نماد، نقاب و اسطوره در شعر پایداری قیصر امین‌پور

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرّس

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرّس

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرّس

چکیده

شعر دفاع مقدس در ذات و اصالت خود، دارای کارکردهای نمادین و اسطوره­ای است. این کارکردها به لحاظ ماهیت، ماندگار و پایدار و از ویژگی­های «فرامکانی» و «فرازمانی» برخوردارند. نمادها و مفاهیم وابسته به آن مانند؛ نقاب و اسطوره، همواره در دو حوزة معناگرایی و تصویرآفرینی شعر دفاع مقدّس نقشی عمیق داشته‌اند و همین دو خصلت ادبی، سبب شده است تا در سازوکار سرایندگی، به شکلی کارآمد مورد توجه قرار گیرند. قیصر امین­پور به­عنوان شاعر انقلاب و جنگ با نمادینه کردن مفاهیم پایداری، آن­ها را از خطر روزمر­گی و ابتذال دور کرده و به آن­ها خصلت فرازبانی و فراملیّتی بخشیده است­. علاوه بر این هنگامی­که یک ملت مورد هجوم قرار می­گیرد، نیاز به قهرمان­سازی و قهرمان­پروری در میان مردم احساس می­شود؛ از این­رو امین­پور به بازآفرینی شخصیت­های تاریخی، ملّی و دینی پرداخته و الگوهای دیروزین را با واقعیت­های امروزین جنگ پیوند زده است. مقالة حاضر بر آن است، تأثیر جنگ را بر میزان به­کارگیری، تحوّلات و دگرگونی­های معنایی نماد، نقاب، فراخوانی شخصیت­ها و اسطوره، در اشعار قیصر امین­پور بررسی کند. روش خاص پژوهش، تحلیلی- استقرایی است و در پایان این نتیجه حاصل شد که شاعر عناصر نماد، نقاب و اسطوره را برای غنای هنری اشعار جنگ، هویت­سازی ملّی و پیوند اندیشة دینی با فضای جامعه استفاده کرده است. همچنین شاعر در پرداختن به این‌گونه مفاهیم وجه تحریکی و خیزشی آن­ها را همواره مدّ ‌نظر داشته‌ است. تقسیم نمادها و اسطوره­های شاعر به پنچ حوزة طبیعی، شخصی مثبت، شخصی منفی، حیوانی و موارد دیگر حاکی از علاقة شاعر به غنای هنری و ادبی اشعارش است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Symbol, Mask and Myth in the Poetry of Resistance by Qaisar Aminpoor

نویسندگان [English]

  • Kobra Rowshanfekr 1
  • Hosinali Ghobadi 2
  • Morteza Zare Beromi 3
1 Assistant professir of Arabic Language and Literature, Tarbiyat Modares University
2 Associate Professor of Persian Language and Literature, Tarbiyat Modares University
3 M.A. Graduate of Arabic Language and Literature, Tarbiyat Modares University
چکیده [English]

Analytical and statistical method of research is used in current study. After discovering and classifying of symbols and myths, they categorized into five areas which derived from nature, positive and negative characters, animals and other items which with regard to their essence cannot be included among natural, characteristic and animal areas. Then functional range of these sections and variety and ingenuity of the poet in the use of these concepts will be examined in this study and we'll try to answer to these questions that how much quantity range of symbol , mask and myth elements are used in Aminpoor's poetry and  what kinds of  concepts are included in his poetry?
Poetry of war in early years, had fallen into a slogan; Poets policy was improvement of speech toward imaginary horizons. The use of symbolic speech is one way of emergence, consolidation and spread of the poetic imagination in the war poem (Poorjafi., 1384: p 22). Identity, ambiguity and seeking a path to literary and artistic richness are the major trends of Aminpoor in the use of symbolic elements.
Mythic approach and using of historic characters, which became a part of nation's history (Abbas, 1992: p 125), in Aminpoor's poetry are used to create a hero and heroism in his poetry and expressing resistance ideas as well. Hence, poets by recreating historical, national and religious characters, according to the needs of the community, strengthen a sense of strength, durability against foreign domination and flatter their power and steady to their enemies (Lak, 1384: pp. 64, 69).
However, in mask poetry, Aminpoor uses historical, religious and Sufi figures and with recreating these characters, impose his own thoughts and perspectives upon them completely (Ahmad Ali El Zobaidi, 2008: pp. 140 & Ashari Zayed, 1978: p 93).
"from the countless names of your martyr / Abel was the first name / anymore / do not remember these days / Abel / was my other name" (A. M., 1388: p 264). With using the name of Abel, Aminpoor, gives an objective and intellectual response to the cultural needs of war-torn community.  He uses Abel's name as a symbol of the first man who was killed innocently. 
Using of the masks, in addition to  represents the poet's aim, should be include modernization features and if it doesn't able to interpret concerns of modern man, then it can be said that it doesn’t deserve to promote to an artistic element (Azzam, 1995: p 137).
Relationship between symbol and mask is the same as relation between parts to whole. When Aminpoor converts his mask into a symbol, his purpose is to relate his own experience to human experience and by this method bestow a depth sense to his poetry (Kenndy, 2003: pp. 65-66) and also provide a report of war against Iraq and its consequences.
The results of study show that (77) out of (306) Aminpoor's poetry (with respect to the version of Morwarid publication 1388) enjoys elements of symbol, mask and myth. Some of his poems, among (306) poetry, contains different samples that in determining percentages are considered. The word of  'Mirror', has been used in (18%) of his poems and  high frequency  of this word can express the poet's mental and spiritual concerns about declining values such as truth, knowledge, and honesty in the community after war.
Natural section includes: colors, flowers, gardens, trees, forests, air, water, river, ocean, night, morning, sun, dust and desert.
The positive figures include: Adam, Abel, Ishmael, Joseph, Jesus, Imam Hussein and Hallaj and Shaban (shepherd).
Negative figures including Nimrod and is Zoulaikha.
The animals section includes:  pigeon, Phoenix, swallow, bat and ant.
Other items include: mirrors, lights, axes, walls, windows, streets, childish, train, station and road.
After counting the symbolic aspects of Aminpoor's poems, it can be seen that there is a relative dominance of natural elements in contrast to other sections. Symbols that were selected from nature are about (47%) which in one dimension depend on environment and in other dimension make a relationship with mystical, divine and holy concepts. Generally positive and negative character areas consist of (8%) Aminpoor's poems which include the concepts such as: Martyr, leadership, purity, innocence, kindness, justice, enemies and carnal desires. Eight percents of poems allocated to the animals which suggests a quantity balance between personal and animal realms. Friendship, love, peace, freedom and the enemy are prevailing concepts of animal symbols. Other items and concepts section, consist of a range about (37%) and mostly covers factors like truth, honesty, purity, brightness, slavery, communication, intimacy and implies good old days. As was stated before, most of Aminpoor's symbols, have single semantic and signified, but play a key role in the coloring of imagination, giving depth to the meaning and ambiguity or poly-semantic aspects of Aminpoor's resistance poetry.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Qasar Aminpoor
  • symbol
  • mask
  • Myth

مقدمه

هنوز مدّت زیادی از انقلاب اسلامی و قریحه سنجی شاعران انقلاب نگذشته بود که فضای سیاسی، ادبی، اجتماعی و در مجموع فضای فرهنگی کشور که تازه درگیر تغییرات بنیادی (انقلاب اسلامی)، شده بود با وقوع جنگ ناگهانی و غیر قابل پیش­بینی، بیش از پیش دگرگون شد. شاعران با موضوع تازه­ای مواجه شدند که قدرت دگرگون کنندة آن از انقلاب اسلامی بمراتب بیشتر بود. به موازات حملة دشمن، شاعران نیز هم­دوش رزمندگان در برابر تهاجم به ­پا خواستند. از جمله این شاعران «قیصر امین­پور»، محصول تلاش فکری سال­های (57) و نسل دوم انقلاب است. وی در دهه­های دوم و سوم زندگی­اش شاعری انقلابی و جنگ­زده است و در آخر عمر اغلب به دنبال صفا و صمیمیتی است که یادگار دوران جنگ بود. درست در سال­هایی که شخصیتش در هنگامه انقلاب بارور می­شد و قوام می­یافت و در توسعة فرهنگ آن و پاسداری از ارزش­هایش گام برمی­داشت، جنگ آغاز شد. وی در چنین شرایطی با الویت دادن به موضوع جنگ در شعر خود، گزارشگر واقعیت­های جنگ شد و میراث شعری ارزشمندی در عرصة ادبیات پایداری کشور به جای گذاشت (بهداروند، 1388: ص186). با این توضیحات، بازتاب مسائل جنگ در شعر امین­پور که به­عنوان یکی از چهره­های اصلی شعر جنگ محسوب می­شود، بسیار گسترده است. وی رویدادهای جنگ را نه از روی گزارش­های خبری؛ بلکه با تمام وجود لمس می­کرد؛ لذا تلاش خود را در جهت انعکاس و انتقال واقعیت­های جنگ متمرکز نمود که عموماً می­توان آن را ناشی از حس دینی، انقلابی و وطن پرستی شاعر دانست.

    بیان درد و رنج مردم قربانی جنگ، تهییج برای مبارزه، ستایش سرزمین، مبارزان، شهیدان و ایثارگران، نمادگرایی، اسطوره­پردازی، افشاگری و بازگویی حقایق، آرمان­گرایی و اعتراض به افول ارزش­ها، از ویژگی­های بارز شعر امین­پور است.

    گرایش به نماد، اسطوره و شخصیت­پردازی با استفاده از میراث تاریخی و دینی، در شعر امین­پور، دلایل متفاوتی دارد که به­طور خلاصه می­توان به برخی از آن­ها اشاره کرد: هویت­سازی، ابهام­آفرینی، عمق­بخشی و جستن راهی برای غنای جوهر هنری و ادبی آثار از مسیر اسطوره­گرایی، نمادپردازی و نماد آفرینی.

روش خاص پژوهش؛ تحلیلی- استقرایی است. مراحل انجام پژوهش به این شیوه است، که پس از کشف و طبقه­بندی نمادها و اسطوره­ها، دامنة کاربرد­شان و تنوّع و ابتکار شاعر در پردازش و استفاده از مفاهیم مورد نظر در قالب جداول و نمودارها نمایش داده می­شود. از این رهگذر با تحلیل عناصر مذکور، گسترة نمادپردازی، نقاب، فراخوانی شخصیت­ها و اسطوره­ سازی در شعر پایداری ایران عموماً و اشعار امین­پور خصوصاً، کشف و بررسی شده است. با توجه به حجم زیاد عناصر، از ذکر شاهد مثال خودداری کردیم.

1-1- پیشینة پژوهش

در حوزة شعر پایداری قیصر امین­پور، پژوهش­های بسیاری در قالب کتاب، رساله، پایان­نامه و مقاله انجام گرفته است؛ امّا پژوهشی که به صورت اختصاصی و با استفاده از آمار و ارقام، به تحلیل و بررسی عنصر نقاب و فراخوانی شخصیت­ها در کنار عناصر نماد و اسطوره در شعر امین­پور پرداخته باشد، یافت نشد. قابل ذکر است، مفاهیم پژوهش حاضر برگرفته از پایان­نامة مرتضی زارع (یکی از نگارندگان مقاله حاضر) با عنوان «تحلیل عناصر مقاومت در اشعار سمیح القاسم، سیدحسن حسینی و قیصر امین­پور» است که در تاریخ 11/11/1389 در دانشگاه تربیت مدرس از آن دفاع شده است.

2- چارچوب نظری پژوهش

2-1- نماد

نماد عبارت است از هر علامت، اشاره، کلمه، ترکیب و عبارتی که بر معنی و مفهومی ورای آن­چه ظاهر آن می­نماید، دلالت کند؛ در عین حال، (نمادگرایی) یا (سمبلیسم) فقط نشاندن یک مفهوم به­جای مفهوم دیگر نیست؛ بلکه استفاده از تصاویر عینی و ملموس برای بیان عواطف و افکار انتزاعی نیز هست (چدویک، 1375: 9). در فرهنگ واژگان اصطلاحات ادبی، واژة «نماد» همراه با رمز و مظهر به­عنوان معادل­های سمبل، ذکر شده است (حسینی، 1369: 39). این اصطلاح در حوزة وسیعی از علوم معرفت شناسی و دانش بشری به­کار می­رود و در قلمرو ادبیات و شعر، از پیشینه­ای طولانی و پر فراز و نشیب برخوردار است.

    نماد تصویری ادبی است که از دو جزء تشکیل شده است: جزء ظاهر؛ یعنی همان نشانه یا صورت و جزء پنهان، یعنی مفهوم و ایده. در نماد، رابطة صورت و مفهوم (دال و مدلول) قراردادی یا اتفاقی است، سویة پنهان بسختی درک می­شود؛ یعنی مفهوم آن با نوعی گنگی همراه است، نمادها به مرور زمان خلق می­شوند و غالباً به عالم اعماق و ژرفای روح متعلّق­اند، در نماد مقایسة انتزاعی با عینی صورت می­گیرد؛ یعنی امر ناشناخته و غیر حسی به وسیلة امر محسوس و عینی قیاس می­شود.

    برخی از تصاویر ادبی ممکن است با تصاویر نمادین، یکسان تلقی شوند؛ در حالی­که با آن تفاوت دارند. از این رو لازم است که تصویر نمادین را از تصاویر دیگری که غالباً با آن اختلاط یافته­اند، بدرستی تفکیک کرد. تصاویر مشابه با نماد عبارت­اند از: کنایه، تمثیل، خاصه1، علامت2، مثل و حکایت؛ عنصر مشترک بین همة این کاربردهای متداول، شاید مفهوم نمایاندن چیزی دیگر یا دلالت کردن بر چیزی دیگر باشد (ولک و آوستن وارن، 1373: 210). با این همه، علی‌رغم آن­که نماد عبارت از چیزی است که نمایندة چیزی دیگر باشد، این نماینده بودن نه به علّت شباهت دقیق میان دو چیز؛ بلکه از طریق اشارة مبهم یا از طریق رابطه­ای اتفاقی و قراردادی است (پورنامداریان، 1364: 9). در حالی­که در سایر تصاویر، این نماینده بودن به سببِ بودنِ شباهت دقیق و با وجود قرینه­هایی در کلام صورت می­گیرد. بنابراین، در فهم معنای نمادین کلمات و آثار ادبی لازم است که پیش از هر چیز با توجه به قرینه­ها و حال و هوای حاکم بر یک اثر، نمادین بودن آن­را به اثبات رساند و شیوه­های به­کارگیری نمادها را در آن بررسی کرد و با توجه به این­که یک نماد ممکن است بیشتر از یک معنا و مفهوم داشته باشد، به جمع­آوری موارد استفاده از آن پرداخت و پس از تعیین استعداد واژگانی که بار نمادین دارند، آن­ها را تأویل و تفسیر کرد.

    با توجه به آ­ن­چه گذشت، می­توان دریافت که نماد، معانی متنوّعی دارد و جدا ساختن نماد از تصاویر مشابه آن، نخستین گام در نمادپردازی آثار ادبی است. همچنین، نشان داده شد که نماد همیشه در وراری معنی جای می­گیرد و نه تنها معنی را به شیوه­ای خاص با حجاب می­پوشاند؛ بلکه باز هم به شیوة خاص خود حجاب­ها را کنار می­زند. از این‌رو، نماد تعریف پذیر نیست و یگانه راه درک معنی صحیح آن، تأویل و تفسیر است.

2-1-1-  اسطوره و نماد

    «اسطوره نشان­گر تلاش انسان باستان در تفسیر کلامی هستی و پدیده­های موجود در آن و ارتباط انسان با آن بوده است» (فاروق، 2002: 20). فرهنگ نویسان عرب، «اسطوره را واژه­ای عربی دانسته­اند از ریشه (سطر) و معنای آن­را افسانه­ها و سخنان بی­بنیاد و شگفت­آور آورده­اند» (کزّازی، 1385: 1-2). «این واژه از اصل یونانی (Historia)، به معنی خبر و سخن راست، جستجوی راستی، آگاهی و داستان گرفته شده است» (آموزگار، 1374: 3). اصل لاتین این واژه از History گرفته شده است و مصدر آن Historian به معنی شرح دادن و بررسی کردن است. در انگلیسی به دو صورت Story به معنی حکایت، داستان و قصّه تاریخی و History به معنی تاریخ و روایت به­کار می­رود. واژه غربی برابر با آن معادل Myth در انگلیسی، Myth در فرانسه و Myth-e در آلمانی از واژة یونانی Mythos به معنای شرح، خبر و قصه گرفته شده است (زارع برمی، 1389: 34).

    اسطوره­ها برای انسان بدوی صورتی حقیقی دارند. مالینوفسکی در این­باره می­گوید: «اسطوره به­گونه­ای که در یک جامعة غیر متمدن به شکل بدوی خود حضور دارد، تنها عبارت از داستانی نیست که روایت شود؛ بلکه واقعیتی است که زمانی حیات داشته است. انسان­های ابتدایی بر این باور بودند که حوادث اسطوره­ای در زمان ازلی رخ داده­اند و از آن زمان تاکنون بر جهان و سرنوشت انسان تأثیر گذار بوده­اند. اسطوره­ها بیهوده حیات ندارند؛ جعلی و یا حتی روایاتی حقیقی هم نیستند؛ بلکه در نزد بومیان توجیه یک واقعیت ازلی عظیم­­تر و نیکوتر است که زندگی، سرنوشت و اعمال کنونی انسان به واسطة آن معین می­شود» (اسماعیل­پور، 1382: 341).

    اسطوره­ها علّت وجودی یک پدیده، منشأ آن، آیین و آداب و رسوم را تبیین می­کنند. عناصر بازیگر در اساطیر چون؛ طبیعت، آسمان، زمین، ابر، دریا، سنگ، باد ... زنده­اند و تجسمی انسانی الهی می­یابند. «امّا این الهه­ها موجوداتی گوشه‌گیر و منزوی نیستند؛ بلکه در بطن زندگانی بشر حضوری پویا دارند و با انسان همراه می­شوند» (الأیوبی، 1948: ص94-95).

    اسطوره به لحاظ مفهوم و پیام و نیز به لحاظ ساختار و قالب، بیشترین پیوند را با نماد دارد. اسطوره در اصل یک پیام نمادین و نوعی دلالت رمزناک است. اسطوره، گفتار برگزیده و نمادین تاریخ است نه زاییدة طبیعت اشیا. نمادها، رویدادهای اسطوره­ای را از تک مخاطبی و شخصی شدن زمانی و مکانی نمودن دور می­کنند و با تأثیر بر ناخودآگاه مخاطب، باعث می­شوند که اسطوره از حالت مصداقی به مفهومی و از جزئی به کلّی و از زمانی و مکانی به فرازمانی و فرامکانی تبدیل شود؛ از این روی بقای اسطوره­ها در زبان نمادین آن­هاست (قبادی، 1386: 116).

    نماد و اسطوره هر دو ریشه در ناخودآگاهی دارند. «کاسیرر» بر این باور است که «در آغاز هیچ یک از نمادها به گونه­ای مستقل و متمایز از دیگر نمادها پدیدار نمی­شوند؛ بلکه هریک از آن­ها باید از زهدان مشترک اسطوره بیرون آید» (کاسیرر، 1367: 97).

    اسطوره بیان نمی­شود، مگر به زبانی نمادین؛ برای آشنایی با زبان اساطیر باید زبان نمادها را دانست. «آن­چه دربارة اسطوره صادق است، در مورد رمز نیز مصداق دارد. رمز مانند اسطوره به جوهر زندگانی روحانی تعلّق دارد. رمز مبیّن عمیق­ترین ساحات واقعیت است و بنابه ضرورت به وجود آمده و کارکرد خاصی دارد که همانا آفتابی کردن سرّی­ترین کیفیات وجود است» (ستاری، 1381: 151).

    کزّازی در باب پیوند نماد و اسطوره می­گوید: «آن­چه که راه به ژرفای اسطوره می­برد، اگر بار دیگر از آن ژرفاها به رویة تاریخ برسد، نماد است. به عبارتی دیگر هر پدیده­ای که از آشکارگی تاریخ به نهفتگی اسطوره راه جوید؛ بناچار برای آن­که بازگردد و به نمود بیاید، می­باید به نماد دیگرگون شود» (کزّازی، 1385: 57).

2-2- نقاب و فراخوانی شخصیت­ها

    در میان اصطلاحات ناقدان عرب در کتب و مقالات، به تعابیری همچون «استدعاء التراث»، «استلهام التراث»، «توظیف التراث»، «استدعاء الشخصیات التراثیة (التاریخیة، القرآنیة)، «استخدام الشخصیات التراثیة»، «توظیف الشخصیات التراثیة» و «قناع الشخصیات» برخورد می­کنیم. تعابیر مذکور حاکی از ترجمه­های مختلف واژگان لاتین بوده و همگی به مفهوم فراخوانی شخصیت­های قدیم می­باشند. امّا آن­چه ضروری است، ارائة تعریفی از فراخوان و قناع (نقاب) است. (رخشنده نیا، 1389: 42-43).

    در فراخوانی شخصیت­های تاریخی و قدیم، شخصیت شاعر هم­طراز شخصیت موروثی است؛ بدین معنی که شخصیت شاعر و شخصیت فراخوانده شده هر کدام در جایگاه خود قرار دارند و هدف شاعر از فراخوانی شخصیت­ها، فقط بیان شباهت­ها، مخاطب قرار دادن و استشهاد می­باشد (یاسین­السلیمانی، 2007: 29). به عبارت دیگر شاعر در این حالت فقط با استفاده از زندگی شخصیت فراخوانده شده و با توجه به آن­چه که در متون ذکر شده است، زندگی او را شرح می­دهد و هیچ تلاشی برای خوانش مجدّد آن به شیوه­ای نوین و متناسب با دوران معاصر انجام نمی­دهد (زین‌الدین، 2006: 10-11).

    امّا در نقاب، کنش و واکنش متقابل بین ذات و شخصیت فراخوانده شده وجود دارد و شاعر و شخصیت مورد نظر وی در هم ذوب و ادغام می­شوند، به­طوری­که قابل تشخیص و تمایز نمی­باشند. شاعر با استفاده از نقاب در قصیده خود نه تنها از شخصیت تاریخی سخن نمی­گوید و او را مخاطب قرار نمی­دهد؛ بلکه کلام شاعر و رویداد معاصر به عنوان امانت به میراث شخص سپرده می­شود تا وی از زبان شاعر و خود سخن بگوید. لذا در این ضمیر در شعر، نه «من» شاعر است و نه «من» میراث شخصی، به­طوری­که هاله­ای از ابهام و پیچیدگی شعر را فرا می­گیرد و تشخیص و ایجاد تمایز بین شاعر و شخصیت را مشکل و بلکه غیر ممکن می­کند (یاسین­السلیمانی، 2007: 33). شاعر در شعر نقاب بدون تکیه بر ذات یا صدای درونی خود می­تواند آشکارا هر کلامی را بر زبان آورد؛ چراکه در قصیده از شخصیت دیگری مدد می­جوید، لباس او را بر تن می­کند، با او متحد می­شود و با خلق دوباره شخصیت، افکار و دیدگاه­های خود را به‌ طور کامل به او تحمیل می­نماید (احمد علی الزبیدی، 2008: 140).

     از بی­شمار نام شهیدانت/ هابیل را که نام نخستین بود/ دیگر/ این روزها به یاد نمی­آوری/ هابیل/ نام دیگر من بود (امین­پور، 1388: 264).

    این بوی غربت است/ که می­آید/ بوی برادران غریبم/ شاید/ بوی غریب پرهنی پاره/ در باد/ نه!/ این بوی زخم گرگ نباید باشد/ من بوی بی­پناهی را/ از دور می­شناسم (همان، 335).

    امین­پور با شخصیت­سازی، قهرمان­پردازی، ذکر حوادث و وقایع تاریخی و دینی، در شعر دفاع مقدّس، پاسخی عینی و خردمندانه به نیازهای فرهنگی جامعه می­دهد. وی از نام هابیل به­عنوان اولین کشته و اولین انسانی که بی­گناه خونش بر زمین ریخت و از نام یوسف(ع) به­عنوان نمادی از معصومیت، تنهایی و بی­پناهی استفاده می­کند.

    احسان عباس در همین رابطه می­گوید: «نقاب فقط می­تواند برای شخصیت­های قدیمی باشد که جزئی از تاریخ شده و در تار و پود، آن­ها به الگو تبدیل شده­اند» (عباس، 1992: 125).

    «به­کارگیری نقاب­ها در عین حال که بیان­گر هدف شاعر است، باید دارای ویژگی نوگرایی هم باشد و اگر چهرة به کار رفته توانایی تعبیر از دغدغة انسان معاصر را نداشته باشد، شایستگی ارتقاء به عنصری هنری را ندارد. چراکه بعضی از شخصیت­های اسطوره­ای یا تاریخی قابلیت عصری شدن و خروج از زمان و مکان خود به­سوی آینده را ندارند» (عزام، 1995: 137).

    عمری بجز بیهوده بودن سر نکردیم/ تقویم­ها گفتند و ما باور نکردیم/ در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن/ ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم/ دل در تب لبیک تاول زد ولی ما/ لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم/ حتی خیال نای اسماعیل خود را/ همسایه با تصویری از خنجر نکردیم/ بی­دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم/ زان رو که رقصی با تن بی­سر نکردیم (امین­پور، 1388: 392).

    امین­پور با استفاده از میراث دینی، رزمندگان را مانند اسماعیلی می­داند که سمبل جانبازی و اسوة فرمانبرداری از فرامین حق هستند. شعر مذکور نگاهی انتقادی دارد، اعتراض آن به جماعتی است که نظاره­گر تلاش دیگران در مسیر مبارزه هستند. گذران عمر به بیهودگی، خاکستر ذلّت و خواری بر سر ریختن، اختلاف دل و زبان و ترس از مبارزه، از یک­سو کنایه به جماعتی است که حتی خیال رفتن به جبهه را نداشتند و از سوی دیگر تأکیدی بر شهادت­طلبی سلحشوران این مرز و بوم است.

    «عشری زاید»، معتقد است که شاعر پایداری، شخصیت­های خود را از پنج منبع: میراث دینی، تاریخی، ادبی، صوفی و فولکلور دریافت می­کند (عشری زاید، 1978: 93).

    میراث دینی از سه بخش: پیامبران، شخصیت­های مقدس چون؛ فرشتگان و اشخاص فرومایه مثل؛ شیطان و قابیل تشکیل می­شود (همان، 98-97).

    میراث تاریخی در شعر پایداری به چند بخش تقسیم می­شود: بخش اول، قهرمانانی که در قیام علیه ظلم به خاطر خیانت و فساد پیروان خود ناموفق بوده­اند؛ مانند امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر؛ امّا در تاریخ به عنوان نمادهای زندة انقلاب علیه انحراف و فساد شناخته می­شوند. بخش دوم شامل شخصیت حاکمان مستبدی است که قیام­های آزادی‌خواهانه و عدالت­طلبانه را سرکوب می­کنند. مثلاً هر جا صحبت از امام حسین(ع) می­شود، بلافاصله نام یزید و ابن زیاد مطرح می­شود یا أبوذر و معاویه، و عبدالله بن زبیر که حجّاج قیامش را سرکوب کرد. گروه سوم نیز امیرانی مانند: خالد بن ولید، طارق و صلاح الدین أیوبی هستند که عدالت را در زمین گسترش دادند.

    شخصیت­های متعلق به میراث ادبی که شاعر پایداری با توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی، فکری، تمدنی، عاطفی و فنی عصر حاضر، از آن­ها برای بیان افکارش استفاده می­کند (همان، 173).

    میراث صوفی، در آثار شاعران پایداری با شخصیت حلاج در دو سطح اعتلاء یافته است: از یک­سو حلاج مانند مسیح(ع) رمز رهایی است و از سوی دیگر رمز سرپیچی از نظام حاکم است. «عشری زاید» مجموعه آثاری که به حلاج اختصاص یافته است را بیش از تمام شخصیت­های صوفی دیگر می­داند (همان، 147).

    میراث فولکلور در ادبیات پایداری معاصر نیز منشعب از داستان­ها و سیره­های مردمی آن سرزمین است که در ادبیات عربی از سه منبع؛ داستان­های هزار و یک شب، سیره­های مردمی (بنی هلال، عنتره و سیف ذی یزن) و کتاب کلیله و دمنه است (همان،202).

2-3- ارتباط نماد با نقاب

ارتباط نماد با نقاب از نوع ارتباط جزء با کل است. نقاب جزئی خاص و دقیق از اجزای مختلف نماد است. به طوری­که اگر متن نقابدار همچون ظرفی قلمداد گردد که شخصیت شاعر و شخصیت موروثی در آن با هم ارتباط یافته و ترکیب شوند، نماد در این جریان، همچون ریسمانی است که ارتباط دهندة این تعامل با ساختار متن جدید است (یاسین­السلیمانی، 2007: 34). در اینجاست که نماد به نقاب نزدیک می­شود و نقاب یکی از شیوه­های مؤثّر در کاربرد نماد قلمداد می­گردد؛ چراکه نماد بین ابعاد حسی و غیر حسی ارتباط برقرار می­کند و زمانی که شاعر، نقاب خود را به نماد تبدیل می­سازد در حقیقت بین احساسات خود و دیگران اتحاد برقرار می­کند، چون بر آن است با ربط تجربه خود به تجارب بشری، به کلام خود اصالت و گستردگی ببخشد (کندی، 2003: 65-66).

3- مفاهیم نمادین در شعر دفاع مقدس

در شعر دفاع مقدس؛ «پیوسته اصطلاحات نمادین را به­کار می‌بریم تا مفاهیمی را نمودار سازیم که نمی‌توانیم تعریف کنیم یا کاملا‌ً آن­را بفهمیم» (شعر شهادت، 1367: ص16ـ15). مفاهیمی از قبیل شهادت، شهید، روح و ... که به نحوی جنبه اشراقی و تجریدی آن­ها بر جنبه‌های مادی‌‌شان غلبه دارد، همه و همه از عوامل وجودی پیدایش کلام نمادین شعر دفاع مقدس هستند. ضرورت دیگری که موجب شد تا سرایندگان شعر دفاع مقدس، به مفاهیم نمادین در اشعارشان بیشتر توجه کنند؛ جنبة زیبایی‌شناسی کلام و ارزش هنری آن بوده است؛ چرا که شعر دفاع مقدس در سال­های نخستین، به ورطة شعار و کم‌رنگی خیال سقوط کرده بود و سنگینی معنا و محتوای عمیق آن در ظرف کم‌حجم و بی‌ژرفای کلام شاعران نمی‌گنجید. تدبیر تازه سرایندگان شعر دفاع مقدس، ارتقای کلام به سمت افق­های تخیّل‌آمیز بود. یکی از راه­های پیدایش، تثبیت و رواج خیال شاعرانه در این نوع ادبی، کاربرد کلام نمادین است (­پورچافی، 1384: 22).

3-1- اسطورة قهرمان در شعر دفاع مقدّس

    رویکرد اسطوره­ای در شعر دفاع مقدّس و در ادبیات معاصر ایران جایگاه ویژه­ای دارد. این اشعار با استفاده از بن‌مایه­های اسطوره­ای و بیان نمادین به بازآفرینی اسطوره­ها می­پردازند؛ زیرا هنگامی­که یک سرزمین مورد هجوم بیگانگان قرار می­گیرد، نیاز به قهرمان­سازی و قهرمان­پروری دارد. از این­رو شاعران با بازآفرینی شخصیت­های تاریخی، ملی و دینی، احساس قدرت، دوام، پایداری و بقا در مقابل سلطة بیگانگان را تقویت کرده و استقرار و ثبات خویش را به رخ دشمنان کشیدند. آنان در این راه از اسطوره­ها به عنوان نماد استفاده کرده و از آن برای کشف و شهود و بازآفرینی حقیقت یاری می­جویند (لک، 1384، 64و69).

    اسطورة قهرمان (آرکی­تایپ قهرمان)، رایج­ترین و شناخته شده­ترین نوع اسطوره است. «داستان­هایی که دربارة تولّد معجزه­آسای قهرمان در خانواده­ای بینوا، علایم قدرت فوق انسانی او در کودکی، رسیدن سریع او به قدرت یا موقعیت عالی و کشمکش پیروزمندانة او با نیروهای شر می­شنویم همگی جزو اسطورة قهرمان به حساب می­آید» (یونگ، 1377: ص162). امّا این قهرمانان همیشه تخیّلی نیستند. اغلب افراد واقعی و تاریخی هستند که بر اثر گذشت زمان هاله­ای از فراطبیعی بودن ایشان را در برمی­گیرد. چهره­های اسطوره­ای در راهبری مردم به سوی اهداف والا نقش مهمی دارند. حافظة جمعی ملت­ها از روی الگوهای پیش ساخته، یک فرد تاریخی را به صورت پهلوانی درمی­آورد که نمونه­های ازلی را تقلید و افعال مثالی را تکرار می­کند. به عبارت دیگر ذهنیت بشر از ابتدا تا به امروز امور جزئی و فردی را تبدیل به امور کلّی و مثالی می­کند «و برای کاری که خودآگاه، خود بتنهایی یا دست کم بدون یاری منابع نیرویی که در ناخودآگاه است، نمی­تواند انجام دهد، به ناخودآگاه نیاز پیدا می­کند و اسطوره قهرمان شکل می­گیرد» (همان،181).

    قهرمان اسطوره­ای برای این­که شایسته این نام گردد، باید متصف به صفاتی شود که آن صفات در انسان­های دیگر یافت نشود؛ یعنی کارهای شگفت و خارق العاده انجام دهد، تا چهرة او بُعد فرازمانی و فرامکانی به خود بگیرد و شایستة تمجید و تکریم گردد. امین­پور در شعری برای جنگ، اگرچه به نام کاوه اشاره نمی­کند؛ امّا با ذکر عبارت «درفش قیام» خواننده را به یاد قیام کاوة آهنگر بر علیه ضحّاک ماردوش می­اندازد و بر ایستادگی و تسلیم­ناپذیری ایرانیان در برابر دشمن بعثی، در هر شرایطی که باشند تأکید می­کند:

    امّا/ این شانه­های گرد گرفته/ چه ساده و صبور/ وقت وقوع فاجعه می­لرزند/ اینان/ هرچند/ بشکسته زانوان و کمرهاشان/ استاده­اند فاتح و نستوه/ - بی هیچ خان و مان -/ در گوش­شان کلام امام است/ - فتوای استقامت و ایثار -/ بر دوش­شان درفش قیام است (امین­پور، 1388: 388).

    امین­پور در غزل زین خالی، با استفاده از واژه­های گُرد، یل و زین از یک­طرف رنگی حماسی و آیینی (عاشورایی) به شعرش می­بخشد و از طرف دیگر هنر شاعری خود را در به­کارگیری مفاهیم و آموزه­های شیعی و میراث اسطوره­ای برای بیان موضوعات امروزی به رخ می­کشد:

    بر این زین خالی نه گردی، نه مردی/ دلا زین غم ار خون نگردی، نه مردی!/ بر این زین خالی، یلی چون تو باید/ من آن دل ندارم، چه دردی! چه دردی!/ نه من پر کنم جای همچون تویی را/ کجا پر شود جای گُردی به گَردی؟ (همان، 398).

    شعر دفاع مقدس، با بازخوانی حوادث و جریانات تاریخی گذشته، از تجربیّات عینی و آموخته­های عقلانی آن استفاده کرد. به بیان دیگر، شعر جنگ با رویکردی اجتماعی، به بیان عوامل و زمینه­هایی می­پردازد که با یادکرد مفاهیمی نظیر شجاعت، رشادت، شهامت و آزادگی، خاطره­های ازلی را در مبانی هویت ایرانی بازگو می­کند. این شاعران با استفاده از اسطوره­ها و طرح شخصیت­ها و قهرمانان ملّی و دینی سعی دارند، غرور ایرانی را زنده کرده تا با تکیه بر ارزش­های دینی و ملی، روح دفاع از فرهنگ و هویت ایرانی را بیدار نمایند (لک، 1384: 111-132).

4- تحلیل داده­های پژوهش

    جهت شناخت بیش از پیش گسترة کمّی مضامین نمادین اشعار امین­پور، به طراحی نمودارهایی پرداختیم تا علاوه بر آشنایی خواننده با میزان به­کارگیری این مفاهیم، بر انسجام و نظم ساختار پژوهش نیز بیفزاییم. مجموعه کامل اشعار قیصر امین­پور (انتشارات مروارید)، منبع نمودار و جدول­های استقرایی - تحلیلی، نگارندگان است.

4-1- گستره کمّی مفاهیم نماد، نقاب، فراخوانی شخصیت­ها و اسطوره در شعر قیصر امین­پور

    نمودار شمارة (1)، شامل (39) مورد نماد، نقاب، فراخوان شخصیت­های تاریخی و دینی و اسطوره است. تعداد (77) شعر از مجموع (306) شعر، دارای مضامین مورد نظر است. درصد به دست آمده در هر یک از موارد بر مبنای تعداد اشعاری است که آن واژة نمادین یا اسطوره­ای در آن­ها به­کار رفته است. به­عنوان مثال واژة «آیینه»، در (18%) از مجموع اشعار شاعر به­کار رفته است. بعضی اشعار از مجموع (306) شعر دارای چندین نمونه متفاوت بودند که در تعیین درصدها لحاظ شده است. حداکثر استفاده از یک نماد (18%) و کمترین میزان (8/0) درصد بود. با توجه به توازن در فراوانی برخی از عناصر مورد نظر در اشعار امین­پور، تعدادی از ارقام با یکدیگر مساوی شده­اند. نمودار شمارة (1) علاوه بر نمایش کمّی عناصر مورد نظر در اشعار امین­پور، بیانگر علاقه شاعر به هر یک از مفاهیم است. ذکر این نکته ضروری است که نمودار شمارة ­(1) را به­خاطر تعداد زیاد عناصر، به دو قسمت تقسیم کردیم.


نمودار شمارة (1)، نماد، نقاب، فراخوان شخصیت و اسطوره­ مرتبط با حوزه پایداری در شعر امین­پور

    با سرشماری جنبه­های نمادین اشعار امین­پور و تقسیم آن­ها به پنج حوزة طبیعی، شخصی مثبت، شخصی منفی، حیوانی و موارد دیگر- مفاهیمی که به لحاظ ماهیت، قابلیت درج در حوزه­های طبیعی، شخصی و حیوانی را نداشتند به بررسی و تحلیل اشعار نامبرده پرداختیم. نتایج به دست آمده حاکی از برتری نسبی مضامین طبیعی در مقایسه با دیگر حوزه­ها است. نمادهایی که از طبیعت انتخاب شده‌اند (47%) هستند؛ که در یک ب‍ُعد وابسته به محیط‌اند و در ب‍عد دیگر با مفاهیمی عرفانی، آسمانی و مقدّس ارتباط برقرار می‌کنند. حوزة شخصیت­های مثبت و منفی در مجموع (8%) از اشعار امین­پور را شامل می­شود. حوزة نمادها و اسطوره­های حیوانی (8%) اشعار امین­پور را به خود اختصاص داده که این امر حاکی از توازن کمّی دو حوزة شخصی و حیوانی است. حوزة موارد دیگر گستره­ای در حدود (37%) دارد و شامل نمادهایی است که مفهوم آزادی، حرکت، حقیقت، صداقت، پاکی، صمیمیت و روزگار خوش گذشته را در خود دارند. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که عمدة­ نمادهای امین­پور در این بخش به نماد «آینه» اختصاص دارد؛ تکرار زیاد این واژه می­تواند بیانگر دغدغه­های ذهنی و روحی شاعر در افول ارزش­هایی همچون؛ حقیقت، آگاهی و صداقت در بعد از جنگ باشد.

 
   


    نمودار شماره (2)، حوزه­های پنج­گانه از اشعاری که جنبه­های نمادین دارند

4-2- گستره کیفی نماد، نقاب، فراخوانی شخصیت­ها و اسطوره­، در اشعار قیصر امین­پور

    شعر امین­پور نمادگرایی صرف نیست؛ امّا هنگامی­که در برابر حماسة جنگ قرار می­گیرد بخوبی درمی­یابد؛ زبان صریح و بهره­گیری از محسوسات، توانایی پرداخت و توصیف آن دلاوری­ها و از جان گذشتگی­ها را ندارد. در یک چنین شرایطی بهترین ابزار، بهره­گیری از زبان نمادهای پویاست که در عین داشتن ظرفیت معنایی بسیار گسترده­، دارای معانی مبهمی است که با توجه به قدرت ادراک خواننده به فعلیت می­رسند. وی با واقعه­ای برخورد می­کند که با عقل سازگار نیست؛ لذا به زبانی غیر معمول که بمرور با شرایط محیطی واقعه انس برقرار می­کند، به بیان احساسات خود می­پردازد.

    در این بخش به توضیح معانی هر یک از عناصر، با روش تقسیم مضامین به پنج حوزة طبیعی، شخصی مثبت و منفی، حیوانی و موارد دیگر، پرداخته­ایم. معانی جدیدی که ممکن است، امین­پور از نمادها برداشت کرده باشد، در نمودارهای توضیحی که در ادامه می­آید ذکر خواهد شد. حجم عناصر و محدودیت تعداد صفحات مقاله باعث گردید، از مجموع اشعاری که دارای جنبه­های نمادین بودند، تنها به ذکر تعدادی نام شعر قناعت کنیم.

4-2-1- گسترة کیفی نمادها و اسطوره­های طبیعی در اشعار قیصرامین­پور

    بحث از اساطیر بدون بحث از نمادها ناممکن است؛ زیرا اسطوره هنگام بروز و ظهور در صورت­های رمزی و سمبلیک متجلی می­شود. لذا در حوزة عناصر طبیعی و حیوانی از مجموع حوزه­های پنج­گانه، شاهد حضور تعدادی از نمادهای اسطوره­ای چون؛ آب، آفتاب، درخت و سیمرغ هستیم که جزئی از میراث اسطوره­ای بشریت هستند.

    قلمرو نمادگرایی در شعر پایداری امین­پور، متفاوت و متنوّع است. گاهی نمادها از طبیعت اطراف انتخاب شده‌اند و پنجره‌ای از محیط پیرامون را فراروی آدمی می‌گشایند. این نمادها در بیشتر موارد با حساسیت خاص استخدام شده‌اند.

 

نمادها و اسطوره­های طبیعی در اشعار قیصر امین­پور

ر

عنوان

%

دلالت معنایی

نام شعر

1

گل: لاله و بنفشه

7

گل­ها در واقع اغلب به صورت الگوی ازلی روح و یک مرکز روحی عرضه می­شدند. مفهوم آن­ها برحسب رنگ­هایشان گرایش­های روانی را آشکار می­ساخت: زرد نمادگرایی خورشیدی، سرخ نمادگرایی خونین، آبی نمادگرایی رویاهای غیر واقعی. اما تفسیر این گرایش­های روانی بی­نهایت متغیر است. (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 4: 742-743) گل در اشعار امین­پور نماد شهیدان، خانواده شهیدان و مرگ سرخ است (قبادی، 1375: 913).

سبزترین فصل سال، ص396

غزل تصمیم، ص406

2

درخت

0.8

نماد مردم ایران است.

غروب، ص248

3

باغ

4.7

نماد کشور و مزار شهیدان است.

خبرهای داغ، ص342

4

جنگل

1.6

نماد مردم با عظمت و سرافراز ایران است.

قطعنامه جنگل، ص325

5

باد

0.8

نمادگرایی باد به دلیل انقلاب درونی­اش چندین وجه دارد، نماد بی­ثباتی، ناپایداری و بی­استحکامی است (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 2 ،6). در اشعار امین­پور نماد ملکوت و علاوه بر آن نماد دشمنان ایران است. 

نماد دشمن: غروب، ص248- نماد ملکوت: بر شانه شما، ص318

6

آب

1.6

معانی نمادین آب را می­توان در سه مضمون اصلی خلاصه کرد: چشمة حیات، وسیلة تزکیه و مرکز زندگی دوباره (همان، 1: 2-3). در اشعار امین­پور، نماد پاکی، روشنی و شهیدان است.

غزل پنجره، ص218

شهیدان، ص456

 

7

رودخانه

0.8

رودخانه نماد جسم است و رود نماد روح است. هر روحی در جسمی جای می­گیرد و جسم با هستی ناپایدارش در جریان است (همان، 3: 387). در اشعار امین­پور نماد حرکت و جاری شدن است. نماد راهی شدن و پیوستن به مقصد است.

نه گندم نه سیب، ص267

8

اقیانوس

1.6

اقیانوس یا دریا به دلیل گستردگی ظاهراً بی­انتهای خود، تصویر بی­تمایزی اولیه و بی­مرزی نخستین است. نمادگرایی اقیانوس به نمادگرایی آب، به­عنوان اصل تمام زندگی می­پیوندد (همان، 1: 217-215). در عرفان نماد خداوند است. در اشعار امین­پور نماد مردم است.

بر شانه شما، ص318

9

شب

0.8

شب دارای دو جنبه است: جنبة تاریک، جایی که هستی و فساد صورت می­گیرد و جنبة آماده­سازی برای روز، جایی که نور زندگی از آن بیرون می­جوشد (همان، ج4: ص30). نماد سکوت، غم، خفقان و ظلم است (قبادی، 1375: 906).

صبح، ص449

10

صبح

1.6

نماد پایان ستم، روشنی، امید و آرامش است (همان، 905). علامتی بر پایان شب است.

صبح، ص449- خلاصه خوبی­ها، ص407

11

آفتاب

6.3

در شعر امین­پور نماد خداوند، حقیقت، روشنی، نیکی و شهید است (همان، 909).

غزل پنجره، ص218

پرسش، ص430

12

خاکستر

0.8

در اشعار شاعر، نماد پوچی و ناپایداری زندگی و آخرین آثار برجای مانده است ... رنگ خاکستری نماد تیرگی قلب و درون است. 

روزها و سوزها، ص57

13

کویر

2.3

نماد دنیا است. دنیایی که شاعر در آن سرگردان است. نماد ایران در روزگار بی­توجهی به ارزش­ها است.

خسته­ام از این کویر، ص300

14

رنگ

16.4

خاصیت نمادین رنگ­ها در فراگیری و جهان­گستری آن است (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 3: 344). سبز نماد طراوت، تقدس و پاکی است. آبی یکی ار ژرف­ترین رنگ­ها است. آبی غیر مادی­ترین رنگ­ها است. نماد روشنی و شفافیت است (همان، 1: 42). بنفش رنگ مناعت و نسبت برابری است از سرخ و آبی، از ژرف­نگری و تأمل، از تعادل میان زمین و آسمان، از احساس و ادراک، از اشتیاق و هوش، از عشق و عقل (همان، 2: 116-117). سرخ نماد جوشش، تندی، حرارت و در اشعار امین­پور نماد شهیدان است. خاکستری نماد ناامیدی، رنج و غم است.

این سبز سرخ کیست، ص380

 

4-2-2- گسترة کیفی نماد، نقاب و فراخوانی شخصیت­های مثبت در اشعار قیصر امین­پور

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به موازات آغاز جنگ تحمیلی، مذهب به عنوان نماد اصلی این انقلاب، پیشرو جنبه­های آرمانی و اعتقادی اجتماع انقلابی وقت شد. مظفری این فضا را چنین تشریح نموده است: «خلاصة کلام این­که این شاعران در چنین مقطعی (انقلاب و جنگ)، هنرشان را در دفاع و تبین آرمان­های این نظام قرار دادند. باورهایی مانند جهاد، شهادت، انتظار و سرزمین، مفاهیم تازه­ای بود که می­توانست، شعر فارسی را از تکرار ملال­انگیز مضامین برهاند. این مفاهیم خیل عظیمی از نمادها، اسطوره­ها و تصاویر تازه را به همراه آورده بود. قیصر نیز با توجه به انتساب فکری خود به جریان غالب روزگار انقلاب و جنگ یعنی مذهب­گرایان، تلاش خود را برای گسترش مفهومی آن به­کار می‌گیرد» (بهداروند، 1388: 172-173). تمام شخصیت­هایی که امین­پور از آن­ها برای تصویرسازی استفاده کرده است؛ مستقیم یا غیر مستقیم مرتبط با مسائل دینی هستند.

 

نماد، نقاب و فراخوانی شخصیت­های مثبت در اشعار  قیصر امین­پور

ر

عنوان

%

دلالت معنایی

نام شعر

1

نقاب تاریخی

هابیل

0.8

نماد انسان بی­گناهی است که قربانی لجاجت و حسادت برادر شد. در اشعار امین­پور نماد شهید است.

نه گندم نه سیب، ص264

2

فراخوان شخصیت

آدم

0.8

آدم نماد انسان اول و تصویر خداوند دانسته شده است. به­نظر یونگ، آدم نماد انسان کیهانی است؛ خاستگاه تمام نیروهای روانی که اغلب در قالب یک حکیم پیر با نمونة ازلی پدر یا نیا پیوند می­شود (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 1: 86-91).

نه گندم نه سیب، ص264

3

نقاب دینی

اسماعیل

0.8

نماد جانبازی و فرمانبرداری رزمندگان از حق و رهبری است.

غزل تقویم­ها، ص392

4

نقاب دینی - فراخوان شخصیت

یوسف

1.6

نماد گمشده­ای که در نهایت به خانه بازمی­گردد. در شعر امین­پور نماد پاکی، معصومیت، آوارگی در غربت و تنهایی است.

نقاب دینی مثبت: باد بیقراری، ص335

فراخوان شخصیت: نه گندم نه سیب، ص264

5

فراخوان شخصیت

مسیح

0.8

مسیح برای مسیحیت شاه نمادهاست. آسمان و زمین با دو طبیعت الهی و بشری، صلیب، نور، مرکز، محور و تمام حقیقت هستی شناختی و نیروی تاریخی، جلوه و نماد مسیح است (همان، 5: 245). در شعر امین­پور نماد رأفت، مهربانی و پاکی درون است.

سفر در آینه، ص37

6

فراخوان شخصیت

حسین(ع)

0.8

نماد فداکاری، قیام علیه ظلم و انحراف است. نماد فریاد و اعتراض است. نمادی از مرگ سرخ (شهادت) است.

نی­نامه، ص363

7

فراخوان شخصیت

حلاج

0.8

نماد حق­طلبی، حق­گویی و شهید راه حق است.

قصیده­ای برای غزل، ص190

8

نماد

شبان

0.8

نماد رهبر، راهنما است.

نامه­ای برای تو، ص310

 

4-2-3- گسترة کیفینقاب و فراخوانی شخصیت­های منفی در اشعار قیصر امین­پور

    شخصیت­های منفی در اشعار امین­پور تماماً مرتبط با حوزه­های تاریخی و دینی هستند. نمرود به­عنوان پادشاهی ظالم، یادآور داستان ابراهیم(ع) است و زلیخا به­عنوان نماد تسلیم در برابر خواهش­های نفسانی، یادآور داستان یوسف(ع) است.

 

فراخوانی شخصیت­های منفی در اشعار قیصر امین­پور

ر

عنوان

%

دلالت معنایی

نام شعر

1

نقاب تاریخی

نمرود

0.8

نماد شیطان است. در اشعار امین­پور نماد دشمن است.

میراث باستانی، ص374

2

فراخوان شخصیت

زلیخا

0.8

نماد خواهش­های نفسانی و تابعیت از نفس عماره است (قبادی، 1375: 892).

نه گندم نه سیب، ص264

 

4-2-4- گستره کیفی نمادها و اسطوره­های حیوانی، در اشعار قیصر امین­پور

    قیصر از نمادهای حیوانی برای تصویرسازی، ابهام­آفرینی، تقویت هنری اشعار و بیان افکارش استفاده کرده است.

 

 

نمادها و اسطوره­های حیوانی در اشعار قیصر امین­پور

ر

عنوان

%

دلالت معنایی

نام شعر

1

مثبت

کبوتر

2.3

کبوتر پرنده­ای است بی­نهایت اجتماعی که همواره بر ارزش­های مثبت نمادگرایی آن تأکید شده است. در نمادگرایی یهودی و مسیحی کبوتر که در عهد جدید مظهر روح­القدس است، نماد خلوص، سادگی و حتی هنگامی­که شاخة زیتون را به کشتی نوح می­آورد، نماد صلح، هماهنگی، امید و خوشبختی بازیافته است (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 4: 527-526). در اشعار امین­پور نماد دوستی، مهر، صلح و آزادی است.

روز ناگزیر، ص236

2

سیمرغ

1.6

عنقاء یا سیمرغ، نماد عارفی است که به سوی الوهیت پرواز می­کند. جایگاه سیمرغ کوه قاف است. عنقا نماد بخشی از انسان است آن بخشی که فراخوانده شده تا در باطن خود به حق واصل شود و عنقا در این هنگام هم خالق و هم مخلوق معنوی است (همان، 4: 322-323). در شعر امین­پور نماد دست نایافتنی است.

غزل محال، ص211

3

پرستو

0.8

پرستو پیک بهار است. نماد بازگشت ابدی و اعلام رستاخیز است. (همان، ج2: صص189-190) برای ایرانیان، چهچة پرستو، جدایی دوستان و همسایگان از یکدیگر است. بدون شک این مفهوم از طبیعت مهاجر پرستو ناشی شده است (Fahd ,1959: p447). در اشعار امین­پور نماد ساکنین است.

نیایش، ص361

4

منفی

خفاش

1.6

بنابر فقه موسوی خفاش نماد بت­پرستی، ترس و وحشت است. در خاور دور نماد خوشبختی و عمر طولانی است. در میان مایاها خفاش یکی از خدایان، مظهر نیروهای زیر زمینی است. خفاش خدای آتش است. خفاش نابودگر زندگی است. زایل کننده نور است. در میان مکزیکی­ها خفاش، خدای مرگ است (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 3: 107-108). در شعر امین­پور، نماد دشمنی است که از نور گریزان است.

شعری برای جنگ، ص383-384

5

موریانه

1.6

نماد نابودسازی آهسته و پنهانی امّا بی­رحمانه است؛ عملی که در واقع حداقل از نظر انسان­ها، عملی سخیف است (همان، 5: 330). نماد دشمنان ضعیف و ناتوان داخلی است.

میهمان سرزده، ص290

 

 

 

4-2-5- گستره کیفی نمادهای دیگر در اشعار قیصر امین­پور   

    برخی نمادهای شاعر خارج از حوزه­های در نظر گرفته شده بود؛ لذا در یک حوزة مجزا با نام «موارد دیگر» گردآوری گردید. درصد قابل توجهی از نمادهای حوزة مذکور مربوط به سال­های پس از جنگ است که شاعر دل نگرانی­های خود را از گم کردن راه روشن ابراز می­دارد. به روزگاری که آینه بوده و به مردان آینه صفت که از خود گذشتند و به خویش رسیدند، غبطه می­خورد.

 امین­پور پس از پایان جنگ به دنبال کودکی، کوچه، چراغ، آینه، پنجره و جاده می­گردد. گویی پذیرش افول ارزش­های جنگ برای شاعر ناممکن است.

نمادهای دیگر در اشعار قیصر امین­پور

ر

عنوان

درصد

دلالت معنایی

نام شعر

1

آینه

18

آینه به عنوان یک سطح بازتابنده، پشتوانة نمادگرایی پرباری در زمینة شناخت و آگاهی است. آینه نماد حقیقت، صمیمیت، درون قلب و آگاهی است (همان، 1: 323 و قبادی، 1375: 906).

آینه، ص350-351

2

چراغ

2.3

نماد روشنایی است که راه را می­نمایاند.

پنجرة رو به باغ، ص400

3

تبر

0.8

نماد خشم و نابودی است. علامت قدرت، شکافتن و قطع کردن است (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 2: 314-315). در اشعار امین­پور، نماد دشمن است.

قطعنامه جنگل، ص325

4

دیوار

3.1

نماد جدایی، کلافگی، نفس تنگی، دفاع و زندان است (همان، 3: 298). در اشعار امین­پور، نماد مانع در ایجاد ارتباط است.

پرده­های دیدار، ص338

5

پنجره

3.1

منفذی به هوا و نور است. نماد پذیرندگی است (همان، 2: 256). نماد ارتباط است.

غزل پنجره، ص218

6

کوچه

2.3

نماد روزگار پاک و با صفای گذشته است.

جرأت دیوانگی، ص255

7

کودکی

1.6

............................................................... .

کودکی­ها، ص18

8

قطار

2.3

نماد گذر زمان، عمر، دنیا، اندیشه و خاطره­ها است. قطار نماد رؤیاهای کودکی است.

سفر ایستگاه،ص7

9

ایستگاه

0.8

ایستگاه حرکت، مرکز رفت و آمد در تمام جهات است و می­تواند نشانة خود باشد. (همان، 4: 440)

سفر ایستگاه،ص8

10

جاده

2.3

جاده نماد ارتباط است، اگر جاده پشت سر باشد، نماد گذشته است و اگر پیش رو باشد سمبل آینده است؛ اگر به طرف آسمان­ها باشد نماد ارتباط با ملکوت است. اگر به سمت دره­ای باشد نماد سقوط و هلاکت است. اگر جاده مه گرفته باشد ارتباطی نادرست و آینده­ای نامعلوم را به ذهن می­رساند (رضایی جمکرانی، 1378: 146).

روزناگزیر، ص236

           

نتیجه

امین­پور در جستجوی فضاهای ناب شعری است که در پرتو آن، خوانندة خود را از لذّت هنری برخوردار کند؛ لذا

نماد و حوزه­های وابسته به آن چون؛ شخصیت­های تاریخی، دینی، عرفانی، یکی از اصلی­ترین ابزارهای امین­پور به منظور عمق­بخشی و ابهام­آفرینی فضاهای هنری است.

    اشعار امین­پور به لحاظ جنبه­های نمادین قابلیت تقسیم به پنج حوزة طبیعی، شخصی مثبت و منفی، حیوانی و نمادهای متفرقه را دارند.

    نمادهای شاعر اغلب تک معنایی و تک مدلولی هستند. شهید، دشمن، مردم و سرزمین در کنار باورهایی چون؛ صداقت، صلح، آزادی، پاکی و صمیمیت، مهم­ترین مفاهیمی هستند که از  نمادهای امین­پور برداشت می­شوند.

    شاعر به دلیل برخورداری از روحیة دینی و انقلابی و روبه­رو شدن با واقعیت­های جنگ، رشادت و ایثار مردم، رزمندگان و شهیدان، در تصویرپردازی رویدادهای جنگ، پا را از روایت­های گزارش­گونه فراتر نهاده و از عناصر طبیعت و میراث­های دینی، تاریخی و عرفانی در قالب زبانی نمادین استفاده کرده است. شخصیت­های تاریخی و مذهبی در شعر وی، علاوه بر گسترش فرهنگ اسلامی، در ارائة فرمی نو از تصاویر شاعرانه مؤثّر واقع شده است.

    امین­پور با الحاق خصوصیات و تعلّقات انسانی، طبیعی، حیوانی و جمادی به هنر و ادبیات، بویژه شعر، امکان ارتباط واقعیت­های بیرونی با مفاهیم ذهنی را با کمک نیروی تخیّل میسّر می­کند.

    شاعر شخصیت­هایی مانند: آدم، مسیح، امام حسین (علیهم السلام) و زلیخا را از دل تاریخ فراخوانده و از آن­ها بویژه نمادهایی شناخته شده و تک مدلولی در اشعار خود استفاده کرده است. در مقابل شخصیت­هایی چون هابیل، یوسف و نمرود را در حوادث امروزین شرکت می­دهد؛ به­گونه­ای که خواننده براحتی قادر به تشخیص و تمایز بین میراث تاریخی و ماجرای معاصر نیست. 

    امین­پور، شخصیت­های اشعار خود را از میراث دینی، تاریخی و صوفی برداشت کرده است. شاعر به استفاده از اسطوره­های ملی ایران و جهان علاقة چندانی نشان نداده است.

    بررسی نمادهای پس از جنگ امین­پور اغلب حاکی از عدم رضایت شاعر نسبت به اتفاقات پس از جنگ است. شاعری که به دنبال آینه، چراغ و کوچه­های کودکی می­گردد؛ از شرایط ارزشی جامعه راضی نیست.

 

پی نوشت‌ها

1- خاصه، واقعیت یا تصویری است برای دادن علامتی مشخص از یک شخصیت، کلیت یا از یک وجود ذهنی؛ بدین ترتیب که وسیله­ای خاص انتخاب می­شود تا کاملاً نشان دهندة آن باشد. چنان­که ترازو خاصه عدالت و بال خاصه نیروی هوایی است (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 1: 25). بنابراین خاصه تنها می­تواند یک معنا داشته باشد و باید خالی از ابهام باشد در حالی­که سرشت نماد، ابهام و چند معنا بودن آن است.

2- علامت، عبارت از تغییر در ظاهر یا در کاربرد معمولی یک پدیده است که ممکن نوعی اغتشاش یا درگیری را آشکار کند. مثلاً عوارض بیماری و دردها مجموعه علائمی هستند که از طریق آن­ها وضعیتی متفاوت و آینده­ای کمابیش معین پیش­بینی می­شود (شوالیه و آلن گرابران، 1388: 1: 26). یک علامت همانند خاصه، تنها یک معنی دارد؛ امّا نماد، به سبب استعدادهای ذاتی خویش می­تواند معانی متنوعی را پذیرا باشد. علاوه بر این ابهام ذاتی موجود در نماد سبب تمایز آن از علامت است.

1- آموزگار، ژاله. (1374). تاریخ اساطیری ایران، تهران: انتشارات سمت.

2- احمد علی الزبیدی، رعد. (2008). القناع فی الشعر العربی المعاصر، دمشق: دارالینابیع.

3- اسماعیل­پور، ابوالقاسم. (1382). زیر آسمانه­های نور، تهران: پژوهشکدة مردم­شناسی و مطالعات پژوهشی افکار.

4- امین­پور، قیصر. (1388). مجموعه کامل اشعار قیصر امین­پور، تهران: انتشارات مروارید، چاپ دوم.

5- الأیوبی، یاسین. (1948). مذاهب الأدب، ط2، بیروت: دار العلم للملایین.

6- بهداروند، ارمغان. (1388). این روزها که می­گذرد، تهران: نقش جهان، چاپ اول.

7- پورجافی، علی حسین. (1384). جریان­های شعری معاصر از کودتا (1332) تا انقلاب (1357)، تهران: امیرکبیر.

8- پورنامداریان، تقی. (1364). رمز و داستان­های رمزی در ادب فارسی، تهران: نشر علمی و فرهنگی.

9- چدویک، چارلز. (1375). سمبولیسم، ترجمة­ مهدی سبحانی، تهران: نشر مرکز.

10- حسینی، صالح. (1369). واژگان اصطلاحات ادبی، تهران: انتشارات نیلوفر.

11-رخشنده نیا، سیده اکرم. (1389). بینامتنیت داستان­های انبیا در قرآن با شعر معاصر عربی (بعد از جنگ جهانی دوم با تکیه بر دواوین شاعران برجستة کشورهای عراق، فلسطین، مصر، سوریه و لبنان)، رسالة دکتری، تهران: دانشگاه تربیت مدرّس.

12- رضایی جمکرانی، احمد. (1378). نماد و تعابیر نمادین در شعر معاصر فارسی از سال 1367 تا 1376 با تکیه بر آثار پنج تن از شاعران این دوره، پایان نامة کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه تربیت مدرّس.

13- زارع برمی، مرتضی. (1389). تحلیل عناصر مقاومت در اشعار سمیح القاسم، سید حسن حسینی و قیصر امین­پور، پایان­نامة کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه تربیت مدرّس.

14- زین­الدین، ثائر. (2006). خلف عربة الشعر، دمشق: اتحاد الکتاب العرب.

15- ستاری، جلال. (1381). اسطوره و رمز در اندیشة میرچا الیاده، تهران: نشر مرکز.

16- شعر شهادت. (1367). تهران: بنیاد شهید انقلاب اسلامی، چاپ اول.

17- شوالیه، ژان و آلن گرابران. (1388). فرهنگ نمادها، ترجمة سودابه فضایلی؛ تهران: نشر جیحون، چ2.

18- عباس، احسان. (1992). اتجاهات الشعر العربی الحدیث، بیروت: المؤسسه العربیه للدراسات و النشر.

19- عزام، محمد. (1995). الحداثه الشعریه، دمشق: منشورات اتحاد الکتاب العربی.

20- عشری زاید، علی. (1978). استدعاء الشخصیات التراثیه فی الشعر العربی المعاصر، طرابلس: الشرکه العامه للنشر و التوزیع و الإعلان.

21- فاروق، خورشید. (2002). أدیب الأسطوره عند العرب، کویت: عالم المعرفه.

22- قبادی، حسینعلی. (1375). تحقیق در نمادهای مشترک حماسی و عرفانی در ادبیات فارسی با تأکید بر شاهنامه و آثار مولوی، رسالة دکتری، تهران: دانشگاه تربیت مدرّس.

23-ــــــــــــــــ . (1386). آیین آینه، سیر تحول نمادپردازی در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی، تهران: نشر آثار علمی دانشگاه تربیت مدرّس.

24- کاسیرر، ارنست. (1367). زبان و اسطوره، ترجمة محسن ثلاثی، تهران: نشر نقره.

25- کزازی، میرجلال­الدین. (1385). رؤیا، حماسه، اسطوره، تهران: نشر مرکز.

26- کندی، محمدعلی. (2003). الرمز و القناع فی الشعر العربی الحدیث، بیروت: دارالکتاب الجدید.

27- لک، منوچهر. (1384). «هویت ملی در شعر دفاع مقدس»، فصلنامة مطالعات ملی، ش2، ص111-132.

28-ـــــــــــــــــ . (1384). «درآمدی بر شناخت اسطوره و تبیین کارکردهای هویت­بخش آن در شعر جنگ»، فصلنامة مطالعات ملی، ش3، ص63-83.

29- ولک، رنه و آوستن وارن. (1373). نظریة ادبیات، ترجمة ضیاء موحد و پرویز مهاجر، تهران: انتشارات اندیشه­های عصر نو.

30- یاسین­السلیمانی، احمد. (2007). «تقنیة القناع الشعری»، مجلة غیمان، عدد3، صنعاء.

31- یونگ، کارل­گوستاو. (1377). انسان و سمبول­هایش، ترجمة دکتر محمود سلطانیه، تهران: انتشارات جامی.

32- Fahd Tofic; La naissance du monde selon l,Islam, in Sources orientales; Paris,1959.