انسان بهمگس(نظامی:52)/شرار(همان:78)/کدو(همان:78)/شاعر به لب لاله(همان:25)/باد(همان:14)پیامبر به صبح نجات(همان:13)آدم به گندم(همان:34)/دل به گندم(همان:34)اعضا و جوارح و اوصاف انسانی؛ تن به گوهر(همان:51)/ جسد به دیگ(همان:3)/ سر به کاسه(همان:62)/گوش به صدف(همان:2)/ گیسو به شب(همان:10)/ مغز به روغن(همان:23)/ طبع به غبار(همان:84)/ عقل به روشنی(همان:4)/رشته(همان:1)/ رای به ملک(همان:37) دل به خانه(همان:62)/مرغ(همان:25)/ زبان به الماس(همان:17)نخل(همان:2)سخن به در(همان:2)/ شهد(همان:21)/ آب(همان:18)/ جان به رشته(همان:51).

مطلع الأنوار: انسان به شیطان(دهلوی:45)/خشت(همان:84)/ پیاز(همان:172)/جوارح و اعضا؛تن به هلال(همان:129)/ پیکر به خیال(همان:175)/ دهان به درج(همان:124)/ اوصاف و کارها؛جوانی به بهارتن(همان:296)/پیامبر به محتسب زهره(همان:23)شاعر به هما(همان:51)/خروس(همان:68)/ عقل به پروانه(همان:180)/ دل به بید(همان:148)/ آیینه(همان:34)/زبان به تیغ(همان:119)سخن و وابسته های آن سخن به جان(همان:113)/ معانی به نقد(همان:33)جان به سگ(همان:331)/پروانه(همان:65).

عقل تو پیری است فراموشکار

 

تا ز تو یاد آرد یادش بیار

                                                                                                               (نظامی،70)

آنکه اساس تو بر این گل نهاد

 

کعبةجان در حرم دل نهاد

                                                                                                           (همان،48)

گوش سخا را ادب آموز کن

 

شمع سخن را نفس آموز کن

                                                                                                           (همان،16)

نخل زبان را رطب نوش داد

 

دُر سخن را صدف گوش داد

                                                                                                             (همان،2)

چون سخنت شهد شد ارزان مکن

 

شهد سخن را مگس افشان مکن

                                                                                                           (همان،21)

قلعة تن داد بده کار سنـــــج

 

پنج برون سوی درون نیز پنج

                                                                                                          (دهلوی،۶)

طرّة شان دزد ولایت زنست

 

نرگس شان آهوی شیر افکنست

                                                                                                         (همان،١٨٣)

چند ز پاس درم افتی به رنـــــج

 

پاس سخن دار که آنست گنج

                                                                                                         (همان،١١٣)

    نظامی و امیرخسرو از موضوعات متعدّد مرتبط با انسان، به عنوان مشبّه استفاده نموده‌اند. انسان، اعضا و جوارح مربوط به انسان، اوصاف و مشاغل انسان، پیامبر به عنوان انسان کامل، شاعر و اوصاف مربوط به او،عقل و ویژگی‌های آن، دل، جان، زبان و سخن از بهترین مشبّه‌های انسانی این دو شاعر است. در این میان، انسان، اعضا و کارهای او بیشترین بسامد را دارد. این نوع مشبّه در مخزن الأسرار350 مورد با 6/55% و در مطلع الأنوار 219 مورد با 4/47% از کل مشبّه‌ها را شامل می‌شود و نشان می‌دهد که نظامی از این اوصاف بیشتر استفاده کرده است. تشبیهات مشترک آنها در این بخش، سی مورد است که عبارتند از: انسان به کلید/شیر /گوهر/آینه /مور / شب / گاو / مگس / خورشید / دُر / ماه  / خاک / آدمی به خر /تن به دیگ / رو به گل / زانو به آینه / مو به زنجیر / طبع به گل /شاعر به ذرّه / خاک / سگ /عقل به جان / دل به دریا / زبان به کلید / تیغ /سخن به جان /گنج / ملک / نظم به دُر/جان به رشته.

مفاهیم مجرّد و انتزاعی

مخزن الأسرار: کین به سگ(نظامی:83)/ غم به شحنه(همان:49)/دام(همان:4)/ وفا به تخم(همان:35)/ مغز(همان:62)/ستم به غبار(همان:39)/ تدبیر به کشتی(همان:38)/ دانایی به جوهر(همان:77).

 مطلع الأنوار: کین به گزلک(دهلوی:347)/ قناعت به زیور(همان:338)/عصمت به پرده(همان:336)/ غفلت به پرده(همان:314)/تکبر به باد(همان:198)/ حرص به دریای شور(همان:87)/ آب روی به روغن دوزخ(همان:154).

عدل تو قندیل شب افروز تست

 

مونس فردای تو امروز تست 

                                                                                                         (نظامی،45)

در سفری کــــــان ره آزادی است

 

شحنةغم پیشرو شـــــــادی است

                                                                                                          (همان،49)

ز آتش تنها نه که از گرم و سرد

 

راستی مرد بــــود درع مرد

                                                                                                          (همان،71)

در تن هرکز دم او جان شــــــده

 

نفس که دیوست مسلمان شده

                                                                                                         (دهلوی،٣۶)

دشمن اگرخود همه پیش و پس است

 

عدل ملک حرز روانش بس است

                                                                                                         (همان،٢٤٢)

      هر دو شاعر در این بخش از حالات درونی انسان و کیفیات روحی او بهره گرفته‌اند. همچنین به امور غیبی و ناملموس توجه ویژه‌ای نموده‌اند. این نوع مشبّه در مخزن الأسرار 78 مورد با 5/12% و در مطلع الأنوار 110 مورد با 8/23% است. امیرخسرو در مطلع الأنوار از این نوع مشبّه بیشتر استفاده کرده است. تنها تشبیه مشترک آنها در این بخش، تشبیه احسان به گنج است.

موضوعات و اجرام آسمانی

مخزن الأسرار: فلک به پیر(نظامی:59)/ خورشید به سیماب(همان:15)/ چشمه(همان:29) مه به شیشه(همان:15)/ مهتاب به چشمه(همان:46)/ صبح به صدف(همان:11)/روز به زرده(همان:11)/قفس(همان:61).

مطلع الأنوار: دهر به باغ(دهلوی:318)/ گیتی به ابلق(همان:274)/ فلک به زمین(همان:35).

تاج تو و تخت تو دارد جهان

 

تخت زمین آمد و تاج آسمان

                                                                                                          (نظامی،10)

پیر فلک خــــرقه بخواهد درید

 

مهرةگل رشته بخواهـد برید

                                                                                                            (همان،59)

شحنة شـب خون عسس ریخته

 

بر شکرش پر مگــس ریخته

                                                                                                          (همان،29)

نطع فلک هم چو زمین خاک او

 

شیر سپهر آهوی فتراک او

                                                                                                         (دهلوی، ٣۵)

پرورش مادر گردون مبیــــن

 

کافت جان مگس است انگبین

                                                                                                         (همان،٣١۷)

خادم نه حجرۀ تو ماه و مهر

 

انجم مسعود دران نه سپهر

                                                                                                                (همان،٣٠)

ابلق ایام در آخـــــور گهش

 

زاویة فقر تفاخر گهش

                                                                                                           (همان،١٨)

     افلاک و اجرام آن، از پدیده‌های الهام بخش شاعران در تصویر سازی است. آسمان، خورشید، ماه، روز و شب، بیشتر مورد نظر نظامی و امیرخسرو بوده است. این نوع مشبّه در مخزن الأاسرار 75 مورد با 8/11% و در مطلع الأنوار 49 مورد با 6/10% به کار رفته است که سهم نظامی بیشتر است. تشبیهات مشترک آنها در این بخش سه مورد است که عبارتند از: دهر به باغ / گردون به غلام / خورشید به چشمه.

طبیعت و زمین 

مخزن الأسرار: جهان به باغ(نظامی:54)/ زمین به وام(همان:4)/باغ(همان:66)/ مرغ(همان:48)/ گوی(همان:13).

 مطلع الأنوار: عالم به ابلق(دهلوی:326)/ جهان به باغ(همان:321)/دانه خشخاش(همان:91).

تاج تو و تخت تو دارد جهان

 

تخت زمین آمد و تاج آسمان

                                                                                                         (نظامی،10)

گوی زمین برده به چوگان خود

 

عرصة میدانش ازل تا ابد

                                                                                                          (دهلوی،١۷)

     از موضوعات مد نظر نظامی و امیرخسرو در این زمینه، مفاهیمی چون، جهان، خاک، کوه و زمین است. این نوع تشبیه در مخزن الأسرار 38 مورد با 6% ودر مطلع الأنوار 19 مورد با 2/4% است که نظامی 2 برابر امیرخسرو از این نوع موضوعات در مشبّه‌های خود استفاده برده‌است. تشبیهات مشترک آن‌ها در این بخش سه مورد است: جهان به باغ / زمین به گوی / گرد و خاک به کحل و توتیا.

حیوانات 

مخزن الأسرار: سگ به شیر(نظامی:49)/ مار به گنج نشین(همان:53)/جغد به بلبل گنج(همان:51).

 مطلع الأنوار: مرغان به پروانه(دهلوی:74)/فاخته به شیخ(همان:69)/بوم به دزد(همان:219).

جغد که شوم است به افسانه در

 

بلبل گنج است به ویرانه در

                                                                                                              (نظامی،51)

بوم به شب طعمه خورد دزد وار

 

باز رود طبل زنان در شکار

                                                                                                        (دهلوی،219) 

این نوع مشبّه در مخزن الأسرار 9مورد با 4/1% و در مطلع الأنوار12مورد با 6/2% است. تشبیه مشترکی در این بخش وجود ندارد.

رستنی‌ها  

مخزن الأسرار: گل به کشتی(نظامی:35)/زرده(همان:27)/سمن به ترک(همان:26)/ سوسن به افعی(همان:26)/لاله به مجمر(همان:27).

مطلع الأنوار: نرگس به بیمار(دهلوی:303)/سمن به سپر(همان:71)/لاله به کف خون(همان:74)/ دل(همان:74).

نی به شکرخـــــــنده برون آمده

 

زردة گل نعل به خـون آمده

                                                                                                           (نظامی،27)

لاله به آتشگه راز آمــده

 

چون مغ هندو به نماز آمده 

                                                                                                            (همان،26)

هر سمنی کش نظر انداختم

 

ناوک غم را سپری ساختم

                                                                                                               (دهلوی،71)

چون دل ما لالۀ افروخته

 

شد کف خونی ز میان سوخته

                                                                                                            (همان،74)

این نوع مشبّه در مخزن الأسرار 31 مورد با 9/4% و در مطلع الأنوار 8 مورد با 7/1% کاربرد دارد که نظامی تقریباً 4 برابر امیر خسرو از این دسته مشبّه‌ها بهره برده‌است. در این موضوع تشبیه مشترکی وجود ندارد.

دریا 

مخزن الأسرار: آب به روشنی(نظامی:64)/ تن(همان:2)/ قاقم(همان:26).

مطلع الأنوار: قطره به صوفی(دهلوی:73)/ قطره برسمن به آبله بر عارض(همان:70).

آب ز نرمی شده قاقم نمای

 

طرفه بود قاقم سنجاب سای

                                                                                                               (نظامی،26)

گریه به صحرای نیاز آمده

 

قطره چو صوفی به نماز آمده

                                                                                                         (دهلوی،73)

از موضوع دریا نظامی 5 بار با 8./0درصد و امیرخسرو 3 بار با 6/0درصد، در مشبّه تشبیهات خود استفاده کرده‌اند که بهره‌گیری هر دو از این موضوع تقریباً اندک است. تشبیه مشترکی در این موضوع وجود ندارد.

اشیا و ابزار

مخزن الأسرار: جام به نرگس(نظامی:31)/ حلقه به پرده(همان:30)/ تیر به زبان(همان:)53/ تاج به فلک(همان:14).

مطلع الأنوار: دامن انسان به دامان کوه(دهلوی:332)/ قلم به نشتر(همان:245)/ تیغ به شفیع(همان:253).

می چو گــــل آرایش اقلیم شد

 

جام چو نرگس زر در سیم شد

                                                                                                          (نظامی،31)

شمع چو ساقی قدح می به دست

 

طشت می آلوده و پروانه مست

                                                                                                            (همان،29)

خرقۀ صد میخی اوتاد هست

 

کشتی نه بحر بر اهل نشست

                                                                                                          (دهلوی،312)

هر دو شاعر از نام ابزارها، ظروف و احجار، به عنوان مشبّه استفاده کردنده‌اند. نظامی از این موضوع 23 مورد با 6/3% و امیرخسرو33 مورد با 2/7% در مشبه تشبیهات خود استفاده نموده‌اند که بهره‌گیری امیرخسرو بیشتر است. تشبیه مشترکی در این موضوع وجود ندارد.

مفاهیم تخیلی - ادبی

مخزن الأسرار: چشمة خورشید به نمکدان(نظامی:62)/ چشمه تیغ به آب فرات(همان:15)زلف بنفشه به رسن(همان:63).

مطلع الأنوار: حبل ورید به کمند(دهلوی:83)/ چشمه خورشید به دریای نور(همان:155).

چشمۀ تیغ تو چو آب فرات

 

ریخته قرابۀ آب حیات

                                                                                                                (نظامی،15)

رو به فلک تا نگری در حضور

 

چشمۀ خورشید چو دریای نور

                                                                                                         (دهلوی،155)

هر دو شاعر مواردی را به شکل تشبیه و استعاره به عنوان مشبّه آورده‌اند که نظامی با 24 مورد و4/3% نسبت به امیرخسرو با 9 مورد و9/1% بیشتر از این نوع استفاده کرده‌است. در این زمینه تشبیه مشترکی وجود ندارد.

با توجه به مطالب فوق و نمودار شماره یک در می‌یابیم که هر دو شاعر بیشتر مشبّه تشبیهات خود را از اوصاف انسانی و مفاهیم مجرّد اخذ کرده‌اند که با توجّه به نگرش اخلاقی و نیمه عرفانی دو شاعر در این دو اثر، این امر کاملاً منطقی به نظر می‌رسد. عناصر دریایی در مشبّه تشبیهات هر دو کم رنگ است، این امر تفاوت سطح دیدگاه این دو شاعر را با امثال مولانا نشان می‌دهد؛ زیرا او از دریا با گسترۀ معنایی وسیعی بهره می‌گیرد و این دو شاعر از دریا تأویل و تفسیر خاصی به دست نمی‌دهند و به معنای ظاهری آن اکتفا کرده‌اند. همچنین به دلیل نوع تفکر حاکم بر مخزن الأسرار و مطلع الأنوار، نقش حیوانات، رستنی‌ها، طبیعت و اشیا، در تشبیهات کم رنگ است. نظامی به اوصاف انسانی بیش از امیرخسرو گرایش داشته و امیرخسرو نیز به مفاهیم مجرّد بیشتر علاقه‌مند بوده و این امر با توجه به رنگ و بوی عرفانی و معنوی مطلع الأنوار نسبت به مخزن الأسرار طبیعی است.

 

 

 

نمودار شماره یک. موضوعات مشبّه و درصد آن‌ها در تشبیهات مخزن الأسرار و مطلع الأنوار

 

1-2- مشبّهٌ به و عناصر آن

عناصر و اوصاف انسانی

مخزن الأسرار: اعضا؛ لعل به جگر(نظامی:2)/ لب به مسیحا(همان:31)/ آب به موسی(همان:27) سخن به جان(همان:18)/ دشمن به غم(همان:76)/ سحر به غمّاز(همان:71) کرشمه به کماندار(همان:30)/ شمع به ساقی(همان:29).

مطلع الأنوار: اعضا؛ سلسبیل به لب پیامبر(همان:19)/ شب به مو(همان:30)/ سخن به جان(همان:113)/ بوم به دزد(همان:68).

طفل شب آهیخت چو در دایه دست

 

زنگله روز فرا پاش بست

                                                                                                         (نظامی،22)

شمع چو ساقی قدح می به دست

 

طشت می آلوده و پروانه مست

                                                                                                         (همان،29)

پرورش مادر گردون مبین

 

کافت جان مگس است انگبین

                                                                                                        (دهلوی،317)

بوم به شب طعمه خورد دزد وار

 

باز رود طبل زنان در شکار

                                                                                                                             (همان،219) 

در این بخش، نظامی و امیرخسرو از اعضا، مشاغل، اوصاف و احوال انسانی و نامهای خاص استفاده کرده‌اند. این نوع مشبّهٌ به در مخزن الأسرار 129 مورد با 5/20% و در مطلع الأنوار 65 مورد با 14% است که سهم نظامی تقریباً دو برابر امیرخسرو است.

مفاهیم مجرّد و انتزاعی

مخزن الأسرار: انسان به سیمرغ(نظامی:48)/ طلسم(همان:78)/ قضا(همان:85)/ پیامبر به آب حیات(همان:13).

مطلع الأنوار: شاعر به ملَک(دهلوی:69)/ خون به چشمه حیوان(همان:209)/ بوستان به بهشت(همان:69).

عقل تو جانیست که جسمش تویی

 

جان تو گنجی که طلسمش تویی

                                                                                                               (نظامی،78)

خون که به تن چشمۀحیوان ماست

 

گشت چو فاسد خلل جان ماست

                                                                                                           (دهلوی،209)

نظامی از این نوع مشبّهٌ به 11مورد و 8/1% و امیرخسرو 24 مورد با 2/5% آورده است؛ یعنی امیرخسرو دو برابر نظامی از این نوع مشبّه به استفاده نموده‌است.

موضوعات و اجرام آسمانی

مخزن الأسرار: آدمی به فلک(نظامی:51)/ سخن به فلک(همان:21)/ غنچه به گردون(همان:63).

مطلع الأنوار: شاعر به آفتاب(دهلوی:49)/انسان به خورشید(همان:335)/رای به خورشید(همان:47)/اهل نظر به مه(همان:86).

چون فلک از پای نشاید نشست

 

تا سخنی چون فلک آری به دست

                                                                                                                (نظامی،21)

رای چو خورشید تو از فیض نور

 

دیده نهان‌های فلک را ز دور

                                                                                                               (دهلوی،47)

هر دو شاعر موضوعاتی مانند آسمان، خورشید، ماه، ابر، شب و روز، باد و آتش را در مشبّهٌ به تشبیهات خود آورده‌اند. این دسته مشبّهٌ به در مخزن الأسرار 63 مورد و11% و در مطلع الأنوار 44 مورد و 5/9% است که نشان می‌دهد، نظامی قدری بیشتر از این موضوعات در مشبّهٌ‌به‌های خود استفاده نموده‌است.

طبیعت و زمین  

مخزن الأسرار: انسان به بهار(نظامی:66)/ مجلس به نوبهار(همان:29)/ شاعر به ذره(همان:18)/ جسم به ایوان(همان:18).

مطلع الأنوار: فلک به زمین(دهلوی:35)/ جهان به باغ(همان:321)/ امید به گلشن(همان:12)/ تن به قلعه(همان:6)/ آسمان به حرم(همان:34)/ جهالت به زندان(همان:97).

گه شده او سبزه و من جوی آب

 

گه شده من گازر و او آفتاب

                                                                                                          (نظامی،31)

باغ جهان زحمت خاری نداشت

 

خاک سراسیمه غباری نداشت 

                                                                                                           (نظامی،54)

باغ جهان بوی وفایــی نداد

 

سبزة او مهر گیایی نداد

                                                                                                         (دهلوی،٣٢١)

گوشم ازان ابر پر آوازه کن

 

گلشن امید مرا تازه کن

                                                                                                           (همان،12)

هر دو شاعر از جهان، باغ، زمین، خاک، غبار و ذرّه در مشبّهٌ به تشبیهات خود استفاده کرده‌اند. این دسته مشبّهٌ به در مخزن الأسرار 57 مورد و 9% و در مطلع الأنوار 51 مورد و 11% از کل مشبّه‌ٌبه‌های هر شاعر را شامل می‌شود.

 

حیوانات

مخزن الأسرار: انسان به پروانه(نظامی:66)/ انسان به مگس(همان:52)/سخن به مرغ(همان:2)/راز به مرغ(همان:81)/ دل به مرغ(همان:7).

مطلع الأنوار: عقل به پروانه(دهلوی:180)/ انسان به مور(همان:215)/ جبرئیل به مگس(همان:19)/ملایک به مگس(همان:34).

سوی عجم ران منشین در عرب

 

زردة روز اینک و شبدیز شب

                                                                                                         (نظامی،11)

زان نکنــــم با تو در خنده باز

 

تا به زبان بر نپرد مــرغ راز

                                                                                                          (همان،81)

سرد نفس بــود سگ گرم کین

 

روبه از آن دوخت مگـر آستین

                                                                                                          (همان،83)

زاه دل من همه مرغان باغ

 

سوخته پروانه صفت بر چراغ

                                                                                                          (دهلوی،74)

از لب او نیم نمی سلسبیل

 

بر شکر او مگسی جبرئیل

                                                                                                          (همان،19)

هر دو شاعر از نام حشرات، پرندگان و جانوران در مشبّهٌ به تشبیهات خود استفاده کرده‌اند. نظامی 57 مورد و 9% و امیر خسرو 50 مورد و 8/10% از کل مشبّهٌ‌به‌های خود را به این موضوع اختصاص داده‌اند که تعداد آن‌ها تقریباً شبیه هم است.

رستنی‌ها

مخزن الأسرار: انسان به بنفشه(نظامی:35)/ شاعر به گل(همان:25)/ دل به گل(همان:80)/گوش به گل(همان:23).

مطلع الأنوار: عارض به سمن و گل(دهلوی:290)/ رخ به لاله(همان:303) خنجر به بید(همان:229).

می چو گــــل آرایش اقلیم شد

 

جام چو نرگس زر در سیم شد

                                                                                                          (نظامی،31)

تا بود اسباب جوانی به تن

 

روی چو گل باشد و بر چون سمن

                                                                                                             (دهلوی،٢۹۶)

هر دو شاعر از نام گلها، گیاهان و درختان در مشبّهٌ به تشبیهات خود استفاده کرده‌اند. سهم نظامی از این نوع مشبّهٌ به، 47 مورد و 4/7% و سهم امیرخسرو 25 مورد و4/5% است که نشان می‌دهد، نظامی از این موضوعات بیشتر در مشبّهٌ به تشبیهات خود استفاده نموده‌است.

دریا

 مخزن الأسرار: جود به دریا(نظامی:54)/ قیامت به بحر(همان:67)/ سخن به آب(همان:20).

مطلع الأنوار: عفو به دریا(دهلوی:42)/رحمت به قلزم(همان:31)/حرص به دریای شور(همان:87).

گشته دلم بحــــر گهر ریز تو

 

گوهر جانم کمـــــر آویز تو

                                                                                                          (نظامی،18)

شعلۀ خشمش چو برآید به اوج

 

عفو چو دریاش درآید به موج

                                                                                                         (دهلوی،42)

       آب و چشمه از موضوعات اصلی این بخش از مشبّهٌ به تشبیهات هر دو شاعر است. نظامی 23 مورد و6/3% و امیرخسرو 21 مورد و6/4% در شعر خود از این دسته مشبّهٌ به استفاده نموده است.

اشیا و ابزار

مخزن الأسرار: جان به گنج(نظامی:78)/ شاعر به سیماب(همان:20)/ دهن به حقّه(همان:28).

مطلع الأنوار: اشک به گهر(دهلوی:136)/پیامبر به شمع(همان:22)/ غفلت به پرده(همان:314).

نقش قبـــــــول از دل روشن پذیر

 

گرد گلیــــــم سیه تن مگیر

                                                                                                          (نظامی،49)

جز تو فلک را خم چوگان که داد

 

دیگ جسد را نمــک جان که داد

                                                                                                             (همان،3)

ای سخنت گنج خدا را کلـــــید

 

گوهرآن گنج تو کردی پدید

                                                                                                          (دهلوی،٢۹)

در خرد رشتة جان را سپرد

 

ملک سخن تیغ زبان را سپرد

                                                                                                              (همان،۵)

چرخ ترا بهر شرف ساختـــــه

 

تو تن خود دیگ علف ساخته

                                                                                                           (همان،١٣۵)

نوش لب از قهقة شکرفشان

 

جعد چو زنجیر بپایش کشان

                                                                                                           (همان،٣٠٣)

قفل فکن درج دهان را برون

 

گم کن اگر ماند کلیدش درون

                                                                                                          (همان،١١٨)  

     این بخش شامل نام سنگ‌ها، فلزات، ظروف، وسایل زندگی، ابزارهای جنگی و وسایل تزئینی است، این دسته مشبّهٌ به در مخزن الأسرار 191 مورد و 3/30% و در مطلع الأنوار 150 مورد و 5/32% است که نشان می‌دهد هر دو شاعر توجّه خاصی به این عناصر داشته‌اند. نظامی بیشتر از امیرخسرو از این موضوعات در مشبّهٌ به تشبیهاتش بهره گرفته است.

 

 

مفاهیم تخییلی- ادبی

مخزن الأسرار: سخن پروری به پرده راز(نظامی:19)/ پیامبر به صبح نجات(همان:13)/ دل خرسند به ملک قناعت(همان:83)/ غنچه به چشمه خون(همان:82).

مطلع الأنوار: چشمه خورشید به دریای نور(دهلوی:155)/ خرد و عقل به همشیره جان(همان:112)/ جوانی به بهار تن(همان:296).

پردة رازی کـه سخن پروریست

 

پرده ای از پــردة پیغمبریست

                                                                                                            (نظامی،19)

رو به فلک تا نگری در حضور

 

چشمۀ خورشید چو دریای نور

                                                                                                         (دهلوی،155)

نظامی 33 بار و 2/5% و امیرخسرو 24 بار و 4/5% مشبّهٌ‌به‌های خود را از این موضوع گرفته‌اند.

مفاهیم متفرقه

مخزن الأسرار: انسان به دایره(نظامی:35)/ گل به پرده زنبور(همان:52)/ موی سپید به نشانه ناامیدی(همان:46).

مطلع الأنوار: کنف نور پیامبر به عروه وثقی(دهلوی:17)/ انوار به سرمه سپید(همان:11)/ بسم الله به زایچه فکرت(همان:1).

دولت اگر دولت جمشیدی است

 

موی سپید آیت نومیدی است

                                                                                                           (نظامی،46)

بینش من تیره شد از کار خویش

 

سرمه سپیدم ده از انوار خویش

                                                                                                         (دهلوی،11)

مفاهیم دیگری که در دسته بندیهای فوق نمی‌گنجید، در این بخش آورده شد. نظامی 14 مورد و2/2% و امیرخسرو 8 مورد و8/1% از مشبّهٌ به تشبیهات خود را بر این اساس ایجاد نموده‌اند.

با توجه به توضیحات فوق و دقت در نمودار شماره دو در می‌یابیم که اشیا و اوصاف انسانی بیشترین نقش را در انتخاب مشبّهٌ‌به‌های تشبیه دو شاعر ایفا می‌کند؛ زیرا هر دو بیشتر، امور را به اشیا و اوصاف انسانی تشبیه کرده‌اند. در این مبحث نیز نقش دریا در پدید آمدن مشبّهٌ به ضعیف است، به دلیل توجّه کمتر دو شاعر به مشبّهٌ‌به‌های عقلی و انتزاعی، حضور این عناصر در مشبّهٌ به تشبیهات هر دو ضعیف است و این امر با توجه به پایین بودن بسامد تشبیهات حسی به عقلی و عقلی به عقلی منطقی جلوه می‌کند.

نمودار شماره دو. موضوعات مشبّهٌ به و درصد آنها در تشبیهات مخزن الأسرار و مطلع الأنوار

 

2- زاویة تشبیه (نوی و کهنگی تشبیهات) در شعر دو شاعر

زوایة تشبیه2 را براساس وجود میزان شباهت و درجة آن، در مشبّه و مشبّهٌ به و دور یا نزدیکی آن می‌سنجند، اگر ربط بین مشبّه و مشبّهٌ به دورتر باشد؛ زاویة تشبیه بازتر و تشبیه هنری‌تر است و اگر ربط و شباهت بین طرفین تشبیه، واضح‌تر و نزدیک‌تر باشد، زاویة تشبیه بسته‌تر و غیرهنری‌تر است. این موضوع می‌تواند از منظری دیگر، مؤید نوآوری و ابداع شاعران در تشبیه سازی باشد؛ زیرا شاعرانی که به تشبیه با زاویة باز گرایش دارند، بیشتر اهل آفرینش هنری و نوجویی در تصویرگری هستند، به عبارت دیگر در تشبیهات نو، زاویۀ تشبیه، باز و در تشبیهات کلیشه‌ای و کهنه زوایة تشبیه، بسته‌تر است. نو بودن تشبیه برجستگی خاصی به سبک و بیان شاعر می‌دهد و برای مخاطب انگیزۀ دنبال کردن شعر را ایجاد می‌کند. تشبیهات کهنه و کلیشه‌ای نیز شعر را تکراری می نماید و توجّه و ذوق مخاطب را به سوی خود جلب نمی‌کند. گفتنی است که نوی یا کهنگی تشبیه بیشتر از مشبّهٌ به اخذ می‌شود؛ زیرا وجه شبه در آن برجسته‌تر و قوی‌تر است. البته گذشت زمان و فاصله گرفتن از عصر شاعران، سبب نسبی شدنِ باز و بستگی زاویة تشبیه می‌شود و همچنین نوع بررسی و تحلیل تشبیه آنان را تحت الشّعاع قرار می‌دهد. مثلاً اگر از نگاه تحلیل‌گر امروز به آن تشبیهات نگریسته شود، چه بسا بسیاری از تشبیهاتِ بدیع و با زاویة باز، امروز کلیشه‌ای و بسته به نظر برسد، در حالی که اگر معیار بررسی، منحصر به عصر شاعر باشد درجة نوآوری و هنری بودن تشبیهات وجه دیگری پیدا می‌کند.

     در اشعار دو شاعر مورد بحث، این مطلب بیانگر آن است که نظامی اگرچه در ترکیبات زبانی و واژه آفرینی نوآور و مبدع است؛ اما در ایجاد تشبیهات نو و ابتکاری- لااقل در مخزن الأسرار- چندان توفیق کاملی نداشته است. امیر خسرو نیز در این مورد از نظامی ضعیف‌تر عمل کرده و میزان نوآوری او از نظامی کمتر است. از مجموع تشبیهات نظامی 84% سابقة قبلی دارد و در اشعار شاعران پیشین تکرار شده است تشبیه با زاویۀ بسته) و 16%با نوآوری و ابداع همراه است (تشبیه با زاویه باز). این مسأله در اشعار امیر خسرو شامل 87%تشبیهات کلیشه‌ای و تکراری (تشبیه با زاویۀ بسته) و 13%تشبیهات نو و ابداعی (تشبیه با زاویه باز) است.

     به چند مورد از تشبیهات کلیشه‌ای و تازۀ هر دو شاعر اشاره می‌شود: در مخزن الأسرار تشبیهاتی نظیر: پیر عقل/چشمه عقل/کعبه جان/گوهر تن/باغ روح/مملکت جان/چشمه رای/مرغ سخن/در سخن/الماس سخن/سیم سخن/شهد سخن/خنجر زبان/کلید زبان/قفس قالب/مرغ دل/گنج دل/حرم دل/کاسه دل/سلسله مو/شب گیسو/گوهر چشم/ناوک غمزه/حقّة دهن/درّ دندان/میدان فلک/نعل مه/شیشة مه/صدف صبح/طفل شب، تشبیه کهنه و کلیشه‌ای هستند؛ در مطلع الأنوار نیز این تشبیهات کلیشه‌ای و مکرّر است: در خرد/ملک سخن/تیغ زبان/چراغ خرد/پاسبان خرد/شمع خرد/کلید زبان/چشمه جان/گنج سخن/شربت معنی/نقد معانی/گهر نثر/نشتر قلم/گلخن تن/قلعه تن/باغ دل/گل رو/گوهر اشک/درج دهان/شیشه فلک/گنبد گردون/شب گیسو/سقّای ابر.

چند نمونه از تشبیهات نوِ هر دو شاعر در ضمن ابیاتشان بیان می‌شود:

نواله سخن

خوان تو را این دو نواله سخن

 

دست نکردست بدو دست کن

                                                                                                          (نظامی،17)

خاطر شاعر مانند زهره/گنجه مانند بابل

بابل من گنجة هاروت سوز

 

زهرة من خاطر انجم فروز

                                                                                                             (همان،21)

شاعر مانند گره نقطه (ترکیب اخیر خود اضافۀتشبیهی است.)

من که در این دایره دهر بند

 

چون گره نقطه شدم شهر بند

                                                                                                           (همان،14)

سپرغم دل

عقل ز بسیار خوری کم شود

 

دل چو سپرغم سپر غم شود

                                                                                                           (همان،78)

راهزن حواس

دور شو از راهزنان حواس

 

راه تو دل داند دل را شناس

                                                                                                           (همان،22)

علاوه بر موارد مذکور تشبیهاتی نظیر:نمک جان/آتش فکرت/ترازوی سخن/شعر مانند صور قیامت/آدم مانند گندم/سهیل دل/صابون خورشید/نگین دان مه،از نظامی قابل ذکر است.

به چند تشبیه نو از امیرخسرو اشاره می شود:

خرد به همشیره

این خرد و نطق که زان تواند

 

هر دو دو همشیره جان تواند

                                                                                                         (دهلوی،112)

شاعر مانند رشته مریم

من شده چون رشتة مریم بتاب

 

کرده گذر زان سر سوزن شتاب

                                                                                                         (همان،789)   

تن مرده مانند مردمک چشم شغال

هست تن مرده که نبود به گور

 

مردمک چشم شغالان کور

                                                                                                         (همان،256)

آستین دهان

آستن زله کشانت دهان

 

استره کیسه برانت زبان

                                                                                                         (همان،264)

مغز مانند نور تن(دهلوی:56)/انسان مانند اره(همان:247)/طرّه مانند دزد(همان:183)،از دیگر نوآوری های امیرخسرو است.

     همچنین در تشبیهات نظامی و امیر خسرو به ساختار خاصی برمی‌خوریم که یکی از طرفین تشبیه، خود استعاره یا ترکیب تشبیهی (نظیر تشبیه بلیغ) است. اینها در حقیقت تشبیهات مبتذلی هستند که شاعر برای آن که آن‌ها را از ابتذال خارج کند، ابتدا تبدیل به استعاره نموده و سپس به عنوان مشبه، به کار گرفته است، که علاوه بر نوآوری در محور همنشینی ابیات، در لایة پنهانی و درونی بیت نیز ابهام و خیال انگیزی دیگری ایجاد می‌کند و سبب دقّت و تأمل بیشتر خواننده شده و به زیبایی و تصویرگری کامل‌تری منجر می‌شود، این قسم تشبیه به تشبیهات خیالی و وهمی3 نزدیک می‌شود؛ اما هسته و کانون این تشبیهات ساختار ادبی است و برخاسته از خیال آفرینی و تصویرگری شاعر است.

در بیت زیر مرغ استعاره از روح است که به مسیحا تشبیه گردیده است.

مرغ قفس پر که مسیحای تست

 

زیر تو پر دارد و بالای تست

                                                                                                         (نظامی،48)

طلل در این بیت استعاره از جسم است که به ایوان تشبیه شده است.

در لغت عشق سخن جان ماست

 

ما سخنیم این طلل ایوان ماست

                                                                                                           (همان،18)

رطب در این بیت استعاره از شعر است که به پاره جان تشبیه شده است.

هر رطبی کز سر این خوان بود

 

آن نه رطب پاره‌ای از جان بود

                                                                                                           (همان،20)

در این بیت ابتدا شاعر سخن پروری را به پرده راز تشبیه نموده و سپس آن‌ها را به وحی انبیا تشبیه می‌کند که بر عکس موارد فوق، ابتدا تشبیهی در رکن مشبّه گنجانده شده و دوباره آن تشبیه به مشبّهٌ به دیگری شباهت داده شده است.

پرده رازی که سخن پروریست

 

سایه ای از پرده پیغمبریست

                                                                                                           (همان،19)  

در این بیت مشبّهٌ به از تشبیه بلیغی پدید آمده (باغ روح) و شاعر، سخن را به آن تشبیه کرده است.

بر سخن تازه تر از باغ روح

 

منکر دیرینه چو اصحاب نوح

                                                                                                           (همان،87)

مشبّهٌ به در این بیت استعاره مکنیه است (لب لاله) و شاعر خود را به آن تشبیه نموده است.

من چو لب لاله شدم خنده ناک

 

جامه به صد جای چو گل کرده چاک

                                                                                                           (همان،25)  

در این بیت ابتدا شاعر دل را به سپرغم تشبیه نموده و مجموع آنها را به سپر غم تشبیه کرده است.

عقل ز بسیارخوری کم شود

 

دل چو سپرغم سپر غم شود

                                                                                                           (همان،78)

در این بیت هم مشبه (شب گیسو) و هم مشبّهٌ به (روز نجات) تشبیه بلیغ است و شاعر آن دو را در داخل تشبیه کلان‌تری قرار داده است.

ای شب گیسوی تو روز نجات

 

آتش سودای تو آب حیات

                                                                                                            (همان،10)

امیر خسرو نیز از این ساختارهای هنری در تشبیهات خود سود جسته است:

ملک سخن (تشبیه بلیغ) به دیباچه پیغمبری تشبیه شده است.

ملک سخن کان صفت برتریست

 

نسخة دیباچه پیغمبریست

                                                                                                         (دهلوی،55)

جان و دلِ مانند اختر (تشبیه) به شمع گردون (استعاره) تشبیه شده است.

جان و دلم کاختر میمون شدند

 

شمع سراپردة گردون شدند

                                                                                                           (همان،66)

نرگس(استعاره از چشم)به آهو تشبیه شده است.

طرّة شان دزد ولایت زنست

 

نرگسشان آهوی شیرافکنست

                                                                                                          (همان،183)

چنانکه دیده می‌شود این ساختارها از بهره ادبی بسیاری برخوردار است و هنر ابداع و نوآوری شاعر را نشان می‌دهد. گفتنی است که در این موضوع، سهم نظامی بیشتر از امیرخسرو است و بسامد این ساختارها در مخزن الأسرار بیشتر است.

3- تشبیهات دو شاعر از نظر ذکر و حذف ادات و وجه شبه

تشبیه از نظر ذکر یا حذف ادات و وجه شبه به چهار دسته تقسیم می‌شود:

    تشبیه مفصّل یا کامل الارکان که علاوه بر طرفین، ادات و وجه شبه نیز ذکر می‌شود. تشبیه مرسل یا مجمل که وجه شبه در آن محذوف است، تشبیه مؤکّد که ادات در آن، محذوف است و تشبیه بلیغ که در آن، ادات و وجه شبه هر دو محذوف است.

1-3- تشبیه مفصل یا کامل الارکان: در این نوع تشبیه تمام ارکان ذکر می‌شوند البتّه این تصاویر به دلیل حضور وجه شبه و ادات برای خواننده واضح و یافتنی است و نیاز به تأمّل و جستجوی زیاد ندارد.

کین سخن رشته تر از نقش باغ

 

عاریت افروز نشد چون چراغ

                                                                                                          (نظامی،17)

من که در این دایره دهربند

 

چون گره نقطه شدم شهربند

                                                                                                           (همان،14)

رای چو خورشید تو از فیض نور

 

دید نهان های فلک را ز دور

                                                                                                         (دهلوی،47)

خامه چو تیری به روانی ازو

 

کور شده عین معانی ازو

                                                                                                         (همان،346)

2-3-تشبیه مرسل یا مجمل: که وجه شبه در آن محذوف است.

طبع نظامی که بدو چون گل است

 

بر گل او نغز نوا بلبل است

                                                                                                         (نظامی،10)

قصه شنیدم که به اقصای مرو

 

بود ملک زاده جوانی چو سرو

                                                                                                           (همان،74)

چون شود آراسته نظم چو در

 

از گهر نثر کنم خانه پر

                                                                                                         (دهلوی،53)

3-3- تشبیه مؤکّد: که ادات تشبیه در آن حذف شده است.

عقل تو پیریست فراموشکار

 

تا ز تو یاد آرد یادش بیار

                                                                                                          (نظامی،70)

باغ صفا را چو فلک تازه کرد

 

مرغ سخن را فلک آوازه کرد

                                                                                                            (همان،2)

پس چو چنین است سخن جان ماست

 

وانکه بدو زنده بود زان ماست

                                                                                                        (دهلوی،112)

ادات تشبه اگر حذف شود و تشبیه با ابهام و دیریابی بیشتری همراه باشد، به خواننده نقش بیشتری داده می‌شود و او را به دقّت و باریک نگری بیشتری وا می‌دارد. «غرض اصلی از تشبیه عینیت بخشیدن به دو چیز مختلف است یا بهتر بگوییم عینیت بخشیدن است، به دو چیزی که غیریت دارند و چون ادات حذف شود؛ عینیت به صورت محسوس‌تر و دقیق‌تر نمایانده می‌شود» (شفیعی کدکنی،1372: 66). ادات تشبیه در تشبیهات هر شاعر به شکل حروف اضافه، شباهت و وندهای تشبیهی و... آورده می‌شود. از مجموع 631 تشبیه نظامی در مخزن الأسرار، 190 مورد دارای ادات است و در 441 مورد، ادات ذکر نشده. همچنین از مجموع 462 تشبیه امیرخسرو در مطلع الأنوار، 124 مورد با ادات همراه است و 338 مورد بدون ادات تشبیه آورده شده است. ذکر ادات نیز می‌تواند از مخیّل بودن تشبیه بکاهد. نظامی 70% از تشبیهاتش را بدون ذکر ادات آورده است و امیرخسرو نیز 73% از تشبیهاتش چنین است (رجوع شود به جدول شماره2). یعنی تشبیهات هر دو شاعر از این نظر تقریباً با هم مشابه است و بیشتر گرایش به آوردن تشبیهات مؤکّد دارند تا مرسل.

4-3-تشبیه بلیغ: در این نوع تشبیه فقط مشبّه و مشبّهٌ به ذکر شده و گاهی به شکل ترکیب اضافی دیده می‌شود و به دلیل عدم حضور وجه شبه و ادات، خیال انگیزی و ابهام ادبی درخوری در ذهن خواننده ایجاد می‌کند؛ زیرا هنگامی که تشبیهِ با مشبّه و مشبّهٌ به، غالب باشد و از ادات و وجه شبه کمتر استفاده شود؛ بر همانندی طرفین تشبیه، بیشتر تأکید می‌گردد، در غیر این صورت جدایی و دوری طرفین بیشتر القا می‌شود.

آنکه اساس تو بر این گل نهاد

 

کعبه جان در حرم دل نهاد

                                                                                                           (نظامی،48)

جز تو فلک را خم دوران که داد

 

دیگ جسد را نمک جان که داد

                                                                                                              (همان،3)

نخل زبان را رطب نوش داد

 

در سخن را صدف گوش داد

                                                                                                              (همان،2)

در خرد رشته جان را سپرد

 

ملک سخن تیغ زبان را سپرد

                                                                                                           (دهلوی،5)

4- تشبیهات دو شاعر از نظر ساختار شکلی و ظاهری

این تقسیم بندی بیشتر ناظر بر شکل و ظاهر تشبیهات است که به فراخور حضور ارکان تشبیه، چگونگی چینش طرفین تشبیه و تعدّد آنها می‌تواند متنوّع باشد، در ابیات زیر فهرست وار به چند مورد پر کاربرد اشاره می‌شود:

1-4- مفروق: که شامل چند مشبّه و مشبّهٌ به متوالی است که این تعدّد تشبیه سبب خیال انگیزی و کوشش ذهنی بیشتر مخاطب می‌شود. این قسم تشبیه در شعر هر دو شاعر بسیار مکرّر و فراوان است و از ویژگی‌های اصلی تشبیهات آنها محسوب می‌شود.

نخل زبان را رطب نوش داد

 

درّ سخن را صدف گوش داد

                                                                                                            (نظامی،2)

آنکه اساس تو بر این گل نهاد

 

کعبة جان در حرم دل نهاد

                                                                                                            (همان،48)

جز تو فلک را خم دوران که داد

 

دیگ جسد را نمک جان که داد

                                                                                                            (همان،3)

در صف ناوردگه لشکرش

 

دست علم بود و زبان خنجرش

                                                                                                            (همان،10)

هم تو پذیری که ز باغ توایم

 

قمری طوق و سگ داغ توایم

                                                                                                             (همان،5)

رشته جان بر جگرت بسته اند

 

گوهر تن بر کمرت بسته اند

                                                                                                            (همان،51)

ای ملک جانوران رای تو

 

وی گهر تاجوران پای تو

                                                                                                            (همان،37)

آب سخن بر درت افشانده‌ام

 

ریگ منم زانکه به جا مانده‌ام

                                                                                                            (همان،18) 

در خرد رشتة جان را سپرد

 

ملک سخن تیغ زبان را سپرد

                                                                                                           (دهلوی،5)

هر قدمت عمده هر دو سرای

 

هر سخنت خازن وحی خدای

                                                                                                            (همان،30)

چون شود آراسته نظم چو در

 

از گهر نثر کنم خانه پر

                                                                                                            (همان،53)

نرخ سخن کرد نشاید به مال

 

زانکه سخن جان بود و زر سفال

                                                                                                          (همان،113)

تا بود اسباب جوانی به تن

 

روی چو گل باشد و بر چون سمن

                                                                                                          (همان،296)

2-4- ملفوف: این تشبیه حالت لفّ و نشر دارد و دو یا چند مشبّه ابتدا ذکر می‌شود و مشبّه‌ٌبه‌های آن‌ها در ادامه به شکل متوالی بیان می‌گردد.

من شده از نور مقدس بتاب

 

مقتبس از من تو چو مه زآفتاب

                                                                                                         (دهلوی،80)

گیسو و رو نور و دخانش بهم

 

ابروی او با مژه نون و القلم

                                                                                                           (همان،18)

3-4- جمع: در این تشبیه مشبّه واحد و مشبّهٌ به متعدد است.

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش

 

چون مه و خورشید جوانمرد باش

                                                                                                          (نظامی،40)

ای شده خشنود به یکبارگی

 

چون خر و گاوی به علف خوارگی

                                                                                                           (همان،69)

ای به امل مانده چو موران اسیر

 

در ته باری چو ستوران اسیر

                                                                                                         (دهلوی،257)

دور بود سفله ز جود و غزا

 

همچو سگ از غرق و خر از آشنا

                                                                                                         (همان،220)

اینکه شکم دشمن و خویش تو شد

 

تنگ و فراخ از کم و بیش تو شد

                                                                                                         (همان،174)

4-4- تسویه: بر عکس تشبیه جمع، مشبّه متعدد و مشبّهٌ به واحد است.

چون ملک العرش جهان آفرید

 

مملکت صورت و جان آفرید

                                                                                                           (نظامی،23)

دیده و گوش از غرض افزونی‌اند

 

کارگر پرده بیرونی اند

                                                                                                           (همان،23)

این خرد و نطق که زان تواند

 

هر دو دو همشیره جان تواند

                                                                                                         (دهلوی،112)

جان و دلم کاختر میمون شدند

 

شمع سراپرده گردون شدند

                                                                                                           (همان،66)

خادم نه حجره تو ماه و مهر

 

انجم مشعود دران نه سپهر

                                                                                                           (همان،30)

وانکه تنش را ز بناتست تاب

 

مطبخی اوست مه و آفتاب

                                                                                                         (همان،169)

توجّه نظامی به تشبیهات بلیغ، مرسل و مفروق بیشتر است. امیرخسرو نیز بعد از تشبیه بلیغ به تشبیهات کامل و مفروق بیشتر توجه دارد. تشبیه بلیغ و مفروق در این دو اثر بسامد بالایی دارد. این تشبیهات از جهت عدم ذکر ادات و وجه شبه، بلیغ هستند و به خاطر تراکم مشبّه و مشبّهٌ به یعنی تعدّد تشبیهات بلیغ اضافی و کنار هم قرار گرفتن آن‌ها به شکل مفروق ظاهر شده است. نظامی 5/67درصد تشبیهاتش بلیغ است و امیرخسرو نیز 1/62درصد از این نوع تشبیه آورده است. این امر سبب مخیّل‌تر شدن تشبیهات آن‌ها و در نتیجه پر ابهام تر شدن اشعار شده است. این تشبیهات ذهن خواننده را به ژرف ساخت خود متمرکز می‌کند، به عبارت دیگر سبب صعوبت اشعار و دیریابی آن می‌شود.

5- تشبیه فشرده و گسترده در شعر دو شاعر

ساختار شکلی و ظاهری تشبیه از منظر دیگری نیز قابل بررسی است که از آن به تشبیه فشرده و گسترده یاد می‌شود: «تشبیهات فشرده تشبیهاتی است که با افزودن دو طرف تشبیه (مشبّه و مشبّهٌ به) به صورت ترکیبی اضافی در می‌آید... تشبیه گسترده تشبیهی است که به صورت ترکیب اضافی بیان نشده باشد. در تشبیه گسترده ممکن است، هر چهار رکن تشبیه ذکر شود و ممکن است وجه شبه یا ادات تشبیه و یا هر دو حذف شود» (پورنامداریان،1381: 215) در مخزن الأسرار میزان تشبیه فشرده 166 مورد و 26% و تعداد تشبیه گسترده 465 مورد و 74% است. تشبیهات فشردۀ امیرخسرو 165 مورد و36% است و تشبیهات گسترده‌اش 297 مورد و 64% است. تشبیهات فشرده بهرۀ هنری بیشتری دارد و نشان می‌دهد، شاعر در ترکیب مذکور از مرز ایجاد شباهت گذشته و مانندگی را در نهایت کمال و قطعیت دیده است؛ ولی در تشبیه گسترده، آمدن وجه شبه و ادات یا عدم ترکیب مشبّه و مشبّهٌ به و جدایی آن دو، نشان می‌دهد، شاعر و نویسنده نیز به قطعیّت تشبیه اذعان نکرده است و مخاطب نیز به ساختگی و تصنّعی بودن تشبیه پی می‌برد. 

6- تشبیه مفرد و مرکّب در شعر دو شاعر

هر دو شاعر بیشتر به ساختن تشبیه مفرد گرایش دارند؛ ولی میزان تشبیهات مرکّب در مطلع الأنوار بیشتر از مخزن الأسرار است. حدود 98%تشبیهات مخزن الأسرار و 91%تشبیهات مطلع الأنوار مفرد است و تنها چند درصد از تشبیهات دو اثر را تشبیه مرکب تشکیل می‌دهد.

جاهل و تلبیس وی از حد برون

 

جبه سپید استر رنگین درون

                                                                                                         (دهلوی،99)

دختر اگر نیست پسر کی شود

 

بی صدف ساده گهر کی شود

                                                                                                         (همان،331)

زشت بود دل نجس از تن شده

 

عرش خدا در چه گلخن شده

                                                                                                         (همان،135)

سرخی مشرق ز افق رو نمود

 

همچو می سرخ ز جام کبود

                                                                                                           (همان،68)

گویا اختیار بحر سریع و سه لختی شدن هر دو مصراع برای آوردن تشبیه مفرد و بلیغ سازگارتر است، با دقّت در ابیات زیر به خوش نشستن تشبیهات بلیغ و مفرد در جای ارکان عروضی بهتر می‌توان پی برد:

در خرد رشته جان را سپرد

 

ملک سخن تیغ زبان را سپرد

                                                                                                           (دهلوی،5)

نخل زبان را رطب نوش داد

 

درّ سخن را صدف گوش داد

                                                                                                            (نظامی،2)

جز تو فلک را خم دوران که داد

 

دیگ جسد را نمک جان که داد

                                                                                                             (همان،3)

7- وجه شبه در شعر دو شاعر

وجه شبه اگر از مشبّهٌ به نو و نامکرّر اخذ شود؛ تشبیه را مطلوب تر و زیباتر می‌کند و سبب دخالت بیشتر مخاطب در روند فهم شعر خواهد شد. این مطلب در تشبیهات فشرده بهتر دیده می‌شود؛ ولی در تشبیهات گسترده میزان دخالت خواننده در تولید تخیّل ادبی اثر بسیار کم رنگ می‌شود.

    وجه شبه هم می‌تواند از مشبّه اخذ شود و هم از مشبّهٌ به حسی، عقلی و انتزاعی بودن تشبیهات نیز در وجه شبه و چگونگی آن مؤثر است. در این دو اثر وجه شبه به تأثیر از طرفین تشبیه اقسام متنوّعی پیدا کرده است: گفتنی است که 443 مورد از طرفین تشبیه در مخزن الأسرار؛ یعنی 8/70% ، حسی به حسی است، این میزان در مطلع الأنوار 290 مورد و7/62% است. میزان تشبیهات عقلی به عقلی در مخزن الأسرار 6 مورد و 1% و در مطلع الأنوار3 مورد و 6% است. میزان تشبیه حسی به عقلی در مخزن الأسرار 12 مورد و2% و در مطلع الأنوار 15 مورد و 3/3% است. میزان تشبیهات عقلی به حسی در مخزن الأسرار 118 مورد و18% و در مطلع الأنوار 140 مورد و 4/30% است. تشبیهات انتزاعی به انتزاعی و عقلی به انتزاعی هر کدام در مخزن الأسرار 2 مورد و3% و در مطلع الأنوار 1مورد و 2% است. میزان تشبیهات انتزاعی به عقلی در مخزن الأسرار 2 مورد و 3% است و در مطلع الأنوار هیچ مورد از این نوع تشبیه وجود ندارد. تشبیهات انتزاعی به حسی در مخزن الأسرار 18 مورد و8/2% و در مطلع الأنوار 6 مورد و 3/1% است. میزان تشبیه حسی به انتزاعی در مخزن الأسرار 28 مورد و 5/4% و در مطلع الأنوار 6 مورد و 3/1% است.

     هر دو شاعر در تشبیهات حسی خود بیشتر از حواس بینایی بهره گرفته‌اند. تقریباً 70%تشبیهات نظامی، حسی به حسی است و بعد از آن تشبیهات عقلی به حسی با 18% قرار دارد. امیرخسرو نیز تقریباً 62% از تشبیهات خود را به شکل حسی به حسی و30 % را به شکل عقلی به حسی آورده است که نشان می‌دهد هر دو شاعر گرایش به ساختن تشبیهات حسی دارند و از این امور بیشتر در تصویرسازی بهره گرفته‌اند. حواس و صورخیال با هم ارتباط تنگاتنگی دارند «تصویر در شعر، بیانی است که به صور ذهنی حاصل از دریافت‌های حسی شاعر زندگی می‌بخشد. به عبارت دیگر سبب می شود تا خواننده احساس کند که چیزی را بگونه ای متمایز می‌بیند ،لمس می‌کند، می‌بوید، یا می‌شنود»
(اسکلتن،1375: 105).

    هر دو شاعر به مشبّهٌ‌به‌های حسی توجّه بیشتری داشته‌اند و وجه شبه را عمدةًً از امور محسوس گرفته‌اند.

    از جهت دیگر حضور یا عدم حضور وجه شبه در تشبیهات این دو شاعر قابل بررسی است؛ یعنی از مجموع 631 تشبیه نظامی در مخزن الأسرار، 95 تشبیه به همراه وجه شبه ذکر شده و در 536 مورد وجه شبه مذکور نیست. امیرخسرو نیز مجموعاً 462 تشبیه در مطلع الأنوار آورده است که در 126 مورد وجه شبه ذکر شده و در 336 مورد وجه شبه ذکر نشده است. ذکر وجه شبه از میزان مخیّل بودن تشبیه می‌کاهد و این فرصت را از مخاطب می‌گیرد تا با خیال‌پردازی و دقت، رابطة طرفین تشبیه را بیابد. «از نظر تئوری ادبیات، تشبیه مجمل از مفصّل بهتر است و اتفاقاً هر چه در شعر فارسی از آغاز به جلو بیایم یا از آغاز هر سبکی دورتر شویم از بسامد تشبیهات مفصل کاسته می‌شود» (شمیسا،1371: 60). بنابراین تشبیهاتی که وجه شبه آن ذکر نشود (مجمل) هنری‌تر و خیال‌انگیزتر خواهد بود. در این میان نظامی 85 % تشبیهات خود را در مخزن الأسرار بدون ذکر وجه شبه آورده و بر مخیّل بودن آن افزوده است. امیرخسرو نیز 73 % از تشبیهاتش چنین است. (رجوع شود به جدول شماره2) وجه شبه می‌تواند از امور حقیقی و خیالی گرفته شود. همچنین موضوع وجه شبه می‌تواند از حرکات، رنگها، اشکال، ابعاد، فاصله‌ها و غیره اخذ گردد، این امور مستقیماً می‌تواند متأثّر از محیط و نظام ذهنی شاعر باشد «نکتة دیگری نیز در تشبیه قابل ملاحظه است و آن اینکه مشبّهٌ به و وجه شبه اغلب بیان کنندة محیط زندگی و دریافت‌های ذهنی شاعر است» (علوی مقدم و اشرف زاده،1383: 116). نظامی و امیرخسرو بیشتر وجه شبه خود را از احوال انسانی، مکان، شکل، فضا و حجم، حرکت و حسّ بینایی و لامسه گرفته‌اند و تمایز خاصّی در آنها دیده نمی‌شود. گفتنی است که هر چه وجه شبه مبهم‌تر باشد؛ تشبیه بعیدتر می‌گردد و برای دریافت روابط پنهان آن به کوشش و دقّت بیشتری نیاز خواهد بود. «آگاه باش که وقتی دو چیز به یکدیگر تشبیه بشوند، این تشبیه دو قسم است. یکی اینکه تشبیه از جهت روشن و واضحی صورت گیرد که نیازمند تأویل و توضیح نباشد. دیگر آنکه وجه شبه با نوعی تأویل و توضیح به دست آید، نمونة قسم نخست تشبیه چیزی است به چیزی از جهت صورت و شکل .... نمونة دوم تشبیهی است که با نوعی تأویل پدید می‌آید» (جرجانی،1370: 51).

     نظامی و امیرخسرو در وجه شبه‌های تشبیه خود جوانب مختلفی را در نظر داشته‌اند که از میان آن‌ها به چند تشبیه با محوریت شکل و رنگ در وجه شبه می‌پردازیم:

وجه شبه با محوریّت شکل و ظاهر مشبّه و مشبّهٌٌ به:

در صف ناوردگه لشکرش

 

دست علم بود و زبان خنجرش

                                                                                                          (نظامی،10)

نظامی در تشبیه اول با توجه به شکل، دست را به علم تشبیه کرده و در تشبیه زبان به خنجر نیز علاوه بر برندگی، شکل آن دو را مدّ نظر داشته است.

آستن زله کشانت دهان

 

استره کیسه برانت زبان

                                                                                                         (دهلوی،264)

خامه چو تیری به روانی ازو

 

کور شده عین معانی ازو

                                                                                                         (همان،346)

 امیرخسرو نیز دهان را به آستین، زبان را به استره و خامه را به تیر تشبیه کرده که وجه شباهت آنها از نظر شکلی و ظاهری روشن است.

وجه شبه با محوریت رنگ مشبّه و مشبّهٌ به:

ای شب گیسوی تو روز نجات

 

آتش سودای تو آب حیات

                                                                                                           (نظامی،10)

در شب خط ساخته سحر حلال

 

بابلی غمزه و هندوی خال

                                                                                                           (همان،30)

نظامی سیاهی را در رابطة شب و گیسو و شب و خط در نظر داشته و در تشبیه خال به هندو نیز یکی از وجوه شباهت سیاهی بوده است.

گیسو و رو نور و دخانش به هم

 

ابروی او با مژه نون و القلم

                                                                                                         (دهلوی،18)

ریش تو گر هست مثل پر زاغ

 

سبلت پیران مکن از پر لاغ

                                                                                                         (همان،290)

امیرخسرو سیاهی گیسو و دخان و ریش و پر زاغ را در تشبیه لحاظ کرده و رابطة روشنی و پاکی نور و چهره نیز در نظرش بوده است. ضمناً تشبیه در بیت اول به سوره‌ها و آیات قرآن نیز اشارتی دارد.

     گاهی وجه شبه به شکل صفت هنری با یکی از طرفین تشبیه آورده می‌شود که علاوه بر تغییر بافت ظاهری تشبیه، نشان می‌دهد که شاعر، صفت مذکور (وجه شبه) را از کدام طرف تشبیه (مشبّه و مشبّهٌ به) اخذ کرده است. این مطلب از ویژگی‌های تشبیهات امیرخسرو و نظامی نیز هست؛ یعنی صفتی که به همراه مشبّه یا مشبّهٌ به آورده شده و ویژگی‌های آنها را بیان کرده است.

عقل تو پیریست فراموشکار

 

تا ز تو یاد آرد یادش بیار

                                                                                                           (نظامی،70)

گشته دلم بحر گهر ریز تو

 

گوهر جانم کمر آویز تو

                                                                                                           (همان،18)

مار صفت شد فلک حلقه وار

 

خاک خورد مار سرانجام کار

                                                                                                           (همان،59)

نظامی صفت فراموشکاری را برای پیر، گهر ریزی را برای بحر و حلقه وار را برای فلک آورده است که هر کدام از صفت ها نقش وجه شبه را نیز ایفا می‌کنند.

هر که چنین کرد سخن را سواد

 

چون قلم خویش سیه روی باد

                                                                                                        (دهلوی،346)

امیرخسرو صفت سیه رویی را برای قلم آورده که نقش وجه شبه را نیز بازی می‌کند.

8- تشبیهات مشترک دو شاعر

با توجه به دسته بندی طرفین تشبیه و بررسی‌های انجام شده از مجموع 1093 تشبیه هر دو شاعر؛ یعنی 631 تشبیه نظامی و 462 تشبیه امیرخسرو، فقط 37 تشبیه مشترک است که عبارتند از: انسان به کلید / انسان به شیر / انسان به گوهر / انسان به آینه / انسان به مور / انسان به شب / انسان به گاو / انسان به مگس / انسان به خورشید / انسان به دُر / انسان به ماه / آدمی به خر / انسان به خاک /تن به دیگ / رو به گل / زانو به آینه / مو به زنجیر / طبع به گل /شاعر به ذره / شاعر به خاک / شاعر به سگ /عقل به جان / دل به دریا / زبان به کلید / زبان به تیغ /سخن به جان / سخن به گنج / سخن به ملک / نظم به دُر/جان به رشته /احسان به گنج/دهر به باغ / گردون به غلام / خورشید به چشمه/جهان به باغ / زمین به گوی / گرد و خاک به کحل و توتیا. به ذکر دو مورد بسنده می‌شود:

رشتة جان:

رشته جان بر جگرت بسته اند

 

گوهر تن بر کمرت بسته اند

                                                                                                           (نظامی،51)

درّ خرد رشته جان را سپرد

 

ملک سخن تیر زبان را سپرد

                                                                                                           (دهلوی،5)

سخن و جان:

در لغت عشق سخن جان ماست

 

ما سخنیم این طلل ایوان ماست

                                                                                                          (نظامی،18)

نرخ سخن کرد نشاید به مال

 

زانکه سخن جان بود و زر سفال

                                                                                                         (دهلوی،113)

پس دریافته می‌شود که تنها 7% از تشبیهات امیرخسرو شبیه تشبیهات نظامی است. اگر چه امیرخسرو را یکی از مقلّدان نظامی می‌دانیم که در کلیات و ترتیب آثار خود و موضوعات شعریش، از نظامی تقلید کرده است؛ ولی در تشبیه سازی، این بررسی‌ها نشان می‌دهد که از نظر میزان نوآوری و تقلید در تشبیه سازی امیرخسرو مانند نظامی است؛ یعنی 93% تشبیهات او مشابهتی با تشبیهات نظامی ندارد و فقط 7% از تشبیهاتش با نظامی مشترک است؛ اما از جهت دیگر ( با توجه به نمودار شماره سه) معلوم می‌گردد که از کل 1093 تشبیه، نظامی 54% و امیرخسرو 39% از تشبیهات را پدید آورده‌اند و 7% نیز مشترک است، بخصوص که نظامی این مقدار تشبیه را در 2254 بیت پدید آورده و امیرخسرو در 3216 بیت، بنابراین میزان تراکم تشبیهات و تصویرگری دو شاعر متفاوت است. نسبت تعداد ابیات بر تعداد تشبیهات نظامی 6/3 است و در شعر امیرخسرو 7 است؛ یعنی در هر 6/3 بیت نظامی یک تشبیه به کار رفته، ولی در شعر امیرخسرو در هر 7 بیت یک تشبیه به کار رفته که نشان دهندة تراکم تشبیه و تصویرگری و مخیّل بودن ابیات نظامی نسبت به امیرخسرو است. به عبارت دیگر در هر بیت نظامی 28/0 تشبیه و در هر بیت امیرخسرو 14/0تشبیه وجود دارد که نشان می‌دهد، قدرت تصویرسازی نظامی از امیرخسرو بیشتر بوده و با توجه به تعداد ابیات و تراکم تشبیهات، نظامی در مخزن الأسرار تقریباً دو برابر امیرخسرو تشبیه آورده است.

 

نمودار شماره سه. درصد تشبیهات غیرمشترک و مشترک نظامی و امیرخسرو

 

نتیجه گیری و تحلیل جدول ها و نمودارها

با توجه به جدول (یک) و نمودار (یک) نظامی بیشترین تشبیهاتش را از اوصاف انسانی با 350 مورد اخذ کرده است و امیرخسرو نیز 219 مورد مشبّه را از همین موضوع اخذ کرده است. بعد از آن هر دو از مفاهیم مجرّد و انتزاعی بیشترین مشبّه خود را پدید آورده‌اند. همچنین اجرام آسمانی و اشیا در مشبّه تشبیهات هر دو جلوۀ خاصی دارد. نظامی اوصاف انسانی را بیشتر از امیرخسرو آورده و امیرخسرو مفاهیم مجرّد وانتزاعی را بیشتر از نظامی مورد نظر قرار داده است. در میان مشبّهٌ به تشبیهات نیز اشیا و ابزارها، بیشتر مورد نظر دو شاعر بوده است و پس از آن، اوصاف انسانی، اجرام آسمانی، طبیعت، حیوانات و رستنی‌ها، بیشترین نمود را در مشبّهٌ به تشبیهات هر دو شاعر دارد. (جدول شماره یک و نمودار شماره دو) از نظر زاویة تشبیه و نو و کهنگی تشبیه، اگرچه نظامی از امیرخسرو مبدع‌تر است؛ اما در مجموع 16درصد تشبیهات نظامی و 13درصد تشبیهات امیرخسرو نو و ابداعی است و سایر موارد تکراری است. هردو شاعر ساختار تشبیهی خاصی دارند که در یکی از طرفین تشبیه، یک ترکیب تشبیهی یا استعاره می‌آورند و کلام خیال انگیزی ایجاد می‌کنند. از نظر ساختار شکلی تشبیه، هر دو شاعر از انواع مختلفی در شعر خود بهره جسته‌اند و گرایش هر دو به تشبیه بلیغ و مفروق بیشتر بوده است. بعد از بررسی و تحلیل بحث تشبیه این دو اثر، معلوم می‌گردد که نظامی با وجود ابیات کمتر تشبیه سازتر و تصویرگرتر از امیرخسرو است. (زیرا از کل تشبیهات این دو اثر سهم نظامی 54%و سهم امیرخسرو39%است و 7%نیز تشبیه مشترک دارند) این پژوهش همچنین ثابت می‌کند هر دو شاعر به تشبیهات حسی به حسی و عقلی به حسی، تشبیهات گسترده و مفرد بیشتر گرایش دارند.

     گفتنی‌است که ساختار تشبیهات در این دو اثر، زبان شعری هر دو شاعر را تحت تأثیر قرار داده است و بسامد بیشتر تشبیهات نظامی، زبان شعری او را دیریاب‌تر و مخیّل‌تر نموده است. در حالی که زبان شعری مطلع الأنوار به دلیل بسامد کمترِ تشبیهات از سادگی و وضوح بیشتری برخوردار است. این مطلب نشان می‌دهد که نظامی با به کارگیری تشبیه بلیغ و مرسل به سوی خیال انگیزی کلام و در نتیجه دیریابی زبان شعر و پیچیده بودن آن، حرکت کرده است، در حالی که کلام امیرخسرو این گونه نیست و زبان شعر او قابل فهم است.

     یکی از دلایل وجود تفاوت در ساختار تشبیهات دو شاعر، مقلّد بودن امیرخسرو است و از سوی دیگر تفاوت سبکی این دو شاعر را باید در نظر داشت؛ زیرا نظامی و اصولاً سبک آذربایجانی به پیچیدگی زبانی و دیریابی صورخیال متمایل‌تر است، ولی امیرخسرو در عین تقلید، چندان به پیچیدگی و دیریابی دچار نشده است. از سوی دیگر، تفاوت ساختار تشبیهات دو شاعر به تفاوت جهان بینی و نگرش آن‌ها به هستی و همچنین به متفاوت بودن اقلیم زندگی آنها برمی‌گردد.

 

 

 

جدول شماره 1 موضوعات مشبّه و مشبّهٌ به، بسامد و درصد آن در مخزن الأسرار و مطلع الأنوار

مشـــــــبّه

مشـــــــــبّهٌ به

موضوع

مخزن الأسرار

مطلع الأنوار

مخزن الأسرار

مطلع الأنوار

بسامد

درصد

بسامد

درصد

بسامد

درصد

بسامد

درصد

اوصاف انسانی

350

6/55

219

4/47

129

5/20

65

14

مفاهیم مجرّد، انتزاعی

78

5/12

110

8/23

11

8/1

24

2/5

اجرام آسمانی

75

8/11

49

6/10

69

11

44

5/9

طبیعت و زمین

38

6

19

2/4

57

9

51

11

حیوانات

9

4/1

12

6/2

57

9

50

8/10

رستنی‌ها

31

9/4

8

7/1

47

4/7

25

4/5

دریا

5

8/0

3

6/0

23

6/3

21

6/4

اشیا و ابزارها

23

6/3

33

2/7

191

3/30

150

5/32

مفاهیم تخیلی- ادبی

22

4/3

9

9/1

33

2/5

24

2/5

متفرقه

0

0

0

0

14

2/2

8

8/1

مجموع

631

100

462

100

631

100

462

100

 

جدول شماره 2 میزان بسامد و درصد تشبیهات بلیغ، کامل، مفصل و مرسل در هر دو اثر

           تشبیه به اعتبار ارکان آن

مخزن الأسرار

مطلع الأنوار

بسامد

درصد

بسامد

درصد

تشبیه با طرفین بدون ذکر ادات و وجه شبه (بلیغ)

426

5/67

287

1/62

تشبیه با تمام ارکان (کامل)

80

6/12

75

3/16

تشبیه با طرفین و وجه شبه (مفصل)

15

4/2

51

11

تشبیه با طرفین و ادات (مرسل)

110

5/17

49

6/10

مجموع

631

100

462

100

پی نوشت‌ها

1- به دلیل محدودیت صفحات مقاله، فقط تعداد محدودی از تشبیهات دو اثر در متن ذکر شده است و به همین دلیل در ارجاعهای داخل متن، سال انتشار مخزن الأسرار (1384) و مطلع الأنوار (1975م) ذکر نگردید.

2- برای مطالعة بیشتر (ر.ک. شفیعی کدکنی، 1372: 121 ؛ شمیسا، 1382: 45)

3- تشبیه خیالی آنست که مشبّهٌ به آن، امری غیرموجود و غیرواقعی بوده و حداقل از دو جزء تشکیل شده باشد که تک تک اجزای آن، حسی باشند. تشبیه وهمی آنست که مشبّهٌ به آن غیرواقعی و مرکّب از دو جزء باشد، به شرط آنکه یکی از اجزا، وجود خارجی نداشته باشد. این تشبیهات به تشبیهات حسی و عقلی ملحق می‌شوند. تشبیهات مجرّد و انتزاعی نیز مصداق خارجی ندارند و بیشتر ساختة ذهن سازندة تشبیه است. در این پژوهش تشبیه انتزاعی بیشتر ناظر بر ترکیبات ادبی و ساختگی هر دو شاعر است که در طرفین تشبیه قرار می‌گیرند و مغایر با طرفین عقلی یا حسی تشبیه هستند. بنابراین بیشتر آفریدة ذهن شاعر است و تا حدودی با تشبیه خیالی و وهمی هم‌پوشی پیدا می‌کند و در عین حال صددرصد با آنها مطابقت ندارد. غالب این ترکیبات خود ترکیب تشبیهی یا استعاری هستند (رک: شمیسا، 1382: 39؛ کزازی، 1381: 43 ؛ شفیعی کدکنی، 1372: 59 ؛ علوی مقدم، 1383: 94 ؛ پورنامداریان، 1381: 199).

1- اح‍م‍دپ‍ور، ع‍زی‍زه‌. ( ۱۳۶۵). س‍ی‍ری‌ در گ‍ل‍زار ش‍ع‍ر: م‍ق‍ای‍س‍ه‌ و ب‍ررس‍ی‌ ج‍ن‍ب‍ه‌ه‍ای‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌ و م‍ش‍ت‍رک‍ات‌ ن‍ظام‍ی‌ در م‍خ‍زن‌ الأس‍رار و ج‍ام‍ی‌ در س‍ل‍س‍ل‍ة‌ ال‍ذه‍ب‌، تهران: ع‍ل‍وی‌.

2- اح‍م‍دزاده‌، م‍ژده‌. (1380). ن‍ظام‍ی‌ و س‍ح‍ر س‍خ‍ن‌، ک‍ی‍ه‍ان‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌، ش‌ ۱۷۵، ص‌ ۳۸ - ۴۱.

3- اسکلتن، رابین. (1375). حکایت شعر، ترجمة مهرانگیز اوحدی، تهران: میترا، چاپ اول.

4- اس‍م‍اع‍ی‍ل‍ی‌، ع‍ص‍م‍ت‌. (ت‍اب‍س‍ت‍ان‌ ۱۳۷۷ ). «م‍ق‍ای‍س‍ه‌ روان‍ی‌ و س‍اخ‍ت‍اری‌ خ‍س‍رو و ش‍ی‍ری‍ن‌ ن‍ظام‍ی‌ ب‍ا ش‍ی‍ری‍ن‌ و خ‍س‍رو ام‍ی‍رخ‍س‍رو ده‍ل‍وی‌»، مجله ش‍ع‍ر، س‍ال‌ ۶، ش‌ ۲۳، ص‌ ۴۷.

5- براهنی، رضا. (1380). طلا در مس،3ج، تهران: زریاب، چاپ اول.

6- پورنامداریان، تقی. (1381). سفر در مه، تهران: نگاه، چاپ اول.

7- جرجانی، عبدالقاهر. (1370). اسرارالبلاغه، ترجمة جلیل تجلیل، تهران: دانشگاه تهران، چاپ سوم.

8- حاکمی والا، اسماعیل. (1358). «مخزن الأسرارنظامی و نظیره‌هایی که از آن سروده‌اند»، مجلة دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ش3و4،ص40-44.

9- دهلوی، امیرخسرو. (1975م). مطلع الأنوار، به اهتمام طاهر احمد اوغلی محرم اوف، مسکو: شعبة ادبیات خاور.

10- زنجانی، برات. (1377). صور خیال در خمسة نظامی، تهران: امیرکبیر، چاپ اول.

11- سلیمانی روزبهانی، حسین. (1388). تفسیر و تصحیح مبسوط و تحلیلی استدلالی مخزن‌الأسرار، تهران: موج‏‫، ۱۳۸۸، چاپ اول.

12- شفیعی کدکنی، محمد رضا. (1372). صورخیال در شعر فارسی، تهران: آگاه، چاپ پنجم.

13- ________. (1369). تکامل یک تصویر، مجلة دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد، سال23،شماره 3 و4، ص25.

14- شمیسا، سیروس. (1371). بیان، تهران: فردوس، چاپ دوم.

15- ________ . (1382). بیان و معانی، تهران: فردوس، چاپ هشتم.

16- طغ‍ی‍ان‍ی‌، اس‍ح‍اق‌. ( ۱۳۷۹). واژه‌ی‍اب‌ م‍خ‍زن‌ الأس‍رار ن‍ظام‍ی‌، اص‍ف‍ه‍ان‌: دان‍ش‍گ‍اه‌ اص‍ف‍ه‍ان‌.

17- علوی مقدم، محمد و رضا اشرف زاده. (1383). معانی و بیان، تهران: سمت، چاپ پنجم.

18- کزّازی، میرجلال الدین. (1381). بیان، تهران: ماد، چاپ ششم.

19- نظامی، الیاس. (1384). کلیات، تصحیح وحید دستگردی،2ج ،تهران: نگاه، چاپ پنجم.

20- یوسفی، حسینعلی. (1385). نقد تطبیقی مخزن الأسرار و مطلع الأنوار، تهران: انتشارات بین المللی الهدی.