کارکرد جمله های مرکب در بوستان سعدی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دانش آموختة کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

چکیده

افصح‌المتکلمین، سعدی شیرازی، از بزرگ‌ترین ارکان ادب پارسی است. بخشی از صیت و شهرت سعدی در گرو سعدی­نامه یا همان بوستان است که از مثنوی­های اخلاقی برجسته و باارزش حوزۀ زبان و ادب پارسی است. این کتاب بی­مانند،زبان سخته و پیراسته­ای دارد که نظر هر مخاطبی را به خود جلب می­کند. این میزان از شایستگی در گرو ِشگردهای هنری و زبانی فراوانی است که شیخ اجل به­کار بسته است. از ویژگی­های دستوری آن، استفادۀ گسترده از جمله ­ها­ی مرکب است. در جمله‌های مرکب، به جای نقش­های دستوری مفرد، جملۀ پیرو به کار می­رود. جمله­های پیرو از لحاظ معنا از مفردات غنی‌ترند؛ زیرا وجود فعل در آنها موجب انتقال مفهوم، وجه، زمان و شخص به مخاطب­ می­شود که افزونی توصیف­گری و تحرک و پویایی کلام را در پی دارد. در این پژوهش که کاملاً جنبۀ آماری دارد، 1100 بیت از بوستان را به عنوان جامعۀ آماری از متن برگزیده­ و از دیدگاه «کارکردهای جمله­های مرکب» بررسی کرده‌ایم. مبانی نظری و تعاریف اصطلاحات را از دستور زبان فارسی، تألیف دکتر حسن انوری و دکتر حسن احمدی گیوی، برگرفته‌ایم. بر اساس مهم‌ترین نتایج به‌دست‌آمده، در بوستان کاربرد جمله­های مرکب به مراتب بیش­از جمله‌های ساده است؛از میان آنها، جمله­هایی که از پایه و یک پیرو ساخته شده­اند، بسامد بیشتری دارند که معمولاً هر کدام در یک مصراع به­کار می­روند؛ در بیشتر جمله­های مرکب، پایه بر پیرو مقدم شده است؛ جمله­ های پیرو بیشتر در نقش غیراصلی به­ کار رفته­ است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Functions of compound sentences in saadi`s Boustan

نویسندگان [English]

  • Akbar Sayadkooh 1
  • Hasan Dastmouzeh 2
2 M. A. Graduated of Persian Language and Literature, University of Shiraz, Shiraz, Iran
چکیده [English]

Saadi not only changed the structure of the words but also he changed the structure of the sentences and he made the poems understandable for the public. (He linked the poem to the language of the public. From the point of the structure of the sentences Boustan is unique among Saadi’s Poems. The most important reason of Saadi’s fluency and his attractive speech is in the order of the words. There is no way to understand the beauty of Saadi’s speech except scientific studying of his poems.  The writers tried to study Boustan from the point of compound sentences and decided to know the way of the usage of the compound sentences in Boustan. You can answer this question by scientific study and using the numbers and statics. One fourth of boustan poems – 1000 verses were chosen and we studied them to know how the compound sentences are used and we presented the results in the form of numbers and statistic.
Persian Grammar written by Dr. Anvari was selected to see the different samples of compound sentences and matching Boustan poems with them. Then according to comparative and percentage graphs, we studied the data obtained from the tables and graphs. Saadi has used the compound sentences more than the simple sentences. These kinds of sentences have been used a lot and variously that we can say it’s a feature of Saudis’ style. The verses made of just a compound sentence were used more than other kinds. And it can be considered as Boustan feature. There are 655 verses that were composed just of a compound sentence. In other words 60 percent of Boustan verses include a compound sentence. Compound sentences include two parts, a base and a follower or more. In this study, the compound sentences were divided in to three groups: a compound sentence with a follower, two or three. A compound sentences made of a base and a follower are more than ones with two followers or three. The verses including a base sentence followed by a follower sentence are more than ones including a follower sentence followed by a base one. Among the 550 verses made of a base and a follower, in 342 verses, a follower sentence was followed by a base one.
The above mentioned number is 62/2 percent. In 208 verses (37/8 percent) a base sentence was followed by a follower. In order to answer this question that why Saadi has used this sample (base+ follower) a lot, we studied its rate in each chapter and it was concluded that introduction which involves general issues , prays and admiration ,this sample(follower +base) has been used more. But in all of the chapters the number of verses including this sample (base + follower) is more and this difference is meaningful. Totally the number of verses including this sample (base + follower) is more than ones including this sample (follower +base). Perhaps its most important reason is because of the different mental effects of these two kinds of sentences. The interesting point of compound sentences including a follower, indicates that each of the base or follower sentence is in a hemistich. This sentence (base or follower) starts and ends in the same hemistich. It seems that Saadi tends to use a hemistich rather than a verse to convey his meaning.
Verses including base and follower sentences, the rate of base or follower sentences which starts and ends in different hemistiches is extremely low. Some of the compound sentences have more than one follower. There are 95 verses in the studied ones that have two followers. In these sentences Saadi tends to use base followed by a follower. There were 9 (1 percent) compound sentences with three followers in the studied verses. Some of Boustan verses include 2 compound sentences using two compound sentences in a verse using at least four sentences (2 base sentences and 2 follower sentences). One of the most significant feature of Saadi’s speech is using four sentences in a verse made of eleven syllables.
Because of the variety of phrases and verbs, changing the parts may lead to the poem ambiguity. That’s way Saadi separates the verses so and not to be any links between two of them. He divides ever verse into two parts and puts a phrase in each part. No interference can be seen between the parts of the base and follower sentences in the verses made of two compound sentences. In this way, the base and follower sentences combine independently. The verb isn't usually omitted in these kinds of verses. Follower sentence is considered as a role of base sentence. Follower sentences have been used as adjectives or adverbs and they haven't been used as subjects or objects. And the number of follower sentences which has been used as the main role of base sentences is less. In other words Saadi firstly concentrates on the main part of the sentence and finishes it. And then mentions the non important parts in a form of follower sentence.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Boostan
  • Saadi’s Language
  • compound sentence
  • base sentence
  • follower sentence

مقدمه

از آغاز تا نیمة نخست قرن پنجم، شیوۀ شاعری و نویسندگی بر سادگی و بی­تکلفی استوار بود و نویسندگان و شاعران، خود می‌خواستند یا ناگزیر بودند اندیشه‌های خود را به گونه‌ای بیان کنند که فهم آن دشوار نباشد. سیر طبیعی کلام نیز همین را می‌طلبد. دکتر شهیدی معتقد است که «منطق طبیعی این است که نویسنده یا گوینده از ساده‌نویسی و ساده­گویی منحرف نگردد، جز آنکه سببی یا سبب‌هایی قوی پدید آید و به ضرورت، او از راه راست به راه دشوار و پرپیچ و خم درافتد» (شهیدی، 1372: 396).

با گذشت زمان، به‌ویژه بعد از قرن پنجم، نظم و نثر از سادگی سرشتین دور می­شودو آرایه­های لفظی و معنوی فراوانی به آن راه می­یابد. از این دوره به بعد شاعران و نویسندگان، دیگر مقصود خود را ساده بیان نمی‌کنند بلکه آن را می‌آرایند و در قالبِ لفظ‌های پیچ‌درپیچی می‌ریزند که فهم آن به آسانی برای همگان ممکن نیست. از این به بعد، در شعر و نثر، زبانی پدید می‌آید که فهم آن، مخاطبان خاصی را می‌طلبد. اما در قرن هفتم هجری که زمان یکّه­تازی ادبیات فنی بود، سعدی با شعر و نثر سحرانگیز خود انقلابی پدید آورد که پس از گذشت صدها سال، هنوز همگان بر استیلای بی‌چون­وچرای او بر زبان و ادب فارسی صحّه می‌گذارند. مرحوم یوسفی اعتقاد داشت: «هیچ شاعر و نویسنده­ای در تاریخ زبان و ادبیات فارسی به اندازۀ سعدی بر زبان و طرز تعبیر و تحریر فارسی حکومت نداشته است» (یوسفی،1369: 245). سعدی نه‌تنها در حوزۀ واژگان تحول ایجاد کرد، بلکه ساختار کلام را نیز دگرگون کرد و شعر را به زبان تودۀ مردم و زبان عامیانه پیوند داد. «آنچه سبب شد تا سعدی شاعر و نویسنده به موقعیت شگفت­آورش در قلمرو زبان فارسی برسد، در درجۀ نخست غنای زبان او در پرتو انواع ادبی رنگارنگش بود. زبان سعدی آمیزه­ای بود از زبان رسمی و زبان ادبی رایج و به همگانی­شدن ادب فارسی در ایران و کشورهای پیرامون یاری رساند» (عابدی،1391 :34).

از میان آثار سعدی، بوستان یک استثناست. شاید فهم همگان برای دریافت لطافت غزل­ها کافی نباشد یا علاقۀ چندانی به قصاید نشان ندهند، اما حکایت پیوند مردم با بوستان، حکایت دیگری است. هرچند ممکن است در تعداد معدودی از حکایت­ها، واژگانی هم وجود داشته باشد که همگان معنای آن را نفهمند، «دامنة کلام و معنی در بوستان آن قدر وسیع است که ندانستن دوسه لغت مانع برخورداری مخاطبان نمی‌شود» (اسلامی ندوشن، 1379: 192).در بوستان، مخاطب سعدی همة قشرهای مردم است؛ به همین دلیل، بیان آن از کلام تفاخر آمیزِ شاعران هم عصر وی تا حدی تهی­ است.

 به‌راستی دشوارترین زبان برای سرودن شعر زبان ساده است. اگر شاعری برای بیان اندیشه‌های شاعرانۀ خود این­گونه از زبان را برگزیند، سخت‌ترین نوع زبان را برگزیده است. به‌خصوص اینکه ناگزیر است وزن عروضی، یک­سانی طول مصراع­ها و ردیف و قافیه را نیز رعایت کند. مهم‌ترین عامل روانی کلام و گیرایی سخن، چگونگی چینش واژگان در ساختار نحوی جمله‌هاست. چیرگی سعدی بر نهفته‌های زبان فارسی، انعطاف شگفت‌انگیز کلام او تا حد فهم عوام، پایبندی وی در بسیاری از موارد به شکل مستقیم ارکان نحوی، فشردگی‌ها و گستردگی‌های هنری و دلایل متعدد دیگر، از رازهای صدرنشینی او در برخی از حوزه‌های هنری و زبانی است. برای درک زیبایی­های زبان سعدی، راهی جز بررسی دقیق علمیِ آثار او نیست؛ نگارندگان از میان موضوعات متفاوت و متنوع پژوهشی بر روی آثار سعدی،در پی آن برآمدند تا بوستان را از جنبة کارکرد «جمله­های مرکب» بررسی کنند و در صدد پاسخ­گویی به این پرسش برآیند که کارکرد و نحوۀ استفاده از جمله­های مرکب در بوستان چگونه است. افزون بر این پرسش اصلی، پرسش‌های دیگری نیز به ذهن متبادر شد؛ همچون:

-              نسبت کاربرد جمله­های مرکب به جمله­های ساده در بوستان چگونه است؟

-              جمله­های پیرو در بوستان چگونه به کار رفته­اند؟

-              در جمله­های مرکب بوستان، پیرو بیش­تر مقدم شده است یا پایه؟

-              جمله­های پیرو، بیشتر در کدام نقش نحوی ِجملۀ پایه آمده­اند؟

-              نحوۀ کاربرد جمله­های مرکب و ساده در کنار هم در یک بیت، چگونه است؟

-              آیا کاربرد جمله­های مرکب و ساده در مقدمه با بخش­های دیگر بوستان یکسان است؟

برای پاسخ به این پرسش­ها، راهی جز بررسی موشکافانه و جزئی­نگرانه و کمک گرفتن از آمار و ارقام نیست. بدین منظور، دلیل تقریباً یک­چهارم از بیت­های بوستان را به عنوان جامعۀ آماری خود برگزیدیم و آنها را از نظر ساختار جمله­های مرکب و نحوۀ کاربرد آنها بررسی و نتایج را در قلب آمار و ارقام با کمی تحلیل ارائه کرده­ایم.

هر چند بهتر آن بود که کلّ ِ بوستان بررسی می‌شد، اما چون ممکن بود حجم زیاد از دقت نظر بکاهد،1000 بیت راکه تقریباً یک چهارم کل بوستان است، به عنوان جامعۀ آماری برگزیدیم. برای اینکه این پژوهش، شکلی علمی به خود بگیرد، با توجه به اینکه مضمون­ها بر ساختار جمله­ها تأثیر می­گذارند، جامعۀ آماری خود را از بخش­های مختلف برگزیدیم. بدین منظور،از مقدمه و هر یک از باب­ها، 100 بیت بدین ترتیب برگزیدیم: 100 بیت نخستِ مقدمه، 100 بیت اول ِباب اول، 100 بیت دوم ِباب دوم، 100بیت سومِ باب سوم، 100 بیت چهارمِ باب چهارم، 100 پنجمِ باب پنجم،100 بیت دومِ باب ششم، 100 بیت سومِ باب هفتم، 100 بیت اولِ باب هشتم،100 بیت دومِ باب نهم و همۀ بیت­های باب دهم.

برای ترسیم الگوهای مختلف جمله­های مرکب و تطبیق ابیات بوستان سعدی با آن،دستور زبان فارسی تألیف دکتر حسن انوری و دکتر حسن احمدی گیوی را برگزیدیم و پایۀ پژوهش خود را بر این کتاب ارزشمند نهادیم. البته در مواردی نیزبه آثار استادان برجسته‌ای چون خانلری، فرشیدورد و خیامپور مراجعه کردیم و از آن بهره بردیم. پس از تعیین نوع جمله­ها و تطبیق آن با الگوها، نتایج را در نمودارهایی نشان دادیم. پس از آن با دقت در نمودارها که ‌بیشتر آنها به شکل مقایسه‌ای و گاه به صورت درصدی این داده‌ها را نشان می‌دهند، با توجه به اهداف این پژوهش، اطلاعات به‌دست‌آمده از نمودارها و جدول‌ها را تجزیه و تحلیل و نتایج به‌دست‌آمده را ارائه کردیم.

 

1- جملۀساده، مرکب، پایه و پیرو

جمله از حیث ساختمان دو گونه است: ساده، مرکب (آمیخته)

جملۀ ساده جمله­ای است که در آن تنها یک فعل به کار رفته باشد.

جملۀ مرکب، جمله­ای است که در آن بیش از یک فعل به کار رفته باشد.

جملۀ پایه آن قسمت از جملۀ مرکب است که غالباً غرض اصلی گوینده با نویسنده را در بردارد و قابل‌تأویل به غیرجمله نیست.

جملۀ پیرو، آن جزء از جملۀ مرکب است که همراه جملۀ پایه می­آید و وابستۀ پایه است یعنی مفهومی از قبیل زمان، شرط، علت و جز آن را به مفهوم جملۀ پایه می­افزاید و قابل‌تأویل به مصدر یا صفت است (انوری- گیوی، 1378: 309)

 

2- چگونگی کاربرد جمله‌های مرکب در بوستان

در ابیاتی که بررسی کردیم، به جز در موارد معدود که به آن نیز پرداخته خواهد شد، بسامد جمله‌های مرکب بسیار ‌بیشتر از جمله‌های سادهبود. تنوع و فراوانی این جمله­ها به حدی است که می­توان گفت یکی از ویژگی‌های سبکی شعر سعدی در بوستان،استفاده وسیع و متنوع از جمله­های مرکب است. برای بررسی دقیق­ترو تعیین بسامد جمله­های مرکب، بیت‌هایی را که در آنها جمله‌های مرکب به کار رفته­اند، به پنج گروه تقسیم کرده‌ایم:

2-1- بیت‌هایی که فقط از یک جملۀ مرکبتشکیل شده‌اند؛

2-2- بیت‌هایی که از دوجملۀ مرکب تشکیل شده‌اند؛

2-3- بیت‌هایی که در آنها جملۀ مرکب در کنار جملۀهم‌پایه[1] آمده­اند؛

2-4- بیت‌هایی که از جملۀ مرکب و شبه جمله، تشکیل شده­اند؛

2-5- بیت‌هایی که در آنها جملة مرکب، درکنار جملۀساده آمده­اند.

2-1- بیت­های تشکیل‌شده از یک جملۀ مرکب

در این قسمت، ما تنها بیت‌هایی را که از یک جملۀ مرکب تشکیل شده‌اند بررسی کرده­ایم. بیت‌هایی که از دو جملۀ مرکب تشکیل شده‌اند یا جملۀ مرکب و جملۀ هم‌پایه در کنار هم آمده­استیا جملۀ مرکب در کنار شبه‌جمله آمده است، در بخش‌های بعد بررسی خواهیم کرد.

در میان 1100 بیت جامعۀ آماری ما، 655 بیت وجود دارد که تنها از یک جملۀ مرکب تشکیل شده است. به بیانی دیگر،60درصد از بیت­های بوستان تنها از یک جملۀ مرکب تشکیل شده است.

جمله‌های مرکب از یک جملۀ پایه و یک یا چند جملۀ پیرو تشکیل می­شوند. در این بخش، جمله‌های مرکب را از نظر تعداد جمله­های پیرو در سه گروه جملۀ مرکب با یک پیرو، جملۀ مرکب با دو پیرو و جملۀ مرکب با سه پیرو، قرار دادیم.نمودار زیر بسامد بیت­های تشکیل‌شده از یک جملۀ مرکب را با توجه به تعداد جملۀ پیرو نشان می­دهد.

 

نمودار (1) بسامد جمله‌های مرکب تعداد پیرو

 

با دقت در این نمودار می‌توان پی برد که در بوستان جمله‌های مرکبی که از یک پایه و یک پیرو تشکیل شده‌اند بسیار ‌بیشتر از جمله­های مرکب با دو و سه پیرو هستند.

بیت­هایی را که فقط از یک جملۀ مرکب تشکیل شده­اند، با توجه به تعداد جملۀ پیرو، به سه گروه تقسیم می­کنیم:

2-1-1- جملۀ مرکب با یک پیرو

2-1-2- جملۀ مرکب با دو پیرو

2-1-3- جملۀ مرکب با سه پیرو

2-1-1- جمله­های مرکب با یک پیرو

جمله­های مرکبی که از یک پایه و یک پیرو تشکیل شده­اند، پیرو نسبت به پایه می­توانند به دو حالت داشته باشد:

2-1-1-1- پایه مقدم بر پیرو «پایه + پیرو)

2-1-1-2- پیرو مقدم بر پایه «پیرو + پایه)

2-1-1-1- پایه + پیرو

به این الگو که جملۀ پایه پیش از پیرو می‌آید، پیروهای پسین گفته می­شود (فرشیدورد، 1378:307). در این گونه بیت­ها، ابتدا جملۀ پایه و پس از آن جملۀ پیرو به کار رفته است. از میان 550 بیت تشکیل‌شده از جمله‌های مرکب وابسته با یک پیرو، در 342 بیت جملۀ پایه بر پیرو مقدم شده است. این تعداد، 2/62 درصد از کلّ ِاین بیت­هاست؛ مانند این بیت:

بدانـــست پیـــغمبر نیـــک‌فـــــال

 

کـه گـبرست پیر تبه بـــوده حـال
                                        (1174)[2]

یا این بیت:

نــدارنــد تـن­پــــروران آگـــــــهی

 

که پــرمعده باشد ز حکــمت تهـی
                                           (2724)

همچنین بیت:

هــوا و هــوس را نـمانــد ستـــــیز

 

چـو بیـند ســرپنجـۀ عـقل، تیــز
                                          (2882)

2-1-1-2- پیرو + پایه 

این الگو را پیرو پیشین می­نامند (فرشیدورد، 1378: 306).از میان 550 بیتی که از جملۀ مرکب با یک پیرو تشکیل شده است، در 208 بیت پیرو بر پایه مقدم شده است، این تعداد، 8/37 درصد از کل بیت­هایی است که تنها از یک جملۀ مرکب با یک پیرو، تشکیل شده‌اند‌؛ مانند این بیت‌:

اگـر دشـمنی پیـش گـیـرد سـتیز

 

به شـمشیر ِتـدبیر خـونش بریز
                                          (1084)

و این بیت:

چــو سلطان عنایت کــند با بـدان

 

کجـــا مــانَد آسـایش بخـردان
                                         (2880)

یا:

چو شبـنم بیفتـاد مسکــین و خُرد

 

به مـهر آسمــانش به عیـوق بـرد
                                           (2350)

در نمودار زیر، نسبت کاربرد جملۀ مرکب پایه + پیرو با پیرو + پایه، نشان داده شده است:

 

نمودار (2) مقایسه فراوانی جملۀ مرکب «پایه + پیرو» با «پیرو + پایه»

در هیچ‌یک از کتاب­های دستوری اشاره نشده است که کاربرد کدام یک از این دو الگودر زبانبیشتر است، اما به آمار کاربرد آنها در بوستان که می­نگریم، این پرسش به ذهن می‌رسد که چرا شیخ اجل از ترکیب الگوی «پایه + پیرو» به میزان قابل‌توجهی ‌بیشتر از «پیرو + پایه» استفاده کرده است. برای بررسی دقیق‌تر، در نمودار زیر بسامد کاربرد بیت‌های تشکیل‌شده از این دو الگو را در هر باب با هم مقایسه کرده­ایم.

 

نمودار (3) نسبت جمله‌های پایه + پیرو به پیرو + پایه به تفکیک باب

 

با تأمل در این جدول درمی‌یابیم که تنها در مقدمه که‌ بیشتر حاوی موضوعات کلی، مناجات‌ها و نعت‌هاست، تعداد بیت‌هایی که جملۀ پیرو بر پایه مقدم شده ‌بیشتراست؛ اما در تمامی باب‌ها به نسبت قابل‌توجهی تعداد بیت‌هایی که جملۀ پایه بر پیرو مقدم گردیده ‌بیشتراست، که این تفاوت در میزان کاربرد آنها معنادار است. در مجموع، تعداد بیت­هایی که طبق الگوی «پایه +پیرو»ساخته شده‌اند، از بیت‌هایی که با الگوی «پیرو + پایه»ساخته شده‌اند، بسیار ‌بیشتر است.

علاقۀ سعدی به مقدم کردن پایه بر پیرو بسیار مشهود است. شاید یکی از دلایل آن، تفاوت تأثیر روانی هر کدام از این دو الگو باشد؛ برای مثال، برای تشویق کسی به تلاش ‌بیشتر، به دو شکل می‌توانیم به او توصیه کنیم. گاهی به او می‌گوییم: «تو اگر تلاش کنی، حتماً موفق می‌شوی». گاهی همین معنا را در قالب این عبارت می‌ریزیم: «تو حتماً موفق می‌شوی، اگر تلاش کنی.» در هر دو جمله معنا منتقل می‌شود اما این دوجمله تأثیر روانی یکسانی ندارند. بدون شک، عبارت دوم حس موفقیت‌طلبی را در شنونده بر می‌انگیزد و موجب ایجاد انگیزۀ‌بیشتری در وی می‌شود. وانگهی اعتقاد مخاطب به عبارت دوم ‌بیشتر از عبارت اول است؛ زیرا عبارت اول با جملة «شرط» شروع شده است،در حالی کهعبارت دوم با «نتیجة شرط».

نکتة قابل‌تأمل در جملۀ مرکب با یک پیرواین است که در بیشتر موارد، این بیت‌ها را به دو بخش مجزا تقسیم شده­اند و هر جمله «پایه یا پیرو در یک مصراع آمده­اند. به نظر می­رسد سعدی تمایل دارد مصراع را واحدکلام قرار دهد؛ به­طوری­که هر مصراع با یک جملۀ پایه یا پیروشروع ­شود و با همان جمله­پایان می­یابد؛مانند بیت:

کسـی گـــوی دولـــت ز دنیـا بــرد

 

که بـا خـــود نصیـبی بـه عقبی برد
                                          (1133)

همچنین در بیت:

اگــر جــز به حــق می­رود جــاده­ات

 

در آتـــش فـــشانند سجــــاده­ات
                                         (2669)

یا:

گـــر از بــرج معنـــی پـــرد طیـر او

 

فــــرشته فـــرومـــاند از سیر او
                                         (1914)

در بوستان بیت­هایی که جمله‌‌های پایه و پیرو در دو مصراع پراکنده‌اند، بدین­ صورت که جملۀ پایه یا پیرو از مصراع اول شروع شده باشد و در مصراع دوم به پایان می‌رسد، بسیار اندک است‌؛ مانند بیت:

غم خویش در زندگی خور که خویش

 

به مرده نپــردازد از حرص خویـش
                                             (118)

 

که جملۀ پیرو از مصراع اول شروع شده و در مصراع دوم به پایان رسیده است.  همچنین بیت:

بسـی تـیـر و دیـماه و اردیبـهشت
         

 

بـیایـد کـه مـا خـاک بـاشیم و خشت
                                           (3685)

 

که جملۀ پایه «بسـی تـیـر و دیـماه و اردیبـهشت بـیایـد» از مصراع اول شروع شده و در مصراع دوم به پایان رسیده است.

در جدول زیر، بیت‌هایی گروه اول (بیت­هایی که هر جملۀ پایه یا پیرو در یک مصراع آمده­اند)را با گروه دوم (بیت­هایی که جمله‌‌های پایه و پیرو در دو مصراع پراکنده‌اند) مقایسه کرده‌ایم.

 

نمودار (4) مقایسة جمله‌واره متمرکز در یک مصراع با جمله‌واره‌های پراکنده در دو مصراع

 

از میان 550 بیتی که از یک جملة مرکب با یک پیرو تشکیل شده­اند، در 524 بیت، هر جملۀ پایه یا پیرو در یکمصراع به کار رفته است و فقط در26 بیت، اجزای جملۀ پایه و پیرو در دو مصراع پراکندهاست.

از این نمودار می‌توان نتیجه گرفت که سعدی به‌خصوص آن گاه که از جمله‌های مرکب با یک پیرو استفاده می‌کند، همواره سعی دارد که کلام خود را بسیار منظم و دقیق به دو بخش تقسیم کند و هرجملۀ پایه یا پیرو را در یک مصراع بنشاند. بیش از 95 درصد از بیت‌های تشکیل‌شده از جملة مرکب با یک پیرواز این­گونه­اند. شاید این شگرد از مصداق­ها و  نکته­هایی باشد که سعدی‌پژوهان از آنبه سهل ممتنع یاد کرده اند. 

2-1-2-جمله­های مرکب بادو پیرو

گاهی جملۀ مرکب بیش از یک پیرو دارد، مانند «وقتی که از سفر برگشت، به دیدنش برو؛ زیرا تو را دوست دارد» که جملۀ پایة «به دیدنش برو» یک پیرو پیشین دارد و یک پیرو پسین (فرشیدورد، 1378: 306).

در جامعة آماری ما، 95 بیت وجود دارد که در آنها جمله‌های مرکب با دو پیرو به­کار رفته­اند؛ مانند:

اگــــر قیمـتی گوهـری، غــم مدار

 

کــه ضــایع نگـــرداندت روزگـــار
                                           (2847)

که «غم مدار» جملۀ پایه و «گــــر قیمـتی گوهـری» و «کــه ضــایع نگـــرداندت روزگـــار» جملۀ پایه هستند.

این بیت­ها را با توجه به محل قرار گرفتن جملۀ پایه، به سه دسته تقسیم کرده‌ایم.

2-1-2-1- بیت‌های تشکیل‌شده از جملۀ مرکب با پایه و دو پیرو پسین (پایه + پیرو + پیرو)

2-1-2-2- بیت‌های تشکیل­شده ازجملۀ مرکب با پایه و یک پیرو پیشین و یک پیرو پسین (پیرو + پایه + پیرو)

2-1-2-3- بیت‌های تشکیل‌شده از جملۀ مرکب با پایه و دو پیرو پیشین(پیرو + پیرو + پایه)

2-1-2-1- بیتِ تشکیل‌شده از پایه با دو پیروِ پسین (پایه + پیرو + پیرو)

در این­گونه بیت­ها، نخست جملۀ پایه می­آید و پس از آن دو جملۀ پیرو می­آیند‌؛ مانند بیت:

بـزرگی رسـاند به محـتاج خیر

 

کــه تـرسد کـه محتاج گردد به غیر
                                           (1138)

همچنین بیت:

مپــندار اگــر سِفـــله قـارون شود

 

کــه طبــع لئـیمش دگرگون شود
                                           (2840)

یا:

بــخواری برانـدش چـو بیگـانه دید

 

که منــکَر بـود پیش پـاکان پلـید
                                         (1175)

همان­گونه که پیش از این گفته شد، سعدی علاقة فراوانی دارد که جملۀ پایه را پیش از پیرو بیاورد. در جمله‌های مرکب با دو پیرو نیز کاربرد الگوی «پایه+ پیرو + پیرو» از دو الگوی دیگر بیشتر است.

از 95 بیت مورد بحث ما،48 بیت طبق این الگو هستند. این تعداد بیش از50 درصد از کل بیت‌هایی است که از یک جملۀ مرکب با دو پیرو تشکیل شده­اند. دلیل کاربرد ‌بیشتر این گونه بیت‌ها نسبت به دو الگوی دیگر این است که در این الگوجملۀ پایه بر پیرو مقدم شده است، که مورد علاقۀ شیخ اجل است.

2-1-2-2- بیت‌های تشکیل‌شده از پایه با یک پیرو پیشین و یک پیرو پسین(پیرو+ پایه+ پیرو)

گاهی در برخی از بیت‌هایی که یک جملة مرکب وابسته‌ با دو پیرو به کار رفته است، یک جمله‌وارة پیرو پیش از پایه و یک جمله­وارة پیرو پس از پایه می‌آید و جمله‌وارة پایه در میان دو پیرو قرار می‌گیرد‌؛ مانند این بیت:

چـو از گُلـبُنی دیـده بـاشـی خوشـی

 

روا باشـد ار بـار خـارش کـشی
                                         (3152)

«روا باشد» جملۀ پایه است که در میان دو جملۀ پیرو «چـو از گُلـبُنی دیـده بـاشـی خوشـی» و «ار بار خارش کشی» آمده است.

یا:

همــه هــرچه هستند از آن کمترند

 

کـه با هستیش نـامِ هسـتی برند
                                         (1856)

در میان 95 بیت یاد‌شده، 33 بیت، یعنی7/34درصد از بیت­های این بخش، طبق الگوی فوق است.

2-1-2-3- پایه با دو پیرو پیشین (پیرو + پیرو + پایه):

برخی از بیت‌هایی که از جملۀ مرکب با دو پیرو ساخته شده‌اند، نخست دو جملۀپیرو و پس از آن جملۀ پایه آمده است‌؛ مانند این بیت‌:

اگـر هـر چـه یابـی به کـف بـر نـهی

 

کَــفَت وقـتِ حاجت بماند تهی
                                          (1219)

که «اگـر هـر چـه یابـی» و «به کف برنهی» جملۀ پایه و «کَـفَت وقت حاجت بماند تهی» جملۀ پیرو است. همچنین بیت:

شتـر را چــو شور طـرب در سـرست

 

اگــر آدمـی را نبـاشـد خرست
                                           (1920)

از 95 بیت مورد نظر، 14 بیت،یعنی 7/14درصد از بیت­های این بخش، طبق این الگو است.

 نمودار زیر بسامد این سه الگو را در بوستان نشان می‌دهد.

 

 

نمودار(5) بسامد بیت‌های تشکیل‌شده از جمله‌مرکب وابسته‌ با دو پیرو

 

در جامعة آماری 1100 بیتی، 550 بیت وجود دارد که تنها از جملۀ مرکب تشکیل شد‌ه است. از این تعداد،95 بیت، پایه همراه با دو پیرو آمده است که این تعداد تقریباً 17درصد از کل بیت‌هایی است که از جمله‌های مرکب تشکیل شده‌اند.

48 مورد از بیت­های یادشده طبق الگوی اول (پایه + پیرو+ پیرو)، 33 بیت طبق الگوی دوم (پیرو + پایه + پیرو) و 14 بیت دیگر، مطابق با الگوی سوم (پیرو+پیرو + پایه) است.

2-1-3- جمله­های مرکب با سه پیرو

در بوستان بیت‌هایی که از یک جملة وابسته با سه پیرو ساخته شده است، بسیار انگشت شمارند. به­کار بردن سه جملۀ پیرو همراه با یک پایه در یک بیت، جمله را طولانی، هم مفهوم کلام را دیریاب می­کند.

 در جامعۀ آماری این پژوهش، تنها 9 جملۀ مرکب با سه پیرو وجود داشت. این تعداد کمتر از 1 درصد از جامعة آماری ماست.

در بوستان، بیت‌هایی که از یک جمله مرکب با سه پیرو تشکیل شده­اند، با توجه با محل قرار گرفتن جمله­های پیرو، در دو حالت آمده­اند:

2-1-3-1-بیت‌های تشکیل‌شده از پایه با سه پیرو پسین (پایه + پیرو + پیرو + پیرو)

2-1-3-2-بیت‌های تشکیل‌شده از پایه با دو پیرو پیشین و یک پیرو پسین (پیرو + پیرو + پایه + پیرو)

2-1-3-1-پایه همراه با سه پیرو پسین (پایه + پیرو + پیرو + پیرو)  

از میان 9 بیت یادشده، 5 بیت آن طبق الگوی اول یعنی پایه همراه با سه پیرو پسین (پایه + پیرو +پیرو+پیرو) ساخته شده‌اند. علاقه­ی سعدی به تقدم پایه بر پیرو در این بخش نیز دیده می­شود؛ همچون بیت:

متــرس از محبــت که خـــاکت کـند

 

کــه باقـی شــوی گـر هلاکـت کند
                                         (1901)

که «مترس از محبت» پایه و «که خاکت کند» ، «که باقی شوی» و «گر هلاکت کند» پیرو هستند. یا بیت:

از آن هـمنشیـن تــا تــوانـی گـریز

 

کـه مـر فتـنۀ خفتـه را گفت خیز
                                          (3086)

«از آن همنشین ... گریز» جملۀ پایه و «تا توانی»، «که مر فتنۀ خفته را گفت» و «خیز» جمله­های پیرو هستند.

2-1-3-2-پایه همراه با دو پیرو پیشین و یک پیرو پسین (پیرو + پیرو  + پایه + پیرو)

در قسمت‌های بررسی‌شده بوستان، یک مورد از این الگو یافت شده است که موقوف‌المعانی است.

اگر باد و برف است و باران و میغ
همـه کــــارداران ِفـرمانبـرند

 

اگــر رعـد چـوگان زنــد، بــرق تیــغ
کــه تخـــم تـو در خــاک می پرورند
                                       (7 و3376)

 

 

 

نمودار 6.  بسامد شکل­های مختلف جمله‌های مرکب در بوستان

نمودار شمارۀ 6 نشان می­دهد که تعداد جمله‌های مرکب با یک پیرو از گونه­های دیگر بیشتر است و تعداد جمله‌های مرکب «پایه + پیرو» بسیار ‌بیشتر از جمله‌های مرکب وابستة «پیرو + پایه» است.

پس از جمله‌های مرکب با یک پیرو، جمله‌های مرکبی که از دو پیرو تشکیل شده‌اند، دارای ‌بیشترین بسامد در میان جمله‌های مرکب هستند. در این گونه جمله‌ها، آن‌هایی که پایه پیش از پیرو آمده است و طبق الگوی «پایه + پیرو+ پیرو» ساخته شده­اند، بیش از دو گونۀ دیگر است. پس از این گونه بیت‌ها، آن‌هایی که طبق الگوی «پیرو +پایه + پیرو» هستند از بیت‌های دیگر کاربرد بیشتری دارند. سرانجام،بیت‌هایی که مطابق با الگوی «پیرو + پیرو + پایه» هستند، کاربرد کمتری نسبت به دو الگوی پیشین دارد. 

به دلیل وزن عروضی بوستان که وزنی نسبتاً کوتاه است، جمله‌های مرکبی که از سه جملۀ پیرو همراه با پایه ساخته شده­اند کمتر در بوستان دیده می‌شوند. از میان این گروه، آن‌هایی که جملۀ پایه بر پیرو مقدم شده است از نمونه‌های دیگر بیشتر است.

2-2-  بیت‌های تشکیل‌شده از دو جملۀ مرکب

اگر در بیتی دو جملة مرکب وابسته به کار رود، بدین معناست که در آن بیت حداقل چهار جمله، دو پایه و دو پیرو، به­کار رفته است. یکی از نشانه­های اعجاز کلام سعدی، نشاندن چهار جمله در یک بیت یازده هجایی است.

اگرچه قراردادن چهار جمله‌واره در یک بیت، دشوار می‌نماید، شیخ سخنور چنان ماهرانه آن را به کار می‌برد که نه تنها از نظر نحوی و عروضی دچار کوچک­ترین تعقید و لغزش نمی‌شود، بلکه چنان کلامش طبیعی و دلنشین می‌شود و همه­پسند می­افتد که هم‌چون بیت زیر به ضرب‌المثلی شیرین تبدیل می‌گردد.

ز دعـــوی پـــری، زان تهـی مـی‌روی

 

تــــهی آی تــا پـرمـعانــی شــــو
                                         (2325)

در جامعۀ آماری ما، 36 بیت وجـود دارد که از دو جملـۀ مرکب تشکیل شده است.

چون تعداد جمله‌واره و فعل در این گونه بیت‌ها زیاد است، جابه‌جایی ارکان نحوی آنها ممکن است شعر را دچار تعقید و پرابهام کند؛ به همین دلیل از نظر نحوی، سعدی هر مصراع را جدا از یکدیگر قرار می­دهد؛ به­طوری­که هیچ ارتباط نحوی میان دو مصراع وجود ندارد. وی هر مصراع را نیز به دو بخش مجزا تقسیم می­نماید و در هر بخش یک جمله­واره می­نشاند. معمولاً در این بیت­ها ارکان نحوی در جایگاه خود به­کار می­رود‌؛ مانند بیت:

اگــر تـاج بــخشی ســرافـــــرازدم

 

تــو بــر دار تـا کـــس نـیندازدم
                                           (3921)

مصراع اول، از یک جملۀ مرکب تشکیل شده است که «اگر تاج بخشی»، پیرو و «سرافرازدم»، جملۀ پایه است. همچنین در مصراع دوم، «تو بردار» پایه و «تا کس نیندازدم» جملۀ پیرو است.

یا:

تـو را تیـشه دادم کــه هیـزم شکـن

 

نگــفتم کـه دیـوار مسجــد بکـن
                                           (3371)

از میان 36 بیت مذکور ، تنها در دو بیتزیر، این­گونه نیست. بیت اول:

مــکن تا تــوانـی دل خلــق ریــش

 

وگـر مـی‌کنـی، مـی‌کنَی بیخ خویش
                                           (224)

در بیت بالا ارکان نحوی جمله در جای تعریف‌شدۀ خود قرار ندارند. در مصراع اول، فعل جملۀ پایه «ریش مکن» است که بخش صرفی این فعل مرکب مقدم بر ارکان دیگر جمله شده است و جملۀ پیرو میان جمله‌های پایه واقع شده است.بیت دوم:

چنـین راه اگــر مقبـلی پیـش گـیر

 

شـرف بـایـدت، دست درویـش گیر
                                          (2315)

«چنین راه» از ارکان جملۀ پایه هستند که از جایگاه اصلی خود جدا شده و پیش از جملۀ پیرو «اگر مقبلی» آمده­اند.

جز این دو بیتی که این‌جا آورده شد، در مابقی بیت‌هایی که از دو جملۀ مرکب تشکیل شده‌اند، بین ارکان نحوی جملۀ پایه و پیرو تداخل دیده نمی‌شود؛ بدین شکل که جملۀ پیرو و پایه جدا از یکدیگر با مکثی، در یک مصراع به هم می‌پیوندند. در این گونه بیت‌ها معمولاً فعل حذف نمی‌شود و ایجاز اعجازگونة سعدی در این بیت‌ها خود را نشان می‌دهد؛ همچون دو بیت زیر:

گـرم دست گــیری بـه جـایی رسم
کــه زور آورد گــر تـو یـاری دهـی
        

 

وگــر بـفکــنی، بـرنــگیرد کــسم
کــه گیـرد، چـو تـو رستـگاری دهی
                                  (3999 و4000)

 

در 1100 بیت بررسی‌شده، بیتی که از بیش از دو جملۀ مرکب وابسته تشکیل شده باشد، یافت نشد.

2-3- جملۀ مرکب و جملۀ هم‌پایه در یک بیت

در کتاب دستور زبان فارسی انوری-گیوی که مبانی نظری این پژوهش از آن گرفته شده است، اشاره­ای به جمله­های مرکب هم­پایه نشده بود؛ اما با توجه به کاربرد این­گونه جمله­ها در کنار جمله­های مرکب در بوستان، به آثار دیگر دستورنویسان فرهیخته مراجعه شد.

جمله­­های مرکب هم­پایه آن­هایی هستند که جمله­واره­هایشان با هم رابطۀ همسانی دارند و با حروف ربط «و»، «یا»، «اما» و ... به هم پیوند می­خورند(فرشیدورد، 1388: 331).

در تکرار هم­پایه، همۀ عناصر از نظر ساختمانی دارای ارزش مساوی هستند؛ یعنی همه هم­پایه هستند‌؛ مانند: پسر زنبیل را برداشت و به راه افتاد(باطنی، 1389: 64).

جملۀ مرکب هم­پایه از بیش از یک جمله که به طور هم­پایه و زنجیری به یکدیگر پیوند می­یابند تشکیل می­شوند‌؛ مانند: محمد نقاشی می­کرد و روزبه بازی می­کرد.

در این قسمت بیت‌هایی را که در آنها جملۀ مرکب در کنار جملۀ هم‌پایه آمده­اند، بررسی خواهیم کرد؛ برای مثال، بیت:

غریـبی کـه پـر فـتنه بـاشد سـرش

 

میـازار و بـیرون کـن از کشـورش
                                             (272)

 از یک جملۀ مرکب و یک جملۀ هم­پایه تشکیل شده است. در مصراع اول جملۀ پیرو «غریـبی کـه پـرفـتنه بـاشد سـرش» آمده است. در مصراع دوم جملۀپایه «میـازار» به کار رفته است. جملۀ «و بـیرون کـن از کشـورش» با جملۀ پیشین خود جملۀ هم‌پایه تشکیل می‌دهد.

همچنین بیت:

اگــر خشـم گیــــری بـه قـدر گناه

 

بــه دوزخ فـــرست و تـرازو مخواه
                                           (3998)

یا:

زره­پــوش را چــــون تبــرزیـن زدی

 

گــذر کـردی از مرد و بر زین زدی
                                           (2526)

2-4- جملۀ مرکب و شبه‌‌جمله در یک بیت

در تعریف شبه‌جمله آمده ‌است:«کلمه یا گروهی از کلمه­هاست که غالباً برای بیان حالات عاطفی گوینده به­کار می­روند، مانند بیان حالت درد، تحسین، شادی، افسوس، تحذیر و مانند آن­ها» (انوری، گیوی، 1378: 240).

در جامعة آماری ما 66 بیت وجود داشت که جملۀ مرکب در کنار شبه‌جمله آمده بود. از این تعداد در7 بیت، جملۀ مرکب در کنار اصوات به کار رفته است‌؛ مانند:

کـه فــردا پشـیمان بـرآرد خــــروش

 

کـــه آوخ چــرا حق نکردم به گوش
                                           (3114)

و در59 بیت در کنار منادا به کار رفته است‌؛ مانند:

خـــدایا بـه ذلــت مــــــران از درم

 

کــه صــورت نــبنـدد در ِدیــــگرم
                                           (3941)

2-5-جملۀ مرکب و جملۀ ساده در یک بیت

جملۀ ساده جمله‌ای است که در آن تنها یک فعل به کار رفته باشد (انوری، گیوی، 1378: 240).

در جامعة آماری ما، 88 بیت وجود دارد که جملۀمرکب در کنار جملۀ ساده آمده است.

برای اینکه بدانیم شیخ اجلّ جملۀ مرکب را چگونه در کنار جملۀساده آورده است، نخست این بیت­ها را به دو گروه تقسیم می­کنیم:

2-5-1-بیت‌هایی که جملۀ مرکب در یک مصراع و جملۀساده در مصراع دیگر آمده است‌؛ مانند:

خردمنــــد و پرهیـــــزگــارش بـرآر

 

گــرش دوست داری، بنـازش بر آر
                                         (3159) 

که مصراع اول، جملۀ ساده و مصراع دوم جملۀ مرکب «پایه + پیرو» است. همچنین در بیت:

بــدی را نـگه کـن که بهـتر کـس است

 

گـــدا را ز شـاه التــفاتی بـس است
                                          (3939)

در مصراع اول این بیت یک جملۀ مرکب و در مصراع دوم آن یک جملۀ ساده آمده است.

نکتۀ قابل‌تأمل در این گونه بیت­ها این است که شیخ اجل، آن­گاه که در بیتی جملۀمرکب را در کنار جملۀ ساده می­آورد، در بیشتر موارد در یک مصراع جملۀساده و در مصراع دیگر، جملۀ مرکب می‌نشاند. در میان 88 بیتی که جملۀ بسیط و مرکب در یک بیت به کار رفته‌اند،84 بیت این­گونه­اند که در یک مصراع جملۀ ساده و در مصراع دیگر جملۀ مرکب به­کار رفته است. این بیت­ها را با توجه به جایگاه کاربرد جملۀمرکب به دو گروه تقسیم کرده­ایم:

2-5-1-1-بیت­هایی که جملة بسیط در مصراع اول و جملة مرکب در مصراع دوم آمده‌اند‌؛ مانند این بیت:

تــو خــود را گـــمان کـرده‌ای پرخرد

 

انائـی کـه پر شــد دگــر چـون برد
                                          (2324)

یا:

بِــران از دو ســرچشمــۀ دیـده، جـوی
              

 

ور آلایشـی داری از خـــود بشــوی
                                           (3750)

 

2-5-1-2-بیت‌هایی که جملۀ مرکب در مصراع اول و جملۀ ساده در مصراع دوم آمده است‌؛ مانند این بیت:

نگـه دار فـــرصت، که عالم دمــی است

 

دمــی پیش دانا بــه از عالـمی است
                                           (3740)

تعداد بیت‌های گروه اول، یعنی بیت‌هایی که جملۀ مرکب در مصراع دوم آمده است، به میزان قابل‌توجهی از گروه دوم، یعنی بیت‌هایی که جملۀ مرکب در مصراع اول آمده، ‌بیشتر است. از 84 بیت یاد­شده، 28 بیت در گروه اول و 56 بیت در گروه دوم قرار می­گیرند. این تفاوت فاحش در میزان کاربرد این دو گروه، معنادار است.

 

نمودار (7) نمودار مقایسة فراوانی جملة مرکب در مصراع اول با جملۀ مرکب در مصراع دوم

 

2-5-2-بیت‌هایی که ارکان نحوی جملۀ مرکب و جملۀ ساده در کنار هم در یک مصراع آمده­اند‌؛ مانند:

گدایــــان به سعـــی تو هرگز قـوی

 

نگردند، تــــرسـم تو لاغـر شـوی
                                         (1220)

 

بیت بالا با یک جملۀ ساده شروع شده است ولی فعل آن در مصراع دوم در کنار جملۀ مرکب آمده است. یا بیت:

گـــروهی بـرآن‌انــد از اهــل سخـن

 

که حـــاتم اصــم بود، بــاور مکن
                                           (2351)

 

که جملۀ مرکبی که از مصراع اول شروع شده است، در مصراع دوم خاتمه یافته و بخشی از جملۀ مرکب همراه با جملۀ ساده در مصراع دوم آمده است؛ به بیانی دیگر، جمله­ای که در مصراع اول شروع شده در همان مصراع به پایان نرسیده است یا بخشی از جملۀ مصراع دوم در مصراع اول آمده است. همان‌گونه که پیش از این نشان داده شد، در بوستان، آن­ گاه که جملۀساده و مرکب در یک بیت می­آیند، در بیشتر موارد، جملۀساده در یک مصراع و جملۀ مرکب در مصراع دیگر جای می‌نشینند و به ندرت بیت‌هایی وجود دارد که در یک مصراع بخشی از یک جملۀ ساده در کنار جملة مرکب بیاید.در بخش‌های بررسی‌شدۀ بوستان، تنها 4 بیت این‌گونه بودند.

 

3- نقش‌های جملۀ پیرو

جملۀ پیرو از نظر معنایی در حکم یکی از کلمات یا گروه‌های داخل جملۀ مرکب یا جملۀ پایه است؛ مثلاً در حکم اسم یا صفت یا قید یا گروه اسمی یا گروه وصفی یا گروه قیدی است. فی‌المثل «مردی که می­خندد، اینجاست.» جملۀ مرکبی است که در آن «می­خندید» جملۀ پیرو«است و در حکم صفت برای «مردی» است و به جای آن می­توان گفت: «آن مرد خندان اینجاست» (فرشیدورد، 1378: 96).

جمله­های پیروی که درحکم اسم یا گروه اسمی هستند، در جملۀ پایه، نقش‌های اسم از قبیلفاعل، مفعول، بدل، مضافٌ‌الیه، متمم، مسندالیه و مسند می‌پذیرند.

در این بخش، بیت­هایی را که در آنها جملۀ مرکب به کار رفته است، بررسی کردیم تا مشخص شود که در بوستان جمله­های پیرو ‌بیشتر در جایگاه کدام نقش نحوی ِجملۀ پیرو به­کار رفته­اند؛برای مثال، در بیت:

گلـی را کـه نه رنـگ بـاشد نه بوی

 

غـریب است ســودای بلــبل بـر اوی
                                           (1822)

جملۀ«نه­ رنگ بـاشد نه بوی» پیرو است و به صفت تأویل می‌شود؛ یعنی گل ِرنگ و بوی ندارنده (بی­رنگ و بوی).

پس از بررسی و تأویل جمله­های پیرو به مفرد، نتایج را در جدول زیر نشان داده­ایم:

 

نمودار(8) نقش­های جملۀ پیرو در بوستان

 

در جامعۀ آماری ما،824 جملۀ پیرو وجود داشت. جدول شمارۀ 8 نشان می­دهد که ‌بیشترین جمله­های پیرو در نقشقیدی به‌کار رفته‌اند. سپس، متمم و پس از آن، صفت‌بیشترین نقش را در جملۀ پایه دارند. ایندر صورتی است که هیچ جملۀ پایه­ای در نقش فعلی یا مسندی به کار نرفته است. اینک به بررسی یکایک جایگاه نحوی جمله­های پیرو می­پردازیم.

3-1-  قید علت

سعدی روان­شناسی خبره است. این را از ساختار جمله­ها و نحوة بیان اندیشه‌هایش نیز می‌توان فهمید. وی سخنوری است که از کُنه لغات و ترکیبات آگاهی کافی دارد؛ می‌داند که در موقعیت­های گوناگون از چه نوع ترکیب کلامی بهره بگیرد و اندیشه‌های خود را در قالب چه نوع جمله‌ای بریزد که ‌بیشترین تأثیر را بر خواننده و شنونده بگذارد؛ به همین دلیل، از راه‌های متعددی برای اقناع مخاطبان و کارگر افتادن کلام خویش بهره می‌جوید؛ چون به فراست دریافته است که سخن هرچه مدلل‌تر باشد، خواننده را ‌بیشتر تسلیم اندیشۀ خود می‌کند. یکی از راه‌هایی که سعدی در بوستان برمی‌گزیند، استفادۀ گسترده از قیدهای علتاست و در بیشتر موارد، این قیدها به شکل جملۀ پیرو آمده­اند. شاید بتوان گفت یکی از ویژگی‌های سبکی سعدی در بوستان، کاربرد قید علت به صورت جملۀ پیرو است. تعداد جمله­های پیروی که نقش قید علت در جملۀپایه دارند، از دیگر نقش­های نحوی ‌بیشتر است. در میان 842 جملۀپیرو، 270 جمله­، در نقش قید علت آمده­اند که نسبت کاربرد آنها در همۀ باب‌های بوستان تقریباً یکسان است‌؛ مانندبیت‌:

ز رحـــمت دل پـارســا مــوم شـــد

 

کــه شـب دزد بیــچاره مـــحروم شد
                                         (2371)

یعنی به علت محروم شدن دزد بیچاره، دل پارسا ز رحمت موم شد.

همچنین در بیت:

همـــه وقـت بـردار مـَشک و سبــــوی

 

که پــیوسته در ده روان نیـست جوی
                                           (1211)

یعنی به علت پیوسته روان نبودن جوی در ده، همه وقت مَشک و سبو بردار.

3-2- متمم 

پس از قید علت، ‌بیشترین نقش جملۀ پیرو، نقش متممی است. از میان842 جملۀپیرو، 173جمله در جایگاه متمم به کار رفته است‌؛ مانندبیت:

چــو نــرمی کـنی خصـم گــردد دلیر

 

و گــر خشـم گیـری شــوند از تو سیر
                                             (292)

در مصراع اول، جملۀ پیرو ِ«چو نرمی کنی» که به «با نرمی کردن» تأویل می‌شود و متمم جملۀ پایه است. در مصراع دوم نیز «و گر خشمگیری» همین نقش را دارد؛ و به «با  خشم گرفتن» تأویل می­شود و متمم جملۀ پایۀ «ز تو سیر می‌شوند» است.

3-3- صفت

پس از قید و متمم، ‌بیشترین جمله­های پیرو در جایگاه صفت به کار رفته است‌؛ مانند:

زیــان می‌کــنــد مـــرد تفســـیر دان

 

کـه علــم و ادب مـی‌فروشد به نان
                                         (1180)

که مصراع دوم، صفت برای «مرد» است؛ یعنی مرد تفسیردان ِعلم و ادب به نان‌ فروشنده زیان می‌کند.

از میان بیت‌های بررسی­شده 162 مورد از جملۀ پیرو در نقش صفت برای جملۀ پایه به کار رفته است.

3-4- مفعول

هر سه نقشی که پیش از این بررسی شد، از ارکان غیراصلی جمله بودند. مفعول اولین رکن اصلی جمله است که بررسی می‌شود. در میان 842 جملۀ پیرو، 124 جمله در نقش مفعول به کار رفته­اند‌؛ مانند بیت:

گـمـان کــی بــرَد مـردم هــوشـمـند
            

 

کـه در سـرگـرانی است قـدر بلـند؟
                                        (2011)

 

مصراع دوم مفعول جمله است. «بودنِ قدر بلند در سرگرانی» مفعول فعل ِ«گمان بردن» است.

3-5- بدل

در بیت­های بررسی­شدۀ بوستان، 51 جملۀ پیرو در نقش بدل برای جملۀپایه به کار رفته‌اند‌؛ مانند:

تــو را بــا حـــق آن آشنـــایی دهد
               

 

کــه از دست خـویشت رهایی دهد
                                         (1903)

 

مصراع دوم، پیرو و در نقش بدل برای فاعل (آن) آمده است.

3-6- مسندٌالیه

از 842 جملۀ پیرو، 22 جمله در نقش مسندٌالیه به کار رفته  است‌؛ مانند بیت:

نــه از مـعرفت باشـد و عـقل و رای

 

کـه بـر ره کنـد کــاروانـی ســـرای
                                          (2827)

مصراع دوم یک جملۀ پیرو است و در جایگاه مسندٌالیه قرار دارد؛ یعنی سرای کردن کاروان بر ره، از معرفت و عقل و رای نباشد.

3-7- مضاف‌ٌالیه

در جامعۀ آماری این پژوهش، فقط 21 جملۀ پیرو وجود دارد که در جایگاه مضاف‌ٌالیه به کار رفته است.

مانند بیت:

تـو هـم بـا من از سـر بنـه خـوی زشت

 

کـه نـاسـازگـاری کنـی در بهـشت
                                         (2313)

«ناسازگاری کنی در بهشت» به مصدر تأویل می‌شود و در جایگاه مضاف‌ٌالیه برای مفعول «خوی»به کار رفته است؛ یعنی خوی زشت ِناسازگاری کردن در بهشت را از سر بنه.

3-8- قید زمان

در بیت­های بررسی‌شده، 19 جملۀ پبرو وجود داشت که در جایگاه قید زمان به کار رفته بود.

تـو را تـا دهـن بـاشـد از حـرص بـاز
              

 

نیــایــد بــه گـوش دل از غـیب راز
                                           (1834)

 

عبارت «تا دهن باشد از حرص باز» قید زمان است برای مصراع دوم؛ یعنی تا زمان باز بودن دهن تو از حرص، رازی از غیب به گوش دلت نیاید.

پس از تأویل جمله­های پیرو و تعیین نقش نحوی آن­ها، دریافتیم که تعداد زیادی از این جمله‌ها در نقش قید علت، متمم و صفت به کار رفته‌اند که همگی نقش­های وابسته یا فرعی هستند و تعداد کمی از آنها در نقش اصلی جمله مانند: فاعل، مفعول، مسندٌالیه و مسند آمده‌اند. این نکته در بوستان تصادفی نیست‌؛ مانند این بیت:

بــر ِمــرد هشـیار، دنـیا خــس اسـت

 

کـه هـر مـدتی جـای دیگر کس است
                                             (823)

که از یک جملۀ مرکب تشکیل شده است. مصراع اول از یک جملۀ پایه تشکیل شده است واجزای اصلی آن  «مسندٌالیه، مسند و فعل ربطی»به شکل مفرد در جمله وجود دارد. مصراع دوم، جملۀ پیرو و قید علت و در حقیقت رکن غیراصلی جمله است که بدون آن نیز ارکان جملۀ پایه کامل است. در نمودار زیر، بسامد جمله­های پیرو را که در نقش اصلی آمده­اند، با آن­هایی که در نقش غیراصلی آمده­اند، مقایسه کرده­ایم:

 

نمودار (9) مقایسة فراوانی نقش‌های اصلی با نقش‌های وابستة جمله‌واره‌های پیرو

 

با تأمل در این نمودار می­توان پی برد که یکی از ویژگی­های جملۀ پیرو در بوستان این است که در حکم نقش غیراصلی جمله‌ها به­کار رفته است.

یه بیانی دیگر، سعدی ابتدا ارکان اصلی جمله را می­آورد، و جمله را از نظر نحوی کامل می­کند. آنگاه اجزای غیراصلی جمله را به شکل جملۀ پیرو به کار می­برد. از میان 842 جملۀ پیرو،146 جمله‌در نقش اصلی و 696جمله در نقش غیراصلی به کار رفته‌اند؛ یعنی83 درصد از کل جمله‌ها در نقش­های غیراصلی و تنها17 درصد از آنها در نقش اصلیِ جملۀ پایه به کار رفته­اند.

 

نتیجه‌

بی­تردید بخش بزرگی از دل­انگیزی‌های سخن سعدی به شیوۀ زبان و نحوۀ بیان وی مربوط است. سعدی‌پژوهان اغلب از ظرافت‌های زبان سعدی با بیان‌هایی هم‌چون فصیح و بلیغ، سهلِ ممتنع، شیوا و... یاد کرده‌اند؛ اما بسیاری از رمز و رازهای زیبایی و دل‌انگیزی این زبان هم‌چنان پوشیده مانده است. به نظر می‌رسد هیچ راهی جز تحلیل ریزبینانه و جزئی‌نگرانۀ زبان وی در برابرمان نباشد؛ برهمین بنیاد، نگارنده بر آن شد تا  به نسبت توان خویش در این حوزه وارد شود؛ به همین سبب در این پژوهش، بوستان شیخ اجل را از دیدگاه جمله­های مرکب بررسی نمودیم تا دریابیم که نحوۀ کاربرد آن­ها در این کتاب که از امهات کتب فارسی است، چگونه است وآیا می‌توانیم از این طریق رمزی بگشاییم؟

به هر حال تلاش فراوانی در این راه صرف شد و پس از مطالعه‌ی کتاب‌های متعدد دستوری و بلاغی، مبانی مقدماتی این تحقیق فراهم آمد. پس از آن، 1100 بیت از را برگزیدیم و با بررسی ریزبینانۀ آن­ها، به نتایج قابل توجهی دست یافتیم که به مهم‌ترین آن­ها در زیر اشاره می‌شود:

- در بوستان دو شکل متفاوت از زبان دیده می‌شود: یکی زبان مقدمه و پیش‌درآمد باب‌هاست؛ و دو دیگر زبان حکایت‌ها و داستان‌ها. کارکرد جمله­ها نیز در این دو قسمت با توجه به مضمون­ها متفاوت است.

- نکتة بسیار مهمی که در سراسر بوستان دیده می‌شود، این است که سعدی واحد کلام را مصراع قرار می‌دهد نه بیت را. وی سعی دارد هر مصراع حاوی یک جمله (پایه یا پیرو) باشد. در بیش­تر موارد این جمله­ها با آغاز مصراع شروع می‌شوند و با پایان مصراع خاتمه می­یابند.

- از میان جمله‌های مرکب، آن­هایی که از یک پایه و یک پیرو تشکیل شده‌اند از بسامد بسیار بیش‌تری برخودارند. در 95درصد از این بیت­ها، جملۀ پایه در یک مصراع و جملۀ پیرو در مصراع دیگر آمده‌اند.

- کاربرد جمله‌های مرکب وابسته در بوستان بسیار بیش‌تر از جمله‌های دیگر بود. 60درصد از ابیات بوستان تنها از یک جمله‌ی مرکب تشکیل شده بود.

- در بیش‌تر جمله‌های مرکب در بوستان، جملۀ پایه پیش از جملۀ پیرو آمده بود. از این میان 2/62 درصد (پایه + پیرو) و 8/37 درصد (پیرو + پایه) است. این نوع کاربرد از نظر روانشناسی تأثیر بیش‌تر و مثبت‌تری بر خواننده می‌گذارند.

- با تأمل در نقش­های جمله­­های پیرو معلوم شد که شیخ اجل معمولاً ارکان غیر اصلی جمله مانند قید، صفت، متمم و ... را به شکل جملۀ پیرو به کار می‌برد و تعداد جمله­های پیروی که در نقش اصلی به کار رفته­اند بسیار کمتر است. سعدی نخست ارکان اصلی کلام را می­آورد و جمله را کامل می­کند و پس از آن، اجزای غیر اصلی را به شکل جملۀپیرو ذکر می­کند؛ تقریباً 83 درصد از کل جمله­های پیرو در نقش­ غیر اصلی و 17 درصد در نقش اصلیِ به کار رفته­اند.

- سعدی هنگامی که در بیتی جملۀ ساده را در کنار جملۀ مرکب به کار می‌برد، در بیش از 95 درصد از این بیت­ها، در یک مصراع جملۀ ساده و در مصراع دیگر جملۀ مرکب می‌نشاند.

- در بیت­هایی که از دو جملۀ مرکب تشکیل شده­اند چون تعداد جمله و فعل در این گونه بیت‌ها زیاد است و جابه‌جایی ارکان نحوی در این گونه بیت‌ها ممکن است شعر را دچار تعقید و پرابهام کند؛ برای جلوگیری از ابهام، سعدی هر مصراع را جدا از یکدیگر قرار می­دهد به­طوری­که هیچ ارتباط نحوی میان دو مصراع وجود ندارد. وی هر مصراع را نیز به دو بخش مجزا  تقسیم می­نماید و در هر بخش یک جملۀ پایه و پیرو قرار می­دهد. معمولا در این بیت­ها ارکان نحوی در جایگاه اصلی خود به­کار می‌رود. 

- در مقدمه و پیش­درآمد باب­ها فراوانی جمله­های مرکب کمتر ولی در حکایت­ها بیش­تر است.

- نتایج پژوهش نشان­گر آن است که سعدی در به­کاربردن جمله­های مرکب که ترکیبی از جمله­های کوتاه پایه و پیرو می‌باشند مهارت شگرفی دارد و آمار نشان می­دهد که در این جامعۀ آماری 655 بیت که تقریباًٌ 60 درصد از جامعۀ آماری ماست، دارای چنین ساختارهایی هستند. این­گونه ساختارها به نظر می­رسد در گزارش دقیق مطلب و سادگی بیان موثر افتاده­اند.

این بود نتایجی که ما در بررسی کارکردهای جمله­های مرکب در این اثر سترگ بدان دست یافتیم هرچند درک و شناخت زبان سهلِ ممتنع این سخن­سرای بی­بدیل کاری بس دشوار است، مگر آنکه ذوق لطیف فارسی زبانان،  سحر بیانش را آن چنان‌که هست در یابد و خود در دل او را تحسین نماید.

 

 



1- «جملۀ مرکب پیوسته یا همسانی به جمله‌هایی گفته‌ می‌شود که از جمله­ها و نیمه‌جمله‌های همسان به وجود آمده باشند؛ یعنی از جمله‌هایی که هم نقش یکدیگرند حاصل شده‌اند؛ مانندفرهاد هم کار می­کند و هم درس می­خواند» (فرشیدورد ، 1378: 96).

 

2- همة بیت­هایی که در این مقاله شاهد آورده می­شود، برگرفته از بوستان سعدی به تصحیح غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چاپ چهارم، سال 1372 و عدد داخل پرانتز نشان‌دهندۀ شمارۀ آن بیت است.

 

  1. اسلامی ندوشن، محمدعلی (1379). روزها، چ3، تهران: یزدان.
  2. انوری، حسن و گیوی، حسن (1373). دستورزبان فارسی(2)، چ9، تهران: فاطمی.
  3. باطنی، محمدرضا (1379). توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی، چ22، تهران: امیرکبیر.
  4. خیامپور، عبدالرسول (1388). دستور زبان فارسی، چ14، تبریز: ستوده.
  5. سعدی، مصلح‌الدین (1372). بوستان سعدی،چ4، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.
  6. ــــــــــــــــ (1379). کلیات،چ9، تصحیح محمد علی فروغی، تهران: نشر محمد.
  7. شهیدی، سید جعفر (1382). از دیروز تا امروز، چ1، تهران: قطره.
  8. عابدی، کامیار (1391). جدال با سعدی در عصر تجدد، چ1،شیراز: دانشنامة فارس با همکاری مرکز سعدی‌شناسی.
  9. فرشیدورد، خسرو (1382). دستورمفصل زبان فارسی، چ1، تهران: سخن.
  10. ــــــــــــــ (1378). جمله و تحول آن در زبان فارسی، چ2، تهران: امیرکبیر.
  11.  مشکوة‌الدینی، مهدی (1366). دستور زبان فارسی بر پایة نظریة گشتاری، چ1، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.
  12. یوسفی، غلامحسین (1369). چشمۀ روشن، تهران: علمی.