بازتاب فرامتن تاریخی در سوگ‌ سروده‌های دفاع مقدس (از 1359 تا پایان 1363 هـ. ش)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا(س) تهران، ایران

چکیده

شعر دفاع مقدس، یکی از جریان‏های ادبی معاصر است که حول محور پدیده جنگ عراق علیه ایران، شکل گرفته است. به واقع، جنگ به منزله فرامتنی تاریخی و زمان‏مند با زمینه‏های بروز، سیر تاریخی و پیامدهای مشخص، می‏تواند فی‏نفسه عاملی برای ایجاد جریانی ادبی باشد. شعر دفاع مقدس به دو دوره تاریخی -ادبی (59ـ63 و 64ـ67) قابل تقسیم است که هر یک دارای ویژگی‏های متمایزی است. گونه سوگ‏سرایی (رثا) یکی از جریان‏های عمده فرامتن‏محور در دوره اول است و حول محور فرامتن تاریخی - اجتماعی «شهادت» شکل گرفته است. بر این اساس، «شهادت افراد خاص»، «شهادت در معنای کلی» و «رویدادهای ناگوار در تاریخ جنگ» از محورهای اصلی انگاره‏ای محسوب می‏شود. قالب شعری مسلط بر آن غزل و تاریخ سرایش آثار، متمرکز بر سال‏های نخستین جنگ (1360 و 1361) است. این سال‏ها دربرگیرنده چند عملیات بزرگ‏ است که جامعه ایرانی در اثنای آن با فرامتن تاریخی - اجتماعی «شهادت افراد»، رو‏به‏رو شد. سوگ‏سرایی، در این دوره، جریانی سنت‏گرا در فرم و محتوا قلمداد می‏شود و بررسی‏ ساختار سه‏گانه «موسیقایی، بلاغی و انگاره‏ای» آن، نشان‏دهنده انطباق متن بر واقعیت و دوری از قطب تخییل است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Reflection of Historical Context in Elegies of Holy Defense (1980-1985)

نویسندگان [English]

  • Sepideh Yeganeh 1
  • Mahin Panahi 2
  • Mahdi Nikmanesh 2
1 Ph.D. Student of Persian Language and Literature, Alzahra University, Tehran, Iran
2 Associate Professor of Persian Language and Literature, Alzahra University, Tehran, Iran
چکیده [English]


Poetry of Holy Defense is a stream of contemporary literature and a branch of Islamic Revolution poetry which began with the war between Iran and Iraq, with an interactive relationship between the war and literature. This stream did not come to end by the end of the war and has continued several decades after. So this poetry has had brilliant evolutions which its themes might be traced in historical contexts and its different aspects. By context, we mean a set of components which despite being outward of the text, interact with it; some of the main are: Medias, international relationship, humans, ideologies, political power, economy, historical events and geographical environment. Studying literary texts according to the context, is the method introduced by Genetic Structuralism and Lucian Goldman.
The history of war between Iran and Iraq, historically and literarily may be divided in two eras: First 1980-1985 and second: 1986-1988. Elegy is one of the main types of lyrical literature found in Holy Defense Poetry which in the first era of war became a significant stream of poetry effected by martyrdom as a historical-social context. Elegy means weeping for a dead, reminding his/her good traits and also poet-writing about to regret for his/her death. A main inseparable part of military operations is death of commanders and soldiers which is named ‘martyrdom’ in Iranian society. Elegy is the reflection of this issue in literature.
Some of historical contexts in first years of the war are: ‘1980: the beginning of Iraq attack to Iran and seizing some areas such as Khorramshahr, Howaiza, Bostan, Soossangerd, Abadan, etc.’, ‘releasing occupied areas such as Abadan, Bostan and its environs and seizing canyon of Chazzaba by Iraq’, ‘1982: Fath-ol-Mobin and Beyt-ol-Moqaddas operations and releasing Khorramshahr and Howaiza, Iranians’ decision-making to continue the war by the strategy of attack to Iraq, being defeated in Ramadan operation’, ‘1982: Having the Preface Valfajr operation, 1st, 2nd and 3rd and not reaching to all goals of Valfajr and Kheybar operations, vast using of chemical arms by Iraq’, ‘1985: Having too many victims in Kheybar operation, army boycott of Iran, more severity of war in towns, economic blockade and adding Iran name in the list of international terrorist countries’.
The main historical-social context of the period is human victims especially among youth which causes great changes in family lives and social, political, economic and cultural conditions.  The approach of the poetry to the point comes to a sub-stream of elegy-writing in Holy Defense which is shown in immense viewpoint (martyr in general) and the minor (martyrdom of friends or relatives).
Increasing military acts of Iran in 1981 and 1982, elegy culminated in quantity and quality, and three layers of ideational, musical and rhetorical levels of, manifested the historical-social context. Its main ideational axis is ‘martyrdom of especial people’; then it is ‘martyr in general’ and ‘horrible events (such as seizing Khorramshahr and Howaiza)’. Two levels of music and rhetoric are also coordinated with these ideas. Therefore elegy-writing has simile with wide angle and a language near to the standard. Weakness of internal and semantic music, not having too verbalization, having declarative verbs and certainty in narration has caused that the transformation of the ideas to reader takes place directly, and meaning-creation and rhetorical figures decreases.
Elegy-writing in the period is dividable into two branches of traditional and modern; however the traditional is dominant. Sonnets and free verses are the most popular forms and the most attending one is Simin-Dokht Vahidi (b. 1933).
So Elegy-writing in Holy Defense comes from an interaction between the context and the text; and the emotional aspect of the Holy Defense poetry which raised in the first years, reinforced during the war and did not end by the end of Holy Defense.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Holy Defense Poetry
  • Elegy-Writing
  • Historical-Social Context

1. مقدمه

شعر دفاع مقدس یکی از جریان‏های شعر معاصر و زیرشاخه‏های شعر انقلاب اسلامی است که با رخداد جنگ عراق علیه ایران و طی ارتباطی تناظری (تأثیر و تأثر) با آن آغاز شد. این جریان با اتمام جنگ، به عنوان یک پدیدة تاریخی، خاتمه نیافته و دهه‏های پس از جنگ را در برگرفته است. بر این اساس، جریان شعری مذکور تحولات چشم‏گیری داشته است که می‏توان بن‏مایة آن را در فرامتن‏های تاریخی و ابعاد مختلف آن جست‏وجو کرد. منظور از فرامتن «مجموعه سازه‏هایی است که گرچه بیرون از متن قرار دارند اما پیوسته با آن در تعامل‏ هستند و مهم‏ترین آن‏ها عبارت‌اند از رسانه‏ها، ارتباط با ملل دیگر، آحاد انسانی، ایدئولوژی، قدرت سیاسی، اقتصاد، حوادث تاریخی و محیط جغرافیایی» (زرقانی، 1391: 24).

تاریخ جنگ عراق علیه ایران، بر اساس شرایط تاریخی و ادبی به دو دوره قابل‌ تقسیم است: دورة نخست، از 1359 تا پایان 1363؛ و دورة دوم، از 1364 تا پایان 1367 (سنگری، 1389: 86 - 89). یکی از فصول مهم شعر دفاع مقدس که به سبب ویژگی‏های خاص، قابلیت بررسی‏ مستقل دارد، آثار سال‏های نخستین جنگ و دورة اول (59-63 هـ.ش) است. فرامتن‏های تاریخی جنگ و ابعاد چندگانة آن، به‌ویژه نظامی و اجتماعی، در شکل‏گیری شعر این دوره نمود بارزی داشته‏ است.

شعر غنایی به عنوان نوع ادبی مسلط بر آثار این دوره، محسوب می‏شود و یکی از گونه‏های عمدة آن سوگ‏سرایی است. سوگ‏سرایی و کیفیت عناصر متنی آن، تحت ارتباطی تناظری با فرامتن ‏تاریخی - اجتماعی «شهادت» است و سه سطح موسیقایی، بلاغی و انگاره‏ای1 (زمینه‏های معنایی - عاطفی و پس‏زمینه‏های فکری ـ فلسفی) آثار، جلوه‏گاه این تأثیرگذاری‏اند.

1-1. بیان مسئله و روش تحقیق

پرسشی که این پژوهش درصدد پاسخ‏گویی به آن برآمده، این است که فرامتن تاریخی بر شکل‏گیری عناصر متنی سوگ‏سرایی، در سال‏های نخستین جنگ (1359-1363)، چه تأثیری داشته است؟ به عبارت دیگر، آیا می‏توان با بررسی عناصر متنی به این نکته دست یافت که این عناصر، تحت ارتباطی تناظری (تأثیر و تأثر) با عناصر فرامتنی شکل‏گرفته‏اند؟

رویکرد پژوهش توصیفی- تحلیلی است و نظریة ساختگرایی تکوینی و آرای لوسین گلدمن[1] (1930-1970م.)، پشتوانۀ نظری آن در بخش تحلیل روابط تناظری متن و فرامتن، است. همچنین در بخش توصیف آثار، در کنار جمال‏شناسی و بلاغت سنتی، از دو مقولة مدالیته (قطعیت لحن) و فرآیند افعال در دستور نقش‏گرای هلیدی[2]  (1925م.) نیز استفاده شده است.

جامعۀ آماری این پژوهش را شعرهایی تشکیل می‏دهد که از شاعران مطرح در فاصلۀ سال‏های 1359-1363 به چاپ رسیده است. منظور از شاعران مطرح (شاعران قله و دامنه) کسانی هستند که یا خود به سبک و سیاق ویژه‏ای در شعر دست یافته‏اند یا آنکه با وجود دنباله‏روی از شیوۀ دیگران، آثاری درخور توجه پدید آورده‏اند. این گروه با استناد به کتاب ادبیات دفاع مقدس (84 -132) نوشتۀ محمدرضا سنگری و به ترتیب تعداد آثار، عبارت‌اند از: سیمین‏دخت وحیدی، پرویز بیگی‏حبیب‏آبادی، موسوی گرمارودی، حمید سبزواری، قیصر امین‏پور، زکریا اخلاقی، ساعد باقری، سیدحسن حسینی، محمدرضا عبدالملکیان، سپیده کاشانی، مشفق کاشانی، یوسفعلی میرشکاک و میرهاشم میری. ناگفته نماند که علاوه بر چاپ مستقل آثار، قرارگرفتن تاریخ سرایش، در بازة زمانی 1359 ـ 1363، معیار عمدة دیگری است که در انتخاب جامعة آماری مورد توجه قرار گرفته است.

1ـ2. اهمیت و ضرورت تحقیق

گسست مطالعاتی میان تاریخ و ادبیات جنگ سبب شد تا پژوهشی بر مبنای بررسی ارتباط ابعاد تاریخی جنگ، به عنوان فرامتن با سوگ‏سرودهای دفاع مقدس، به‏ عنوان متن، صورت بگیرد. و انتظار می‏رود که در خاتمه، گسترة تأثیرگذاری وجوه تاریخی بر شعر دفاع مقدس تبیین شود.

1-3. پیشینۀ تحقیق

از آن‏جا که بررسی ارتباط تناظری فرامتن تاریخی و متن، از رویکردهای نوین در پژوهش‏های ادبی، به‌ویژه تاریخ ادبیات‏نگاری محسوب می‏شود، در ادامه به برخی از پژوهش‏های صورت گرفته در این حوزه، به عنوان پیشینۀ تحقیق، اشاره می‏شود:

نخستین کتاب مستقل فارسی در قلمرو رویکردهای نوین به تاریخ‏ادبیات‏نگاری، نظریة تاریخ ادبیات از محمود فتوحی است که در سال 1387 به چاپ رسید. در همین باره، در سال 1390 سیدمهدی زرقانی کتاب تاریخ ادبی ایران و قلمروی زبان فارسی را با رویکرد اصلی بررسی روند دگردیسی و تکامل ژانرها، به چاپ رساند. این کتاب از نخستین آثاری است که از شیوه‏های نوین تاریخ ادبیات‏نگاری بهره برده است. آنچه مورد توجه زرقانی است تحلیل و بررسی توأمان عوامل درون‏متنی و فرامتنی در یک ساختار منسجم است (زرقانی، 1390: 89). وی در کتاب دیگری با عنوان چشم‏انداز شعر معاصر ایران نیز بر مبنای شیوة مذکور به جریان‏شناسی شعر ایران در قرن بیستم پرداخته است.

با سیری در مواضع پژوهشی شعر دفاع مقدس، پیشینه‏ای مرتبط با بررسی نقش فرامتن تاریخی بر متن، یافت نمی‏شود.  آنچه در دست است ابتدا تحلیل‏هایی متمرکز بر متن و جنبه‏های درون‏متنی و پس از آن، جریان‏شناسی شعر جنگ است؛ از آن جمله‏اند: نقد و تحلیل شعر دفاع مقدس از منوچهر اکبری، شکوه شقایق از ضیاءالدین ترابی، دو کتاب  ادبیات دفاع مقدس و نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس از محمدرضا سنگری، بررسی شعر دفاع مقدس از علی مکارمی‏نیا و مانند آنها.

1-4. چهارچوب نظری: نظریۀ ساخت‏گرایی تکوینی

نظریة ساختگرایی تکوینی که با آرای لوسین گلدمن مورد توجه قرار گرفت، تلفیقی از «بررسی ساختارهای اثر و رابطة آن با ساخت‏های ذهنی» و «تشریح نقش شرایط تاریخی در شکل‏گیری ساختار اثر» است. «ساختار» به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی این رویکرد، به نظامی از اجزای به هم پیوسته اطلاق می‏شود که پیوستگی هر یک از آنها، با  کلیت نظام در رابطه‏ای دوسویه معنا می‏یابد. در واقع، ساختگرایی تکوینی بررسی منش تاریخی ـ اجتماعی دلالت‏های عینی زندگی عاطفی و عقلانی فرد آفریننده است (گلدمن، 1382: 11) و هدف از آن «جهت‏دار کردن واژگان، تلمیحات و حتی صناعات ادبی به‏کار رفته در متن است» (زرقانی، 1390: 92).

این مکتب بیش از دیگر مکاتب نقد ادبی با پژوهش‏های تاریخ محور در شعر دفاع مقدس، همخوانی دارد؛ چراکه علاوه بر بررسی مؤلفه‏هایی از قبیل زندگی‏نامه‏، محیط اجتماعی- فرهنگی و رویدادهای تاریخی؛ به رابطۀ ایدئولوژی و ادبیات نیز توجه دارد و ایدئولوژی را به عنوان انگیزۀ اصلی آفرینش یک اثر هنری به شمار می‏آورد.

2. بحث

تاریخ جنگ عراق علیه ایران، به دو دورة تاریخی (59 ـ 63 و 64 ـ 67) با جریان‏های شعری متمایز قابل‌تقسیم است. سوگ‏سرایی از نخستین سال‏های جنگ آغاز شد و در دورة دوم، به دومین گونة ادبی برجسته در شعر دفاع مقدس تبدیل شد. سوگ‏سرایی (رثا) از خانوادة ادبیات غنایی محسوب می‏شود. ادبیات غنایی «ترجمان تأثرات و احساسات عمیق شخص شاعر و بیان‏کنندة شادی‏ها، غم‏ها و آرزوهای فردی او خصوصاً عشق است» (رزمجو، 1390: 68) و در ادبیات فارسی به صورت عاشقانه‏سرایی‏های زمینی و آسمانی، منظومه‏های داستانی، مناجات‏نامه‏، وصفیات، مدیحه‏، مرثیه‏سرایی و هجو نمودار شده است.

رثا در لغت به معنی «مرده‏ستایی و گریه کردن بر مرده و ذکر نیکی‏های او، هم‏چنین شعر گفتن در باب مرده با اظهار تأسف است و مرثیه نیز نوعی شعر است که به یاد مرده و در ذکر محاسن او و تأسف از مرگ وی سروده می‏شود» (دهخدا، ذیل واژگان). رثا در شعر عرب و ادبیات اروپایی نیز وجود دارد. اعراب از دوران جاهلیت به رثا و مفاخره بیش از دیگر انواع توجه داشتند؛ در اروپا نیز سوگ‏سرایی به زیرشاخه‏هایی تقسیم می‏شود2. مرثیه در شعر فارسی دارای قالب‏های متنوعی است که عبارت‌اند از: قصیده، قطعه، ترجیع‏بند، ترکیب‏بند، غزل، مثنوی، رباعی و دوبیتی.

سوگ‏سرایی به عنوان یک گونة ادبی، از معنای لغوی خود فراتر رفته و دارای دو محور انگاره‏ای است: مرگ افراد خاص (پادشاه، وزیر، رجال علم و ادب، ائمة دین بویژه امام حسین(ع)، نزدیکان و آشنایان و حتی خود سراینده) و بیان آلام و مصائب منِ فردی و اجتماعی (شامل فقدان و تباهی ارزش‏ها، گذشت ایام جوانی، زوال دورة مجد و...) (شمیسا، 1383: 224 - 227 و حاکمی، 1386: 52 -53). بر این اساس، سوگ‏سرایی با عناصر فرامتنی، به‌ویژه اندیشگی و تاریخی، در پیوند است و در یک فضای ارتباطی تناظری با آنها، با اوج و فرودها و رویکردهای متفاوت روبه‏رو می‏شود.

گسترة سوگ‏سرایی از نخستین دوران شعر فارسی (دوران رودکی) آغاز می‏شود و به دوران معاصر می‏رسد (رزمجو، 1390: 116 - 133). شعر دفاع مقدس یکی از جریان‏های شعری معاصر است که سوگ‏سرایی در آن نمود دارد و در دوره‏های مختلف آن دارای مظاهر و فراوانی متفاوت است. در مجموع سوگ‏سرایی، در دورة اول جنگ، حول محور سه رویکرد انگاره‏ای شکل گرفته است که، به ترتیب بسآمد، عبارت‌اند از: «شهادت افراد خاص»، «شهادت در معنای کلی»، «رویدادهای ناگوار در تاریخ جنگ (مانند سقوط خرشهر و هویزه)». سوگ‏سرایی در این دوره شامل 39 اثر است که در ادامه معرفی می‏شوند.

 

جدول 1. سوگ‏سرودها

 

شاعر

قالب

عنوان شعر

رثا

تعداد

بیت/سطر

وزن عروضی

محور تناظری

 

تاریخ سرایش

1

زکریا اخلاقی

غزل کلاسیک

بوسه زد تیغ شهادت بر گلوی تشنة او

7

(فاعلاتن)4

فرامتن‏محور: «برای شهید صدوقی»

اردیبهشت 1362

2

"   "

غزل کلاسیک

نماز نور بخوانید بر جنازة شمع

6

مفاعلن، فعلاتن، مفاعلن، فع‏لن

بافت‏محور

بهمن 1361

3

قیصر امین‏پور

دوبیتی

خندة غنچه

2

مفاعیلن مفاعیلن فعولن

فرامتن‏محور: شهادت افراد (شهید فهمیده)

بازة زمانی مورد بحث

4

"   "

سپید

این سبز سرخ کیست؟

31

...

فرامتن‏محور: «به برادرم رحمن عطوان»

بازة زمانی مورد بحث

5

"   "

نیمایی

مدرسه منهای چهار

19

...

بافت‏محور

شهریور 63

6

ساعد باقری

غزل کلاسیک

تعبیر خون

6

(مفعول فاعلاتن)2

فرامتن‏محور: «تقدیم به شهید دلشاد»

مرداد 1362

7

بیگی حبیب‏آبادی

مثنوی

آوای رود رود

10

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

بافت‏محور

پاییز 1360

8

"   "

مثنوی

بدرود

14

مستفعلن مستفعلن فع

بافت‏محور

پاییز 1360

9

"   "

غزل کلاسیک

پیک پگاهی

6

(فعولن) 4

بافت‏محور

زمستان1361

10

"   "

غزل کلاسیک

حال دل

6

(مستفعلن فاعلاتن) 2

بافت‏محور

بازة زمانی جریان اول

11

"   "

غزل کلاسیک

شراره

7

(مفعول فاعلاتن)2

بافت‏محور

پاییز 62

12

"   "

مثنوی

عبوری ز کربلا

8

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

بافت‏محور

پاییز 1360

13

"   "

غزل کلاسیک

غریبانه

8

(مستفعل مفعولن) 2

بافت‏محور

زمستان 1360

14

"   "

مثنوی

قرار

13

فاعلاتن مفاعلن فع‏لن

بافت‏محور

بهار 1361

15

سید حسن حسینی

سپید

پنج سرود

120

...

فرامتن‏محور: «به یاد شهید جمشید بروجردیان دلاور دیدبان ایستگاه 7»

بازة زمانی مورد بحث

16

حمید سبزواری

چهارپاره

برای شهید راه قرآن، مصطفی چمران

46

مستفعلن (3)، فع

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

تیر 60

17

"   "

غزل کلاسیک

آن‏جا که غزل رنگ شفق گیرد

12

(مفاعیلن4)

بافت‏محور

29/10/63

18

"   "

غزل کلاسیک

در حسرت خون تذروان

11

(مفاعیلن 4)

فرامتن‏محور: بنی‏صدر

«آن‏گاه که بنی‏صدر با سخنان زهرآگین و اعمال خائنانه، کمر به محو جمهوری اسلامی بسته بود، سروده شد»

4/ 7/ 1359

19

"   "

غزل کلاسیک

ورقی دیگر، بر دفتر عاشورا

12

(مفعول مفاعیلن2)

بافت‏محور

مهر 59

20

"   "

قصیده

مرد حماسه‏ها رفت

44

مفعول فاعلات مفاعیلن

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

3/4/60

21

محمدرضا عبدالملکیان

سپید

حماسة چهارده‏ساله

89

...

بافت‏محور

آذر 61

22

سپیده کاشانی

سپید

چمران، شمعی در محراب و شمشیری در سنگر

103

...

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

بازة زمانی مورد بحث

23

مشفق کاشانی

قصیده

اشک و آهن

10

مفاعلن، فعلاتن، مفاعلن، فع‏لن

فرامتن‏محور: «به روان پاک شهید دکتر چمران»

بازة زمانی مورد بحث

24

موسوی گرمارودی

سپید

چمران

17

...

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

1/4/60

یک روز پس از شهادت

25

"   "

قصیده

شهید چارمردان

15

مفعول فاعلات مفاعیلن

فرامتن‏محور: شهادت افراد

(در سوگ دلاور نستوه شهید سید عبدالله برقعی قمی)

اردیبهشت 61

26

"   "

مثنوی

خرمشهر

24

(فعولن3)، فعل

فرامتن‏محور: سقوط خرمشهر

«اندکی پیش از آزادی خرمشهر»

1361

27

"   "

مثنوی

شهر شهید ما، هویزه

24

(مستفعلن3) فع

فرامتن‏محور: شهر هویزه

1360

28

"   "

مثنوی

شهیدان لالة باغ بهشتند

13

مفاعیلن مفاعیلن فعولن

فرامتن‏محور: شهادت افراد (بقایی بهبهانی)

«در سوگ شهید دکتر بقایی بهبهانی»

1361

29

یوسفعلی میرشکاک

سپید

سکر و سایه

24

...

بافت‏محور

بازة زمانی مورد بحث

30

میرهاشم میری

سپید

لقای یار

31

...

فرامتن‏محور: شهادت افراد

«سوگ‏سرودی برای شهید جلال محقق»

18/6/60

31

سیمین‏دخت وحیدی

رباعی

آتش نمرود

2

مفعول، مفاعیل، مفاعیلن، فع

فرامتن‏محور:

شهادت افراد (چمران)

بازة زمانی مورد بحث

32

"   "

رباعی

ـ

2

مفعول، مفاعیل، مفاعیلن، فع

فرامتن‏محور: سقوط خرمشهر

بازة زمانی مورد بحث

33

"   "

غزل کلاسیک

ای مرد آفتابی مشرق!

11

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

«تقدیم به روح سرافراز سردار خوبی‏ها، شهید دکتر مصطفی چمران»

بازة زمانی مورد بحث

34

"   "

غزل کلاسیک

پر از شجاعت و ایمان

 

13

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

«تقدیم به روح سرافراز مجاهد بزرگ اسلام، شهید دکتر مصطفی چمران»

بازة زمانی مورد بحث

35

"   "

رباعی

چمران 1

2

مفعول، مفاعیل، مفاعیلن، فع

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

بازة زمانی مورد بحث

36

"   "

رباعی

چمران 2

2

"

فرامتن‏محور: شهادت افراد (چمران)

بازة زمانی مورد بحث

37

"   "

غزل کلاسیک

داغ لاله‏ها

7

(مفتعلن مفاعلن)2

بافت‏محور

1363

38

"   "

غزل کلاسیک

در سوگ گل‏های بهاریمان

9

فاعلاتن مفاعلن فع‏لن

بافت‏محور

1363

39

"   "

قصیده

شهید نوجوان

  16

فعولن (4)

بافت‏محور

1361

 

با توجه به جدول بالا درمی‏یابیم که 22 اثر از سوگ‏سرودها فرامتن‏محور است. این تأثیرپذیری از فرامتن تاریخی (1359-1363) و ابعاد آن در سوگ‏سرایی، به عنوان یکی از گونه‏های شعر دفاع مقدس، طبیعی می‏نماید؛ زیرا علت وجودی شعر دفاع مقدس رخداد جنگ عراق علیه ایران است و سوگ‏سرایی در این دوره برآمده از نتایج فرامتن تاریخی ـ نظامی در سطح اجتماعی است.

2ـ1. گفتارهای فرامتنی

2ـ1ـ1. فرامتن تاریخی ـ نظامی

یکی از ابعاد برجستة فرامتن تاریخی که در شعر دفاع مقدس تأثیر بسیار دارد، فرامتن تاریخی ـ نظامی است که رویدادهای جریان جنگ را دربرمی‏گیرد. فرامتن مذکور، در سال‏های مورد نظر، به شرح زیر است3:

□ نیمة دوم سال 1359: اول مهر 1359 تاریخ رسمی آغاز جنگ عراق علیه ایران است که طی آن با حملات هوایی و پیشروی زمینی عراق، بسیاری از شهرها و مناطق غرب و جنوب‏غرب ایران به تصرف یا محاصرة نیروهای عراق درآمد. از آن جمله است خرمشهر، هویزه، بستان، سوسنگرد، آبادان و... . در این سال برای ایران هیچ‌گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین‌های اشغالی به دست نیامد؛ کشور در بحرانی سیاسی ـ امنیتی قرار گرفته بود و تنها کامیابی آن، آزادسازی مناطقی چون دهلاویه، شهر نوسود و منطقة کرخه‏کور (نور) بود.

□ سال 1360: این سال را که با عزل بنی‏صدر از سمت ریاست جمهوری همراه است، می‏توان آن را سال «عملیات‏ ایران» نامید که طی آن ایران با اجرای حدود 31 عملیات کوچک و بزرگ، موفق به آزادسازی مناطق اشغالی از جمله آبادان، بستان و توابع آن و نیز تصرف تنگة چزابه شد.

□ سال 1361: این سال در تداوم سیاست‏های سال 60، سال عملیات‏ و پیروزی‏های بزرگ ایران است که از آن جمله می‏توان به عملیات فتح‏المبین و بیت‏المقدس اشاره کرد که منجر به آزادسازی خرمشهر و هویزه شدند. این زمان است که تصمیم‏ تداوم جنگ با استراتژی ورود به خاک عراق اتخاذ می‏شود و در راستای آن یک شکست در عملیات رمضان و پیروزی در دو عملیات محدود مسلم بن عقیل و محرم نصیب ایران شد.

□ سال 1362: از سال‏های دشوار در دورة اول جنگ محسوب می‏شود که طی آن نتیجة روشنی برای نیروهای ایرانی حاصل نشد و تنها استراتژی ایران، حفظ روحیة تهاجمی و تداوم حرکت‏های نظامی از طریق انجام عملیات‏های محدود و گسترده در جبهة میانی و شمالی بود؛ از آن جمله‏اند: عملیات والفجر مقدماتی، والفجر 1، 2 و 3. محقق نشدن تمامی اهداف عملیات والفجر و خیبر از یک‏سو و استفادة گستردة رژیم عراق از سلاح‏های شیمیایی که زمینه‏ساز برتری عراق در این برهة زمانی شد. جنگ برای ایران در سال 1362 به روندی فرسایشی پشت دیوار دفاعی عراق تبدیل شد.

□ سال 1363: این سال را می‏توان سال تشدید فشار بر ایران نامید. میزان بالای تلفات در عملیات خیبر و تحریم تسلیحاتی به رکود استراتژیک ایران انجامید. عملیات والفجر 7 و 8 اجرا نشد و عملیات بدر به عقب‏نشینی ختم شد. جنگ شهرها نیز دامنة گسترده‏ای یافته بود. علاوه بر این  انفجار مقر امریکایی‏ها در بیروت، توسط حزب‏الله لبنان، طرح تشدید فشار بر ایران را، برای ممانعت از دست‏یابی به پیروزی، به یکی از محورهای سیاست خارجی امریکا تبدیل کرد که به مواردی از جمله حمایت از عراق در حمله به خارک و نفت‏کش‏های ایرانی، محکومیت ایران در حمله به کشتی‏های کویت و عربستان از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد، محاصرة اقتصادی، جلوگیری از ورود سلاح به ایران و افزوده شدن نام ایران در فهرست کشورهای یاری‏رساننده به تروریسم بین‏المللی انجامید.

2ـ1ـ2. فرامتن تاریخی ـ اجتماعی

جنگ به عنوان یک پدیدة تاریخی زمان‏مند و مکان‏مند دارای ابعادی فراتر از تاریخ است و دامنة تأثیر و تأثر آن، دیگر ابعاد زندگی انسانی را در برمی‏گیرد؛ از آن جمله بعد اجتماعی است. به عبارت دیگر جنگ یک تعارض بزرگ است که هیچ‏یک از جنبه‏های زندگی یک جامعه در رویارویی با آن، سالم و کامل نیست و تمامی ابعاد آن دچار تغییر و دگرگونی می‏شوند (کاپلو و ونسن، 1389: 44). این تغییرات که پیامدهای جنگ قلمداد می‏شوند و دارای انواع فیزیکی و غیرفیزیکی‏اند، از دیدگاه جامعه‏شناسی به دو بخش مثبت4 و منفی تقسیم می‏شود. پیامدهای منفی جنگ از پیامدهای مثبت آن گسترده‏تر است، و مواردی از آن عبارت‌اند از:

ـ بروز عوارض روانی ناشی از قرار گرفتن عموم افراد یک جامعه در جریان جنگ؛

ـ رشد آماری مرگ و میر، به‌ویژه در قشر جوان جامعه، فزونی خانواده‏های بی‏سرپرست و رویارویی جامعه با پیامدهای عاطفی، اجتماعی و اقتصادی آن (میرزایی میانه، 1390: 150 ـ 152).

بر این اساس، فرامتن‏های تاریخی- اجتماعی که سوگ‏سرایی بیش از همه تحت ارتباط تناظری با آن، شکل گرفته است عبارت است از «شهادت افراد» و عوارض روانی جامعة ایرانی در رویارویی با آن.

2ـ1ـ2ـ1. شهادت افراد

یکی از پیامدهای تاریخی - اجتماعی جنگ تأثیرات آن بر جمعیت است و بر اساس آن جمعیت جامعه به شدت تعدیل می‏گردد؛ میزان مرگ و میرها به شدت افزایش می‏یابد و از میزان موالید کاسته می‏شود. یکی از زیان‏های مستقیمی که به یک جامعة در حال جنگ می‏رسد، مرگ جمعیت جوان است که بطور عموم نیروی عمدة رزمی را تشکیل می‏دهند (شایان‏مهر، 1391: 170 - 173). بنابراین، تلفات انسانی یکی از پیامدهای منفی جنگ است که گسترة آن لایه‏های نظامی، اجتماعی، اقتصادی و عاطفی یک کشور را در برمی‏گیرد و هر یک از این سطوح از منظر خود به این عارضه می‏نگرد و آن را تحلیل می‏کند. شعر دفاع مقدس نیز از رویکرد عاطفی و تاریخی ـ اجتماعی به این مقوله می‏پردازد و آن را دست‏مایة سوگواری ادبی (رثا) قرار می‏دهد.

بر این اساس، شهادت افراد، به عنوان فرامتنی تاریخی - اجتماعی، در شعر این دوره مورد توجه است و سوگ‏سرایی از دو منظر کلان و خرد به آن می‏نگرد؛ در سطح کلان به شهید در معنای عام پرداخته می‏شود و در معنای خُرد، شهیدی خاص مدنظر قرار می‏گیرد که معمولاً یا از افراد برجسته و مشهور است و یا از دوستان و آشنایان شاعر. یکی از افراد برجسته‏ای که شهادتش از فرامتن‏های عمدة سوگ‏سرایی قلمداد می‏شود، مصطفی چمران (1311- 1360) است. وی که تصدی وزارت دفاع را در کارنامة سیاسی خود دارد، به عنوان بنیان‏گذار ستاد جنگ‏های نامنظم (چریکی یا پارتیزانی) در جنگ تحمیلی شناخته می‏شود. چمران در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ هنگام معرفی و توجیه فرماندة جدید محور دهلاویه، در خط مقدم جبهه، بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیة سر مجروح و حین انتقال به اهواز شهید شد. شهید چمران در سوگ‏سرودهای این دوره بیش از دیگر شهیدان مورد توجه گرفته، تا آن‏جا سوگ‏سرودهای بسیاری، یک روز پس از شهادت وی، منتشر شد (ر.ک: جدول 1).

2ـ2. بررسی‏های متنی

سوگ‏سرایی در این دوره بیش از همه در قالب غزل نمود دارد و با وجود پراکندگی تاریخ سرایش آثار طی دورة مورد بحث، تمرکزسرایش‏ها بر دو سال 60 و 61 است که از سال‏های نخستین جنگ محسوب می‏شوند.

 

 

نمودار (1). فراوانی سوگ‏سرودها به تفکیک تاریخ سرایش (دورة اول)

 

این جهش آماری، فرضیة تأثیرپذیری سوگ‏سرایی را از فرامتن تاریخی تقویت می‏کند. اجرای چند عملیات بزرگ از ویژگی‏های تاریخی - نظامی این دوره است که عبارت‌اند از: «ثامن‏الأئمه»، «طریق‏القدس»، «فتح‏المبین»، «بیت‏المقدس» و «رمضان». هرچند این عملیات‏ها به آزادسازی مناطق عمدة اشغالی (مانند آبادان، خرمشهر، بستان، هویزه و...) انجامیدند، شهادت افراد در اثنای آن، امری اجتناب‏ناپذیر بود که جامعة ایران به تازگی با آن روبه‏رو می‏شد. همین امر سبب تمرکز سوگ‏سرایی بر سال‏های 60 و 61 می‏شود.  این فراوانی تسلط بُعد احساسی را در دورة نخستین شعر جنگ نشان می‏دهد. فراوانی قالب غزل نیز گواهی بر این مدعاست؛ چراکه قالب مذکور بیش از دیگر قالب‏ها ظرفیت بیان احساسات و عواطف را دارد. قالب‏های دیگر یا با انگاره‏های قراردادی روبه‏رو هستند، مانند مثنوی که روایت‏گر است و قصیده که بر مبنای مخاطب‏محوری شکل‏ می‏گیرد، یا محدودیت طولی و وزنی دارند، مانند دوبیتی و رباعی. از این رو، غزل که در شعر معاصر و تحت تأثیر شعر نو، از بسیاری از تنگناهای شعر کلاسیک رها شده است (شمیسا، 1386الف: 201 - 202 و بشیری، 1390: 113 - 122)، می‏تواند قالبی مناسب برای انگارة رثا باشد؛ همچنین است قالب شعری سپید که پس از غزل بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است.

ذکر نام 13 تن از شاعران این دوره به عنوان سرایندگان سوگ‏سرودها، توجه عمومی به سوگ‏پردازی را نشان می‏دهد. در این میان سهم سیمین‏دخت وحیدی (1312هـ.ش)، با 9 اثر، بیش از دیگر شاعران است. این که یک شاعر زن، سردمدار زیرژانر سوگ‏سرایی است می‏تواند دلیلی باشد برای تسلط بُعد احساسی بر این زیرژانر، که موجب حضور پررنگ شاعر زن در مرثیه‏سرایی شده است. در ادامه سهم هر یک از شاعران مطرح در این دوره و نیز قالب‏های شعری نشان داده می‏شود.

                               

                                          

نمودار (2). مرثیه‏ سرایان                                                

  نمودار (3). قالب‏های مرثیه

بنابراین، مرثیه‏ها به دو شاخة سنت‏گرا و نوگرا قابل‌تقسیم‏اند، هرچند که غلبه با سنت‏گرایی در فرم است. سوگ‏سرایی در سه سطح زیر قابل بررسی است.

الف ـ سطح موسیقایی

از آن‏جا که بیشترین سوگ‏سرودها در قالب‏های کلاسیک سروده شده‏اند (31 اثر از مجموع 39)، زیرژانر رثا از موسیقی بیرونی غنی برخوردار است. تنوع بحرهای عروضی نشان‏ می‏دهد که سوگ‏سرودها با محدودیت موسیقایی مواجه نبوده‏اند و در بحرهایی مانند هزج، مضارع، رجز، متقارب و مانند آنها سروده شده‏اند. بیشترین فراوانی در این مورد به بحرهای مضارع و هزج (هر کدام 6 اثر) تعلق دارد و در مجموع 19 اثر دارای وزن جویباری5، ملایم و کم‏تحرک‌اند، که با اقتضائات سوگ‏سرایی متناسب می‏نماید.

لایة موسیقی کناری بر مبنای قافیه و ردیف ایجاد می‏شود. بسآمد قالب‏های سنتی در زیرژانر رثا وجود قافیه را تضمین می‏کند و رعایت ردیف در 21 اثر شامل (غزل، قصیده و رباعی) مکمل موسیقی کناری محسوب می‏شود. افزون بر قالب‏های سنتی، سوگ‏سرودهای نو نیز در پاره‏ای موارد از قافیه و ردیف استفاده کرده‏‏اند که فراوانی آنها عبارت است از قافیة سنتی با 47 مورد و قافیة نو6 (از نوع واژگان مشترک در حرف/ حروف آخر) با 78 مورد. بسآمدهای مذکور در قالب‏های سنتی و نو، اگرچه بر استفاده از ابزار موسیقی‏ساز در زیرژانر رثا دلالت می‏کند، در لایة زبانی و ترکیب‏سازی تأثیری ندارد. فراوانی ردیف‏های فعلی، زمینه‏ را برای ترکیب قافیه و ردیف در محور هم‏نشینی و نیز تصویرسازی در محور جانشینی فراهم نمی‏کند. از این رو، هر یک از ابیات با انطباق بر ساختار معیار زبان به یک فعل منتهی می‏شود و سیر ذهنی از اثر به معنا، در هر بیت منقطع می‏شود.

موسیقی داخلی در زیرژانر رثا برآمده از تکرار (با 226 مورد) است و تسجیع و تجنیس (با 45 و 56 مورد) بسآمد بالایی ندارند. بنابراین، تنها ابزار موسیقی‏ساز در این لایه، انواع تکرار است که بخشی از آن از زیرشاخه‏های سنتی تکرار فراتر رفته و با هیئتی جدید در سوگ‏سرودها بروز یافته‏اند؛ از آن جمله است تکرار کلیدواژه‏ها و عبارت‏های محوری انگاره‏ای (با 111 مورد و 11/49 درصد) در طول یک واحد شعری که در القای انگاره به خواننده مؤثر است؛ برای نمونه، واژة «کوچک» در شعر «حماسة چهارده‏ساله» 10 بار تکرار شده است. این تکرار برای تأکید بر سن پایین شهید و نوجوانی اوست که با این روش به ذهن خواننده القا می‏شود. هم‏صدایی و تکرار عبارت در محور عمودی شعر نیز از دیگر مظاهر تکرار در مرثیه است که هم در نوسروده‏ها و هم در آثار سنتی نمود دارد. در ادامه نمونه‏هایی از مطالب بالا می‏آید:

□ تکرار در گسترة یک بیت

ـ هم‏صدایی: بزرگ‏مردِ خردمندِ مُلکِ ایران بود/ که مردِ دانش و تقوی و علم و ایمان بود (وحیدی، 1381: 93)

□ تکرار واژه و عبارت در گسترة یک شعر

ـ آن سبز، با سخاوت خورشید/ بخشید هر چه داشت/ جز آن لباس سبز.../ او را چنان که خواست/ با آن لباس سبز بکارید/ تا چون همیشه سبز بماند/ تا چون همیشه سبز بخواند/ او را وقتی که کاشتند/ هم سبز بود هم سرخ (امین‏پور، 1390: 381)

موسیقی معنوی در زیرژانر رثا تقویت نشده است و ابزارهای سازندة آن نمودی ندارند. در این میان تلمیح (44 مورد)، تضاد (34 مورد) و مراعات‏النظیر (30 مورد) سه عاملی هستند که اگرچه بسآمد بالایی ندارند، در مقایسه با دیگر عوامل، بیشترین فراوانی را در اختیار دارند. عمده‏ترین محور تلمیح شامل مقوله‏های تاریخی از جمله تاریخ اسلام (16 مورد و 36/36 درصد) و تاریخ انبیا (6 مورد و به‌ویژه گلستان شدن آتش بر ابراهیم(ع)) است. از این رو، تقریبی هویتی میان شهدا و بزرگان دینی برقرار می‏شود که در راستای فرامتن اندیشگی این دوره ایجاد شده و عبارت است از فرامتن «تقدیس امر دفاع» و به تبع آن ارتقای مقام کشتگان تا جایگاه شهید که در فرهنگ‏های دینی بسیار ارزشمند است.

ـ می‏خواست ابراهیم سوزد، خویشتن سوخت (موسوی گرمارودی، 1389: 49)

ـ معراج مردان را/ قامت بستی به زخم حسین/ در ظهر عاشورا (حسینی، 1391: 65)

زیرژانر رثا از منظر مباحث موسیقایی دارای دو قطب ضعیف و قوی است که تمایل آن را به انتقال صریح معنا و دوری از زیبایی‏آفرینی معنایی نشان می‏دهد.

 

قطب قوی

موسیقی بیرونی و کناری

 

 

قطب ضعیف

موسیقی داخلی و معنوی

 

 

نمایه (1): لایه‏ های موسیقایی

                                           

 

ب ـ سطح بلاغی

بیان مسلط بر زیرژانر رثا، بیان تشبیهی است که با 126 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است و از میان انواع آن اضافة تشبیهی با 84 مورد (66/66 درصد) در جایگاه نخست قرار می‏گیرد و تمایل سوگ‏سرایی را به ترکیب‏سازی نشان‏ می‏دهد.

تشبیه هستة اصلی و مرکزی اغلب خیال‏های شاعرانه است و مایه گرفته از شباهتی است که نیروی تخیل شاعر در میان اشیا کشف می‏کند (پورنامداریان، 1390: 214). در برقراری ارتباط تشابهی، هر اندازه رابطة طرفین تشبیه از ذهن دورتر باشد، ساختار به‌دست‌آمده دارای ارزش هنری بیشتری است؛ زیرا ذهن خواننده برای دریافت آن از تخییل کمک می‏گیرد و معنا به صورت غیرمستقیم انتقال می‏یابد. بر این اساس، می‏توان تشبیه را از جمله ابزارهای تخییل در محور افقی شعر دانست. از میان انواع تشبیه، تشبیه بلیغ به دلیل حذف وجه شبه بیش از انواع دیگر، تقویت‏کنندة وجه تخییل است و تأکید بیشتری بر همانندی طرفین تشبیه در آن احساس می‏شود (پورنامداریان، 1390: 447 و 221)؛ اضافة تشبیهی شکل فشردة آن است.

گرایش سوگ‏سرایی در این دوره به تشبیه، با سطح انگاره‏ای هم‏سو می‏نماید. چرا که تبیین وجوه مختلف شخصیتی متوفی، از طریق توصیف، یکی از زیرانگاره‏های سوگ‏سرایی است و برای این منظور تشبیه ابزار مناسبی می‏نماید. به تبع این رویکرد، زاویة تشبیه (رابطة تشابهی میان دو طرف) در سوگ‏سرایی‏های این دوره باز و دورا ذهن نیست و خواننده به‌راحتی آن را کشف می‏کند. بر این اساس، بسآمد تشبیه، کارکردی در راستای تقویت تخییل ندارد. 126 ساختار تشبیهی در زیرژانر رثا به دو بخش تقریباً مساوی قابل‌تقسیم‏اند: 64 تشبیه حسی به حسی و 62 تشبیه حسی به عقلی. فراوانی تشبیه حسی به حسی برآمده از نگاه برون‏گرا، ابژکتیو و یکی از ویژگی‏های سبک خراسانی است که در شعر معاصر رویکردی نو به آن نشده است(شمیسا، 1385: 74 - 75). تشبیه عقلی به حسی نیز از رایج‏ترین انواع تشبیه است که طی آن برای تقریر حال مشبه عقلی از مشبه‏به حسی استفاده می‏شود تا از این طریق ذهنیات به محسوسات نزدیک و بهتر درک شوند (شمیسا، 1385: 75 - 76)، این نوع از تشبیه اگرچه در کارکرد تبیینی ساختارهای همانندی اهمیت دارد، اما کارکرد ادبی آن را دچار اختلال می‏کند؛ حرکت ذهن در تشبیه عقلی به حسی از درون به بیرون است؛ انتقال ذهنی از قطب تخییل به قطب واقعیت صورت می‏گیرد و از ظرفیت ابهام‏آفرینی تشبیه می‏کاهد. کثرت استعمال ساختار مذکور در ادبیات فارسی نیز موجب محدودیت نوآوری، استفاده از ساختارهای مکرر و مشابه شده است.

دایرة واژگانی که مشبه‏به از آن انتخاب می‏شود نیز می‏تواند «جهان‏بینی، شخصیت و محیط هنرمند» و دنیای درونی و روحی سراینده را آشکار کند (شمیسا، 1385: 73). در زیرژانر رثا، دایرة واژگانی عناصر طبیعت، بیشترین بسآمد را با 83 مورد از مجموع 126 مورد در اختیار دارد. این فراوانی علاوه بر تقویت برون‏گرایی اثر، که پیش از آن مطرح شد، سبب برخورداری فضای شعر از وسعت و زیبایی طبیعت می‏شود، هر چند که به دلیل کاربرد بسیار، در آشنایی‏زدایی نقشی ندارد (پورنامداریان، 1390: 232). از جمله نمونه‏های اضافی (فشردة) آن عبارت‌اند از: «جوهر خون»، «خورشید عشق»، «بهار سینه»، «گل خون»، «باران کلام»، «گلشن آزادی» و مانند آنها. در این میان، تمامی عناصر منتخب از طبیعت، دارای بن‏مایة معنایی مثبت هستند، به جز یک مورد، که در راستای زیرانگارة سرزنش مرگ، از ترکیب «گرگ اجل» استفاده شده است و گرگ که از دایرة واژگانی عناصر طبیعی است، کارکردی منفی دارد.

ـ شیری اسیر گرگ اجل گردید (سبزواری، 1389: 165)

نکتة پایانی در این‏باره نوآوری در پردازش روابط تشابهی میان طرفین تشبیه است که اگرچه در زیرژانر رثا عمومیت ندارد، اما در محدودة سبک شخصی دو تن از شاعران مطرح در این دوره چشم‏گیر است. زکریا اخلاقی (1341هـ.ش) و پس از آن سیدحسن حسینی (1335 - 1383هـ.ش) دست به نوآوری‏هایی در تشبیه زده‏ و با برقراری روابط تناظری میان دیگر اجزای کلام، نوگرایی را از محور هم‏نشینی به محور جانشینی گسترش داده‏اند. این امر  می‏تواند نتیجة «تحول کلی در شالودة افکار و تغییر زاویة دید حاصل از آن» و «سرشت فرهنگی - ذهنی سراینده» (پورنامداریان، 1390: 215) باشد. زکریا اخلاقی بیشترین سهم را در این مقوله به خود اختصاص داده است. در ذیل نمونه‏ای از مقولة مذکور می‏آید:

ـ ز خون تازة منصور ما به چوبة دار/ جوانه‏های أناالحق هماره می‏جوشد (اخلاقی، 1378: 33)

استفاده استعاره‏گونه‏ها و اسطوره‏گرایی به تبع قوت تصریح، فراوانی چشمگیر ندارد. تنها 11 مورد نماد و یک مورد استفاده از قاف، که از عناصر اساطیری ایرانی است، گسترة بهره‏گیری از ابزارهای توسع معنایی را تشکیل می‏دهد. نکتة قابل‌ذکر استفادة نمادین در دو مورد از نام شهید چمران است که فرامتن تاریخی ـ اجتماعی شهادتش یکی از زیرجریان‏های انگاره‏ای در این دوره محسوب می‏شود.

ـ خرم کسی که در گذر ایام/ چمران به عرصه آمد و چمران رفت (سبزواری، 1389: 168)

سوگ‏سرایی، از منظر بسط کلام، دارای مساوات (تساوی لفظ و معنا) است7 و بر این اساس در تبیین جملات، به لفظ و معنا، به یک اندازه پرداخته می‏شود و هیچ‏یک بر دیگری غلبه ندارد. این ویژگی با میزان گستردگی طولی آثار نیز در ارتباط است. قرار گرفتن قالب‏ رباعی و غزل (متمایل به ایجاز) و قصیده و نو (متمایل به اطناب) در کنار هم به مساوات در سوگ‏سرایی انجامیده است، به گونه‏ای که میانگین ابیات/ سطرها در کل زیرژانر، عدد 20 را نشان می‏دهد. بنابراین، سوگ‏سرایی در این دوره هم در محور عمودی و هم در محور افقی داری تساوی میان لفظ و معناست. این در حالی است که مساوات در ادبیات چندان مورد توجه نیست؛ چراکه هدف از خلق آثار ادبی، التذاذ هنری است که یا در ایجاز و با ابزار تخییل حاصل می‏شود یا در اطناب از طریق تکرارها و تصاویر گونه‏گون. از این رو، مساوات از ویژگی‏های سبک‏ عادی و روزمره یا سبک‏های غیرادبی (مانند تاریخی و تعاریف علمی) محسوب می‏شود (شمیسا، 1386: ب 192). به تبع تساوی مذکور، میان جملات تک‏معنایی و جملاتی که دارای اغراض ثانوی هستند نیز تساوی تقریبی برقرار است. به این ترتیب که از مجموع 674 جمله در زیرژانر رثا  353 جمله، تک‏معنایی و 321 جمله دارای اغراض ثانوی هستند و گرایش معنایی آن را می‏توان گزاره‏ای - استنتاجی8 نامید. هرچند که غلبه با بسآمد جملات تک‏معنایی و تمایل به صریح‏سرایی است. در بررسی اغراض ثانوی جملات بیشترین فراوانی به جملات خبری (با 237 مورد)، سپس به جملات امری (با 54 مورد) و پرسشی (با 30 مورد) اختصاص دارد.

 

 

جدول (2). تنوع و فراوانی اغراض ثانوی جملات

انواع جملات

خبری

امری

پرسشی

مجموع

امر

نهی

اغراض ثانوی

تأثر و اندوه

مفاخره

تعظیم

تمنا، تقاضا و آرزو

ارشاد، ترغیب و تشویق

تشویق

یأس

تعجب و حیرت

تعظیم

بی‏تابی

بیان تردید همراه با آروز

 

 

321

فراوانی

158

41

38

33

16

5

16

7

5

1

1

فراوانی کل

237

54

30

درصد

83/73

82/16

34/9

100

 

با توجه به جدول بالا بیشترین بسآمد، در اغراض ثانوی جملات، به «اظهار تأثر و اندوه» تعلق دارد. این فراوانی با سطح انگاره‏ای هم‏سوست چرا که سوگ‏سرایی نوعی اظهار تأسف و اندوه از واقعة درگذشت افراد یا شرایط نامطلوب است. مفاخره و تعظیم نیز از برافزوده‏های پژوهش به اغراض ثانوی جملات خبری است که اگرچه از برشمرده‏های شیمسا در کتاب معانی نیست9، اما نمونه‏هایی از آن در آثار یافته و منظور شد. در ادامه نمونه‏هایی از موارد مذکور می‏آید:

□ اظهار تأثر و اندوه: گذشت آن‏که دل از نور عشق روشن کرد (مشفق کاشانی، 1388: 78)

□ مفاخره: مرا نیست بیمی ز توفان و از موج/ که دامان دریا بود بستر من (وحیدی، 1381: 163)

□ تعظیم: خشونت در بازوانش به استراحت می‏نشست/ تا راست‏تر بایستد (موسوی گرمارودی، 1389: 127)

زبان در آثار مورد بررسی دارای عملکرد احساسی10 است و در آن به بیان احساسات و نقطه‏نظرها پرداخته می‏شود. ساختار نحوی آن منظم است و با نحو معیار انطباق دارد. ابیات به فعل ختم می‏شوند وتعداد 977 فعل در آثار وجود دارند. از این میان بیشترین بسآمد به فعل مضارع با 560 مورد تعلق می‏گیرد.

 

جدول (3). تنوع و فراوانی افعال

تمرکز زمانی

گذشته

حال

آینده

مجموع

زیرمجموعه‏های فعلی

ساده

نقلی

استمراری

بعید

التزامی

اخباری

التزامی

امر11

فراوانی

242

1064

19

5

2

478

82

80

5

977

فراوانی کل

332

640

5

977

درصد

98/33

50/65

51/0

100

 

با توجه به جدول بالا بُعد زمانی زیرژانر رثا ابتدا بر زمان حال تمرکز دارد و پس از آن، با فاصلة زیاد آماری، به زمان گذشته پرداخته شده است. نظام زمانی مذکور با سطح انگاره‏ای در ارتباط است. زیرژانر رثا دارای دو محور عمدة انگاره‏ای است. ابتدا شرح اندوه و آلام است. این اندوهناکی و تأثر پس از درگذشت فرد یا رویدادی ناخوشایند ایجاد می‏شود و گسترة زمانی آن در اکنون و حال است. از این رو، فراوانی افعال مضارع در راستای تبیین انگارة مذکور نمودار شده است. محور دوم، توصیف ابعاد شخصیتی فردِ درگذشته یا شرایط مطلوب ناپایداری است که هر دو به زمان گذشته تعلق دارند؛ ازاین رو، برای تبیین آن از انواع ماضی استفاده می‏شود.

ـ تو خون دادی که تا خون‏ها بجوشد (موسوی گرمارودی، 1389: 58)

به تبع فراوانی‏های مذکور وجه اخباری بیشترین بسآمد را در اختیار دارد و با اختصاص 813 مورد وجه غالب سوگ‏سرایی را تشکیل می‏دهد. غلبة وجه اخباری سبب تمایل زاویة دید سراینده به قطعیت ذهنی و القای آن از طریق پردازش انگاره‏ای می‏شود. بن‏مایة قطعیت به نگرش اثباتی12 می‏انجامد که متعاقب آن حکم‏‏های ارزشی و قضاوت‏هایی برآمده از جهان‏بینی سراینده، در آثار نمودار می‏شود. القای قطعیت در پردازش انگاره و تأثیرگذاری آن مؤثر است؛ زیرا سوگ‏سرایی به بیان احساسات سراینده تعلق دارد که خود نسبت به آن تردیدی ندارد؛ زیرا احساسات و به‏طور خاص اندوه، از امور ذاتی انسان و ادراک آن بی‏واسطه و یقینی است. بر این اساس، قطعیت از ذهن سراینده به ذهن خواننده منتقل می‏شود و پذیرشِ بی‏تردید آن صورت می‏گیرد. نمودار زیر پیوستار مذکور را نشان‏ می‏دهد:

 

 

 

 

نمایه (2). نسبت قطعیت ذهنی با ادراک و انتقال انگارة حسی

 

نکتة دیگر شخص و شمار افعال است که چگونگی نظام آن با محورهای انگاره‏ای مذکور در ارتباط است. 611 فعل سوم شخص (554 مفرد و 57 جمع)، 185 فعل دوم شخص ( 178مفرد و 7 جمع) و 181 فعل اول شخص (166 مفرد و 15 جمع) نشان‏دهندة آن است که افعال در سوگ‏سرودها، بیش از همه، در ارتباط با فرد درگذشته یا شرایطی ناخوشایند، تحت لوای سوم شخص، به کار رفته‏اند و سراینده به آن در مقام غایب می‏پردازد. پس از آن، دوم و اول شخص قرار می‏گیرند که با یکدیگر فاصلة آماری ناچیز دارند؛ در دوم‏شخص‏ها فردِ درگذشته در جایگاه مخاطب قرار می‏گیرد و در بخشی دیگر از آثار، اول شخص، محور توصیف یا خطاب واقع می‏شود. نکتة دیگر فراوانی افعال مفرد است که موجب می‏شود گسترة تخاطبی و توصیفی در روایت، محدود شود و زاویة دید در آن منحصر به مواردی خاص باشد. از این رو، نمی‏توان بن‏مایة سوگ‏سرایی را به موارد غنایی دیگر تعمیم داد و تفسیر کرد.

در بررسی فرآیند نقش‏گرای13 افعال بیشترین فراوانی به کارکرد مادی (با 433 مورد)، رابطه‏ای (263 مورد؛ 245 مورد شناسایی و 18 مورد توصیفی) تعلق دارد. کارکرد مادی14 و رابطه‏ای14 هر دو از زاویة دید برون‏گرا‏ برمی‏آید که با علت غایی آن، که تبیین شرایط در گذشته و حال است، هم‏سو می‏نماید. در کارکرد مادی افعال، اِخبار در وقوع یک عمل به خواننده القا می‏شود و در کارکرد رابطه‏ای، بویژه شناسایی، اِخبار به صورت صریح انتقال می‏یابد. در ادامه نمونه‏هایی از آن می‏آید:

□ کارکرد مادی: حماسة چهارده‏سالة من/ با پای خویش رفته بود و اینک/ با شانه‏های شهر/ برایم بازش آورده بودند (عبدالملکیان، 1378: 37)

□ کارکرد رابطه‏ای: پر از شجاعت و ایمان و عشق و عرفان بود (وحیدی، 1381: 94)

در بررسی طرح واژگانی15، سه قطب قوی، ضعیف و بینابین قابل تشخیص است. حدود نیمی از مرثیه‏ها دارای روابط هم‏نشینی قوی و قابل‌تشخیص‏اند که موجب می‏شوند از میزان نوآوری‏ها در محور عمودی آثار کاسته شود. سپس قطب بینابین است که از تسلط الگوی واژگانی کلیشه‏ای در آن کاسته شده اما هنوز نمود آن در کنار نوگرایی‏های زبانی قابل‌تشخیص است. در نهایت، حداقل آثار با طرح واژگانی ضعیف قرار می‏گیرند که شامل نوگرایی در محورهای افقی و روابط هم‏نشینی کلمات می‏شود. فراوانی دو قطب اخیر اگرچه کمتر از قطب قوی است اما اختصاص نیمی از آثار به آنها نشان‏دهندة تمایل به نوگرایی است که در نسبتی برابر با کلیشه‏سازی نمودار شده است (20 اثر در قطب قوی و 19 اثر در قطب بینابین و ضعیف).

جدول (4). طرح واژگانی

طرح واژگانی

تعداد اثر

شاعران

نمونه

قوی

20

موسوی گرمارودی، مشفق کاشانی، حمید سبزواری، سیمین‏دخت وحیدی

حسرت گل، غارت بستان، مه دلفریب من، دم قدسیان، داغ لاله‏ها

بینابین

14

بیگی حبیب‏آبادی، سپیده کاشانی، میرهاشم میری،  قیصر امین‏پور، یوسفعلی میرشکاک، ساعد باقری

کتاب صحرا، چاووش نور، قصة گلگون کودکی، ژرفنای هر چشم

ضعیف

5

زکریا اخلاقی، محمدرضا عبدالملکیان، سید حسن حسینی

سفرة سبز تجلی، نارنجک قلبش، نی‏لبک نیلگون آسمان، پرسش بی‏حم

ج ـ سطح انگاره‏ای

سوگ‏سرایی، در این دوره، دارای دو محور انگاره‏ای است که عبارت‌اند از: «مرگ فرد یا افراد خاص» و «بیان آلام و مصائب منِ فردی یا اجتماعی»؛ که مورد نخست، انگارة مسلط محسوب می‏شود:

 الف ـ مرگ فرد یا افراد خاص

شعر دفاع مقدس در این دوره فرامتن‏محور است و بیش از همه به مرگ فرد یا افراد خاص می‏پردازد؛ به‏گونه‏ای که از 39 مرثیه، 18 اثر را دربرمی‏گیرد. در این رویکرد، آنچه مطرح می‏شود یادکرد شهید(ان)، ذکر محاسن و اظهار تأسف از مرگ افراد است.

ـ گویی شفق به سوگ عزیزان نشسته است/ سیلاب اشک راه به هر خنده بسته است (بیگی، 1369: 116)

 بخش یادکرد شهید را می‏توان به دو گونة جزئی و کلی تقسیم کرد.

الف/1- در یادکرد جزئی شهیدی خاص مورد نظر است که یا وجهة عمومی دارد و از چهره‏های شناخته‌شدة جنگ در سطح اجتماع است (مانند فرماندهان، صاحب‏منصبان و عناصر کلیدی در جریان جنگ) یا سراینده با آن آشنایی شخصی دارد. اگر شهید نام‏برده از آشنایان سراینده باشد، دایرة شمول معنایی- ارتباطی آن تنگ‏تر می‏شود و ارتباط خوانندة عام با اثر، از جنس ارتباطی است که با آثار کلان‏نگر برقرار می‏کند. از آن جمله است آثاری در رثای شهیدان جمشید بروجردیان، عبدالله برقعی قمی، رحمن عطوان و...

یکی از برجسته‏ترین یادکردهای جزئی، مرثیه‏هایی است که برای مصطفی چمران سروده شده است (10 اثر از مجموع 39 اثر)؛ شخصیت برجسته و کلیدی وی در جنگ، موجب شد که وی به یکی از زیرانگاره‏های سوگ‏سرایی در دورة اول تبدیل شود؛ به گونه‏ای که می‏توان این جریان را، تحت عنوان «چمران‏سرایی»16، از دیگر مرثیه‏ها متمایز کرد. از جمله شاعرانی که در این جریان صاحب اثر هستند عبارت‌اند از: سیمین‏دخت وحیدی، حمید سبزواری، سپیده کاشانی و مشفق کاشانی. مطلع تعدادی از آثار مذکور در ادامه می‏آید:

ـ بزرگ مرد خردمند مرد ایران بود (وحیدی، 1381: 93)

ـ نالم ز درد و داغ که چمران رفت (سبزواری، 1389: 164)

نکتة دیگر آن است که گاهی نام‏آشناییِ شهید به دلیل مناصب نظامی وی نیست، بلکه عملکرد ویژة او در حین مبارزه سبب شهرت وی شده است. شهادت حسین (محمد حسین) فهمیده یکی از بهترین نمونه‏های آن قلمداد می‏شود و شهرت اجتماعی وی تا آن‏جا پیش می‏رود که به نوعی سمبل در ادبیات دفاع مقدس تبدیل می‏شود و یکی از دامنه‌های ارجاعی آن شهادت نوجوانان در جریان جنگ است. در سوگ‏سرایی این دوره قیصر امین‏پور (1338 - 1386هـ.ش) به طور مستقیم و محمدرضا عبدالمکلیان، غیرمستقیم، به زیرانگارة مذکور پرداخته‏اند. همچنین بیگی حبیب‏آبادی (1333هـ.ش) نیز در آثار خود به بن‏مایة شهادت کودکان نظر داشته و آن را دست‏مایة تصویرسازی (5 مورد) کرده است. نمونه‏هایی از مطالب مذکور در ادامه می‏آید:

ـ مگر راز حیات جاودان را/ تو از فهمیده‏ها فهمیده بودی (امین‏پور، 1390: 484)

ـ طفلی به خون تپیده است، آرام آرمیده است (بیگی حبیب‏آبادی، 1387: 57)

الف/2- در یادکرد کلی، گروه شهیدان و امر شهادت، در معنای عام و با رویکردی کلان، مورد سوگواری قرار می‏گیرند. در این رویکرد، به سبب گستردگی دایرة معنایی-ارتباطی آن، دست سراینده در مضمون‏پردازی، و مجال ادراک و هم‏ذات‏پنداری برای خواننده بازتر است. پنج اثر از آثار مورد بررسی به رویکرد مذکور تعلق دارند.

انگارة محوری «مرگ فرد یا افراد خاص» با زیرانگاره‏هایی تقویت می‏شود که فهرست‏وار و همراه نمونه‏ در ادامه می‏آیند:

□ بازگشت پیکر شهید به زادگاه خود و شرح چگونگی مواجهه با شهید در مقام مادر، دوست و یا راوی به عنوان شاهد عینی: با هر نظر به زخمت بر دیده آیدم آب/ چشمم نداشت تاب این آفتاب دیدن (باقری، 1365: 35)

□ غبطه بر دست‏یابی شهید به وصال الهی: در جشن خون و فریاد، جانا مبارکت باد/ ز آن پرتو سحرزاد رخ بی‏نقاب دیدن (باقری، 1365: 35)

□ تبیین تأثرات اجتماعی از امر شهادت افراد: همة مدرسة ما غم بود/ چار تا غنچة سرخ/ در دل باغچة ما کم بود (امین‏پور، 1390: 488)

□ توصیف ابعاد شخصیتی و عملکرد شهید و تقریب آن با شخصیت انبیا: از آتش نمرود چنان ابراهیم/ آن‏کس که نکرد هیچ پروا او بود (وحیدی، 1374: 74)

□ تداوم راه شهید: باید این مسأله را حل بکنیم/ من به دنبال قلم می‏گشتم/ پدرم نیز به دنبال تفنگش می‏گشت (امین‏پور، 1390: 489)

□ شهادت‏طلبی: الهی خون من سرخاب‏گون کن/ الهی خون من را نیز خون کن (موسوی گرمارودی، 1389: 58)

□ انگیزش به امر دفاع: تو خون دادی که من برخیزم از جا/ نمانم مرده در کنج مدارا (موسوی گرمارودی، 1389: 58)

□ خوداتهامی: آید گرانم از خود این ماندن و ز یاران/ چونین سبک به رفتن پای شتاب دیدن (باقری، 1365: 36)

□ اشاره به نام عملیات و مکان شهادت: ز داغ او دل «دهلاویه» در آتش سوخت (وحیدی، 1381: 94)

□ تقریب معنایی میان دشمنان ایران با دشمنان صدر اسلام: او هنوز فریاد می‏زند، ای صدام/ ای آل یزید، ای حما‏ل‏الحطب بعثی (کاشانی به نقل از گل‏مرادی، 1381: 223)

□ تقریب محتوایی میان امر دفاع در برابر عراق با واقعة عاشورا: بر دفتر عاشورا اینک ورقی دیگر/ تا از پی ما خوانند این قصه به دوران‏ها (سبزواری، 1389: 126)

□ تبیین جایگاه مقام رهبری و ارتباط شهادت با التزام پیروی از او و نیز تأبید امام خمینی(ره)

ـ ره‏توشة شهید همین بس:/ یک جامه، یک کلام/ تصویری از امام (امین‏پور، 1390: 381)

ـ عمر تو پایدار که سردارت/ در پاس دین و دفتر و ایمان رفت (سبزواری، 1389: 168)

ب ـ بیان آلام و مصائب منِ فردی یا اجتماعی

محور انگاره‏ای مذکور که اسماعیل حاکمی آن را بخشی از مرثیه‏سرایی می‏داند (حاکمی، 1386: 52 - 53)، در این دوره بسآمد بالایی ندارد و تنها در دو اثر از سبزواری و یوسفعلی میرشکاک (1338هـ.ش) به بیان آلام از زبان منِ فردی و اجتماعی پرداخته شده است. مورد نخست شکوه و انتقاد از بنی‏صدر است و در مورد دوم سراینده در مقام منِ اجتماعی، توصیفی از شرایطی نامطلوب ارائه می‏کند.

- بلای جان من شد دوست، یارب دشمنی خواهم/ که با من در صف مردانگی آهنگ جان دارد (سبزواری، 1389: 129)

ـ بیا به بالینم امشب ای سایة فراموش/ حضور پروانه‏وار باران/ که باغ‏ها را بریده بینی/ که داغ‏ها را نشسته بر دل (میرشکاک به نقل از شاهرخی و مشفق کاشانی، 1367: 306)

در مبحث محورهای انگاره‏ای دو نمونه سوگ‏سرایی در ارتباط با سقوط شهرها در دست است که سراینده با مورد خطاب قرار دادن شهرهای هویزه و خرمشهر به شرح ماوقع و توصیف شرایط موجود می‏پردازد. سقوط شهرهای مذکور از جمله فرامتن‏های تاریخی ـ نظامی است.

ـ ای گلشن خونبار صفا، خرمشهر!/ ای خاک تو، خاک کربلا، خرمشهر!/  دامان تو گور دشمنان خواهم کرد/ سوگند به خون شهدا خرمشهر! (وحیدی، 1381: 866)

3. حاصل پژوهش

سوگ‏سرایی از گونه‏های ادب غنایی در شعر دفاع مقدس است که در دورة اول جنگ «1359-1363» تحت تأثیر فرامتن‏ تاریخی - اجتماعی «شهادت»، به یکی از جریان‏های برجستة شعری تبدیل شد. این سال‏ها دربرگیرندة تحرکات عمدة  نظامی برای ایران محسوب می‏شود که از آن جمله می‏توان به انجام عملیات‏ بزرگ فتح‏المیبن و بیت‏المقدس و نتایج حاصل از آن‏ها (آزادسازی مناطق اشغالی مانند آبادان، بستان، خرمشهر) اشاره کرد. یکی از اجزای لاینفک تحرکات نظامی، مرگ و میر متصدیان اجرایی آن است که جامعة ایرانی با آن، تحت عنوان «شهادت»، مواجه شد و سوگ‏سرایی بازتاب این رویارویی در عرصة ادبیات است.

سوگ‏سرایی هم‏زمان با فزونی تحرکات نظامی ایران در سال‏های 60 و 61، به اوج کمی و کیفی خود می‏رسد و سه سطح انگاره‏ای، موسیقایی و بلاغی آن جلوه‏‏گاه تأثیرپذیری متن از فرامتن تاریخی ـ اجتماعی است. محور عمدة انگاره‏ای حول «شهادت افراد خاص» شکل گرفته است و پس از آن «شهادت در معنای کلی»، «رویدادهای ناگوار در تاریخ جنگ (مانند سقوط خرشهر و هویزه)» قرار دارند. دو سطح موسیقایی و بلاغی نیز در راستای انتقال موفق محور مذکور به خواننده، شکل گرفته‏اند. بر این اساس سوگ‏سرایی دارای بیان تشبیهی با زاویة باز و نیز زبانی، نزدیک به زبان معیار است. ضعف موسیقی داخلی و معنوی، رعایت مساوات در بسط کلام، وجه اِخباری وقطعیت روایی سبب شده است که انتقال انگاره به خواننده بصورت مستقیم و صریح صورت بگیرد و از میزان معنی‏آفرینی و تصویرگری ادبی در آن کاسته شود.

سوگ‏سرایی در این دوره به دو شاخة سنت‏گرا و نوگرا قابل تقسیم است، هر چند که غلبه با سنت‏گرایی در فرم است. قالب شعری مورد توجه، غزل و شعر سپید است و با وجود توجه عموم شاعران به آن، بیشترین سهم متعلق به سیمین‏دخت وحیدی (1312هـ.ش) است.

بنابراین سوگ‏سرایی در شعر دفاع مقدس، برآمده از ارتباط تناظری تنگاتنگ میان فرامتن و متن و محصول غلبة بعد احساسی بر شعر دفاع مقدس است که در نخستین سال‏های جنگ شکل گرفت، در طول آن تقویت شد و با پایان جنگ خاتمه نیافت.

نمایة زیر نسبت زیرژانر سوگ‏سرایی را با فرامتن تاریخی نشان می‏دهد.

  

 

 

نمایه (3): نسبت زیرژانر سوگ‏سرایی با فرامتن تاریخی

پی‏ نوشت

  1. از برساخته‏های مهدی زرقانی در برابر اصطلاح (Ideological system) (زرقانی، 1391: 23)
  2. از آن جمله است Dirge  یا Threnody، Monody، Pastoral Elegy . برای مطالعة بیشتر ر.ک: شمیسا، 1383: 225.
  3. منبع اصلی در بازگویی روند تاریخی ـ نظامی دوران جنگ (دورة اول) ج 6 از مجموعة شش جلدی سیری در جنگ ایران و عراق از سردار محمد درودیان، کارشناس مسائل استراتژیک و پژوهش‏گر تاریخ دفاع مقدس، است که توسط مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.
  4. پیامدهای مثبت جنگ عبارتند از: «گسترش تعاون و همکاری در جامعه»، «رفع اختلافات سیاسی میان گروه‏ها و احزاب در جهت دفاع در مقابل دشمن»، «توسعة فرهنگ تلاش برای افزایش تولید و توسعة فنی و صنعتی»، «ایجاد نهادهایی با زیرساخت‏های اقتصادی و نظامی» و «تقویت بنیة نظامی» (میرزایی میانه، 1390: 149 ـ 150).
  5. از برساخته‏های محمدرضا شفیعی کدکنی ر.ک: شفیعی کدکنی، 1384: 51.
  6. پورنامداریان قافیه را، در شعر سپید، حاصل کاربرد کلماتی هم‏قافیه یا هم‏وزن و حتی مشترک در حرف یا حروف آخر، در درون یا پایان سطرها می‏داند. به باور او، ردیف نیز می‏تواند علاوه بر ظهور در جایگاه سنتی خود، گاهی به شکل بی‏قافیه، با تکرار یک یا چند کلمه در آغاز، میان و پایان مصراع‏ها، نمایان ‏شود و مکمل موسیقی کناری در آثار نو و بویژه سپید باشد (پورنامداریان، 1390: 432 ـ 442).
  7. در اینجا کل یک اثر ادبی مورد نظر است نه واحد کلام و نوع جمله‏پردازی‏ها. برای مطالعة بیشتر ر.ک: شمیسا، 1386: 192.
  8. هر ادای مطبلی دو نوع کنش و نقش دارد معنای گزاره‏ای (locutionary) و استنتاجی ( Illocutionary). معنای گزاره‏ای همان معنای اولیه جمله است که از ظاهر الفاظ برمی‏آید و معنای استنتاجی معنای ثانوی جمله است در حقیقت تأثیر گفتار یا نوشتار (Perlocutionary effect) را بر خواننده شامل می‏شود (شمیسا، 1386: 54).
  9. ر.ک: شمیسا، 1386: 81 ـ 84.
  10. سیرل عمل زبانی را به پنج طبقه تقسیم کرده است که عبارت‌اند از: تعهدی (Commissive)، اعلامی (Declarative)، دستوری (Directive)، احساسی (Expressive) و توصیفی (Representative).  برای مطالعة بیشتر ر.ک: شمیسا،  1386: 55.
  11. از آن‏جا که محدودة زمانی فعل امر، زمان حال است از این رو در بررسی تمرکز زمانی افعال، فعل امر زیرمجموعة زمان مضارع قرار گرفته است.
  12. این مقوله برآمده از نظام نحوی وجه‏نما (Modality) است که در آن شکل‏های جهت‏دهی به کنش گفتاری بررسی و تحت سه عنوان نگرش «اثباتی» (Positive Shading)، «انکاری» (Negative Shading) و «بی‏طرف» (Neutral Shading) توضیح داده می‏شود. هر گاه در کارکرد بینافردی زبان، نظام دستوری به‏گونه‏ای باشد که انتقال احساسات، عواطف و مدرکات قطعی راوی بر کنش روایت تسلط داشته باشد، حالت کیفی «نگرش اثباتی» شکل می‏گیرد که متضمن قضاوت‏ و ارزش‏گذاری‏های کلی است و راوی از انواع آگاهی‏های لفظی برای القای قطعیت به ذهن خواننده کمک می‏گیرد (Toolan,2013:73).
  13. طبق دستور نقش‏گرای هلیدی فرآیند شش‏گانة افعال عبارتند از: فرآیندهای اصلی شامل: «مادی» (Material process)، «ذهنی» (Mental process) و «رابطه‏ای» (Relational process) و فرآیندهای فرعی شامل «رفتاری» (Behavioral process)، «کلامی» (Verbal process) و «وجودی» (Existetial process). ر.ک: مهاجر و نبوی، 1376: 41 ـ 48.
  14. فرآیند مادی در جواب «چه اتفاقی افتاد؟» و «چه کرد؟» می‏آید (نبی‏لو، 1391: 120) و بر انجام کار یا رخ‏داد واقعه‏ای دلالت دارد (مهاجر و نبوی، 1376: 42). این فرآیند دارای دو عنصر کنش‏گر و کنش‏پذیر در مقام مشارکان فرآیند است. در فرآیند رابطه‏ای بر بودن وهستی رویدادها تأکید می‏شود و به دو زیرشاخة توصیفی و شناسایی قابل تقسیم است (مهاجر و نبوی، 1376: 44).
  15. یکی از مباحث ضمنی در دستور نقش‏گرای هلیدی «طرح واژگانی» (Lexical pattern) است که ذیل مبحث عناصر پیرامونی مطرح می‏شود. بر این اساس ترکیب‏های واژگانی به دو دستة مثبت و منفی تقسیم می‏شوند. دستة مثبت از روابط هم‏نشینی قوی برخوردارند و نزد خواننده حالتی کلیشه‏ای و تکراری دارند. دستة منفی شامل ترکیب‏هایی است که روابط هم‏نشینی آن‏ها ضعیف و ناآشناست که در ذهن خواننده بدیع و نو می‏نماید (نبی‏لو، 1391: 126).
  16. عنوانی است که برای مرثیه‏های شهید چمران در نظر گرفته شد.


[1] . Lucien Goldmann

[2] . Michael Halliday

منابع

  1. اخلاقی، زکریا. (1378). تبسم‏های شرقی، چ 2، تهران: سورة مهر.
  2. امین‏پور، قیصر. (1390).  مجموعة کامل اشعار: از شعرهای 1359ـ 1385، چ 7، تهران: مروارید.
  3. باقری، ساعد. (1365). نجوای جنون، تهران: برگ.
  4. بشیری، علی‏اصغر. (1390). غزل نو: بررسی و تحلیل غزل نو در شعر معاصر ایران، تهران: نسل آفتاب.
  5. بیگی‏ حبیب‏آبادی، پرویز. (1369). غریبانه، تهران: امیرکبیر.
  6. ـــــــــــــــــــــــ . (1387). فصل سوم، تهران: تکا.
  7. پورنامداریان، تقی. (1390). سفر در مه: تأملی در شعر احمد شاملو، چ 4، تهران: سخن.
  8. حاکمی، اسماعیل. (1386). تحقیق دربارة ادبیات غنایی ایران (و انواع شعر غنایی)، تهران: دانشگاه تهران.
  9. حسینی، سیدحسن. (1391). هم‏صدا با حلق اسماعیل، چ6، تهران: سورة مهر.
  10. درودیان، محمد. (1387): آغاز تا پایان (سال‏نامة تحلیلی): بررسی وقایع سیاسی- نظامی جنگ از زمینه‏سازی تهاجم عراق تا آتش بس، چ11، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
  11. دهخدا، علی‏اکبر. (1352). امثال و حکم، چ 3، تهران: امیرکبیر.
  12. رزمجو، حسین. (1390). انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی، ویراست 4، چ3، مشهد، دانشگاه فردوسی.
  13. زرقانی، سیدمهدی. (1390). تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی: تطور و دگردیسی ژانرها تا میانة سدة پنجم به انضمام نظریة تاریخ ادبیات، تهران: سخن.
  14. ــــــــــــــــ . (1391). چشم‏انداز شعر معاصر ایران: جریان‏شناسی شعر ایران در قرن بیستم، ویراست 2، تهران: ثالث.
  15. سبزواری، حمید. (1389). سرود سپیده، تهران: مؤسسة انجمن قلم ایران.
  16. سنگری، محمدرضا. (1389). ادبیات دفاع مقدس: مباحث نظری و شناخت اجمالی گونه‏های ادبی، تهران: صریر.
  17. شاهرخی، محمود و مشفق کاشانی، عباس. (1367). مجموعه شعر جنگ، تهران: امیرکبیر.
  18. شایان‏مهر، علیرضا. (1391). جامعه‏شناسی جنگ، تهران: جامعه‏شناسان.
  19. شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1384). موسیقی شعر ، چ8، تهران: آگاه.
  20. شمیسا، سیروس. (1383). انواع ادبی، ویراست4، تهران: میترا.
  21. ـــــــــــــــ . (1385). بیان، ویراست 3، تهران: فردوس.
  22. ـــــــــــــــ . (1386الف). سیر غزل در شعر فارسی، تحریر2، چ7، تهران: علم.
  23. ـــــــــــــــ . (1386ب). معانی، تحریر3، تهران: میترا.
  24. ـــــــــــــــ . (1390). نگاهی تازه به بدیع، ویراست 3، چ4، تهران: میترا.
  25. عبدالملکیان، محمدرضا. (1378). گزیدة ادبیات معاصر (82)، تهران: دارینوش.
  26. کاپلو، تئودور و ونسن، پاسکال. (1389). جامعه‏شناسی جنگ، تهران: جامعه‏شناسان.
  27. گلدمن، لوسین. (1382). نقد تکوینی، ترجمه محمدتقی غیاثی، تهران: نگاه.
  28. گلمرادی، شیرینعلی. (1381). آوازهای گل محمدی، تهران: فرهنگ‏گستر.
  29. ـــــــــــــــــــــ . (1388). بهشت گم‏شده: گزینه‏ای از مثنویات، غزلیات، رباعیات، مجلد1، تهران: انجمن
  30. قلم ایران.
  31. موسوی گرمارودی، علی. (1389). خواب ارغوانی، تهران: سورة مهر.
  32. مهاجر، مهران و نبوی، محمد. (1376). به سوی زبان‏شناسی شعر: ره‏یافتی نقش‏گرا، تهران: مرکز.
  33. میرزایی میانه، منصور. (1390). جامعه‏شناسی جنگ و آشنایی با دفاع مقدس، تهران: نبوی.
  34. نبی‏لو، علیرضا. (1391). «بررسی و تحلیل نی‏نامه سرودة مولوی بر مبنای زبان‏شناسی نقش‏گرا سازگانی»، پژوهش‏های زبان‏شناختی در زبان‏های خارجی، دورة2، ش1، 111 ـ 129.
  35. وحیدی، سیمین‏دخت. (1374). یک آسمان شقایق: گزینة شعر جنگ، تهران: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
  36. ـــــــــــــــــــــ . (1381). هشت فصل سرخ و سبز: مجموعه اشعار دفاع مقدس، تهران: برگ زیتون.
  37. Toolan, Michael J. (2013). Narrative: A Critical Linguistic Introduction,2nd ed., New York: Routledge