استعاره در گذر زمان؛ بررسی، تحلیل و نقد تطوّر تعریف استعاره در آثار بلاغی عربی و فارسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران

چکیده

تعریف استعاره ازجمله موضوعات نخستین آثار بلاغی عربی و فارسی است. کثرت تعاریف موجب شده است برخی تصوّر کنند وجه مشترکی میان آنها نیست یا اینکه تعاریف استعاره بسیار پریشان است؛ در حالی‌که بررسی تعاریف در بیشتر کتاب‌های بلاغی فارسی و عربی حاکی از وجود مؤلفه‌های مشترک بین آنهاست. از طرفی باید این موضوع را در بستر زمان و شرایط فکری و فرهنگی در نظر گرفت. گسترش حوزة مطالعات بلاغی، ساختار فکری و فرهنگی زمینه‌ساز دریافت‌هایی از استعاره شده است که با دریافت آن در زمینة فکری دیگر متفاوت خواهد بود. می‌توان با دسته‌بندی تعاریف بر مبنای مؤلفه‌های برجسته و مشترک، علاوه بر تبیین عناصر مشترک آنها، مراحل تطوّر استعاره را نیز نشان داد. در پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل تعاریف استعاره در بیشتر متون بلاغی عربی و فارسی، مؤلفه‌های کانونی آنها استخراج و در هفت گروه دسته‌بندی شدند: ۱) تکرار کامل تعاریف ۲) تکرار بخشی از تعاریف ۳) تلفیق چند تعریف. از میان هشت گروه تعریفی که در هفت طبقه دسته‌بندی‌شده، چهار تعریف یک‌مؤلفه‌ای است که از میان آنها سه تعریف تکراری است؛ دو تعریف نیز دومؤلفه‌ای است که بخشی از آنها تکرار تعاریف یک‌مؤلفه‌ای است؛ همچنین یک تعریف سه‌مؤلفه‌ای و یک تعریف چهارمؤلفه‌ای است که همه از ترکیب تعریف‌های یک یا دومؤلفه‌ای حاصل شده‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Metaphor during the time: Review, Analysis and Criticism of the Evolution of the Metaphor Definition in the Rhetorical Arabic and Persian Works

نویسنده [English]

  • Ahmad Rezaei
Associate Professor of Persian Language and Literature, University of Qom, Qom, Iran
چکیده [English]

Abstract
Among the primitive issues in the rhetorical works of Arabic and Persian is the defining metaphor. It seems a plurality of definitions have led some to think that it is not a common point among them or that the definition of metaphor is tangled; while reviewing definitions in the rhetorical works of Arabic and Persian suggests shared components between them. On the other hand, it should be considered in the overtime and intellectual and cultural conditions as steps of evolution in metaphor. In other words, expanding of rhetorical studies, intellectual and cultural structures have provided different backgrounds to understand metaphor that would be understood differently in other contexts and conditions. If we categorize the definitions of metaphor based on the outstanding and shared elements, in addition to explaining the common elements, also we will show the steps of the evolution of metaphor.
In the present study, meanwhile, analyzing the definitions of metaphor in the rhetorical works of Arabic and Persian, based on the outstanding elements, they have been classified into seven groups:
1. Renaming something instead of using its common name, or replacement.
2. A meaning outside the original or lexical meaning.
3. Metonymy + Similarity.
4. Specific phrase and purpose.
5. Exaggeration in simile or linkage of similarity.
5.1. Definitions based on similarities.
5.2. Definitions based on both sides of simile.
6. Metaphor and analogy.
7. Linkage.
The main components of these seven categories are:
1. Renaming something instead of using its common name or replacement.
2. Use of the word in the non-meaning of the word.
3. Metonymy + Similarity.
4. The use of a word in the non-meaning+ special purpose.
5.1. Use the word in the meaning + similarity + metonymy.
5.2. Vehicle or tenor.
6. Use of the word in the non-meaning of the word.
7. A word in the non-meaning + linkage of similarity (Which is the same as metonymy and simile) + a symbol that blocks the meaning of the subject.
If we put together the main elements, we shall see the metaphor definitions are very close to each other:
If we assume that number 2 is an expression of number 1, we shall see that numbers 1, 2, and 6 are quite like each other. It is also a part of the numbers 4, 5-1, and 7 repetitions of the same component of the former numbers. Number 5.1 is the result of a combination of numbers 3 and 2 and number 7 is a combination of number 2 (which are repeated in 1 and 6), 3, and 5 plus a new element called the linkage. In fact, number 7 is a compilation of all the previous numbers along with the new component, linkage.
According the results, not only the definitions of metaphor in the Arabic and Persian rhetorical tradition are not distressed and disturbed, but also many seeming definitions have repeatedly benefited from each other’s elements. In other words, many of these definitions are repetition of the words of their predecessors and sometimes along with this repetition, a new element has been added to the earlier definitions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Metaphor
  • definition
  • analysis
  • criticism
  • rhetorical works

منابع

1. ابن سنان خفاجی، ابومحمد عبدالله بن محمد (۲۰۱۰). سرّ الفصاحه، محقق ابراهیم شمس‌الدین، بیروت: کتابه الناشرون.

2. ابی العباس ثعلب (۲۰۰۵). قواعد الشعر، تحقیق و شرح محمد عبدالمنعم خفاجی، بیروت: دارالجیل.                  

3. ابن قتیبة، ابو محمد عبدالله بن مسلم ( ۱۹۷۳). تأویل مشکل القرآن. شرحه و نشر: احمد صقر. بی‌جا

4. تاج الحلاوی، علی بن محمد المشتهر (بی‌تا). دقایق‌الاشعار، به تصحیح و با حواشی و یادداشت‌های سید محمد کاظم امام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

5. تفتازانى، سدیدالدین عمر (۱۳۷۵). مختصرالمعانی، تفتازانی، شرح فارسی (کرانه‌ها) ج 3، حسن عرفان، قم : هجرت.

6. تقوی، نصر الله (۱۳۱۷). هنجارگفتار، تهران: چاپخانة مجلس.

7. جاحظ، ابوعثمان عمر بن بحر(۱۹۲۳). البیان و التبیین، محققه و شارحه حسن السندویی، مصر: دارالمکتبه التجاریه.

8. جرجانى، عبدالقاهر(۱۳۷۴). اسرارالبلاغه، ترجمة جلیل تجلیل، تهران: انتشارات دانشگاه.

9. حسینی، امیربرهان الدین عطاء الله محمود (۱۳۸۴). بدایع الصنایع، مصحّح رحیم مسلمانیان قبادیانی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.

10. رادویانى، محمدبن‌عمر(۱۹۴۹). ترجمان‌البلاغه، به تصحیح و اهتمام پرفسور احمد آتش استانبول: چاپخانة ابراهیم خروس.

11. شمس قیس رازى، شمس‌الدین محمد بن قیس (۱۳۷۳). المعجم فى معاییر اشعار العجم، به کوشش سیروس شمیسا، تهران: فردوس.

12. رامی تبریزی، شرف‌الدین حسّن بن محمد (۱۳۴۱). حقایقالحدائق، به تصحیح و با حواشی و یادداشت‌های سیدمحمد کاظم امام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

13. رجایی، محمد خلیل (۱۳۹۲). معالم البلاغه، در علم معانی، بیان، بدیع، شیراز: دانشگاه شیراز.

14. سارلی، ناصرقلی (۱۳۸۷). «انگارهای نو برای تاریخ استعاره»، فصلنامة پژوهش‌های ادبی، سال ۵، شمارة ۱۹، صص۷۱-۸۸.

15. سکاکی، سراج‌الدین ابویعقوب یوسف بن ابی بکر (۱۹۸۷). مفتاح العلوم، نعیم زرزور، بیروت: دارالکتاب العلمیه.

16. شفیعی کدکنی، محمدرضا (۱۳۷۵). صور خیال در شعر فارسی، تهران: آگاه.

17. شمیسا، سیروس (۱۳۸۵). بیان، تهران: میترا.

18. شمس العلماى گرگانى، حاج محمد حسین (1377). ابدع البدایع، به اهتمام حسین جعفرى، تبریز: احرار.

19. شیخون، محمود (۱۹۹۴). الاستعاره نشأتها و تطورها، مصر: دارالهدایه.

20. صالح مازندرانی، محمدهادی بن محمد (۱۳۷۶). انوار البلاغه، به کوشش محمدعلی غلامی‌نژاد، تهران: مرکز فرهنگی نشر قبله.

21. ضیف، شوقی(۱۳۸۳). تاریخ و تطور علوم بلاغت، ترجمة محمدرضا ترکی، تهران: سمت.

22. العسکری، ابو هلال الحسن بن عبدالله بن سهل (۲۰۰۶). الصناعتینالکتابهونقدوالشعر، تحقیق علی‌محمد البجاوی، محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: صیدا.

23. فخری اصفهانی، شمس‌الدین محمد (۱۳۸۹). معیار جمالی و مفتاح ابواسحاقی، تحقیق و تصحیح یحیی کاردگر، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

24. فندرسکی، میرزاابوطالب (۱۳۸۱). رسالۀ بیان بدیع، تحشیه سیده مریم روضاتیان، اصفهان: دفتر تبلیغات اسلامى.

25. القیروانی، ابوعلی الحسن بن رشیق (۱۹۳۴). العمده فی النقد الشعر و تمحیصه، شرح و تحقیق: محمد محی‌الدین عبدالحمیده، مطبعه حجازی بالقاهره.

26. گاوان، عمادالدین‌محمود (۱۳۸۱). مناظرالانشا، تصحیح معصومه معدن‌کن، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

27. ناشر، عبدالحسّین (حسّام العلماء آق اولی) (۱۳۱۵). دُرر الادب، تألیف، انتشارات الهجره.

28. همایى، جلال الدین (۱۳۷۴). معانى و بیان، به کوشش ماهدخت بانو همایى، تهران: مؤسسة نشر هما.

29. واعظ کاشفی سبزواری، کمال‌الدین حسّین (1369). بدایع الافکار فی صنایع الاشعار، ویراسته و گزاردۀ میرجلال الدین کزّازی، تهران: نشر مرکز.

30. وطواط، رشید الدین (۱۳۶۲). حدائق‌السحر فى دقایق‌الشعر، به تصحیح و اهتمام عباس اقبال آشتیانى، تهران: طهورى و سنایى.