<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فنون ادبی</title>
    <link>https://liar.ui.ac.ir/</link>
    <description>فنون ادبی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسه 54، بهار 1405</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30284.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>شخصیت‌شناسی رمان سمفونی مردگان با تأکید بر آرای انیاگرام</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_29794.html</link>
      <description>رمان سمفونی مردگان (1388) اثر پرمخاطبی از عباس معروفی است. در این رمان، شخصیت‌پردازی جایگاه ویژ‌ه‌ای دارد و نویسنده شخصیت‌های داستانی خود را در نزدیک‌ترین شکل ممکن به شخصیت‌های انسانی خلق کرده است. در این پژوهش به بررسی شخصیت‌های داستانی رمان عباس معروفی از دیدگاه شخصیت‌شناسی انیاگرام پرداخته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که شخصیت‌های ساخته‌شده در این رمان با تیپ‌های شخصیتی انسانی از منظر روان‌شناسی شباهت بسیاری دارند و همین موضوع شخصیت‌های این رمان را باورپذیرتر کرده است؛ چراکه مخاطب در رمان با شخصیت‌هایی مواجه می‌شود که در دنیای بیرونی و پیرامون خود، در طول زندگی با آنان روبه‌رو می‌شود و آنان را می‌شناسد؛ بنابراین نویسنده با آفرینش شخصیت‌هایی شبیه به انسان جامعۀ امروزی توانسته است که احساس هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌های رمان را در مخاطب خود افزایش دهد و این یکی از عواملی است که این رمان را پرمخاطب کرده است؛ چراکه خواننده با شخصیت‌های داستانی هم‌ذات‌پنداری می‌کند. در این پژوهش نویسنده با تکیه بر بسامد ویژگی‌های هر تیپ شخصیتی به طبقه‌بندی و مقایسه پرداخته است و در نهایت شخصیت‌های داستان را با توجه به ویژگی‌های آنان تیپ‌‌بندی می‌کند و به تحلیل ویژگی‌های شخصیتی هرکدام از شخصیت‌ها پرداخته است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل بازتاب مفاهیم رمانتیک در شعر مطبوعاتی افغانستان (مطالعۀ موردی: اشعار منتشرشده در مجلۀ ژوندون)</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_29702.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی و تحلیلِ گونه‌های مفاهیم رمانتیک در شعر مطبوعاتی افغانستان، با تأکید بر اشعار منتشرشده در مجلۀ ژوندون، یکی از نشریات بسیار مهم‌ ادبی و فرهنگی افغانستان در نیمۀ دوم قرن بیستم پرداخته است؛ در نتیجه هدف اصلی این پژوهش تحلیل محتوای رمانتیک اشعار این مجله است که در دوره‌ای از تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان فعال و محملی برای انتشار اشعاری با رویکردهای متنوع و درون‌مایه‌های مختلف بوده است. به همین سبب، در این جستار، با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای، مفاهیم رمانتیک در این نشریه بررسی و تحلیل شده است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که اشعار منتشرشده در مجلۀ ژوندون، در بستر تاریخی پُرتنش، بازتاب‌دهندۀ احساسات عمیق انسانی نظیر عشق، ایثار، هیجان، عرفان و توصیف عواطف میهنی بوده است. همچنین، این اشعار با توجه به مضامینی چون طبیعت‌گرایی، نوستالژی، شهادت، آزادی و نیز محکومیت ظلم، تجلی‌گر روحیۀ انقلابی و عاشقانه‌اند که شاعران برجسته‌ای با تأکید بر این مفاهیم، نقش مؤثری در تصویرسازی و مضمون‌پردازی جریان شعر رمانتیک افغانستان در مجلۀ ژوندون ایفا کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و نقد منتخبی از امثال و اصطلاحات عامیانۀ ایرانیان در سفرنامه‌های سیّاحان اروپایی در عصر صفوی</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_29967.html</link>
      <description>حکمت عامیانه در قالب ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات، آیینه‌ای تمام‌نما از فرهنگ، اندیشه، زبان و تجربیات زیستۀ هر ملت است. سفرنامه‌های سیّاحان اروپایی که در دوره‌های مختلف تاریخی به ایران سفر کرده‌اند، ازجمله منابع گران‌سنگ و پرارج برای درک این بخش از فرهنگ ایرانی، به‌ویژه در روزگار صفویه و قاجار به شمار می‌آیند. این متون گاه به قصد مستندسازی دقیق و گاه از سر شگفتی، تمجید یا حتی داوری‌های فرهنگی، بازتاب‌دهندۀ نگاهی بیرونی به لایه‌های پنهان زبان عامیانه و ساختار ذهنی ایرانی‌ هستند. این نوشتار با تمرکز بر شماری از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات ثبت‌شده در سفرنامه‌های شرلی، تاورنیه و اولئاریوس، به تحلیل معنا، ریشه‌های تاریخی، زمینه‌های کاربردی، منشأهای اجتماعی و کارکرد ارتباطی آن‌ها می‌پردازد. هدف این پژوهش، روشن ساختن ابعادی از جهان‌بینی ایرانیان در دوران مدنظر، از خلال مفاهیم بازتاب‌یافته در این گزیده‌هایی از حکمت عامیانه است؛ مفاهیمی که هم در ساختار زبانی و هم در بافت فرهنگی و تاریخی، بازتابی از واقعیت‌های اجتماعی و روح جمعی آن عصر به شمار می‌روند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مهم‌ترین نوآوری‌ها و هنجارگریزی‎های سبکی نامی اصفهانی در منظومۀ خسرو و شیرین</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_29951.html</link>
      <description>منظومۀ خسرو و شیرین اثر محمدصادق نامی اصفهانی، یکی از نظیره‌های شاخص دورۀ بازگشت ادبی است که اغلب از منظر مقایسۀ روایی با شاهکار نظامی گنجوی بررسی شده است. هدف اصلی این پژوهش، فرارفتن از تحلیل‌های محتوایی و شناسایی، دسته‌بندی و تبیین مهم‌ترین نوآوری‌ها و هنجارگریزی‌های سبکی نامی در سطوح مختلف زبان است تا از این مسیر، محقق و تبین شود او نه یک مقلد صرف که شاعری صاحب سبک و خلاق است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر پایۀ اصول سبک‌شناسی لایه‌ای انجام شده است. برای این منظور، متن مصحَح منظومۀ خسرو و شیرین نامی اصفهانی به‌صورت دقیق واکاوی شده و انحرافات از زبان معیار و سنت ادبی (نوآوری‌ها و هنجارگریزی‌ها) در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و ساختاری، با ذکر شواهد شعری، استخراج و تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد نامی اصفهانی آگاهانه نوآوری‌های سبکی قابل‌توجهی داشته است. در سطح واژگانی، ساخت افعال جعلی، ترکیبات نو و کهن‌گرایی برجسته است. در سطح نحوی، با جابه‌جایی ارکان جمله به برجسته‌سازی و موسیقی کلام دست یافته و در بلاغت، برخلاف پیچیدگی سبک هندی، از تشبیهات و استعاره‌های ساده و حسی بهره برده است. تغییرات کلان در پیرنگ داستان نیز در راستای همین رویکرد عمل‌گرایانه و ساده‌ساز انجام شده است. این نوآوری‌ها ثابت می‌کند که نامی اصفهانی در چهارچوب سنت نظیره‌گویی، با انتخاب‌های زبانی، امضای هنری خود را بر اثر حک کرده و داستان کهن را خلاقانه در گفتمان عصر زندیه بازآفریده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جناس نما</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30147.html</link>
      <description>در مطالعۀ متون ادبی گاه با واژه‌هایی مواجه می‌شویم که در شکل ظاهری خود مشابه انواعی از جناس هستند، اما چون تمام ویژگی‌های جناس را ندارند، نمی‌توان آن‌ها را ذیل این صنعت قرار داد و از فروع جناس برشمرد. از طرفی این واژه‌ها در شکل غیرظاهری خود مشابه &amp;amp;laquo;تکرار&amp;amp;raquo; هستند، اما باز به‌دلیل نداشتن برخی از ویژگی‌های صنعت تکرار، نمی‌توان آن‌ها را جزو این صنعت ادبی دانست. نمود دووجهی این واژه‌ها اگرچه گمان حضور صنایع جناس و تکرار را برای مخاطب ایجاد می‌کند، در حقیقت ظهور هیچ‌یک از آن‌ها را محقّق نکرده است. به ‌عبارت ‌دیگر، این واژه‌های دوگانی که به‌مثابۀ ارکان جناس یا تکرار مقابل یکدیگر می‌ایستند، نه جناس هستند و نه تکرار. هدف نگارندگان از این پژوهش، بررسی ارتباط این نوع واژه‌ها با یکدیگر است و این‌که بنا به چه دلایلی این واژه‌ها، باوجودِ داشتن شباهت بسیار به جناس و تکرار، نمی‌توانند ذیل این دو صنعت قرار بگیرند؛ همچنین به‌دلیل شناسایی بهتر، عنوانی برای این جفت‌واژه‌های سرگردان تعریف می‌کنند. روش پژوهش در این مقاله کتابخانه‌ای و مبتنی‌بر تحلیل داده‌هاست و این داده‌ها از اسناد و متون استخراج شده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که شاعران گاه بنابر ضرورت‌هایی از تکرار واژه‌ها در ابیات پرهیز کرده و با شگردهای متنوعی شکل‌های دیگر همان واژه را در بیت به خدمت می‌گرفته‌اند که این استخدام دو شکل از یک واژه، سبب بروز جناس‌نما شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_29969.html</link>
      <description>مطالعۀ حاضر با روش ترکیبی با ترکیب رویکرد تجربی (در گردآوری داده‌ها) و توصیفی‌تحلیلی (در تحلیل داده‌ها)، به تبیین راهکارهای &amp;amp;laquo;سهل‌ممتنع&amp;amp;raquo;‌سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی می‌پردازد. بدین منظور، در بخش تجربی، غزلی منتخب از سعدی ‌‌به چهار ربات‌ هوشمند &amp;amp;laquo;گروک 3&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چت‌جی‌پی‌تی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جمینای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دیپ‌سیک&amp;amp;raquo; داده شده است. در بخش تحلیلی، پاسخ‌های این مدل‌ها بررسی، مقایسه و ارزیابی ‌شده است تا همراه با تبیین راهکارهای &amp;amp;laquo;سهل‌ممتنع&amp;amp;raquo;سرایی سعدی از دیدگاه هوش مصنوعی، ظرفیت‌های تحلیلی این ابزارهای هوشمند در مطالعات ادبی نیز سنجیده شود. نتایج این جستار نشان می‌دهد که هر چهار هوش مصنوعی، در تعریف و تبیین مفهوم سهل‌ممتنع موفق عمل کرده‌ است. مؤلفه‌های اصلی سهل‌ممتنع در غزل سعدی را عبارت دانسته‌اند از: سادگی زبان، عمق معنا، تصویرسازی، موسیقی، ایجاز، ایهام و جهان‌شمولی. همچنین هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای پنهان، تحلیل دقیق نقش حروف اضافه، ارزیابی تأثیر وزن و قافیه، درک تضادهای معنایی و... نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;سهل‌ممتنع&amp;amp;raquo; در شعر سعدی نه‌تنها به‌دلیل استفاده از زبانی ساده و روان که به‌سبب وجود شبکه‌ای پیچیده از روابط معنایی، آرایه‌های ادبی ظریف و تجربه‌ای عمیق از عشق و حالات انسانی شکل گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل معانی ثانوی فعل امر در سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک طوسی</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30097.html</link>
      <description>چکیدهابوعلی حسن‌بن‌علی‌بن‌اسحاق، مشهور به خواجه نظام‌الملک طوسی از برجسته‌ترین نویسندگان ایران در کتاب سیاست‌نامه (سیرالملوک) اندیشه‌های سیاسی خود را دور از هرگونه پیچیدگی لفظی کلام، در قالب دیباچه و حکایت‌ها بیان کرده است. این کتاب از نظر ادبی، تاریخی و سیاسی لایه‌های عمیقی دارد و از زیباترین نمونه‌های نثر مرسل فارسی است. در این پژوهش چگونگی کارکرد معانی ثانوی فعل امر در نثر سیاست‌نامه بررسی شده ‌است. فعل امر مهم‌ترین بخش جملات انشایی در سیاست‌نامه است. نویسنده به‌دلیل محتوای تعلیمی این کتاب، فعل امر را بیشتر در معنای ثانوی ارشاد و راهنمایی به کار برده است. ازآنجاکه متن برای مطالعۀ شاهان و کارگزاران حکومتی نوشته شده است، دقت‌ِنظر بر چگونگی بهره‌بردن نویسنده از معانی ثانوی جملات امری، می‌تواند علاوه بر آشکارساختن برخی دلایل توفیق و ماندگاری کتاب، شناخت دقیق‌تری از اندیشۀ نظام‌الملک نیز به دست دهد. این پژوهش از نوع بنیادی است و روش انجام کار، دسته‌بندی بسامدی و تحلیل شواهد است. باتوجه به یافته‌های این پژوهش، بیشترین فراوانی کاربردِ معنای ثانوی فعل امر در سیاست‌نامه، مربوط به &amp;amp;laquo;ترغیب و ارشاد&amp;amp;raquo; و کمترین فروانی آن متعلق به &amp;amp;laquo;تسویه&amp;amp;raquo; است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که خواجه نظام‌الملک در برخی فرازها و به‌خصوص در دیباچۀ فصل‌ها، به‌سبب احترام به مستمع (پادشاه) جملۀ امری را به‌صورت خبری بیان کرده که مجاز مرکب از فعل امر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Similarities Between Sohrab Sepehri and T. S. Eliot Based on Speech</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_29995.html</link>
      <description>Comparative literature, or contrastive literature, is a branch of literary criticism that discusses the literary relationships among nations and different languages and the interaction between the literatures of various peoples. The term "comparative literature" was first used by Wilmann, a French critic and professor at the Sorbonne University. Then, another French critic, Saint-Beuve, promoted it. The works of the contemporary Iranian poet Sohrab Sepehri and T. S. Eliot, an American-British poet and literary critic, can be analyzed in the field of comparative literature. Despite climatic and linguistic differences, these two poets share commonalities in topics such as inclination toward the hidden layers of speech (metaphor), naturalism, dramatic monologue, and poetic language, and differ in other topics. Two examples of differences include the dispersion of adherence to meter and rhyme and the contrast and tension in poetic structure. The authors of the present study aim to analyze the similarities and contrasts of the thoughts of these two poets using a descriptive-analytical method, considering Sohrab Sepehri's familiarity with mysticism and Western literature and his particular attention to T. S. Eliot, which has led to the creation of similar images and motifs.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تناسب لفظی در سیاق واژگانی قرآن: شواهدی از اعجاز واژگانی و سبک‌شناسی قرآنی</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30159.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین علمی و نظام‌مند یکی از مؤلفه‌های برجسته اعجاز بلاغی قرآن کریم، یعنی مطابقت دقیق واژگان با سیاق کلامی و مقام معنایی، انجام گرفته است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین چگونگی هماهنگی و تعامل میان لفظ و سیاق در ساختار زبانی قرآن است؛ پدیده‌ای که به‌عنوان جلوه‌ای از نظام بلاغی خاص قرآن، نقش بنیادینی در انتقال پیام‌های چندلایه و ژرف آن ایفا می‌کند. این مطالعه با اتکاء بر روش توصیفی–تحلیلی و با رویکردی بینارشته‌ای، به واکاوی ابعاد معناشناختی، ساختاری، نحوی و صوتی واژگان قرآنی در پیوند با مقتضای حال و مقام کلامی پرداخته است. اهداف اصلی این تحقیق شامل: ۱) کشف الگوی حاکم بر انتخاب واژگان متناسب با سیاق‌های مختلف در قرآن، ۲) تحلیل کارکردهای بلاغی این تناسب در تولید معنا و اثرگذاری، و ۳) ارائه شواهدی مستند از جلوه‌های اعجاز واژگانی قرآن در ساختارهای نحوی، صرفی، و سبکی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که قرآن کریم با بهره‌گیری از شیوه‌های پیچیده بلاغی نظیر تقدیم و تأخیر، التفات، تنوع سبک، و انتخاب هدفمند افعال، اسماء و حروف معانی، ساختاری منسجم و معنادار پدید می‌آورد که در آن، هر لفظ به گونه‌ای انتخاب شده که حداکثر هماهنگی را با موقعیت معنایی و روانی مخاطب داشته باشد. این تطابق نظام‌مند، نه‌تنها بیانگر درک ژرف قرآن از ظرفیت‌های زبانی است، بلکه مؤیدی قوی بر اعجاز زبانی و بلاغی آن تلقی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>لایه‌های پنج‌گانة خطاب در دیوان شمس: واکاوی بر اساس نظریة خطاب بلاغی کنت برک</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30181.html</link>
      <description>در حوزة تحلیل متون کلاسیک فارسی، بهره‌گیری از نظریه‌های بلاغی نوین می‌تواند زمینه‌ساز نگاهی بازاندیشانه به ساختارهای زبانی و معنایی متون شود. کلیات دیوان شمس تبریزی با ساختار پیچیده و زبان پرکنش خویش، از زمرة آثاری است که تحلیل بلاغی آن، مستلزم نظریه‌ای پویا و انعطاف‌پذیر است؛ از این‌رو، نظریة خطاب بلاغی کنت برک به‌عنوان چارچوب تحلیلی این مقاله برگزیده شده است. هدف پژوهش، آشکار ساختن چگونگی صورت‌بندی خطاب در غزلیات شمس بر پایة پنج مؤلفة برآمده از نظریة کنت برک است. روش تحقیق، کیفی و متن‌محور است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در غزلیات شمس، ندا نوعی فراخوان بلاغی برای احضار حضور  خطاب به همة هستی، خدا، جان و حتی خود شاعر است. امر به جای تحکم یا الزام کنش احضارگرانة گوینده برای فراخواندن مخاطب به ساحت دیگری از تجربة هستی است. پرسش‌هایی که در غزل‌های شمس مطرح می شود، به جای پاسخ‌محور بودن، تأمل‌افزا و برای دعوت به حیرت، فراخوان به شهود یا آگاه‌سازی مخاطب است. مخاطبه با خویشتن در این غزلیات، به‌مثابه ساخت‌هایی عمل می‌کند که در آن مرزهای درون و بیرون، من و او، من و تو، مضمحل می‌شوند و اجرا، حضور پرشور معنا در سطح زبان است، آن‌گاه که زبان برای شاعر تبدیل به میدان سماع و حضور می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انواع هنجارگریزی در اشعار محسن پزشکیان</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30182.html</link>
      <description>محسن پزشکیان یکی از چهره‌های ادبی و شاعران پرکار پیش از انقلاب است که در جامعۀ دانشگاهی و بین دانشجویان ادبیات فارسی کمتر شناخته شده است. این پژوهش برآن است که به منظور یافتن ادبیت به بررسی و تحلیل انواع هنجارگریزی در سروده‌های سنتی و نو پزشکیان بپردازد. کاربرد انواع هنجارگریزی‌های هشت‌گانه و قاعده افزایی در اشعار پزشکیان دیده می‌شود. از این میان، هنجارگریزی معنایی به روش‌های مختلف نمود زیادی دارد و با استفاده از صنایع ادبی مختلف مانند: تشبیه و استعاره (مکنیه و مصرحه) و تشخیص دست به این کار زده است. پزشکیان واژگان را به بازی می‌گیرد و هنجارگریزی واژگانی می‌آفریند و این واژه‌سازی‌ها نشان از توانمندی او دارد. او با کاربرد برخی واژگان و ساخت‌های کهن از هنجارگریزی زمانی استفاده کرده است. هنجارگریزی سبکی نیز بسیار در غزل‌ها و همچنین شعرهای نو او وجود دارد. محسن پزشکیان با استفاده از واژگان گویش محلی جنوب و کازرونی فضای جنوب را به خوبی به تصویر کشیده است. به خصوص در غزل‌هایش این کلمات محلی و سبکی محاوره بیشتر دیده می‌شود و حتی خواندن شعرهایش برای غیربومی‌ها دشوار می‌گردد. طبیعت جنوب و نخل‌هایش در شعر او دیده می‌شود. در اشعار پزشکیان محتوا جتماعی، سیاسی، عاشقانه و غم فراق یار و حتی گاهی عرفانی می‌شود. وی از هنجارگریزی آوایی و نوشتاری نیز بهره برده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر سیر استعاره در حماسه‌های ملی ایران.</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30190.html</link>
      <description>حماسه از کهن ترین انواع ادبی جهان است و به جهت ویژگی های بنیادی آن خاستگاه زبان مجازی است ، بخش کلان این زبان مجازی را استعاره تشکیل می دهد . این پژوهش با هدف تبیین جایگاه و کارکرد زبان استعاری به ویژه استعاره مصرحه در منظومه‌های حماسی پارسی، به بررسی تطبیقی استعاره‌های به‌کاررفته در شاهنامه، گرشاسب‌نامه و بهمن نامه، برزونامه و سام‌نامه پرداخته است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه متون حماسی، استخراج و طبقه‌بندی استعاره‌ها و تحلیل آن‌ها بر اساس حوزه‌های مفهومی و میزان بسامد کاربرد است. هر اثر متناسب با موضوع، سبک و بافت تاریخی خود نوآوری‌های زبانی ویژه‌ای عرضه می‌کند. شاهنامه به سبب گستره نفوذ و تأثیرگذاری، هسته مرکزی سنت استعاری حماسه پارسی و «مادر متن» دیگر منظومه‌ها به‌شمار می‌آید، در حالی‌که سام‌نامه با بیشترین استعاره‌های منحصر به فرد، گرایش به استعاره‌های ترکیبی و پیوند هم‌زمان با فضاهای حماسی و غنایی، خلاقانه‌ترین اثر این حوزه است. عناصر طبیعی بیشترین بسامد استعاری را داراست و پس از آن عناصر انسانی، غنایی، اشرافی و اسطوره‌ای قرار می‌گیرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عامل برتری و ماندگاری آثار حماسی نه میزان کاربرد، بلکه چگونگی به‌کارگیری زبان استعاری است؛ شگردی بنیادین که نقشی اساسی در بازتاب هویت ملی، فرهنگی و اسطوره‌ای ادب حماسی پارسی ایفا می‌کند.در مجموع، میتوان گفت که تحول استعاره در حماسه ملی فارسی از «کارکرد روایی و حماسی» به سوی «کارکرد زیبایی شناختی و غنایی» حرکت کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت بازکاوی در تشبیهات مخزن‌الاسرار نظامی‌ گنجه‌ای</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30208.html</link>
      <description>مخزن‌الاسرار، سرودة حکیم نظامی گنجه‌ای، یکی از برجسته‌ترین مثنوی‌های تعلیمی ادب فارسی در قرن ششم هجری است که به‌واسطة ساختار پیچیدة زبانی و به‌کارگیری شگرد‌های گوناگون بیانی، از شهرت فراوانی برخوردار است. یکی از پرکاربردترین عناصر بیانی، که نقش مهمی در ساخت زبان تصویری در این منظومه دارد، «تشبیه» است؛ از این رو، نویسندگان در این جستار برآنند تا با واکاوی و تحلیل عنصر تشبیه و انواع و ارکان آن، زمینة شناخت هرچه بهتر این اثر گران‌سنگ و دستگاه بلاغی آن را برای دوستداران و نظامی‌پژوهان فراهم سازند. این پژوهش به روش توصیفی‌تحلیلی و برمبنای داده‌های به‌دست‌آمده از متن اصلی اثر صورت گرفته است و نتایج آن از این قرار است: از  نظر «انواع تشبیهی» تمامی تشبیهات در مخزن‌الاسرار حضور چشمگیری دارند که انواعِ «بلیغ»، «مفصل»، «مؤکد» و «مجمل» به‌ترتیب پربسامدترین تشبیهات این منظومه هستند. همچنین پراکندگی تشبیهات در مخزن‌الاسرار نشان می‌دهد که بیش از نیمی از انواع تشبیهات، در بخش «مقدمات» اثر (با یک‌سوم حجم کل ابیات) به کار رفته است. از نظر «ارکان تشبیهی» نیز همة انواع چهارگانة طرفین به‌اعتبار «حسی‌وعقلی» و نه‌گانه به‌اعتبار «مفرد، مقید و مرکب»، دارای شواهد کاربردی است که از آن میان طرفینِ «حسی‌به‌حسی» و «مفردبه‌مفرد» بالاترین بسامد و طرفینِ «عقلی‌به‌عقلی» و «مرکب‌به‌مفرد» کمترین بسامد را داراست. از میان ادات متنوع تشبیهی نیز، «چو» و «چون» مهم‌ترین نقش را در ساختار تشبیهات به خود اختصاص داده‌اند. کاربرد وجه‌شبه نیز با توجه به بسامد بالای تشبیهات مفصل و مؤکد در دو نوع تخییلی و تحقیقی، گسترده و همراه با نوآوری‌های شاعرانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دگردیسی کارکرد آرایه‌های ادبی در گذار به شعر عرفانی</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30260.html</link>
      <description>در تاریخ ادبیات فارسی، شعر عرفانی نقطه عطفی است که در آن، کارکرد آرایه‌های ادبی تغییر ماهیت می‌دهد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آثار سنایی، عطار، مولانا و حافظ، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه آرایه‌های ادبی از ابزار تزیین کلام، به زبان بیان تجربیات عمیق معنوی بدل شد. این دگردیسی، نه یک انتخاب سبکی، بلکه ضرورتی بود که از عجز و ناتوانی زبان متعارف در توصیف حقیقت عرفانی سرچشمه می‌گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که عارف در مواجهه با ناتوانی زبان روزمره برای توصیف امر بی‌نهایت، ناگزیر به شکستن ساختارهای آن و بازآفرینی کارکرد آرایه‌ها می‌شود. در این فرآیند، استعاره برای هستی‌بخشی به مفاهیم انتزاعی، تضاد به تناقض (شطح) برای بازتاب «وحدت اضداد»، تشخیص بیانگر «وحدت وجود»، حسن تعلیل توجیه‌گر «نظام احسن» عشق‌محور، اغراق از بزرگ‌نمایی کمّی و مادی به ابزاری برای اشاره به امر بی‌کران به کار می‌رود و حس‌آمیزی از تفننِ وصفی، به ابزاری برای رفع حجاب از میان حواس تبدیل می‌شود. نتیجه آنکه در شعر عرفانی، بلاغت از «زینت» به «معرفت» و از صورت‌گرایی به معناآفرینی تغییر ماهیت می‌دهد و آرایه‌ها به ابزاری برای ساخت و انتقال جهان باطنی شاعر تبدیل می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش و کاربرد حرف عطف و ربط «واو» در منشات میرزا مهدی خان استرآبادی بر اساس نظریة گشتاری</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30269.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نقش و کاربرد حرف عطف و ربط «واو» در منشات میرزا مهدی خان استرآبادی بر اساس نظریة گشتاری می‌پردازد. میرزا مهدی خان، منشی و مورّخ دورة نادرشاه، با نثری پیچیده و پخته، از برجسته‌ترین نویسندگان نثر فارسی است که در منشآت خود از حروف عطف و ربط به ویژه حرف «واو» به عنوان ابزاری مهم در پیوند جملات و انتقال معانی بهره برده است. نظریة گشتاری با تمرکز بر سازه‌های نحوی و معنایی، امکان تحلیل دقیق‌تر نقش «واو» در ایجاد ارتباط‌های معنایی و دستوری در متن را فراهم می‌آورد. روش پژوهش تحلیل و توصیف محتوای کمی و کیفی و بر مبنای نظریۀ گشتاری می‌باشد که با تحلیل نمونه‌های متنی منشآت، نشان می‌دهد، حرف «واو» در این اثر نه تنها به عنوان یک حرف عطف و ربط ساده بلکه به عنوان عنصری گشتاری و پرکاربرد، در سازماندهی متن و ایجاد سازه‌های نحوی متنوع و ایجاد پیوستگی معنایی عمل می‌کند. حرف عطف واو با2450 بار تکرار نسبت به حرف ربط واو با 721 بار تکرار بیشترین بسامد را دارد و به دلیل ساختار رسمی و تشریفاتی و اطناب جمله‌ها در نامه‌های سلطانیات، حرف عطف بیشترین بسامد و حرف ربط کمترین بسامد را دارد. در قباله‌های نکاح که جمله‌ها کوتاه هستند حرف ربط بیشترین بسامد و حرف عطف »واو» کمترین بسامد را دارد. نکتة اصلی مقالة حاضر توجّه به ویژگی حرف ربط و عطف «واو» به عنوان مؤلفه «سبک ساز» در متن است و اینکه میرزا مهدی‌خان به دقّت به این عامل سبک شناختی توجّه داشته است</description>
    </item>
    <item>
      <title>خود نسبتی و دگر نسبتی رند و رندی در شعر حافظ؛(مطالعۀ موردی رند بازاری و رند لاابالی)</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30278.html</link>
      <description>هیچ یک از اصطلاح‌های حافظ به اندازۀ رند، گفت‌وگو پدید نیاورده است. چنانکه مشاهده می‌شود هیچ اصطلاحی نیز به اندازۀ رند در دیدگاه پژوهشگران ، روشن و بی‌نیاز از پژوهش نبوده است. در این باره داوری دشوار می‌نماید؛ زیرا گاه برخی از پژوهشگران  نیز به همین راه رفته و در بهترین حالت به دریافت خود بسنده نموده و خود را از مراجعه به فرهنگ‌های فارسی بی‌نیاز دانسته‌اند. با دقّتی ژرف  در شعر حافظ مشخّص می‌شود که مفهوم رند در شعر حافظ، کمتر به تنهایی آمده است. رند در نظرگاه حافظ شیرازی، همواره با عاشقی، مستی و طربناکی قرین و همراه بوده است. مفاهیم رند بازاری و بدنام لاابالی به عنوان فرومایه‌ترین و پست‌ترین موجوات، یعنی کسی که در بند هیچ آیین و مرام و اخلاقی نیست، تنها دوبار در شعر حافظ آمده و عجیب آن که هر دوبار نیز آن‌ها را به خود نسبت داده است. این پژوهش که با روش توصیف و تحلیل و با مطالعه و بررسی منابع کتابخانه‌ای صورت پذیرفته، به بررسی صفات مثبت و منفی رند از نظرگاه وی پرداخته و خود نسبتی و دگر نسبتی این رند جهانسوز را در مورد این صفات مثبت و منفی مورد واکاوی قرار می‌دهد. نتیجۀ پژوهش بیانگر آن است که حافظ، رندِ با صفات مثبت را به خود و دیگران نسبت داده، در حالی که رندِ با صفات منفی را تنها به خویشتن منتسب می‌سازد که نشان از تواضع و فروتنی این شاعر وارسته و ژرف‌اندیش داشته و حافظ را بَر منش نیک، اخلاقمند و آزاده نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر نظریۀ منطق مکالمۀ باختین</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30341.html</link>
      <description>میخاییل باختین از جمله تأثیرگذارترین متفکران حوزۀ نقد ادبی و فلسفۀ زبان در قرن بیستم است که «منطق مکالمه» را به عنوان هستۀ مرکزی اندیشۀ خود مطرح کرد. این نظریه با تأکید بر چندصدایی، بینامتنیت و سرشت دیالوژیک زبان، درک ما را از پدیدة گفت‌وگو و شکل‌گیری معنا دگرگون ساخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای با هدف واکاوی انتقادی مبانی نظری منطق مکالمه و دلالت‌های آن در حوزة نقد ادبی انجام شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هرچند این نظریه از لحاظ فلسفی و زیبایی‌شناختی غنی و انقلابی است، اما با چالش‌های بنیادینی همچون ابهام در تعریف مکالمه و غفلت از نقش روابط قدرت در عرصۀ گفتمان مواجه است. همچنین، این نظریه در تبیین نقش مؤلف و مسئولیت اخلاقی اثر با کاستی روبه‌رو است و در تطبیق با متون غیررمان و بافتارهای فرهنگی‌ ـ تاریخی خاص، محدودیت‌های روش‌شناختی آشکاری از خود نشان می‌دهد، از سویی دیگر مکالمه به سبب حقیقت متکثر، نمی‌تواند به تنهایی بازگوی تمام حقیقت باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی حس‌آمیزی در غزلیات نجیب کاشانی</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30348.html</link>
      <description>در علوم بلاغی حس‌آمیزی یک آرایۀ ادبی است که در آن دو یا چند حس از حواس پنجگانه با هم ترکیب شده؛ یا یک حس با یک امر انتزاعی آمیخته می‌شود. حس‌آمیزی گاهی در بافت بلاغی و گاهی در بافت زبانی و دستوری بررسی می‌شود و هدف از آن ایجاد موسیقی معنوی و افزایش تأثیر و زیبایی کلام است. در سبک هندی، جستجوی معانی تازه از طریق حس‌آمیزی یکی از مختصات مهم ادبی به شمار می‌رود. در این مقاله که برای شناسایی و تفسیر خصوصیات غزل سبک هندی صورت می‌پذیرد، آرایۀ حس‌آمیزی عامل تأثیرگذار در تصاویر شعری غزلیات نجیب کاشانی است، سعی گردیده به شیوۀ توصیفی و تحلیلی به این سؤال پاسخ داده شود که حس‌آمیزی به عنوان ابزار شاعرانه، چگونه به غنای تصویرپردازی و موسیقی درونی غزلیات نجیب کمک می‌کند؟ و برای این منظور حس‌آمیزی در سه گونه بلاغی، دستوری و نوع حواس در غزلیات نجیب کاشانی بررسی شد و نتیجه حاکی از آن است که نجیب کاشانی برای خلق مضمون‌های نو و پیچیده و نمایش قدرت تخیل، آرایۀ حس‌آمیزی در غزلیاتش بسیار پرکاربرد و گسترده بوده و استفاده جسورانه و پربسامد این آرایه، همراه با پیوند آن با صنایع بدیعی دیگر، از جمله عوامل اصلی ایجاد سبک پیچیده، خیال‌انگیز و هنجارگریز شعر این دوره به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاویِ کارکردِ اغراق در باورپذیریِ جهانِ حماسه</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30353.html</link>
      <description>اغراق در نوعِ ادبیِ حماسه، فراتر از یک صنعتِ بلاغیِ تزئینی، شالوده اصلی و «منطقِ حاکم» بر جهانِ متن است که واقعیت را نه آن‌گونه که «هست»، بلکه آن‌گونه که «باید باشد» بازنمایی می‌کند. اما این پرسش بنیادین مطرح است که چگونه اغراق با وجودِ خروج از مرزهایِ واقعیتِ فیزیکی، می‌تواند به جای ایجادِ حسِ کذب، به عاملِ اصلیِ «باورپذیری» و خلقِ یک «رئالیسمِ برتر» در جهانِ پهلوانی بدل شود؟ پژوهش حاضر با هدفِ واکاویِ کارکردِ هستی‌شناسانه این آرایه در تأمینِ «باورپذیریِ» جهانِ پهلوانی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی، کاربستِ اغراق را در شش حماسه منظوم شاهنامه، گرشاسب‌نامه، فرامرزنامه، بهمن‌نامه، کوش‌نامه و سام‌نامه بررسی کرده است. یافته‌ها بیانگر آن است که شاعرانِ حماسه‌سرا برای پر کردنِ شکافِ میانِ «زبانِ محدودِ معیار» و «عظمتِ نامحدودِ قهرمان»، از اغراق به عنوان ابزاری برای خلقِ «اَبَر-فضا» و «همدردیِ کیهانی» بهره جسته‌اند. تحلیلِ داده‌ها در سه ساحتِ «جغرافیا و کمیت»، «اتمسفر و طبیعت»، «فیزیولوژی و زمان» و «صوت و طنین»  نشان می‌دهد که اغراق با تعلیقِ قوانینِ علی و معلولیِ جهانِ مادی، «اراده» را بر «ماده» مسلط می‌گرداند. این مکانیسم، مخاطب را از «زمانِ خطی و تقویمی» جدا کرده و به «زمانِ حماسی» منتقل می‌کند؛ ساحتِ مقدسی که در آن، کنش‌های فراطبیعی نه به مثابه کذب، بلکه در جایگاهِ «رئالیسمِ برتر» و «صداقتِ عاطفی» پذیرفته می‌شوند. نتیجه آنکه باورپذیریِ حماسه در گروِ انسجامِ همین نظامِ اغراق‌آمیز است و حذفِ آن، متن را به گزارشی تاریخی و فاقدِ روحِ ملی تقلیل می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان و موسیقی شعرگفتگویی معاصر</title>
      <link>https://liar.ui.ac.ir/article_30421.html</link>
      <description>ازآنجاکه زبانِ گفتگو، رساترین و بهترین ابزار انتقال مفاهیم به مخاطب است، شاعران بسیاری از این شیوه 
استفاده‌می‌کرده‌اند. به‌کارگیری عنصر گفتگو برای تبیین مفاهیم مختلف سیاسی و اجتماعی، یکی از ویژگی‌های رایج شعر معاصر فارسی است. شاعران معاصر برای اثرگذاری بیشتر اشعار گفتگویی خود به دو عنصر زبان و موسیقی بسیار توجه‌کرده‌اند؛ ازاین‌رو نگارندگان می‌کوشند به‌شیوۀ تحلیلی- توصیفی مبتنی‌بر شعر گفتگویی معاصر و در پاسخ به این پرسش بنیادی که شاعران معاصر برای برجسته‌سازی گفتگوهای خود از کدام خلّاقیت‌های زبانی و شگردهای هنری استفاده‌کرده‌اند و هدف آنها چیست؟ اشعار گفتگویی معاصر را از دو جنبۀ زبان و موسیقی بررسی‌کنند و با ذکر شواهد شعری تبیین‌کنند شاعران معاصر برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطب و اقناع بهتر وی، به-فراوانی از عنصر گفتگو در شعر خویش استفاده‌کرده‌اند و برای جذب بیشتر مخاطب خود با به‌کارگیری واژه‌های امروزی، کم‌کاربرد، محاوره و گاه بیگانه و متعلق به لهجه‌ها و گویش‌های غیررسمی، ترکیب‌سازی، باستانگرایی‌های واژگانی و نحوی به برجسته‌سازی زبانی پرداخته‌اند و در سطح موسیقایی درونی از گونه‌های تکرار برای تأکید کلام خویش استفاده‌کرده‌اند و با به‌کارگیری تشبیه، استعاره، کنایه‌های عامیانه، تضاد، تناسب، حس‌آمیزی و متناقض-نماهای خلّاقانۀ ترکیبی به توسعۀ معنایی گفتگوهای خویش پرداخته‌اند تا به‌بهترین وجه ممکن از هنجارهای معمول زبان و منطق طبیعی کلام فاصله‌بگیرند و با آشنایی‌زدایی‌های زبانی و معنوی به اقناع درونی مخاطب برای پذیرش اندیشه‌ها و احساسات خود دست‌یابند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
