سیر تحول تعریف تشبیب در آثار صاحب‌نظران متقدّم و متأخر فارسی و عربی و نقد آن تعاریف

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

در بررسی و تبیین ساختار قصیده، همواره به بخش‌های مختلف آن توجه شده است. قصیده به‌جز بخش اصلی، بخش‌هایی چون تشبیب، تخلّص و شریطه نیز دارد که همواره توجه اهل ادب را به خود جلب کرده است. تشبیب را باید راه ورود به قصیده و یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن دانست که به‌دلیل قرارداشتن در پیشانی قصیده برای ترغیب و تهییج مخاطب نقش مهمی را به عهده دارد و همواره یکی از موضوعات بحث‌انگیز و محل اختلاف اهل فن بوده است؛ اما با همة کوشش‌ها، اهل ادب هنوز تعریف جامع و مانعی از آن به دست نداده‌اند. در این پژوهش هدف این است که ضمن بیان دیدگاه‌ها و آرای متقدمان و متأخران، بررسی و دسته‌بندی و نقد این تعاریف، تعریف کامل‌تر و دقیق‌تری از تشبیب بیان کرد تا بتوان به درک روشن‌تری از آن دست یافت. بنابراین این پژوهش می‌کوشد برای دستیابی به این هدف پاسخی برای پرسش‌های زیر بیابد:
1 - تعاریف ارائه‌شده در کتاب‌های بلاغی تاچه حد شناسای تشبیب‌های فارسی است؟
2 - آیا بنابر بیشتر کتاب‌های بلاغی، تشبیب و نسیب و تغزل مترادف و هم‌ردیف هستند؟
3 - آیا می‌توان در تشبیب ویژگی خاصی مکمّل ویژگی‌ها و تعاریف آن در کتاب‌های بلاغی یافت؟
4- آیا هر مقدمة قصیده‌ای را می‌توان تشبیب دانست؟

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Critical Survey of Tashbib Definition in the Old and the Last’s views

نویسندگان [English]

  • Sayede Elham Hoseini Sedeh 1
  • Hosein Aghahosaini Dehaghanii 2
1 Ph. D. Student of Persian Language and Literature, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Professor of Persian Language and Literature, University of Isfahan, Isfahan, Iran
چکیده [English]

Abstract
In the study and explanation of the structure of the odes, different parts of it have always been noticed. In addition to the main part, the ode has some parts such as Tashbib, Takhallos and Sharithe, which have always attracted the attention of the literary people. Tashbib should be a way of entering into an ode and is one of the most important parts of it, which has an important role in perspiring and stimulating the audience due to being in the forefoot of the poet. It has always been one of the controversial debates among the professionals, but in spite of all their efforts, the comprehensive and perfect definition of it has not been provided by the literary community. In this research, the aim is to express and criticize these definitions more completely and precisely in order to provide a clearer understanding of it.
Therefore, the researchers in this essay try to find an answer to the following questions in order to achieve the goal:
 1- To what extant do the definitions presented in rhetorical books fit with the Persian Thashbib?
2- Could be said that, according to the most of rhetorical books, Tashbib, Nasib and Taghazzol are synonyms?
3 - Is it possible to find a feature complementary to the ones presented in the rhetorical books?
4. Could any prelude to the ode be called Thashbib?

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ottoman
  • Talebib
  • Rhetoric Sciences
  • Nassib
  • Lituhl

منابع

  1. ابن‌قتیبه، عبدالله‌بن مسلم (1363). مقدمه‌الشعر و الشعرای ابن‌قتیبه در آیین نقد ادبی، همراه با متون عربی اشعار و ترجمة فارسی آنها، به گردآوری آذرتاش آذرنوش، تهران: امیرکبیر.
  2. ابن‌منظور، محمدبن مکرم (بی‌تا). لسان‌العرب، قاهره: الدارالمصریه للتالیف و الترجمه.
  3. اخسیکتی، اثیرالدین (1337). دیوان، تصحیح رکن‌الدین ‌همایون‌فرخ، تهران: انتشارات کتابفروشی رودکی.
  4. اصفهانی، نظام‌الدین محمود قمر (1363). دیوان، به اهتمام تقی بینش، مشهد: باران.
  5. اسکویی، نرگس (1393). «انقلابی در برابر مدح در شعر سبک خراسانی». پژوهشنامة ادب غنایی. دورة 12، شمارة 23: 9-26.
  6. انوری، حسن (1381). فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن.
  7. انوری، علی بن محمد (1337). دیوان، به اهتمام محمدتقی مدرس رضوی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
  8. بیهقی، احمدبن علی (1366). تاج‌المصادر، تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
  9. پارساپور، زهرا (1391). «بررسی ارتباط انسان با طبیعت در شعر». مجلة ادب فارسی. دورة 2، شمارة 1: 77-100.
  10. جر، خلیل (1363). المعجم‌العربی ‌الحدیث (فرهنگ لاروس)، ترجمة حمید طبیبیان، تهران: امیرکبیر.
  11. جمال‌الدین‌ اصفهانی (1362). دیوان، تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، تهران: کتابخانة سنایی.
  12. حسنین، عبدالنعیم محمد (1366). قاموس‌الفارسیه، بیروت: اللبنانی.
  13. حسینی نیشابوری، عطاء‌الله بن محمود (1384). بدایع‌الصنایع، مقدمه و تصحیح رحیم مسلمانیان قبادیانی، تهران: بنیاد موقوفات محمود افشار یزدی.
  14. ذکائی بیضایی، نعمت‌الله (1364). نقد ‌الشعر، تهران: انتشارات ما.
  15. رشید وطواط، محمد بن محمد (1308). حدائق‌السحر فی دقائق‌الشعر، به تصحیح و اهتمام عباس اقبال آشتیانی، تهران: کتابخانة کاوه.
  16. سمیعی (گیلانی)، احمد (1375). «وصف طبیعت در شعر غنایی فارسی»، نامة فرهنگستان،سال 6، شمارۀ 4، پیاپی 8، صص 139-117.
  17. شرتونی، سعید (1889-1894).اقرب‌الموارد فی تصحیح العربیه و الشوارد، بیروت: مطبعه الیسوعیه.
  18. شمس قیس، شمس‌الدین محمد (1338). المعجم فی معاییر اشعارالعجم، تهران: زوار.
  19. صدری افشار، غلامحسین؛ حکمی، نسرین و حکمی، نسترن (1381). فرهنگ معاصر فارسی، تهران: فرهنگ معاصر.
  20. عمید، حسن (1389). فرهنگ فارسی عمید، تهران: راه رشد.
  21. عنصری، حسن بن احمد (1342). دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: سنائی.
  22. فشارکی، محمد (1379). نقد بدیع، تهران: سمت.
  23. قنبری، محبعلی (1386). گوهرکدة فنون و صنایع ادبی شامل معانی بیان قافیه‌ها و علم عروض، زنجان: ادارة کل فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  24. معین، محمد (1381). فرهنگ فارسی معین، تهران: کتاب راه نو.
  25. مؤتمن، زین‌العابدین (1371). تحول شعر فارسی، چ4، تهران: کتابخانة طهوری.
  26. نفیسی، علی اکبر (1355). فرهنگ ناظم‌الاطباء، تهران: کتابفروشی خیام.
  27. همایی، جلال‌الدین (1363). فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران: توس.
  28. وزین‌پور، نادر (1374). مدح، داغ ننگ بر سیمای ادب فارسی، تهران: معین.