بررسی جنبه‌های نوگرایی در وزن شعر ابوالقاسم لاهوتی و منشأ آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

چکیده

ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی، شاعر، نویسنده، معلم و روزنامه‌نگار معاصر(1264- 1336 ش) از پیشگامان تجدد در شعر معاصر فارسی است. خروج از وزن عروضی و سرودن شعر در وزن هجایی از مهم‌ترین جنبه‌های نوگرایی او در شعر محسوب می‌شود. در این مقاله، بیست و هشت قطعه شعر او که دارای وزن هجایی است مشخص گردیده و پس از تقطیع، اوزان آن‌ها بررسی شده است؛ سپس این اوزان با وزن‌های مشابه در زبان کُردی ـ که لاهوتی گویشور آن بوده ـ انطباق داده شده است. حاصل این بررسی و مقایسه این است که لاهوتی پیش از آن که به اوزان شعر روسی، فرانسوی و ترکی نظر داشته باشد ـ چنانکه عده‌ای بر این باورند ـ به سنت‌های وزنی شعر بومی ایران نظر داشته و با الهام از آن‌ها دست به نوآوری درشعر فارسی زده است. این اوزان در دو دسته‌ی اوزان ترکیبی و غیر ترکیبی دسته‌بندی و متفرعات هر یک از اوزان در ذیل دسته‌بندی‌ها به تفصیل توضیح داده شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study of modernist aspects in rhythm of Lahooti’s poems and its origin

نویسندگان [English]

  • Nasrin Aliakbari 1
  • Alinazar Nazari Tavirani 2
1 Assistant Professor of Persian Language and Literature, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran
2 Ph. D. Student of Persian Language and Literature, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran
چکیده [English]


Abolghasem Lahooti, the poet, author, teacher and journalist, is among the first pro-modernisms. He is one of the poets in Persian poetry. Some of them have been announced his poems as beholder of modernism and mentioned some instances of exiting rhythm in his poems and composing in prosodic style and syllabic rhythm which are the most important aspects of that new poetry.
He understood the local rhythm of the poem before Russian, French and Turkish poem. As some believed, he inspired of them to innovate the Persian poem. His early poems are like those of his father's, Mirza Ahmad e Elhami. But after his immigration to Tehran he experienced the new contraptions around poems. He excogitated content more than surface "Vafaye Beahd" (It's composed in 1288 Sh contemporary, Yad Ar ze Shame e Mordeh by Dehkhoda) is one his first experience from his 50 pieces as "Langroodi's 20 pieces and according Bashiri's commutation in 28 Ghete e has composed in syllabic rhythm. Although these are not as well as other his poems but they're important for syllabic rhythm. Kordish poem is one of Irainan's poem which influenced old syllabic rhythms in Kordish poem has 10 - 8 - 6 rhythm.
There is pause and short silence in middle of hemistich. It is the main feature, this short pause has occurred in poems with 10 rhythms after fifth and in poems with 8 rhythms after forth and in poems with 6 rhythms after third rhythm. Lahoty has influenced Kordish poems; here are two types combined and noncombined rhythms:
1) Noncombined (single rhythm) poems that is composed with one syllabic rhythm. They have been classified into 3 rhythms: 10 rhythmic, 8 rhythmic, and 7 rhythmic poems. Lahoty has composed in these rhythms.
2) Combined rhythm: he applied 2 or 3 syllabic rhythms and the hemistiches equals to rimes this feature compensate deficiency from combination of 2 different rhythms.
In most of these rhythms 10 syllabic ones are formed by combination to other syllables which could be counted by their frequency in Lahooti’s Divan. He has applied twice 9 syllabics and once 11, with the most common 10, 8, 7 syllabics.
It should be noticed that all rhythms aren’t rhythmical. But have differed in number of syllables and arrangement in Lahooti's Divan.
Combination of 7 & 10
 Combination of 10 & 9
Combination of 10 & 5
They're beautiful rhythms.
It appears that Lahooti feels more nostalgic to his hometown and his mother tongue, the rhythms prove this claim, because 9 and 11 rhyme (have been used 3 times) are most common. So, he can be known the genius of his period. As he has a lot of experiences in composition of Kordish poems, he could have used the rhythm possibilities of Kordish poems in Persian poetry.

کلیدواژه‌ها [English]

  • poem- rhythm- syllabic- modernism- Abolghasem Lahooty

مقدمه

نوگرایی و جنبه­های گوناگون آن در شعر  معاصر از نخستین طلیعه­هایش تا کنون همواره مورد توجه و مداقه پژوهشگران گوناگون قرار گرفته­ و در این باره نظرهایی داده شده است. آنان در کاوش­های خود جنبه­های گوناگونی را برای نوگرایی در شعر ایران یافته­ و در نوشته­های خود به آن اشاره کرده­اند. در این پژوهش­ها، ابوالقاسم لاهوتی (1264- 1336 ش) یکی از شاعران پیشکسوت و مؤثر در جریان نوگرایی شعر معاصر شناخته می­شود.

لاهوتی از جمله شاعرانی است که در تاریخ شعر معاصر ایران در ملتقای سنّت و تجدّد ایستاده است. برخی او را از پیشگامان تجدّد در شعر فارسی می­دانند و تعدادی از شعرهای او را به عنوان شاهد مثال ذکر می­کنند. اما نوگرایی در شعر فارسی به چه اعتبار است  و پژوهشگران، آن را با چه معیاری می­سنجند؟ یکی از جنبه­های نوگرایی در شعر فارسی وزن شعر و تغییر و تحولات آن است.

از مهم­ترین جنبه­های نوگرایی در وزن شعر معاصر تغییر وزن عروضی یا خروج از آن است. این تغییر در شعر شاعران پیش از نیما، ازجمله ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی، نیز دیده می­شود و یکی از جنبه­های نوآوری در شعر او به شمار می­آید. اگرچه شعر نو با نام نیما در هم تنیده شده، سهم پیشگامی دیگر شاعران و جنبه­های نوگرایی در شعر آن­ها نیز قابل توجه ­است؛ چنانکه می­توان گفت نیما بر شانه­های چنین بزرگانی ایستاده است تا توانسته طرحی نو در تاریخ شعر معاصر ایران بیفکند، و اگر پیشگامانی مانند لاهوتی نبودند، نیما نیز نمی­توانست از معبر نوگرایی بگذرد. مقالة حاضر به برخی از جنبه­های نوگرایی در وزن شعر لاهوتی و پیوند آن با شعر کردی پرداخته است.

1. پیشینة پژوهش

پژوهشگران شعر معاصر از زوایای گوناگون جنبه­های مختلف نوگرایی در شعر نوین فارسی را بررسی و در کتاب­های خود به جایگاه ابوالقاسم لاهوتی اشاره کرده­اند که برخی از آنها ذکر می­شوند: اخوان ثالث در بدعت­ها و بدایع نیما (اخوان، 1357: 123، 124 و 166)، سپانلو در چهار شاعر آزادی (سپانلو، 1369: 446)،  فرشیدورد در مقدمۀ پایان­نامۀ حمید حسنی، که با عنوان موسیقی شعر نیما به چاپ رسیده است (حسنی، 1371: 8)، یاحقی در جویبار لحظه­ها (یاحقی، 1378: 24)حمیدیان در داستان دگردیسی روند دگرگونی­های شعر نیما یوشیج (حمیدیان، 1383: 590)، حقوقی در مروری بر تاریخ و ادبیات امروز ایران (حقوقی، 1383: 385)، شمس لنگرودی در تاریخ تحلیلی شعر نو (شمس لنگرودی، 1387: 49)، پورنامداریان در خانه­ام ابری است (پورنامداریان، 1389: 144)، امین­پور در سنت و نوآوری در شعر معاصر (امین­پور، 1386: 339 و 405)، حسن­لی در گونه‌های نوآوری در شعر معاصر ایران (حسن­لی، 1391: 24)، یوسفی در چشمه­های روشن (یوسفی، 1380: 471)، و شفیعی کدکنی در ادوار شعر فارسی (شفیعی کدکنی، 1380: 53) و نیز در با چراغ و آینه (شفیعی کدکنی، 1390: 426).

بیشتر این پژوهشگران جنبه­های نوگرایانة شعر لاهوتی را میراث آشنایی و توجه او به شعر ترکی، روسی و فرانسوی دانسته­اند. تنها شفیعی کدکنی «مسئلۀ اهلیت خون و قرابت و نجابت خانگی»1 را در اوزان شعر او دیده است. در این مقاله به پیوند اوزان اشعار هجایی لاهوتی با اوزان شعر کردی که پیشینه­ای کهن دارد و با زبان­های کهن ایرانی در پیوند است و لاهوتی گویشور آن بوده پرداخته می­شود.

2. وزن

وزن در خیال­انگیزی و تأثیرگذاری بر مخاطب نقش مهمی دارد، و «نزد منطقی­ها جزو ماهیت شعر است» (زرین­کوب، 1379: 105). نیما نیز بر آن تأکید نهاده است: «وزن است که شعر را متشکل و مکمل می­کند، به نظر من شعر بی­وزن شباهت به انسان برهنه و عریان دارد. ما می­دانیم که لباس و آرایش می­تواند به زیبایی انسان بیفزاید، در این صورت من وزن را چه بر طبق [قواعد] کلاسیک و چه بر طبق قواعدی که شعر آزاد را به وجود می­آورد، لازم و حتمی می­دانم» (نیما به نقل از اخوان ثالث، 1357: 97). «شعر برای این­که در گروه خواننده تأثیر داشته باشد، باید وزن را فراموش نکند؛ چنان­که سراسر شعر سنتی چنین است، و در سایر کشورها نیز اکثر نوآوران، از مایاکوفسکی گرفته تا الوار بر همین تنیده­اند» (شمس لنگرودی، 1387: 4/198). «شعر بی­وزن یا منثور که اخیراً به گوش­ها می‌خورد از مخترعات شعرای قرن نوزدهم فرانسه بوده و تجدّدخواهان زبان­های دیگر از ایشان اقتباس کرده‌اند» (ناتل خانلری،1367: 16). در منابع مختلف و بنا به ضرورت چهارچوب گفتمانی آن منابع تعاریف مختلف از وزن ارائه شده است؛ برای مثال، «وزن هیئتی است تابع نظام ترتیب و حرکات و سکنات و تناسب آن در عدد و مقدار که نفس از ادراک آن هیئت، لذتی مخصوص یابد که آن را در این موضع ذوق خوانند» (خواجه­نصیر، 1369: 22). در این تعریف جنبه­های منطقی و ریاضی غالب است، اما تعاریفی نیز وجود دارد که از لحاظ صبغه­های زبانی و ادبی به اهمّیّت و ضرورت وزن اشاره کرده است: «وزن نوعی از تناسب است، تناسب کیفیتی است حاصل از ادراک وحدتی در میان اجزاء متعدد. تناسب اگر در مکان واقع شود، آن را قرینه خوانند، اگر در زمان واقع شود، وزن خوانده می­شود» (ناتل­خانلری، 1367: 24). این تعریف که با نگاهی نو و زبان‌شناختی وزن را تعریف کرده، مقولۀ زمان را در ایجاد ایقاع در شعر و آهنگین نمودن آن مهم دانسته است.  

3. انواع وزن

در کتاب­های درسی وزن را به چهار نوع تقسیم کرده­اند: ««وزن عددی[1]، وزن تکیه­ای[2]، وزن کمی[3] و وزن نواختی[4]» (شمیسا، 1389: 24). وزن هجایی یا عددی یکی از انواع مهم وزن است.

4. وزن هجایی (عددی)

این نوع وزن «بر اساس نظم و تناسب میان هجاهای بلند و کوتاه مصراع­ها و خطوط تشکیل­دهندة شعر به وجود می­آید» (فضیلت، 1383: 5). به عبارت دیگر، وزن هجایی مبتنی بر تساوی تعداد معینی از هجاها در تمام مصاریع شعر است و در آن، انواع هجا اعم از کوتاه، بلند و کشیده تنها از دید تعداد مورد توجّه قرار می­گیرد نه کمیّت. وزن هجایی یا عددی در شعر امروز فارسی کاربردی ندارد، اما در اشعار پیش از اسلام و قرون اولیۀ اسلامی در زبان فارسی به کار می­رفته است.

5 . وزن هجایی در شعر فارسی

واقعیت این است که تا به حال هیچ سند کامل و بدون شبهه­ای که بیانگر وزن دقیق اشعار فارسی پیش از اسلام باشد به دست نیامده است؛ «مسئلة بغرنج در مطالعه­ این اشعار کیفیت وزن آن­هاست که علی­الظاهر عروضی نیست. به هرحال تعیین وزن در زبان­های مرده مشکل است؛ زیرا نحوة تلفظ و لذا تعیین کمیت هجاها دقیقاً مشخص نیست» (شمیسا، 1384: 15). البته براساس برخی قراین و شواهد، عده­ای از محققان بر این عقیده­اند که وزن این اشعار هجایی بوده است؛ چنانکه بنونیست فرانسوی دربارة وزن اشعار اوستایی و پهلوی و فارسی عامیانه می­نویسد: «صفت اصلی و مهم این سه نوع وزن، که اوستایی و پهلوی و فارسی عامیانه باشد، این است که بر اساس شمارة هجاها استوار است و به هیچ روی کمیت هجاها در آن ملحوظ نیست. این مدعا در مورد اوستا ثابت است و به برهان احتیاج ندارد، اما در زبان پهلوی اعم از متون زرتشتی و مانوی، شعر شامل شمارۀ معینی از هجاهاست و شاهد این مقال رساله­های درخت آسوریک و یادگارِ زریران و هم­چنین سروده­های مکتشف در تورفان می­باشد» (به نقل از خانلری، 1367: 47).

ملک­الشعرای بهار نیز معتقد است که «قدیم­ترین شعر ایرانی که در دست است سخنان زردشت است و آن سخنان عبارت است از قطعاتی به وزن هجایی. ... اشعار هجایی در این سرزمین از قدیم بوده و تا دیری بعد از شیوع عروض عرب هم باقی مانده است» (بهار، 1371: 69 ـ 70).

شفیعی کدکنی نیز در این باره می­نویسد: «می­دانیم که شعر ایرانی پیش از حملة عرب تابع عروض نبوده و وزنی سوای آن داشته است که به وزن هجایی یا وزن سیلابی[5] معروف است و برای آن­ها که با عروض عربی خوگر شده باشند، آن شعرها نثر جلوه می­کند و نمی­توانند آن را در شمار شعر درآورند» (شفیعی کدکنی، 1391: 567).

البته در این میان کسانی نیز وزن شعر ایران پیش از اسلام را «کمی» دانسته­اند (وحیدیان کامیار،1370: 37). به هر روی، سنت هجایی­سرایی در زبان فارسی بعد از اسلام هم ادامه پیدا می­کند؛ چنان­که رجایی ترجمه­ای از حدود دو جزء قرآن را که به گفتة او مربوط به قرن سوم و چهارم هجری است به این وزن می­داند (رجایی، 1353: سی و هفت). شفیعی کدکنی هم از کتابی به نام  شهنامة سلجوق نام می­برد که به وزن هجایی و مربوط به قرن هشتم هجری است (شفیعی کدکنی، 1391: 519). «در دوران معاصر نخستین شعر هجایی را میرزا یحیی دولت­آبادی در سال 1330هـ .ق به تشویق ادوارد براون (و شاید به قصد تجدد در فرم شعر) سروده [است]» (روزبه، 1391: 133). گفتنی است 23 سال پیش از دولت­آبادی میرزا حبیب اصفهانی نیز تجربیاتی در این زمینه دارد (شفیعی کدکنی، 1391: 531).

سنت هجایی­سرایی در زبان فارسی بعد از اسلام به گونه­ای در نثر موزون فارسی هم ادامه پیدا می­کند «مراد از نثر موزون نوعی از نثر آهنگ­دار است که در آن کلام گوینده به بندهای کوتاه چندهجایی متساوی و قافیه­دار و گاه بی­قافیه منقسم می­گردد» (صفا، 1370: 31). از نمونه­های این نوع نثر می­توان به بسیاری از سخنان ابوسعید ابوالخیر یا نوشته­های خواجه عبدالله انصاری اشاره کرد.

الهی! یکبار این پردة من از من بردار، و عیب هستی من از من وادار، و مرا در دست کوشش بمگذار (خواجه عبدالله، 1361: 157) سه قطعة 11هجایی است:

یک/ بار/ این/ پر/ دِ/ یِ/ من/ از/ من/ بر/دار      وَ/ عی/ بِ/ هس/تِ/یِ/ من/ از/ من/ وا/ دار

وَ/ مَ/را/ در/ دس/تِ/ کو/ شش/ بِ/ مگ/ذار

6. میراث ادبی لاهوتی

شعرهای آغازین لاهوتی به سبک و سیاق قدما و همانند اشعار پدرش، میرزا احمد الهامی است. «شاید روشن­ترین و برترین استاد و پیشوایش، پدرش میرزا احمد الهامی بوده است؛ چنان­که وی نیز گویندگی را همانند پدر از مرثیه­سرایی آغازیده و آن­گاه به سروده­های عرفانی پرداخته است» (لاهوتی، 1358: چهل و دو و سه). اما پس از مهاجرت به تهران دست به تجربه­های جدیدی در زمینۀ سرایش شعر زد. «خودش را از تنگنای قافیه نیز آزاد کرده و اوزان عروضی سرایندگی در زبان فارسی را به هم ریخته» (همان). او از جمله شاعرانی است که «صدای تازه­ای بر صدای مشروطیت افزود» (شفیعی کدکنی، 1380: 34 و 45). و علاوه بر مضمون، در حوزۀ صورت نیز دارای ابتکاراتی است. در نتیجه «در ساخت شعر و شاعری هم آراء انقلابی داشته است و دست به تجربه­هایی زده است» (شفیعی کدکنی، 1390: 423). شعر وفای به عهد (سروده شده به سال 1288 ش. همزمان با سرایش «یاد آر ز شمع مرده، یاد آر» دهخدا) نخستین تجربه­های او در حوزۀ انتخاب قالبی متفاوت با قالب­های سنتی است. «او در تجربه­های وزنی بی­پروا بود. کارهای متعددی در وزن­های عامیانه و کودکانه داشت. لخت­ها را بلند و کوتاه می­کرد و گاهی افاعیل ابتدای لخت­هایش را متفاوت می­آورد» (حمیدیان، 1383: 126). از میان پنجاه قطعه شعر نو او، به زعم لنگرودی بیست قطعه (شمس لنگرودی، 1387 :76).  و بنا بر آنچه در دیوان گردآوری شده به وسیلة بشیری آمده، 28 قطعه در وزن هجایی سروده شده است. اکثر پژوهشگران، نوگرایی لاهوتی را حاصل آشنایی او با زبان­های روسی و فرانسه (اخوان، 1357: 166)، (حقوقی، 1385: 385)، (سپانلو، 1369: 446)، (امین­پور، 1386: 39) و (شفیعی کدکنی، 1390: 425) و ترکی (شمس لنگرودی، 1378: 49) می­دانند. اما شفیعی کدکنی نوعی مشابهت میان نظام ایقاعی شعر او و ادبیات محلی و شعر عامیانۀ ایران می­بیند (شفیعی کدکنی، 1390: 426). شعر کردی نیز یکی از انواع شعر ایرانی است که وزنش متأثر از شعر هجایی کهن است.  

7 . شعر هجایی در زبان کُردی

تا یکی دو قرن اخیر، وزن غالب اشعار کردی وزن هجایی بوده است و شعرای کُرد برای بیان احساسات و عواطف شاعرانة خویش از آن استفاده می­کردند. اگرچه در زمان حال گرایش به وزن هجایی در مقایسه با اوزان عروضی، شعر سپید و آزاد کم­رنگ شده است، اما هنوز هم شعر هجایی طرف­داران خاص خود را دارد و شاعران کُرد در این وزن شعر می­سرایند. از بین انواع مختلف وزن هجایی، شاعران کُرد بیش از همه دو وزن ده و هشت هجایی را برگزیده­اند. بسامد کاربرد وزن ده­هجایی بسیار بیشتر از هشت­هجایی است. علاوه بر این دو وزن، در بین اشعار فولکلور و ترانه­های محلی دو وزن شش و هفت هجایی نیز کاربرد دارد.

عده­ای بر این باورند که کهن­ترین اثر هجایی زبان کردی، چهار بیت شعر است، که گفته می­شود بر روی پوست­پاره­ای در سلیمانیة عراق کشف شده و مشهور به «هُرمُزگان» است. اینان قدمت این اثر را به قرن اول هجری می­رسانند (محمدپور، 1392: 24). از آن­جا که تا به حال حتی تصویری از سند اصلی آن ارائه نشده است، نمی­توان در مورد آن به­درستی و قطعیت قضاوت کرد. به این دلیل و بر اساس مستندات موجود، قدیم­ترین اثر به زبان کردی را باید مربوط به کتاب دینی پیروان آیین یاری، موسوم به «سرانجام» دانست که کهن­ترین بخش آن در قرن چهارم و پنجم هجری سروده شده است (نظری تاویرانی، 1390: 25). بدیهی است که وزن در زبان کردی نیز مانند هر زبان دیگری در طی تاریخ آن دچار دگرگونی­هایی شده است و شاعران گویشور به این زبان در آن دست به ابداع و ابتکاراتی زده­اند.

نوآوری در اوزان هجایی شعر کردی

اوزان هجایی پرکاربرد در شعر کهن کردی ده، هشت، هفت و شش هجایی است. از ویژگی­های اصلی اوزانی که در آن­ها تعداد هجاهای مصراع، زوج است وجود وقفه و سکوت کوتاهی در میانة مصراع است؛ این وقفة کوتاه، در اشعار ده هجایی بعد از هجای پنجم و در اشعار هشت هجایی بعد از هجای چهارم  و در اشعار شش هجایی بعد از هجای سوم انجام می­گیرد. در شعر نو، از این ظرفیت برای گسترش اوزان هجایی استفاده شده است؛ برای مثال، در شعری که بر وزن هشت­هجایی استوار است، شاعر می­تواند مثلاً در یک مصراع، ترکیبی از هشت و چهارهجایی و در مصرع دیگر چهار هجا و نیز در مصراع دیگری یک یا دو هشت هجا بیاورد. این نوع از وزن بر کوتاه و بلند کردن مصراع­ها بر اساس اوزان هجایی مبتنی است؛ یعنی همانند شعر نیمایی مصراع­ها کوتاه و بلند است، با این تفاوت که کوتاه و بلند شدن مصرع­ها در شعر عروضی براساس ارکان عروضی است و در این نوع از شعر براساس تعداد هجاها.

«پایه­گذار شعر نو کردی «عبدالله گوران» شاعر بزرگ نیمۀ اول و اواسط قرن بیستم میلادی است. او همانند نیما دست به تجربه­های جسورانه و متنوعی در قالب و وزن شعر زد. نه تنها با کوتاه و بلند کردن مصراع­ها، شعر نو هجایی را پایه­گذاری کرد، بلکه کارهای او و دو شاعر بزرگ هم­طرازش «پیرمرد» و «شیخ نوری» باعث شد که وزن­های هجایی در شعر مقید کردی مکان و موقعیت و اهمیت خود را بازیابد و در برابر وزن عروضی سر بلند کند و در غلبه بر آن نیز پیش رود» (پرهیزی، 1385: 205). نمونه­ای از این نوع شعر:

شه­و راشکا             (چهار هجایی)                                 شه­و/ را/ شِ/ کا

ئه­ژنووم شل بوو       (چهار هجایی)                                 ئه­ژ/ نووم/ شل/ بوو

شه­و به تاقی ئاسمانه­وه هه­لپروکا (هشت و چهار هجایی)         شه­و / به/ تا/ قی/ ئاس/ ما/ نه­/ وه       هه­ل/ پِ/ روو/ کا

ده­رکه­که­تم لی بکه­­وه               (هشت هجایی)                  ده­ر/ که/ که/ تم/ لی/ بِ/ که/ وه

معنی شعر: شب دیرگاه شد/ زانویم سست شد/ ماه بر طاق آسمان سوخت و رنگ باخت/ در خانه­ات را به رویم باز کن (به نقل از همان: 208).

8. اشعار هجایی لاهوتی

همان­طور ­که گفته شد، از جمله نوآوری­های لاهوتی در شعر تجربیاتی است که او در زمینه شعر هجایی فارسی دارد، نویسندگان این مقاله برآنند که لاهوتی در اشعار هجایی خود متأثر از سروده­های هجایی کردی است. در دیوان لاهوتی 28 قطعه شعر هجایی وجود دارد. این اشعار اگرچه از لحاظ ادبی به پایۀ دیگر اشعار لاهوتی نمی­رسد، از لحاظ نوآوری­های وزنی حائز اهمیت است. در اینجا این اشعار به دو دستة اوزان ترکیبی و غیرترکیبی تقسیم شده است.

8. 1.اوزان غیرترکیبی(تک­وزن): اشعاری که در آن­ها، کل شعر بر یک وزن هجایی سروده شده است. این اشعار در سه وزن دسته­بندی و برای پرهیز از تطویل کلام تنها به ذکر بیت مطلع، بسنده شده است.

 8 . 1. 1. اوزان ده­هجایی:

من یکتا دل وفادار دارم                 یکتا هم یار جادوکار دارم (لاهوتی، 1358: 152)

لاله­ها از اول سیه بودند                 یک لالۀ نو ناگه زد لبخند (همان: 158)

مردی مسلح، بزرگ و جسور          مجسمۀ فخر و آزادی

تازه رسیده از جاهای دور              در مملکت یانکاکوپالا (همان: 210)

شب شد تیره شد ماهم نیامد           روشنی­بخش راهم نیامد(همان: 453)

جهان­گیران باز هم جنگ می­خواهند  از شرف بیزارند ننگ می­خواهند (همان: 465)

بسا آرزو در زندگانی                    در کودکی داشتیم و جوانی (همان: 493)

ما پیروان افکار لنین                     خلق شوروی خلق با ادراک (همان: 498)

جوانی پرسید از پیری دانا              که ای دانش تو مشکل­گشا

شاگردان را پند استاد نیکوست        بگو برادر بهتر است یا دوست (همان: 518)

در یک قلعۀ خالی نیم­ویران            چندی حصاری بودند دلیران (همان: 530)

فقیری خری پیر و تنبل داشت         که پا از زمین با زور برمی­داشت (همان:540)

ای مبارز خلق کبیر                      از تمام خلق به شما سلام (همان: 543)

به احتمال زیاد، مصراع اول بیت آخر به علت بی­دقتی و اشتباه چاپی به صورت کامل و درست ضبط نشده است؛ زیرا تمام نُه بیت دیگر این شعر و مصرع دوم این بیت ده­هجایی است. شاید مصراع اول این بیت به این صورت بوده است: «ای مبارزان خلق کبیر» به ویژه آن­که در مصراع دوم هم با ضمیر جمع »شما« مبارزان را مورد خطاب قرار می­دهد.

ای شیران ترک، ای گردان کرد        ای مردان فارس از بزرگ و خرد (همان: 544)

ای نشسته در حبس ارتجاع             مبارزان تودة شجاع (همان: 546)

بشنوید یاران، بادقت، باهوش          این فغان کیست می­رسد به گوش(همان: 553)

ما فرزند مزدور و دهقانیم              در بیشة ظفر ما شیرانیم (همان: 663)

لاهوتی گاه در شیوة نگارش اشعار ده­هجایی خود تغییراتی داده است؛ به این صورت که مطالب یک مصراع را در دو یا سه مصراع نوشته است؛ این اشعار در نگاه اول موزون به نظر نمی­رسند، اما با کمی دقت می­توان متوجه وزن هجایی آن­ها شد. این گونه نوشتن شعر را می­توان به این دلایل دانست: یکی آن­که لاهوتی می­خواسته است با این کار ذهنیت مخاطبانش را در مورد تساوی بی­چون و چرای مصراع­های شعر تغییر دهد و دیگر آن­که بخشی از این اشعار گفت­وگوی بین دو نفر است و گاهی شبیه نمایشنامه می­شود؛ لاهوتی برای مشخص کردن صحبت­های هر کدام، آن را در مصرع­های جداگانه آورده است. گفتنی است این شیوة بیان یعنی ساختار دیالوگی از ویژگی­های بارز شعر لاهوتی­ است «در کمتر شعری از شعرهای او، حتی غزل­های سنتی او، ما با نمونه­ای از گفت­وگو روبه­رو نمی­شویم ... اگر بخواهیم به ژرفای رون­شناسی این «صورت و ساخت» در شعر او برسیم، باید بگوییم که اندیشة دموکراسی و تقابل آرا در جامعه که آرزوی دیرینة لاهوتی و همة دموکرات­ها بوده است، در شعر او خود را در چهرة این ویژگی نشان داده است» (شفیعی کدکنی، 1390: 426).

... ـ انبار ما را تو سوزاندی؟

ـ من.

ـ کی این را به تو فرمان داد؟

ـ میهن

فاشیست از غضب لب را می­جود

دل دوشیزه شادان می­شود

ـ تو تلفن را بریدی؟

ـ آری.

ـ آفرین، راستی و رستگاری!

ـ جای پارتیزان­ها؟

ـ نمی­گویم.

ـ تازیانه

ـ حالا؟

ـ نمی­گویم

ـ برهنه روی برف دوانیدش

اگر بیفتد بکشانیدش (لاهوتی، 1358: 402 و403)

این شعر را می­توان به صورت مصرع­های ده­هجایی تقطیع کرد، قافیة ابیات نیز که در پایان هر ده­هجا قرار گفته است، ده­هجایی بودن آن را تأیید می­کند:

... انبار ما را تو سوزاندی؟ من                   کی این را به تو فرمان داد؟ میهن   

ان/ با/ رِ/ ما/ را/ تو/ سو/ زان/ دی/ من/        کی/ این/ را/ به/ تو/ فَر/ مان/ داد/ می/هَن

فاشیست از غضب لب را می­جود               دل دوشیزه شادان می­شود

فا/ شیست/ از/ غَ/ ضَب/ لب/ را/ می/ جَ/ وَد  دِ/لِ/ دو/ شی/ زه/ شا/ دان/ می/ ش/ وَد   

تو تلفن را بریدی؟ آری                           آفرین! راستی و رستگاری!

تو/ تِ/ لِ/ فُن/ را/ بُ/ ری/ دی/ آ/ ری        آ/ فَ/ رین/ راس/ تِ/ یُ/ رَس/ تِ/ گا/ ری

جای پارتیزان­ها؟ نمی­گویم                       تازیانه، حالا؟ نمی­گویم

جا/ یِ/ پار/ تی/ زان/ ها/ نِ/می/ گو/یَم        تا/ زِ/یا/ نه/حا/ لا/ نِ/ می/ گو/ یَم

برهنه روی برف دوانیدش                       اگر بیفتد بکشانیدش

بِ/رِه/ نه/ رو/ یِ/ برف/ دَ/ وا/ نی/ دَش      اَ/ گَر/ بِ/یُف/ تَد/ بِ/ کَ/ شا/ نی/دَش

در دیوان لاهوتی سه شعر ده­هجاییِ دیگر با این شیوة مصراع­بندی دیده می­شود:

مولنی

چلوسکین

پهلوان شمیدت

رفیق وارونین، زاددوف، بابرودوف

مسکو شما را منتظر هستند

رفیق دمیتروف، تانی­یف، پوپوف

ما رفیقان را به در برده­ایم

از شرارة سیاه فاشیزم

یخ سفید هم تسلیم خواهد شد              

بی­شبهه پیش زور بالشویزم (همان: 490 و491)

مولنی، چلوسکین، پهلوان شمیدت        رفیق وارونین، زاددوف، بابرودوف

مسکو شما را منتظر هستند                 رفیق دمیتروف، تانی­یف، پوپوف

ما رفیقان را به در برده­ایم                   از شرارة سیاه فاشیزم

یخ سفید هم تسلیم خواهد شد             بی­شبهه پیش زور بالشویزم

در شعر زیر نیز واژه­های «فرزندان» و «پدر» جدای از متن شعر است و شعر روایت صحبت­های آن­هاست.

فرزندان ـ پدر جان چرا غمگینی چنین

کجا دوخته­ای دیدة دوربین

در آن دور چه می­بینی؟

پدر: ـ ایران را

دیده دوخته­ام به آن سرزمین

در آنجا می­بینم دلیران را

افراخته سرهای اسیران را

آن اسیر افتاده پهلوان را

ببینید، بچه­ها!

زیر تیغ ایستاد

ـ توبه کن ـ به او می­گوید جلاد...

پدر جان چرا غمگینی چنین               کجا دوخته­ای دیدة دوربین

در آن دور چه می­بینی؟ ایران را           دیده دوخته­ام به آن سرزمین

در آنجا می­بینم دلیران را                    افراخته سرهای اسیران را

این اسیر افتاده پهلوان را               

ببینید بچه­ها! زیر تیغ ایستاد                توبه کن به او می­گوید جلاد

در بیت بالا برای رعایت وزن واژة «بچه­ها» باید به صورت مخفف و سریع و یا با سکون «چ» تلفظ شود.

در مورد آخر از این نوع، مصرع­های شعر ابتدا پنج­هجایی بوده و سپس ده­هجایی می­شوند و در اواخر شعر نیز شش­هجایی و چهارهجایی که باز با در کنار هم قرار دادن آن­ها وزن ده­هجایی هر مصراع روشن می­شود:

تا کی نار جنگ

سوزاند جهان

تاکی غرق خون

جسم کودکان...

ما بی­شماریم، در هر دیاریم

عادی مردمان افواج کاریم...

آید ندای صلح:

برپا به پیش

ای تشنه­های صلح

با ما به پیش... (همان: 524 و 525)

تا کی نار جنگ سوزاند جهان            تا کی غرق خون جسم کودکان...

ما بی­شماریم در هر دیاریم               عادی مردمان افواج کاریم...

آید ندای صلح برپا به پیش               ای تشنه­های صلح با ما به پیش

8 . 1 . 2. شعر هشت هجایی

ای دزدیده چشم از آهو                   آموخته افسون به جادو (همان: 529)

8 . 1. 3 شعر هفت­هجایی

بیا بیا السلام                                 آبک سرد وحشی

یک گپ به تو می­گویم                    باید مرا ببخشی (همان: 358)

 

8. 2.اوزان ترکیبی: اشعاری که در آن­ها دو یا سه وزن هجایی به کار برده شده است و معمولاً در آن­ها مصرع­های هم­وزن، هم­قافیه­اند. هم­قافیه بودن این مصراع­ها تا حدودی می­تواند خلأ وزنی ناشی از ترکیب دو وزن متفاوت را در شعر جبران کند.

8 . 2. 1. ترکیب هفت و ده هجایی:

در هجوم آمد، خصم آزادی (ده­هجایی)                             در/ هُ/ جوم/ آ/ مد/ خص/ مِ/ آ/ زا/ دی

تازید ای دلاوران  (هفت­هجایی)                                      تا/ زید/ ای/ دِ/ لا/ وَ/ ران

تیر غم بارد بر سر شادی (ده هجایی)                                   تی/ رِ/ غم/ با/ رَد/ بر/ سَ/ رِ/ شا/ دی

خیزید ای برادران...(همان551) (هفت هجایی)                    خی/ زید/ ای/ بَ/ را/ دَ/ ران

8 . 2. 2. ترکیب ده و نُه هجایی

پهناور بود ملک پرشانم (ده­هجایی)                                   په/ نا/ ور/ بُ/ ود/ مل/کِ/ پر/ شا/ نم           

دشت و رود و جنگلش بی مر (نه­هجایی)                           دش/ تُ/ رو/ دُ/  جن/ گَ/ لش/ بی/ مر    

من دیگر چنین کشور ندانم   (ده­هجایی)                            من/ دی/ گر/ چُ/ نین/ کش/ ور/ نَ/ دا/ نم

کاین سان خوش نفس کشد بشر...(همان: 704)  (نه­هجایی)      کین/ سان/ خوش/ نَ/ فس/ کَ/ شد/ بَ/ شر

8 . 2. 3. ترکیب ده و پنج­هجایی:

این نوع از وزن ترکیبی دیوان لاهوتی خوش­آهنگ­ترین وزن ترکیبی است؛ زیرا در واقع وزن ده­هجایی خود ترکیبی از دو پنج هجاست:

ماری به کهسار خزید و آن­جا (ده­هجایی)                         ما/ ری/ به/ کُه/ سار/ خَ/ زی/ دُ/ آن/ جا

در تنگ نمناک گره­پیچ خوابید (ده­هجایی)                       در/ تن/ گِ/ نم/ ناک/ گِ/ ره/ پیچ/ خا/ بید

به بحر نگران    (پنج­هجایی)                                       به/ بحر/ نِ/ گَ/ ران

در چرخ بلند آفتاب می­تابید    (ده­هجایی)                      در/ چر/ خِ/ بُ/ لند/ آف/ تاب/ می/ تا/ بید

کهسار دم گرم می­دمید به چرخ    (ده­هجایی)                   کُه/ سار/ دَ/ مِ/ گرم/ می/ دَ/ مید/ به/ چرخ

موج­ها در پایین می­خوردند به سنگ (ده­هجایی)                موج/ ها/ در/ پا/ یین/ می/ خور/دند/ به سنگ

از تنگ تاریک بین رشحه­ها               (ده­هجایی)             از/ تن/ گِ/ تا/ ریک/ بی/ نِ/ رش/ حه/ ها

سیل شتابان بود ... (همان: 707) (پنج هجایی)                   سیل/ ش/ تا/ بان/ بود

8 . 2. 4.  ترکیب ده و هشت هجایی

دوستم وقتی که در سفر باشد  (ده­هجایی)                       دوس/ تم/ وق/ تی/ که/ در/ سَ/ فر/ با/ شد

از گل می­گیرم بویش را (هشت­هجایی)                           از/ گل/ می­/ گی/ رم/ بو/ یش/ را

روز و شب خیالش به سر باشد (ده­هجایی)                       رو/ زُ/ شب/ خَ/ یا/ لش/ به/ سر/ با/ شد

در دل می­بینم رویش را ... (همان: 214) (هشت­­هجایی)       در/ دل/ می/ بی/نم/ رو/ یش/ را

نمونۀ دیگر:

بالای گل­ها زنبور عسل  (ده­هجایی)                               با/ لا/ یِ/ گل/ ها/ زن/ بو/ رِ/ عَ/ سل

با ساز و آواز می­پرید   (هشت­هجایی)                            با/ سا/ زُ/ آ/ واز/ می/ پَ/ رید

و اتفاقاً در همان محل    (ده­هجایی)                               وَ/ اِ/ تِ/ فا/ قَن/ در/ هَ/ مان/ مَ/ حل

 بد نفس گراز می­چرید ... (همان: 679)  (هشت­هجایی)      بَد/ نَ/ فس/ گُ/ راز/ می/ چَ/ رید

8 . 2. 5. ترکیب هشت و نُه هجایی  

یار دل را صدا می­کند (هشت­هجایی)                             یار/ دل/ را/ صِ/ دا/ می/ کُ/ ند

دل مرا رها می­کند   (هشت­هجایی)                               دل/ مَ/ را/ رَ/ ها/ می/ کُ/ نَد

مرا از دل جدا می­کند (نُه­هجایی)                                 مَ/ را/ از/ دل/ جُ/ دا/ می­/ کُ/ ند

عشق ببین چها می­کند (همان: 168) (هشت­هجایی)           عشق/ بِ/ بین/ چِ/ ها/ می/ کُ/ ند

8 . 2. 6. ترکیب یازده، هفت و ده هجایی             

بیمارستان چون دیماهِ سفیدپوش (یازده هجایی)                بی/ ما/ رس/ تان/ چون/ دی/ ما/ هِ/ سِ/ فید/ پوش 

خواهران آمده میروند خاموش (یازده هجایی)                  خا/ هَ/ ران/ آ/ مَ/ ده/ می/ رَ/ وند/ خا/ موش

فرمانده منتظر پریشان احوال (یازده هجایی)                     فَر/ مان/ده/ من/ تَ/ ظر/ پَ/ ری/ شان/ اح/ وال

نشسته جراحی پیشش کهن­سال (یازده هجایی)                 نِ/ شس/ ته/ جَ/ را/ حی/ پی/ شش/ کُ/هن/ سال

(جراح) آخر تو که در میدان (هفت­هجایی)                      آ/ خر/ تو که/ در/ می/ دان

از توپ نمی­ترسیدی  (هفت­هجایی)                              از/ توپ/ نِ/ می/ تر/ سی/دی

در عین بمب­باران    (هفت­هجایی)                               در/ عی/ نِ/ بم/بِ/ با/ ران

خون­سرد می­جنگیدی ...  (هفت­هجایی)                         خون/ سر/ دِ/ می/ جن/ گی/ دی

ای درد تو آرام دل من (ده­هجایی)                                ای/ در/ دِ/ تو/ آ/ را/ مِ/ دِ/ لِ/ من

ای نام تو الهام دل من (ده­هجایی)                                 ای/ نا/ مِ/ تو/ ال/ ها/ مِ/ دِ/ لِ/ من

یاد تو سرانجام دل من (ده­هجایی)                                 یا/ دِ/ تو/ سر/ ان/ جا/ مِ/ دِ/ لِ/ من

از مهر تو پر جام دل من (همان: 380و 384) (ده­هجایی)     از/ مه/ رِ/ تو/ پر/ جا/ مِ/ دِ/ لِ/ من

واژه­های خون­سرد و بمب­باران را باید با کمی کشش خواند تا مصراع­های آن­ها به اندازة هفت­هجا کشش یابد.

 

9. تأثیرپذیری اشعار هجایی لاهوتی از شعرهای هجایی کُردی

9. 1. کثرت استعمال اوزان ده، هشت و هفت­هجایی

اشارات کلی استادان و پژوهش­گران دربارة منشأ اشعار هجایی لاهوتی- که عمدتا این مسئله را حل نمی­کرد- سبب شد که با مقایسه و تطبیق اشعار هجایی او با نمونه­های ادبیات کردی که او میراث­بر آن بوده و احتمالا در فضای غربت احساسات نوستالژیک مضاعفی هم نسبت به آن­ها حاصل کرده است، میزان تأثیرپذیری او از این اوزان بررسی شود.

با کمی دقت می­توان متوجه شد که بیشترین استفادة لاهوتی از اوزان هجایی در سه وزن ده، هشت و هفت هجایی بوده است؛ یعنی همان اوزان رایج و پرکاربرد در شعر کردی هجایی. دو وزن نُه و یازده هجایی تنها سه بار به کار رفته­اند (دوبار نُه هجایی و یک بار یازده هجایی) آن­هم در ترکیب با اوزان رایج ده، هشت، و هفت­هجایی.

باید توجه داشت که همة اوزان شعر هجایی برای سرایندگان و اقوامی که سرودن شعر به وزن هجایی در بین آن­ها رایج است موزون نیست. بلکه «شمار هجاها و شیوة چینش آن­ها بنا بر سلیقه و ذوق اقوامِ مختلف تفاوت دارد؛ برای مثال، وزن شعر فرانسوی یا ایتالیایی یا اسپانیایی برای کُرد­زبان­ها موزون نیست؛ هرچند که شعرِ این زبان­ها هم هجایی است» (نظری تاویرانی، 1390: 20). همچنان­که در وزن عروضی نیز باز این موضوع صحت دارد و بعضی از اوزان عروضِ عربی برای ایرانیانی که به وزن فارسی عادت دارند، موزون نیست.

برای لاهوتی نیز به احتمال زیاد فقط اوزان هجایی مورد استفاده در زبان کردی موزون بوده است؛ یعنی اوزان ده، هشت، هفت یا شش هجایی. بسامد بالای استفاده از این اوزان نیز می­تواند دلیلی بر اثبات این ادعا باشد. اوزان نُه و یازده هجایی (که تنها سه بار به کار برده شده­اند) را نیز باید کوششی برای گریز از وزن­های متداول دانست، تا با کم و زیاد کردن اوزان هجایی او هم «نابغة دوران خویش» شود؛ چنانکه هجایی­سرایی او را نیز باید کوششی در جهت تغییر اوزان عروضی دانست. او که در زمینة سرایش شعر کردی نیز تجاربی داشته است، از رهگذر پیوند آن تجربه با زبان فارسی از امکانات وزن شعر کردی استفاده کرده است.

9. 2. داشتن تجربة سرودن شعر هجایی کردی

تا جایی­که نگارندگان این مقاله تحقیق کرده­اند، دو شعر از لاهوتی به زبان کردی و وزن ده­هجاییف یعنی به شیوة اشعار کلاسیک کردی نقل شده و در دست است. یکی در جلد سوم کتاب حدیقه­ سلطانی (سلطانی، 1379: 68) است که نامه­ای دوستانه می­باشد و لاهوتی آن را خطاب به شخصی با نام «سلیمان­خان امینی زنگنه موسی نارنجی» سروده است و دیگری (سلطانی، 2006: 260) با موضوع وطن و خطاب به هم­زبانان کُردش گفته است. این اشعار ظاهراً تنها سروده­های دردست کردی از لاهوتی است. اما با توجه به پختگی کلام و استواری لفظ می­توان نتیجه گرفت که این اشعار تجربه­های اول لاهوتی در زمینة شعر هجایی کردی نیست و به احتمال زیاد نمونه­های دیگری نیز در این زمینه داشته است. غرض از تطویل کلام آن است که لاهوتی شعر هجایی کردی نیز می‌سروده و همین نکته در هجایی­سرایی او به زبان فارسی بی­­تأثیر نبوده است و اینک ابیاتی از اشعار هجایی مذکور:

نوتق و کلامه­ن                                    کلام و سخن است

ئفتخار شه­خس نوتق و کلامه­ن...              [آری] افتخار هرکس به کلام و سخن است

په­یخه­مبه­ر ک تاج له­ولاکش به­رده­ن           پیامبر که تاج لولاک را از آن خود کرد

وه کلام اسبات نه­بووه­ت که­رده­ن...           با کلام و سخن، پیامبری خود را اثبات کرد (اشاره به قرآن که سخن و کلام است)

هاوار هامسه­ران هه­م دیوانه بیم                فریاد ای همرهان باز من شیفته و دیوانه شده­ام

دیوانۀ کلام ئی فه­رزانه بیم                     شیفتة کلام و سخن این فرزانه شده­ام

له نوو چوی توتی نوتقم خامووش بی       دوباره نطق همچون طوطی من خاموش شد

شه­که­ر فشانی ویم فرامووش بی...            [و در برابر اشعار او] شکرفشانی خود را از یاد برده­ام

ئیب نیه­ن ک بی بیاوان نشین                 عیبی بر او نیست که در صحرا و بیابان مسکن گزیده است

نه فه­خر بلمه­کان وه منه­ل  مه­کین            زیرا فخر به مکان نیست، بلکه به شخصی است که در آن مکان مسکن گزیده است

ژه­و بوونه سارا که­ردن وه یانه                 به این خاطر صحرا را خانة خود کرده است

تا بزانوون گه­نج ها وه ویرانه                  تا [مردم] بدانند که جای گنج در صحرا و ویرانه­هاست

لاهوتی به­س که دورئه­فشانیه                  ای لاهوتی بس است این در افشانی

مه­دهو مه­نقبه­ت سلیمانیه                      و مدح و منقبت سلیمانی

علاوه بر این موارد، عوامل دیگری نیز در ایجاد توجه لاهوتی به شعر کردی و بهره بردن از وزن آن بی­تأثیر نبوده است.

9. 3 . ارادت به سید صالح ماهیدشتی­ (حیران­علی شاه­)،  شاعر و عارف کُرد

سید صالح «متولد سال هزار و دویست و پنجاه قمری در ماهیدشت کرمانشاه [است] ... اشعار دلنشینی  به کردی و فارسی از او به یادگار مانده است، به­ویژه اشعار کردی او را بدون اینکه گوینده­اش را بشناسند، زمزمه می­کنند و حظ روحانی می­برند» (یوسفی، بی­تا: 215).

«لاهوتی به سید صالح حیران­علی­شاه سر سپرده بود و خودش را از پیروان و دلباختگان پاکباز او می­شمرده و به این پایگاه بلند بسی می­نازیده است» (لاهوتی، 1358: سی و یک).

لاهوتی در اشعارش بسیار از «حیران» نام می­برد:

به سر سینۀ حیران که اسـم اعظم حق

 

ودیعه داده دلم را برای ذکر مدام

به نکته­ای که ز کلک بنان حضرت اوست

 

شده­ست نقش ضمیر منیرم از ایام

که مینـهی ز شـرف در صـوامع ملکـوت

 

ز دستگیری او پای بر سر اجرام

مـنم کـه صـالـح اعمـال خویـشتـنــم

 

نهم به وادی حیرانی از بصیرت گام

 

 

(همان:750)

چنان­که پیشتر هم اشاره شد، سید صالح از شاعران توانای کرد بوده است و اشعار کردی او که در مجموعه­ای به نام کنزالعرفان چاپ شده است (ر.ک: میرمحمدصالح: 1386) به وزن ده­هجایی است. ارادت زیاد لاهوتی به حیران­علی­شاه و به تبع آن اشعار هجایی او در هجایی­سرایی لاهوتی بی­تأثیر نبوده است.

9. 4. گرایش به «آیین یاری»

آیین یاری یکی از ادیان قدیمی ایرانی است که در این اواخر مشهور به اهل­حق شده است. بیشترین تراکم جمعیتی پیروان این آیین در استان کرمانشاه است. کتاب مقدس این دین «کلام سرانجام» نام دارد و به زبان کردی است. این کتاب که بخش مهمی از ادبیات کلاسیک کردی را تشکیل می­دهد، به صورت نظم است و در اوزان ده و هشت هجایی سروده شده است. بشیری ـ گردآورندة دیوان لاهوتی ـ در مقدمة دیوان می­نویسد: «لاهوتی از دراویش علی­اللهی (اهل­حق) بوده است» (لاهوتی، 1358: سی). شفیعی نیز اگرچه معتقد است که لاهوتی در پایان عمر به بی­دینی و الحاد می­رسد، اهل­حق بودن او را می­پذیرد و در این باره می‌نویسد: «زندگی روحی لاهوتی از افراطی­ترین شکل اعتقاد به «لاهوت» یعنی عقاید غُلات اهل­حق و نوع نگاه عرفانی ایشان ـ که از پیچیده­ترین اشکال رؤیت عرفانیِ جهان است ـ آغاز می­شود و بر طبق اسناد موجود به الحاد و atheism مطلق می­رسد» (شفیعی کدکنی، 1390: 421). لاهوتی خود نیز در یکی از غزل­هایش می­گوید:

من خود علی­اللهیم، حق داده این آگاهیم

 

بی­جا بود زاهد اگر با تیر تکفیرم زند
                                      (همان:814)

  علی­اللهی در این­جا اشاره به همین آیین یاری دارد که برخی به اشتباه یا شاید به قصد تخریب آن را بدین نام خوانده­اند «یارسان در این 1400 سالی که از ظهور اسلام می­گذرد، مشترکات چندی نیز با مسلمانان پیدا کرده­اند؛ مثلاً برای حضرت علی و خانواده­اش احترامی در حد بزرگان خود قائل­اند؛ تاجایی که حتی بعضی­ها اشتباهاً آن­ها را علی­اللهی گفته­اند. «ریشة این احترام علاوه بر شخصیت و عدالت حضرت علی، برمی­گردد به اینکه یارسان و شیعیان، قرن­های متوالی هم­رزم یکدیگر علیه حکام عباسی و عثمانی مبارزه کرده­اند» (نظری جلالوند،1392: 6). در سفرنامة هانری بایندر (مربوط به زمان ناصرالدین­شاه) نیز از یارسان به نام علی­اللهی نام برده شده است: «کُردان ایالت کرمانشاه مردمی آرام و خوش­برخوردند، آن­ها به فرقة علی­اللهی تعلق دارند که باگذشت­ترین فرقه­های مذهبی است» (بایندر، 1370: 403 ).

اگر این موضوع را صحیح بدانیم، یعنی بپذیریم که لاهوتی پیرو آیین یاری بوده است، پس در این­صورت به احتمال زیاد با «کلام سرانجام» ــ یعنی کتاب دینی این آیین ــ نیز آشنا بوده و آن را مطالعه می­کرده است. بنابراین، اشعار هجایی کلام سرانجام می‌توانسته است الهام­بخش لاهوتی در سرودن اشعار هجایی فارسی باشد.

گفتنی است که لاهوتی مدتی را نیز در بین پیروان آیین یاری در ایل­های «سنجابی» و «قلخانی» زندگی کرده است؛ وی در حول و حوش جنگ جهانی اول که به علت فعالیت­های سیاسی در زندان بوده است، از زندان می­گریزد و «چون ماندن در شهر کرمانشاه را زیان­بخش می­دیده است، به میان ایل «سنجابی» و «قلخانی» رفته و در پیکارهای میهنی با آنان انباز شده است» (لاهوتی، 1358: هشتاد و دو). «لاهوتی نزدیک سه سال در میان ایلات به­ویژه ایل سنجابی به سر می­برده[است]» (همان: هشتاد و چهار).

بنا بر آنچه گفته شد، انتساب هجایی­سرایی لاهوتی به تأثیرپذیری او از اوزان شعر فرانسوی و روسی و ترکی درست نمی­نماید. کسانی هم که چنین ادعایی را مطرح نموده­اند، هیچ دلیلی برای اثبات مدعای خود نیاورده­اند و بیش از همه سخنشان تکرار حرف یکدیگر، آن­هم بدون ارائة مدرک بوده است. حال جای این پرسش است که اگر کسی خود به زبان کردی و وزن هجایی شعر گفته و در همة اشعار هجایی فارسی­اش نیز از اوزان رایج کردی (چه به صورت ترکیبی و چه غیرترکیبی) استفاده کرده باشد، آیا نباید او را متأثر از وزن شعر کردی بدانیم؟ و چه ضرورتی دارد که به جای نیاکانش، وی را وامدار شاعران بیگانة فرانسوی و روس و ترک بدانیم؟! ضمناً مدرکی نیز دال بر احاطة لاهوتی به وزن زبان­های روسی و فرانسوی و ترکی و یا سرودن شعر به این زبان­ها وجود ندارد؛ زیرا ـ چنان­که پیشتر هم اشاره شد ـ همة اوزان هجایی برای همة مردمی که دارای شعر هجایی هستند، موزون نیست و به نظر می­رسد لاهوتی هم برای جبران خلأ وزنی سه قطعه شعری که در وزن­هایی غیر از اوزان شعر کردی سروده، آن را با اوزان متداول کردی ترکیب کرده است تا از این رهگذر به گونه­ای نوآوری دست یابد.  

نتیجه­

وزن هجایی در اشعار فارسی پیش و پس از اسلام مورد استفاده قرار گرفته است. اما بسامد استفاده از این وزن در شعر فارسی پس از اسلام به­حداقل می­رسد؛ چنان­که وزن هجایی برای کسانی که با وزن کمی خو گرفته­اند غیرموزون تلقی می­شود. اما شعر هجایی در زبان کردی که قدیم­ترین اسناد آن به قرن چهار و پنج هجری برمی­گردد تا امروز نیز کاربرد دارد. ابوالقاسم لاهوتی که از شعرای تأثیرگذار معاصر است به خاطر نوآوری­هایش در وزن، از پیشگامان شعر نو فارسی محسوب می­شود. یکی از زمینه­های نوآوری لاهوتی استفاده از وزن هجایی است. او 28 شعر فارسی به وزن هجایی دارد 75 درصد آنها به اوزان ده، هشت و هفت هجایی است، یعنی همان اوزان متداول در شعر کردی؛ مابقی اشعار هم به صورت ترکیبی با همین اوزان، سروده شده است. داشتن تجربۀ سرایش شعر هجایی کردی، ارادت به سید صالح ماهیدشتی شاعر توانای کُرد و گرایش به آیین یاری هم در هجایی‌سرایی او به زبان فارسی بی­تأثیر نبوده است. بنابراین، می­توان نتیجه گرفت که ابوالقاسم لاهوتی اشعار هجایی خود را متأثر از شعرهای هجایی کردی سروده است.

پی­ نوشت­ها

1- عبارت از اخوان ثالث است (اخوان، 1357: 167).



[1] Numerical

[2] Accentual

[3]Quantitative

[4] Tonic

[5] syllabic

 

  1. اخوان ثالث، مهدی. (1357). بدعت­ها و بدایع نیما یوشیج، تهران: توکا.
  2. امین­پور، قیصر. (1386). سنت و نوآوری در شعر معاصر، چ3، تهران: علمی و فرهنگی.
  3. بایندر، هانری. (1370). سفرنامة هانری بایندر (کردستان، بین­النهرین و ایران)، ترجمة کرامت­الله افسر، تهران: فرهنگ­سرای یساولی.
  4. بهار، محمدتقی. (1371). بهار و ادب فارسی، مجموعة یکصد مقاله از ملک­الشعرای بهار، به کوشش محمد گلبن، ج1، چ3، تهران: شرکت سهامی کتاب­های جیبی.
  5. پرهیزی، عبدالخالق. (1385). وزن شعر کردی و تطبیق آن با وزن شعر فارسی، تهران: کتاب زمان.
  6. پورنامداریان، تقی. (1389). خانه­ام ابری است، (ویرایش جدید)، چ3، تهران: مروارید.
  7. حسن­لی، کاووس. (1391). گونه­های نوآوری در شعر معاصر ایران، چ3، تهران: ثالث.
  8. حسنی، حمید. (1371). موسیقی شعر نیما، تهران: کتاب زمان.
  9. حقوقی، محمد. (1383). مروری بر تاریخ و ادبیات امروز ایران، تهران: قطره.
  10. حمیدیان، سعید. (1383). داستان دگردیسی روند دگرگونی­های شعر نیما یوشیج، چ2، تهران: نیلوفر.
  11. خواجه عبدالله انصاری. (1361). سخنان پیر هرات خواجه عبدالله انصاری، به کوشش محمدجواد شریعت، تهران: شرکت سهامی کتاب­های جیبی.
  12. رجایی، احمدعلی. (1353). پلی میان شعر هجایی و عروضی فارسی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
  13. روزبه­، محمدرضا. (1391). ادبیات معاصر ایران (شعر)، چ5، تهران: روزگار.
  14. زرین کوب، عبدالحسین (1379). شعر بی­دروغ، شعر بی­نقاب، چ8، تهران: علمی.
  15. سپانلو، محمدعلی. (1369). چهار شاعر آزادی، تهران: نگاه.
  16. سلطانی، محمدعلی. (1379). حدیقة سلطانی، ج3، تهران: مؤسسة فرهنگی نشر سها.
  17. سلطانی، ئه­نوه­ر. (2006). لاهوتی شاعری شورشگری کورد، عراق: سلیمانیه: ئاراس.
  18. شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1380). ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، چ1 (ویرایش دوم)، تهران: سخن.
  19. ـــــــــــــــــــــــــ. (1390). با چراغ و آینه، تهران: سخن.
  20. ـــــــــــــــــــــــــ. (1391). موسیقی شعر، چ13، تهران: آگاه.
  21. شمس لنگرودی. (1387). تاریخ تحلیلی شعر نو، چ5، تهران: مرکز.
  22. شمیسا، سیروس. (1389). آشنایی با عروض و قافیه، چ3 از ویرایش چهارم، تهران: میترا.
  23. ـــــــــــــــ. (1384). سبک­شناسی شعر، چ4، تهران: میترا.
  24. صفا، ذبیح­الله. (1370). گنجینة سخن، ج1، چ5، تهران: امیرکبیر.
  25. طوسی، خواجه نصیرالدین. (1369). معیارالاشعار، با تصحیح و اهنمام جلیل تجلیل، تهران: ناهید.
  26. فضیلت، محمود. (1383). آهنگ شعر فارسی، چ2، تهران: سمت.
  27. لاهوتی، ابوالقاسم. (1358). دیوان لاهوتی، به کوشش احمد بشیری، تهران: امیرکبیر.
  28. محمدپور، عادل. (1392). طرح، جریان­شناسی شعر کردی هورامی از ابتدا تا به امروز، تهران: احسان.
  29. میرمحمدصالح الحسنی النعمت­اللهی الماهیدشتی. (1386). کنزالعرفان، تصحیح، مقابله و مقدمة محمدعلی سلطانی، تهران: سها.
  30. ناتل خانلری، پرویز. (1367). وزن شعر فارسی، چ2، تهران: توس.
  31. نظری تاویرانی، علی­نظر. (1390). مقایسة شیرین و فرهاد الماس­خان کندوله­ای با خسرو و شیرین نظامی (با درآمدی بر ادبیات کلاسیک کردی)، پایان­نامة کارشناسی ارشد، رشتة ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی تهران.
  32. نظری جلالوند، علی. (1392). نگاهی صرفاً تاریخی به پیدایش آیین یاری، بی­نا.
  33. وحیدیان کامیار، تقی. (1370). بررسی منشأ وزن شعر فارسی، مشهد: آستان قدس رضوی.
  34. یاحقی، محمد جعفر. (1378). جویبار لحظه­ها، ادبیات معاصر فارسی نظم و نثر، تهران: جامی.
  35. یوسفی غلامحسین. (1380). چشمة روشن، دیداری با شاعران، چ2، تهران: علمی.
  36. یوسفی، فرشید. (بی تا). باغ هزار گل، تذکرة سخنوران استان کرمانشاهان، تهران: فرهنگ­خانة اسفار.