Document Type : Original Article
Authors
1 Assistant Professor, Department of Persian Literature and the Foreign Languages, K. N. Toosi University of Technology, Tehran, Iran
2 Assistant Professor, Department of English Language and General Studies, Shahrood University of Technology, Shahrood, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
یکی از شیواترین شگردهای ادای معانی مختلف که در کتب بلاغی بهشکل مبسوطی از آن سخن به میان آمده، تشبیه است. براساس علم بیان، تشبیه اگرچه خود گونهای از ترفندهای چهارگانة بیانی بههمراه کنایه، استعاره، مجاز، بهشمار میرود، عنصری پایدار است که در زیرساخت بسیاری از صورتهای مختلف شاعرانه حضوری پیوسته دارد و از اهمیت برجستهتری نسبت به دیگر شگردهای بیانی برخوردار است. باتوجهبه همین جایگاه متمایز است که از دیرباز تمامی صاحبنظران حوزة بلاغت عربی و فارسی، در طرح موضوع تشبیه در آغاز آثار خویش (بهمنزلۀ پایه و اساس اصلی دیگر عناصر بلاغی) به بحث دربارۀ آن پرداختهاند و در نقد آثار ادبی، همواره از اهمیت تشبیه در کنار دیگر شگردهای بلاغی، یاد کردهاند: «نخستین و شایستهترین و سزاوارترین چیزی که باید در آن بهطور کامل اندیشیده و دقت شود، بررسی تشبیه و تمثیل و استعاره است» (جرجانی، 1370، ص. 16).
در مخزنالاسرار نیز شگرد شورانگیز تشبیه از برجستهترین و پرکاربردترین شگردهای بلاغی است که مبنای بسیاری از تصویرهای شاعرانه و صورتهای خیالانگیز را شکل میدهد. نظامی همهجا در بیان و شرح هر موضوعی با هر زمینهای، پیوسته تشبیه را دستیار خیال خود قرار میدهد و شعر خویش را بههمراهی دیگر آرایهها، بهویژه استعاره، جلوهای متمایز میبخشد: «از انواع تصویرهای مجازی که بدون آن شعر بهندرت در جزئیات خویش قدرت خیالانگیزی دارد، تشبیه و استعاره در کلام او نقش و نمودی بیشتر دارد» (زرینکوب، 1383، ص. 233)؛ درواقع از رهگذر همین ترفند شگفتآور است که خیالانگیزیهای بدیع این شاعر چیرهدست، دل هر خوانندۀ ژرفبینی را بهویژه در پیچوخم توصیفات رنگارنگ و تصاویر درهمتنیده میرباید و او را پیوسته آکنده از اعجابی عمیق و درعینحال، لذتی آمیخته به شور و شوقی فزاینده میسازد.
بر همین اساس، پژوهش در چندوچون تشبیهات مخزنالاسرار، بدون تردید موضوعی است که در شناخت هرچه بیشتر متن و همچنین راهیابی به شیوههای خاص و خلاقانة نظامی در سخنسرایی، بسیار راهگشاست و ما را در دریافت یکی از برجستهترین دستاوردهای دستگاه بلاغی و هندسة خیال شاعرانة او یاری میرساند.
پژوهشها دربارۀ تشبیهات مخزنالاسرار مربوط به دو حوزه است. در زمینة کتابها: ثروتیان (1369) در آینۀ غیب نظامی گنجهای در مثنوی مخزنالاسرار؛ زرینکوب (1383) در پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد؛ حمیدیان (1388) در آرمانشهر زیبایی (گفتارهایی در شیوۀ بیان نظامی)، که در آنها نویسندگان گاه بهصورت مختصر و پراکنده در خلال مطالب مربوط به زبان و بیان نظامی، به مبحث تشبیه نیز پرداختهاند. همچنین برات زنجانی (1377) در صور خیال در خمسۀ نظامی نیز به گردآوری صور خیال از خمسۀ نظامی همت گماشته، ولی بررسی جامعی دربارة تشبیهات مخزنالاسرار و بحث دربارة آنها (چنانکه در این مقاله مطرح است) انجام نداده و تنها در مقدمة آن بهصورتکلی دربارة تشبیه در خمسۀ نظامی سخن گفته است. ازآنجاکه در این کتاب نویسنده بهصورت کلی به صور خیال پرداخته، بسامد مربوط به انواع تشبیهات، برمبنای شمارش دقیق تمامی شواهد ذکرشده، منطبق با بسامد واقعی تشبیهات در متن مخزنالاسرار نیست (ن.ک: جدول 1).
در زمینة مقالات پژوهشی نیز از چند مقاله میتوان نام برد: اسماعیلی و کاظمخانلو (1396) در «زیباییشناسی وجهشبه در تشبیهات خمسۀ نظامی» به بررسی اجمالی وجهشبه در خمسه پرداختهاند؛ علیرضا نبیلو (1388) در «بررسی تطبیقی و تحلیلی تشبیهات نظامی و جامی (با تأکید بر مخزنالاسرار و تحفهالاحرار)» و نبیلو و شیروی (1389) در «مقایسۀ ساختار تشبیهات مخزنالاسرار و مطلعالانوار» با ساختاری تقریباً مشابه، تشبیهات سه اثر از نظامی و جامی و امیرخسرو را از نظر عناصر موضوعی طرفین تشبیه، زاویة تشبیه، انواع تشبیه و... بررسی کردهاند. ازآنجاکه حوزة پژوهش حاضر نیز بررسی و تحلیل تشبیهات مخزنالاسرار است، ذکر دلایل لزوم بازکاویِ تازة تشبیهات این منظومه، ضروری است:
از اینرو با توجه به عواملی ازایندست، در این پژوهش نویسندگان برآنند تا با ارائة بسامدهای دقیقتر، تحلیلهای درستتری از آنها نیز به دست دهند. البته باید اذعان داشت به دلایل مختلفی نمیتوان تعداد دقیق تشبیهاتِ مخزنالاسرار را دور از هرگونه خطا و لغزشی و بهصورت کاملاً درستی ارائه کرد.
جدول 1) بسامد انواع تشبیه در صور خیال در خمسة نظامی از برات زنجانی
|
انواع تشبیه |
کامل |
مجمل |
مؤکد |
بلیغ |
مجموع |
|
بسامد |
151 |
22 |
32 |
75 |
280 |
جدول 2) بسامد انواع تشبیه در دو مقالۀ یادشده در پیشینه (ر.ک: نبیلو و شیروی، 1389، ص. 61)
|
تشبیه به اعتبار ارکان آن |
بسامد |
درصد |
|
تشبیه با طرفین بدون ذکر ادات و وجهشبه (بلیغ) |
426 |
5/67 |
|
تشبیه با تمام ارکان (کامل) |
80 |
6/12 |
|
تشبیه با طرفین و وجهشبه (مفصل) |
15 |
4/2 |
|
تشبیه با طرفین و ادات (مرسل) |
110 |
5/17 |
|
مجموع |
631 |
100 |
گسترۀ بسیار وسیع بهکارگیری عنصر «تشبیه» در مخزنالاسرار و اهمیت واکاوی دقیق این شگرد هنری در تصویرسازیها و مضمونپردازیهای خیالانگیز شاعرانه از یکسو و نیز نبودِ بررسیهای مستقلِ تحلیلی و آماری در بستر مقالات علمی در این حوزه از سوی دیگر، از مهمترین و ضروریترین وجوه این پژوهش است.
این جستار به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. در مرحلۀ نخست با خوانش کامل یکبهیک ابیات متن اصلی منظومه، تمامی نمونههای تشبیهی بهکاررفته شناسایی و استخراج شده، سپس این شواهد در دستهبندیهای جداگانه و مشخص قرار گرفته و تعداد دقیق بسامد هریک از آنها معیّن شده است. در مرحلة دوم نیز برمبنای همین بسامدهای آماری بهدستآمده، به تجزیه و تحلیل نوع کاربرد و ویژگیهای برجستة مربوط به هریک از انواع تشبیه و نیز کارکرد ارکان چهارگانة آنها پرداخته شده است.
با نگاهی گذرا به مخزنالاسرار، بهطورکلی میتوان گفت تمامی گونههای مختلف تشبیه در سرتاسر منظومه جلوهای نمایان دارد و دامنة خیال شاعر به کمک آنها توسّع گستردهای در بافت هنری متن یافته است. این تشبیهات براساس ذکر ارکان (حضور مشبه و مشبهبه در تشبیه ضروری است) یا حذف ارکان (ادات و وجهشبه) مشتمل بر انواعی است:
1-1-3. مفصّل: یکی از شایعترین تشبیهاتی که با بسامدی چشمگیر، پس از تشبیه بلیغ، پرکاربردترین نوع تشبیهیِ به کاررفته در مخزنالاسرار بهشمار میرود، تشبیه «مفصّل» است. این تشبیه که در کتب بلاغی «صریح»، «کامل» یا «تامالارکان» نیز نامیده شده است، تشبیهی است که همة ارکان چهارگانه در آن حضور دارند:
|
زردقصب خاک بهرسم جهود |
|
کآب چو موسی ید بیضا نمود |
اینگونه از تشبیهات اگرچه از نظر بلاغی باتوجهبه ساختار کامل ارکانی بهتعبیر برخی از بلاغیون «پستترین مراتب تشبیه» (همایی، 1370، ص. 160) را دارد و چندان هنری بهشمار نمیرود، اما آن را باید (صرفنظر از کارکردهای بلاغی در توصیفات) از مؤثرترین و مهمترین تشبیهات نظامی در بیان موضوعات اخلاقی و حکایات تمثیلی دانست. در مخزنالاسرار تعداد کل تشبیهات مفصّل، 203 مورد است که در 168 بیت به کار رفته است. بسامد کاربرد این تشبیهات در نسبت به تعداد ابیات منظومه اینگونه است: 135 بیت دارای یک شاهد،31 بیت دارای دو شاهد، 2 بیت دارای سه شاهد.
2-1-3. مجمل: از میان انواع چهارگانه، کمکاربردترینِ آنها در مخزنالاسرار «تشبیهی است که وجهشبه مذکور نبوده باشد» (صالحمازندرانی، 1376، ص. 262) و تنها سه رکن ادات، مشبّه و مشبّهٌبه در ساختار آن ذکر شده باشد. در این نوع تشبیه که نظامی با حذف «وجهشبه» بهعنوان رابط بین طرفین، درواقع قدرت و وسعت خیال شاعرانة خویش را دامنة بیشتر و گستردهتری میبخشد، خواننده با جستجو و تکاپوی ذهنی برای یافتن وجهشبه و دریافت تناسبات مربوط به آن، به التذاذ هنری مضاعفی میرسد:
|
قصه شنیدم که در اقصای مرو |
|
بود ملکزاده جوانی چو سرو |
البته این نکته نیز گفتنی است که درک وجهشبههای محذوف نیز آنچنان دارای پیچیدگی و دشواری نیست و در اغلب موارد برای مخاطب قابل شناسایی است؛ ازاینرو شاید بتوان گفت که باتوجهبه اینکه این تشبیه نسبت به دیگر انواع کاربرد کمتری دارد، یکنواختترین نوع آنها از نظر عدم کاربرد متراکم در تصویرپردازیهای شاعرانة نظامی است؛ به این معنا که در سراسر منظومه، نظامی با اینگونة تشبیهی کمتر بهصورت پیدرپی و در ابیات متوالی تصویرپردازی میکند. در مخزنالاسرار تعداد این تشبیهات درمجموع 110 مورد است که در 94 بیت آمده است: در 79 بیت یک شاهد، در 14 بیت دو شاهد و در 1 بیت سه شاهد.
3-1-3. مؤکد: یکی از زیباترین و درعینحال، تازهترین نوع تشبیهات نسبتاً پرکاربرد در مخزنالاسرار، تشبیهی است که در آن «ادات تشبیه ذکر نشود که در این صورت به آن مؤکد یا تشبیه بالکنایه یا تشبیه محذوفالادات گفته میشود» (شمیسا، 1379، ص. 68).در اینگونه تشبیهات هرچند «وجهشبه» که غالباً بهدلیل تازگی و نوآوری، بهصراحت ذکر شده، نظامی با حذف «ادات» میکوشد تا از این طریق از ادعای همسانی طرفین تشبیه تا حدودی بکاهد:
|
زر چو نهی روغن صفراگرست |
|
چون بخوری میوۀ صفرابرست |
این تشبیه بهلحاظ آماری یکی از پربسامدترین تشبیهات مربوط به توصیف با زمینههای مختلف است. در مخزنالاسرار هر کجا که نظامی بهاقتضای موضوع روی به توصیف میآورد، به هر طریقی پای تشبیهات مؤکد، به تصاویر شعری باز میشود؛ ازاینرو این تشبیه را میتوان عنصر ثابت در توصیفات گوناگون و تصویرپردازیهای متنوع او دانست. از مجموع تشبیهات مخزنالاسرار، 196 مورد از نوع تشبیه مؤکد است که در 153 بیت به کار رفته است: 111 بیت دارای یک تشبیه، 41 بیت دارای دو تشبیه و 1 بیت دارای سه تشبیه.
4-1-3. بلیغ: یکی از شورانگیزترین تصرفات شاعرانه در مخزنالاسرار «تشبیهی است که در آن وجهشبه و ادات تشبیه هر دو حذف شده باشند» (همایی، 1370، ص. 161) و تنها مشبه و مشبهُبه بهعنوان دو رکن اصلی در تشبیه باقی مانده باشند. در اینگونه تشبیه، که هنریترین و خیالانگیزترین نوع تشبیهات است، فشردگی ساختاری و ادعای مبتنی بر همسانی طرفین تشبیه به اوج خود میرسد و درنهایت تازگی و غرابت، اعجاب هر خوانندهای را برمیانگیزاند. ساختار این تشبیهات بهطور کلی دو گونه است:
الف) اضافی:
|
کیسۀ صورت ز میانم گشاد |
|
طوق تن از گردن جانم گشاد |
ب) غیراضافی:
|
سنگش یاقوت و گیا کیمیاست |
|
گر نشناسی تو غرامت که راست |
ساختارهای پیچیده و تودرتو، تراکم کاربردی، گزینش و نگرشهای تازه، نوآوری در شکلهای ساختاری و ... از ویژگیهای مهم این نوع تشبیهی در مخزنالاسرار است؛ درواقع نظامی از طریق جاری ساختن این تشبیهات در جویبار منظومه خویش است که هم تازگی و طراوت خاصی به آن میبخشد و هم ارزش زیباییشناختی و ویژگیهای تازة سبکی در ساختار بلاغی را بهخوبی نمایان میسازد. چنانکه از جدول 3 پیداست، از میان تمامی تشبیهات بهکاررفته در مخزنالاسرار، تشبیه بلیغ (بهصورت اضافی و غیراضافی) با بیشترین بسامد آماری در مجموع دارای 742 شاهد است که در 505 بیت بهکار رفته است: 335 بیت دارای یک تشبیه، 132 بیت دارای دو تشبیه، 13 بیت دارای سه تشبیه، 21 بیت دارای چهار تشبیه، 3 بیت دارای پنج تشبیه و 1 بیت دارای شش تشبیه.
جدول 3) بسامد انواع تشبیه در مخزنالاسرار
|
نوع تشبیه |
بسامد |
درصد |
تعداد ابیات |
|
مفصل |
203 |
16.23 |
168 |
|
مجمل |
110 |
8.79 |
94 |
|
مؤکد |
196 |
15.67 |
153 |
|
بلیغ |
742 |
59.31 |
505 |
|
مجموع کل |
1251 |
100 |
829 |
5-1-3. کاربرد انواع تشبیهی براساس ساختار کلی اثر
اگر ساختار مخزنالاسرار را براساس یک تقسیمبندی کلی در دو بخش «مقدمات» و «مقالات» بدانیم، بخشهای نخستین اثر یا همان مقدمات در مقایسه با سایر متون ادبی برجسته نسبت به حجم کل منظومه، درصد بیشتری را به خود اختصاص میدهد و اهمیتی که نظامی در این بخش برای نقش ادبی زبان قائل است، کاملاً مشهودتر است (طغیانی و نجفی، 1393، ص. 316). باتوجهبه این موضوع، نکتهای که از همان بیت نخستین منظومه که در آن شاعر «بسماللهالرحمنالرحیم» را به تشبیه میآراید و آن را در تشبیهی زیبا همچون کلیدی برای در گنج حکیم بهشمار میآورد، بهخوبی نمایان است. این که بخشهای آغازین منظومه، که از تحمیدیة نخستین تا انتهای ثمرة خلوت دوم را در بر میگیرد، هم از حیث فراوانی کاربرد و تراکم تصاویر تشبیهی و هم از حیث تازگی در عناصر ساختاری آن، با بخش دیگر منظومه (مقالتهای بیستگانه) تفاوت و تمایزی آشکار دارد؛ بهطوریکه براساس بسامدهای بهدستآمده، 639 شاهد از کل تشبیهات مستخرَج (که مشتمل بر 1251 تشبیه است) در بخش نخستین اثر به چشم میخورد که این خود بیش از 50درصد مجموع تشبیهات را شامل میشود؛ درواقع در این بخش که متراکمترین بخش منظومه از نظر شیوع تشبیهی است، تراکم و تعدد تشبیهات با ساختار موضوعی رابطهای مستقیم و تنگاتنگ دارد. بهویژه در شرح خلوتهای خاص عارفانه و توصیف مناظر باغی خیالی که شاعر بههمراهی خواجة دل در آن به گشتوگذار میپردازد؛ آنجاکه ذوق نوجویی و شوق تازهگویی نظامی به هم میپیوندد و سخن را به نهایت ایجازی اعجازگونه میرساند؛ ما شاهد پرشمارترین و فشردهترین و متنوعترین تشبیهاتی هستیم که تعداد آن در ساختاری درهمتنیده و تودرتو گاه به حضور چهار یا پنج تشبیه (بهویژه بلیغ)، تنها در یک بیت میانجامد که شاعر با قدرتی هرچهبیشتر خلق کرده، با مهارتی هرچهتمامتر در ساخت تصاویر ابیات به کار میبندد. تراکم این تصویرها «چندان است که در شعر فارسی کمتر به این برجستگی به چشم میخورد. گویی نظامی فقط از طریق تصویرهاست که میتواند سخن بگوید. شاید این شیوۀ بیان که حاکی از قدرت تخیل نظامی در ابداع و ترکیب چند تصویر حتی در طول یک بیت است... بیارتباط با اظهار فضل و جلب نظر مساعد فضلا و ادبای عصر و نیز تمایل غالب عصر به ایراد سخن مصنوع نباشد» (پورنامداریان و موسوی، 1401، ص. یکصد و سیویک).
در بخش دوم منظومه- مقالتهای بیستگانه بههمراه حکایات جداگانه- نیز اگرچه در خلال طرح حکایات تا حد زیادی بهکارگیری انواع تشبیهات رنگ میبازد و به تعبیری دوام چندانی ندارد، در آغاز هریک از مقالتها، قدرت خیال شاعر در ساخت تشبیهات تازه، گویی جان دوبارهای میگیرد و با قدرت قلم جادویی خویش، نگارخانۀ ابیات را سرشار از تصاویر رنگارنگ تشبیهی میسازد. هرچند باید گفت که این امر شعر نظامی را با همۀ نوپردازیها، باریکی معنی و اشکال بدیع خیال و سنجیدگی اندیشه و ارزش هنری و اجتماعی و علمی آن، متأسفانه به شعر خواص تبدیل نموده است (ثروتیان، 1369، ص. 193).
در ساختار حکایات تمثیلی نیز (که جزئی از بخش دوم است)، نظامی به این دلیل که سعی دارد در این بخش سخن خود را با اجتناب از پیچیدگیهای بیانی به سطح و ذهن مخاطبان عام نزدیک سازد و آن را با درجة فهم آنان هماهنگی بیشتری بخشد، به طرز بارزی، از تراکم تشبیهات (بهویژه بلیغ) -چه در محور عمودی و چه در محور افقی ابیات- میکاهد و با آوردن تشبیهات مفصل (که ساختار روشنتری دارد) میکوشد تا شاید از این رهگذر بتواند از سویی مخزنالاسرار را در این بخش، قطعنظر از همة دشواریهای چالشبرانگیز آغازین کتاب، همانند حدیقهالحقیقه موردپسند عامه گرداند و از سوی دیگر نیز اندیشههای خویش را هرچهبهتر و بیشتر برای مخاطب عام خویش تبیین نماید. هرچند برخی او را «مرد تعبیر و تصویر» میدانند و معتقدند اینگونه از داستانپردازی تمثیلی، قبایی است که بر بالای سنایی و عطار و مولوی و سعدی راست میآید (آیتی، 1371، ص. پنج).
برمبنای کتب بلاغی هر تشبیهی بر چهار رکن استوار است «که عبارتاند از: مشبه، مشبهٌبه، ادات تشبیه و وجهشبه که در تعبیر علمای بلاغت ارکان تشبیه خوانده میشود... و از این چهار، آن دو رکنی که درحقیقت بنیان تشبیه بر آنها استوار است، همان دو رکن مشبه و مشبهبه است که در اصطلاح آنها را طرفین تشبیه میخوانند» (شفیعیکدکنی،1390، ص. 55). بحث دربارة این ارکان چهارگانه یکی از عمدهترین مباحث مربوط به تحلیل ساختار تشبیهات هر شاعری است؛ چراکه بررسی این سازههای ساختاری سهم بسزایی در ترسیم فضای ذهنی و تصویری شاعران دارد و از سوی دیگر بهنوبة خود نقش مهمی در شناساندن زوایای سبکی و هنری متون ادبی ایفا میکند: «درست است که شاعران و نویسندگان همه از تشبیه بهره میبرند و ساختمان تشبیه همیشه و در تمام انواع تشبیه بر همان چهار رکن اصلی استوار است، اما نگرش و ذهنیات فردی در گزینش طرفین تشبیه، وجهشبه و نحوۀ ترکیب چهار رکن تأثیر میگذارد و سبب گونهگونی سبکهای تشبیهی میشود» (فتوحی، 1390، ص. 307).
1-2-3. مشبه و مشبهٌبه
از مهمترین ارکان تشبیهی که حضورشان در ساختار همة تشبیهات ضرورت دارد و بدون آنها اصولاً تشبیهی شکل نمیگیرد، «طرفین تشبیه» است. ازآنجاکه تازگی و طرفگی تشبیه و نیز نوآوریهای سبکی هریک از شاعران علاوه بر وجهشبه، مبتنی بر این ارکان دوگانه نیز هست، بحث و بررسی آنها بهویژه مشبهٌبه که تمامی سه رکن دیگر بر اساس آن بنیاد نهاده شده، از اهمیت زیادی برخوردار است.
الف) طرفین تشبیه به اعتبار حسی و عقلی
یکی از دستهبندیهای رایج در تشبیهات، حسی و عقلی است. از منظر قدما هر آنچه با یکی از حواس پنجگانه دریافت شود، حسی و هرچه غیر از آن باشد، عقلی است که بر این اساس، چهار نوع تشبیه را میتوان تصور کرد: حسی به حسی، حسی به عقلی، عقلی به حسی و عقلی به عقلی. نکتهای که دربارۀ این دستهبندی گفتنی است اینکه قدما وجدانیات و وهمیات را عقلی، و امور خیالی را حسی فرض میکردهاند. اما وجدانیات نه با عقل دریافت میشود و نه با حواس پنجگانه و به نظر میرسد قدما از روی تسامح آنها را عقلی فرض کردهاند. استاد همایی نیز عقیده دارند که امور وجدانی، چون مربوط به حواس ظاهره نیست، عقلی شمرده میشود. برخی از معاصران نیز وجدانیات، امور وهمی و خیالی را جزو امور عقلی به حساب آوردهاند. اما امور خیالی و وهمی، علیرغم اینکه وجود خارجی ندارند تا با حواس پنجگانه یا حتی با عقل قابل دریافت باشند، باتوجهبه اینکه با تصویری حسی در ذهن و اندیشۀ ما حضور دارند، محسوس هستند نه معقول. همچنین مجرّداتی، مانند بهشت و جهنم با اینکه نه محسوس هستند و نه معقول، اما چون همواره تصویری حسی از اینها در ذهن ما وجود دارد، حسی به شمار میروند. بنابر آنچه یاد شد، بهجز وجدانیات که نه میتوان عقلی تلقی کرد نه حسی، بقیۀ امور را میتوان ذیل حسی و عقلی جای داد (آقاحسینی و همتیان، 1394، صص. 90-97).
۱) حسی به حسی: در این نوع از تشبیه که در گذشته به نظر بسیاری از قدما مقبولترین نوع تشبیه در این دستهبندی است، طرفین تشبیه هر دو از محسوسات و امور عینی است که میتوان آن را با حواس ظاهری دریافت کرد:
|
شیر تنیده است در این ره لعاب |
|
سر چو گوزنان چه نهی سوی آب |
ازآنجاکه در مخزنالاسرار تشبیه بیشتر ابزاری است برای توصیف و به تصویر کشیدن امور محسوس طبیعی «که لازمۀ ایجاد آنها فعالیت ذهنی میان دو شیء ظاهراً بیارتباط است» (پورنامداریان، 1367، ص. 89)، این تشبیهات بیشترین فراوانی کاربرد را از میان دیگر انواع دارد. اصولاً کشف روابط تازه میان دو پدیدۀ حسی از ویژگیهای شعر نظامی در ساخت تشبیهات است که بر قدرت تخیل پردامنة او در حوزة آفرینش تصاویری بکر دلالت میکند. در میان امور حسی و مشهودات عینی، چه در مقام مشبه و چه در مقام مشبهبه، انسان و وابستههایش (شامل اعضای بدن، صفات و افعال انسانی و... ) برجستهترین موضوع کاربردی در طرفین حسی است. بعد از آن عناصر طبیعت (جاندار و بیجان) اعم از: ۱) زمین: جمادات، سنگهای قیمتی و ...، ۲) نبات: شامل گلها، درختان، میوهها، باغ و رستنیهای دیگر، ۳) آسمان: ستارگان، افلاک، سیارهها، صورتهای فلکی و ...، 4) حیوان: اعم از همۀ حیوانات، اعضا و جوارح و پوست و موی و ...، از کاربرد بسیار بیشتری برخوردار است؛ تاجاییکه میتوان گفت: «غالباً اشیای مادی و محسوس و ملموس جهان هستی و طبیعت، بازیگران اصلی صحنههای تشبیهات مخزنالاسرار هستند که اغلب به قویترین صورت ممکن و با پرکارترین وجهشبههای ملموس به کار رفتهاند» (ثروتیان، 1369، ص. 198).
۲) عقلی به حسی: در این شکل از تشبیه، مشبه امری عقلی یا نامحسوس و مشبهٌبه امری محسوس است. از میان انواع چهارگانه، این نوع تشبیه، رایجترین آنهاست:
|
دین سرهنقدی است به شیطان مده |
|
یارۀ فغفور به سگبان مده |
در این تشبیهات نیز که عناصر انتزاعی یا همان مفاهیم ذهنی بیشتر در مقام مشبه قرار میگیرد، نظامی با آوردن مشبهبه محسوس سعی در عینیتبخشی به مفاهیم انتزاعی و ذهنی در موضوعات عرفانی و اخلاقی دارد؛ بهویژه در ساخت تشبیهات مربوط به شرح تجربیات منحصربهفرد عرفانیاش در خلوتهای دوگانه که پای را از دایرۀ محسوسات فراتر میگذارد و به امور انتزاعی یا عقلی در تصویر استشهاد میورزد؛ چراکه «معرفت حسی اصولاً سطحی و ساده است. ذهن شاعر با پوسته و سطح جهان انس دارد... در این نوع تصویرگری خیال را چندان مجالی برای تصرّف در شیء نیست» (فتوحی، 1389، ص. 99)؛ درواقع نظامی باتوجهبه این اصل هنری که: «تصویر آنگاه جنبۀ هنری پیدا میکند که معقولی را به محسوس پیوند دهد» (کروچه، 1344، ص. 79)؛ این امور معقول را برای آنکه به ذهن خواننده و فهم او نزدیکتر شود، بهصورت محسوس عینیسازی میکند؛ چراکه او در جایگاه شاعری توانمند و آگاه به مسائل ادبی، بهخوبی میداند که هیچیک از عناصر دیگر بلاغی همچون تشبیه تا به این اندازه نمیتواند از عهدۀ عینیتبخشی به موضوعات ذهنی او (از هر دستی که باشد) برآید و کارکردی فایدهمند داشته باشد و راه خیال او را در ورود به اینگونه مفاهیم هموار سازد.
3) حسی به عقلی: در این نوع از تشبیه در طرفین، «مشبه» از محسوسات و «مشبهٌبه» از امور عقلی است. این شکل از تشبیه، اگرچه چندان در نظر بلاغیون پسندیده نیست، بدون تردید از شدّت اغراق بیشتری برخوردار است:
|
شاه در آن ناحیت صیدیاب |
|
دید دهی چون دل دشمن خراب |
دربارة این تشبیهات که ساختار آن عموماً مورد مناقشة علمای بلاغت است و بهزعم برخی، بهجهت اخفی بودن مشبهبه عقلی، اساساً از نظر تئوری نباید شاهد چنین تشبیهاتی در بافت شعری باشیم (شمیسا، 1379، ص. 72)؛ میتوان گفت که در بسیاری از موارد نظامی با آوردن مشبهبه معقولی برای مشبه محسوس، همواره در پی برجستهسازی و برکشیدن یک امر محسوس است که به ساختوساز اینگونه تشبیهات تمسک میجوید؛ بهعبارتی دیگر هدف او از این کار «نوعی ارتقا بخشیدن به شأن و مرتبة امر محسوس است؛ زیرا در خصوصیت موردنظر او، آن محسوس با آن معقول رقابت میکند و گاه نیز ممکن است آن مشبهبه عقلی برای مشبه حسی نوعی اغراق در بیان مقصود را بههمراه داشته باشد» (گلچین، 1390، ص. 344)؛ بنابراین تعداد این تشبیهات، باتوجهبه کل بسامدها شاید چندان چشمگیر به نظر نیاید، اما بنابر دلایلی که گفته شد، همین تعداد نیز میتواند حاکی از تغییر مؤلفههای سبک تشبیهی در این منظومه باشد. نکتة دیگری که در بررسی این دسته از تشبیهات باید به آن توجه داشت اینکه: در ساختار تشبیهات «حسی به عقلی» عموماً وجهشبه باید مذکور باشد تا از این رهگذر هم از غموض آن کاسته شود و هم خواننده بتواند راحتتر مقصود شاعر را دریابد و به آن دسترسی پیدا کند. این در حالی است که نظامی برخلاف این اصل بلاغی، وجهشبه را در برخی از مواقع آگاهانه و عامدانه حذف میکند تا بدینوسیله هم ساحت سخن خود را پیچیدهتر کند و هم فرایند فهم خواننده را در پی برد و بازشناخت آن دچار اخلال سازد؛ درواقع او با این گرهافکنی در رشتة تشبیه، ذهن خواننده را در یافتن وجههمانندی بین دو امر متضاد و متنافرِ محسوس و معقول، به کشاکشی بیوقفه و کشدار میکشاند. هر چند در این مواقع گاهی مشبهبههای معقولی که وجهشبه از آنها دریافت میشود، بهواسطة داشتن یک ویژگی مشهور، بهنوعی خود در کشف رابطة طرفین به خواننده نیز یاری میرسانند.
4) عقلیبهعقلی: از نظر بلاغی اینگونه از تشبیهات که در آن هر دو طرف مشبه و مشبهبه از امور عقلی یا انتزاعی است، چندان پسندیده نیست؛ چراکه کشف رابطۀ میان طرفین یا همان وجهشبه تا حدودی دشوار است:
|
عقل تو جانی است که جسمش تویی |
|
جان تو گنجی که طلسمش تویی |
در این تشبیهات نظامی با ساخت طرفینی عقلی، علاوه بر نمایان ساختن تلاشهای مداوم و متنوع در متمایز نمودن شاخصههای سبکی خویش، اسلوبهای شناختهشدۀ تشبیه را نیز در مخزنالاسرار به چالش میکشد. او به مدد قوة خیال خویش همواره میکوشد تا با خلق تشبیهات تازه، روایتگر نوجویی و عاریتناپذیری شعر خویش باشد. تشبیهات عقلی به عقلی که بیش از هر نوع تشبیهی، تازگی دید شاعر و عمق تخیلاتش را در پیوند دادن دو عنصر انتزاعی، به رخ خواننده میکشد؛ درواقع در تبیین و تشریح ماهیت مفاهیمی به کار میرود که نمیتوان آن را جز با همان مفاهیم عقلی بیان کرد. بههرترتیب، وقتی معانی در ظرف کلمات نمیگنجد یا واژگان و امور حسی در بیان آن محدودیت دلالت دارند، نظامی برای شرح آن مفاهیم از اینگونه تشبیهات استفاده میکند؛ ازاینرو، بسامد کاربرد اینگونه تشبیهات ولو اندک، نشان از محتوای خاص این منظومه دارد.
جدول 4) بسامد تشبیهات حسی و عقلی در مخزنالاسرار
|
انواع تشبیه |
حسی |
عقلی |
مجموع مشبه |
|
حسی |
858 |
123 |
981 |
|
عقلی |
232 |
38 |
270 |
|
مجموع مشبهبه |
1090 |
161 |
1251 |
ب) طرفین تشبیه به اعتبار مفرد، مقیّد و مرکب
در تشبیه «مفرد» تصوّر و تصویر یک هیأت یا یک چیز است و در «مقیّد» تصویر و تصوّر مفردی است که مقیّد به قیدی باشد و «مرکب» یک هیأت ترکیبی است و به قول قدما، مرکب، هیأت منتزع از چند چیز است (شمیسا، 1379، ص. 81) به هر روی، براساس این طبقهبندی، میتوان اقسام آن را اینگونه دانست:
۱) مفرد به مفرد: تشبیهی است که طرفین آن هر دو امری مفرد است و ازآنجاکه اجزای چندگانهای ندارد، تصویر آن بهراحتی قابل تشخیص است:
|
من که چو گل گنجفشانی کنم |
|
دعوی پیری به جوانی کنم |
در مخزنالاسرار از میان حالات سهگانة مفرد، مقید و مرکب، بیشترین بسامد کاربردی تشبیهات با طرفین مفرد است. البته این بدان معنا نیست که اینگونه تشبیهات دارای ساختاری ساده و زودیاب و مفاهیم مطرحشده در آن پیشپاافتاده و تکراری است؛ چراکه بدون تردید بسیاری از تشبیهات مفرد مربوط به تشبیهات بلیغ است که تعداد زیادی از تشبیهات پیچیده و دشواریاب را به خود اختصاص داده که بدون شک یکی از مهمترین عوامل اصلی آن وزن کوتاه شعری در این منظومه بوده که شاعر را مجبور به بهرهگیری از طرفین مفرد و فشرده ساخته است.
۲) مفرد به مقیّد: تشبیهی که مشبهٌبه با آمدن صفت، مضافالیه یا قیدی دیگر، مقیّد شده باشد. هرچند از دیدگاه کلی، فرق چندان چشمگیری میان مفرد و مقید نیست:
|
تن چه بود ریزش مشتی گل است |
|
هم دل و هم دل که سخن با دل است |
۳) مفرد به مرکب: اینگونه از تشبیهات که مشبه مفرد و مشبهٌبه آن مرکب است، بیشتر برای گسترش اوصاف مشبه یا به تصویر کشیدن ویژگیهای چندگانة آن و بهطور کلی خلق تصاویری تازه از یک چیز به کار میرود:
|
می چو گل آرایش اقلیم شد |
|
جام چو نرگس زر در سیم شد |
۴) مقیّد به مقیّد: تشبیهی است که در آن مشبه و مشبهبه هر دو مقیّد به قیدی شده باشند: «مقصود از تقیید، تقیید به وصف است، یا به اضافه یا به مفعول یا به حال و امثال اینها» (رجایی، 1353، ص. 299).
|
شاهد باغ است درخت جوان |
|
پیر شود بشکندش باغبان |
طرفین مقید نیز در تشبیهات مخزنالاسرار جلوهای درخور توجه دارد. البته گفتنی است که در برخی از کتابهای بلاغی تنها از تشبیهات «مفرد و مرکب» یاد کردهاند و سخنی از «مقیّد» در تقسیمبندیهای آنان به میان نیامده است و بیشتر نویسندگان آن را نوعی از تشبیه «مفرد» به شمار آوردهاند که تقیید یافته است. در مخزنالاسرار بهطورکلی تعیین مقید بودن یا نبودن، بستگی به نوع رابطۀ طرفین تشبیه دارد که بیشترین نوع آن از گونة تقیید به صفت است. پس از آن ضمایر و قیود (که بههمراه مشبه یا مشبهٌبه میآیند) و نیز فعلها در حالت مصدری (درصورتیکه با یک یا چند کلمۀ اضافی آمده باشند) بیشترین کاربرد را در تقیید دارند.
5) مقیّد به مفرد: تشبیهی است که مشبه آن مقیّد و مشبهبه آن مفرد است:
|
باغ سخا را چو فلک تازه کرد |
|
مرغ سخن را فلکآوازه کرد |
6) مقیّد به مرکب: تشبیهی است که در آن مشبه مقیّدی به مشبهٌبه مرکبی تشبیه شده باشد. باتوجهبه ساختار تشبیهات مرکب، که اجزای آنها مشتمل بر چند چیز است، در اینگونه تشبیهات گاهی بهصورت دقیق نمیتوان اجزای طرفین را با یکدیگر منطبق یا قرینهسازی کرد:
|
خیری منشور مرکب شده |
|
مروحۀ عنبر اشهب شده |
۷) مرکببهمرکب: «تشبیهی است که اولاً، وجهشبه و ثانیاً، مشبهبه در آن مرکب باشد؛ بهبیانیدیگر، مقصود از مرکب، حصول وجهشبه است از ترکیب دو هیأت انتزاعی بهنحویکه آن وجهشبه نیز صورت ویژة خود را داشته باشد» (حکیمآذر، 1390، ص. 38):
|
زلف سیه بر سر سیم سپید |
|
مشکفشان بر ورق مشکبید |
تشبیهات مرکب نیز اگرچه حاکی از پیچیدگیهای خیال شاعرانه است، براساس یک منطق ذهنی ناخودآگاه، کاربرد گستردهای در مخزنالاسرار ندارد. البته دلایل بهکارنبردن آن تا حدودی روشن است. یکی اینکه از اغراض ابتدایی تشبیه، سرعت دادن به تأثیر کلام در مخاطب است که طبعاً تصور یک هیئت مرکب از چیزی و القای آن بهوسیلۀ شکل و حالت مرکب، کار را مشکلتر مینماید (ثروتیان، 1369، ص. 204)؛ دوم اینکه اینگونه تشبیهات بیشتر مناسب با بستر و قالبی چون قصیده است که شاعر در آن با فراغت وزنی و تصویری، در ابیات متوالی به شرح اوصاف مربوط به مشبه میپردازد. چنانکه از دیوان شاعرانی، چون منوچهری دامغانی و فرخی سیستانی میتوان شواهد فراوانی برای آن ذکر کرد. البته نکتة مهمی که در ارتباط با تشبیهات مرکب باید به آن اشاره داشت، وجود «تشبیهات تمثیلی» در ساختار این تشبیهات است که به گفتۀ برخی از بلاغیون، «تشبیه تمثیل» درواقع نوعی تشبیه مرکب است که در آن مشبه (یا همان مدّعا) غالباً از امور معقول است و شاعر برای تقریر و اثبات آن، مشبهٌبه را که جنبة تمثیلی دارد، بهصورت امری محسوس میآورد تا هرچهبهتر برای مخاطب قابل درک و دریافت باشد؛ بهعبارتدیگر، اگر تشبیه تمثیل را ساختاری دوقطبی بدانیم، در قطب اول مشبهی داریم که چندان پذیرفتنی و قابل درک نیست و در قطب دوم مشبهٌبهی است که با استفاده از تجربیات ملموس و مشترکی که با شاعر داریم، به کمک تبیین قطب اول میآید و تعقید و گمانهای پریشیده را بسامان میکند. خواننده پس از شنیدن این ترکیب هنری، غالباً نظر شاعر را تأیید میکند و با او در تجربهای که دارد سهیم میشود (حکیمآذر، 1395، ص. 119). باتوجهبه درونمایۀ تعلیمیِ مخزنالاسرار و اهمیت بعد عاطفی تمثیل در مخاطب و خاصیت اقناعکنندگی بالایی که در استوارداشت و توضیح و تبیین اندیشهها و تعالیم اخلاقی دارد، کاربرد این تشبیهات نیز در مخزنالاسرار پربسامد است:
|
قدر به بیخوردی و خوابی در است |
|
گنج بزرگی به خرابی در است |
۸) مرکب به مفرد: تشبیهی است که در آن مشبه مرکبی به مشبهٌبه مفردی مانند شده باشد. ازآنجاکه امر مفرد درک راحتتری دارد، تشخیص اینگونه تشبیهات آسانتر از انواع مقید است:
|
کبکوش آن باز کبوترنمای |
|
فاختهرو گشت به فرّ همای |
۹) مرکببهمقیّد: تشبیهی است که در آن مشبه مرکبی به مشبهبه مقیدی تشبیه شده باشد. اگرچه تشخیص اینگونه تشبیهات گاهی دشوار است، به هر روی، با اندکی تصرف در مشبهبه مقید میتوان آن را با مشبه مرکب قرینه ساخت:
|
صبح که با بانگ خروس است و بس |
|
خندهای از راه فسوس است و بس |
جدول 5) بسامد تشبیهات مفرد، مقید و مرکب در مخزنالاسرار
|
نوع تشبیه |
مفرد |
مقید |
مرکب |
مجموع مشبه |
|
مفرد |
73۱ |
14۰ |
۴ |
87۵ |
|
مقید |
203 |
۱۵۴ |
۹ |
36۶ |
|
مرکب |
2 |
۳ |
۵ |
۱۰ |
|
مجموع مشبهبه |
93۶ |
29۷ |
۱۸ |
مجموع کل: ۱۲51 |
از دیگر ارکان تشبیه که نقش پیونددهندگی میان دیگر اجزای آن را بر عهده دارد و ارتباط مشبه و مشبهٌبه را آشکارا نمایان میسازد، عنصر ادات است. در مخزنالاسرار نیز ادات کاربردی ویژه دارد و بررسی کردن آن خالی از لطف نیست؛ بهویژه آنکه از یکسو هم نظامی در سخنوری شاعری است سخت گزیدهگوی و ایجازگرا و هم از سوی دیگر وزن شعری مخزنالاسرار کوتاهی مصراعها را دوچندان میکند؛ بنابراین در انتخاب ادات، شاعر مسلماً نیاز به نکتهبینی و دقت فراوان داشته است. بهطور کلی دربارة ادات و کاربرد آن در مخزنالاسرار چند نکته گفتنی است:
1) ذکر و حذف ادات: از میان ارکان چهارگانة تشبیهی شاید بتوان گفت که کماهمیتترین آنها همین رکن «ادات» است که معمولاً در تشبیهاتی که از بلاغت زیادی برخوردار است، از ساختار تشبیه حذف میشود. همانند وجهشبه، حذف «ادات» نیز در هنری ساختن تشبیه و بلاغت آن تأثیر بسیار زیادی دارد. در مخزنالاسرار نیز نوع بهکارگیری و حذف ادات در انواع تشبیهات با ویژگیهای مهمی همراه است؛ برای مثال، تعداد و بسامد بالای تشبیهات «بلیغ» در انواع مختلفش، نشاندهندۀ گرایش نظامی به حذف ادات بهعنوان رکن فرعی بوده است؛ چنانکه در ساختار تشبیهات «مؤکد» نیز ازآنجاکه ذکر نکردن ادات تشبیه باعث ناپیدایی و پوشیدگی تشبیه و نامحسوس بودن آن میشود، مورد توجه نظامی است. آوردن ادات، چنانکه گفته شد، همچون نشانهای است برای تشبیه که بیدرنگ ذهن خواننده را متوجه آن میکند؛ در حالیکه «حذف ادات که اندکاندک تشبیه را به استعاره نزدیک میکند، عاملی است برای پرتأثیر کردن و نیرو بخشیدن به تشبیه... و چون ادات حذف شود، عینیت بهصورت محسوستر و دقیقتر نمایانده میشود» (شفیعیکدکنی، همان، ص. 66). تشبیهاتی هم که در آنها نظامی ادات را بهصورت غیرصریح ذکر کرده، از همین مقوله است و در آنها سعی در پنهان داشتن تشبیه دارد؛ برای نمونه:
|
گرگ مرا حالت یوسف رسید |
|
گرگ نیام جامه نخواهم درید |
برخلاف آن، در تشبیهات مفصل و مجمل نیز اگر نظامی ادات را ذکر میکند، بیشتر برای کارکرد توضیحی آن است؛ بهعبارت دیگر از آنجاکه موضوع و محتوای مخزنالاسرار تعلیمی است و نظامی بهویژه در بخش مقالات و حکایات تمثیلی، بیشتر سعی در بسط معنا و تبیین اندیشههای اخلاقی و حکمی خویش در ذهن مخاطب را دارد؛ ازاینرو با آوردن ادات کمک شایانی به این امر میکند:
|
چون دهن تیغ درمریز باش |
|
چون شکم کوس تهیخیز باش |
2) انواع و کاربرد ادات: ادات تشبیهی اگرچه تنها در ساختار دو گروه از تشبیهات (مجمل و مفصل) میتواند حضور داشته باشد؛ بااینحال، میتوان گفت که در مخزنالاسرار تنوع نسبتاً گستردهای دارد و در 313 تشبیه به کار رفته است که از آن میان 110 ادات مربوط به تشبیهات مجمل و 203 ادات مربوط به تشبیهات مفصل است. البته میزان بسامد یا تعداد هر یک از این اداتها یکسان نیست. برخی از آنها، مانند «چون» با 69 بار و «چو» با 109 بار بسیار پرکاربرد و برخی دیگر، مانند «انه»، «فام» و «وش» بسیار کمکاربردتر. همچنین صرفنظر از برخی اداتها، مانند بهکردار، برسان، پنداری، چنانچون، که به دلایل مختلف در مخزنالاسرار هیچ کاربردی ندارد، اما در شعر شاعران پیش از او دیده میشوند، برخی از آنها هم تنها یکبار در ساختار تشبیهات به کار رفته است؛ برای نمونه:
|
گلبهگل و شاخبهشاخ از شتاب |
|
میشدم ایدون که شود نشؤ آب |
جدول 6) پربسامدترین ادوات تشبیه در مخزنالاسرار
|
ردیف |
نوع ادات |
تشبیه مفصل |
تشبیه مجمل |
بسامد |
|
1 |
چو |
99 |
10 |
109 |
|
2 |
چون |
58 |
11 |
69 |
|
3 |
ی |
4 |
26 |
30 |
|
4 |
صفت |
11 |
0 |
11 |
یکی دیگر از اصلیترین ارکان تشکیلدهندة تشبیه، وجهشبه است. در آثار بسیاری از شاعران از رهگذر بررسی نوع وجهشبه، بهخوبی میتوان به میزان نوآوری یا تقلید سبکی آنها پی برد؛ درواقع میزان خلاقیت هر شاعری با تازگی وجهشبههای بهکارگرفتهشده در تشبیهات او رابطهای مستقیم دارد. در مخزنالاسرار نیز کاربرد و کارکرد وجهشبه از اهمیت زیادی برخوردار است و بهعنوان رکنی خیالانگیز و تصویرساز، چه هنگامیکه بهلحاظ ساختاری محذوف باشد (در تشبیهات بلیغ و مجمل) و خواننده خود در جستوجو و یافتن آن باید تلاش ذهنی خویش را تداوم بخشد و چه هنگامی که مشهود (در تشبیهات مفصل و مؤکد) باشد و بر ارتباطی تازه میان طرفین تشبیه دلالت داشته باشد، سهم عمدهای در اصالت بخشیدن به تخیلات شاعرانه و خلاقیتهای نوآورانۀ نظامی دارد: «نظامی دارای تخیلی قوی است. دریافت وجوهشباهتهای غریب میان اشیا مستلزم تخیل قوی، حضور ذهن، حساسیت، وسعت تجربه و قدرت تداعی است. نظامی بیتردید یکی از شاعران بینظیر در این زمینه است» (پورنامداریان و موسوی، 1401، ص. یکصد و سیوپنج). بهطورکلی دربارة وجهشبه و کاربرد آن در مخزنالاسرار چند نکته گفتنی است:
1) دلایل حذف یا ذکر وجهشبه: بنابر سبک و سیاق سخنوری نظامی در مخزنالاسرار، که به دلیل عوامل گوناگون (بهویژه محتوایی، ساختاری و وزنی)، تا حد چشمگیری با دیگر منظومههای داستانی او، سازِکاری دیگرگون دارد؛ برای ذکر و حذف وجهشبه، بهشکل کلی، وجوهی بلاغی را میتوان مفروض داشت. با در نظر گرفتن نوع تشبیهات و ارکان سازندة آن و نیز توجه به میزان بسامد کاربرد آنها در مخزنالاسرار، این نکته بهروشنی پیداست که بهطورکلی نظامی -قطعنظر از تعدادی از تشبیهات که ذکر وجهشبه به خاطر تازگی آن اجتنابناپذیر است- در ساخت و ساختار بسیاری از تشبیهات (مجمل و بهویژه بلیغ)، گرایش شدیدی به حذف وجهشبه و ادات تشبیهی دارد و از این رهگذر پیوسته میکوشد تا با آوردن اینگونه از تشبیهات، خیالانگیزی تصاویر شعری و تأثیرگذاری حاصل از آن را در مخاطب، در فشردهترین حالت ممکن که در آن مشبه و مشبهٌبه در نهایت همسانی، دعویدار استعاره میشود، به اوج کارکرد هنری و ادبی خویش برساند. بر این اساس، این سخن را که «وقتی مشبهٌبه دارای صفت یا ویژگی واضح و آشکاری باشد، شاعر خود را ملزم به آوردن وجهشبه نمیبیند» (زنجانی، 1377، ص. 43)؛ اگرچه بهعنوان شیوهای مرسوم در دستگاه بلاغی همة شاعران برجستة ادب فارسی، ازجمله نظامی نمیتوان نادرست دانست و یکسره نفی کرد، بدون شک نمیتوان آن را بهمثابۀ اصلی مطلق در ساخت تشبیهات مخزنالاسرار نظامی پذیرفت؛ چراکه با بررسی تشبیهات بلیغ (و نیز مجمل) از این دیدگاه این نکته بهراحتی دریافتنی است که ازقضا نظامی در برخی از این دسته تشبیهات، «وجهشبه»هایی را محذوف کرده است که کشف ارتباط طرفین تشبیه بههیچروی ساده و سهلالوصول نیست؛ اما شاعر بهواسطة تعلیق فرایند ادراک ادبی در مخاطب و تداوم تکاپوی ذهنی او در گرهگشایی از پیچیدگیهای درآمیخته در بطن تصاویر تشبیهی و بهتبع آن احراز احساس التذاذ هنری بهواسطة کشف آن از یکسو و نیز اثبات قدرت و قوّت خیال شاعرانه و تأکید بر نوآوریهای خلاقانة سبکی و بدعتهای بدیع بیانی خود از سوی دیگر، وجهشبه را حتی در تشبیهاتی که مشبهٌبه آن دارای صفتی واضح نیست، نیز حذف میکند:
|
تات چو فندق نکند خانه تنگ |
|
بگذر از این فندق سنجابرنگ |
نکتۀ جالبتر اینکه او درست برخلاف این شیوة یادشده، گاهی وجهشبه را در تشبیهات آشنا و سابقهدار هم ذکر میکند؛ هرچند که بهظاهر نیازی به ذکر آن نیست و طبیعتاً باید محذوف باشد. قدر مسلّم در این موارد نیز صرفنظر از برخی صورتهای تکراری ابتذالآلوده، نمیتوان این موضوع را همهجا نشان از سستی قدرت قریحة او در صنعت شاعری به حساب آورد؛ زیرا آوردن وجهشبه در اینگونه تشبیهات (مفصل یا مؤکد) نیز اغراض کارکردی دیگری را دنبال میکند که از آن میان میتوان به بیشتر شدن روانی کلام، تأیید سنخیت طرفین تشبیه در شرح گزارههای اخلاقی و دینی، قرینهسازی در شاکلة مصراعها، گریز از ایستایی و بالا بردن پویایی تصاویر با وجهشبههای فعلی، ایجاد ارتباطات متعدد بلاغی (ایهام، استخدام، تضاد، مراعاتالنظیر و...) با واژگان دیگر و خلق تناسباتی ازایندست، اشاره کرد؛ چنانکه به گفتة بلزی تشبیهاتی که وجهشبه آنها ذکر شده، اما باوجود وجهشبه، ایهامی (یا تناسبات گوناگونی با واژگان دیگر) در آنها به چشم میخورد، منجر به دخالت خواننده و مخاطب میگردد و به قول بارت این نوع متون خواننده را به تولیدکنندة متن تبدیل میکند (بلزی، 1379، ص. 164).
|
من بهصفت چون مه گردون شوم |
|
نشکنم ار بشکنم افزون شوم |
2) انواع وجهشبه: باتوجهبه این نکته که: «وجهشبه معنا و خصوصیتی است که اشتراک طرفین در آن موردنظر باشد، خواه این اشتراک امری حقیقی باشد و خواه تخیلی» (شفیعیکدکنی، 1390، ص. 66). وجهشبههای بهکاررفته در تشبیهات مخزنالاسرار نظامی را میتوان از نظر حقیقی و خیالی بودن بر دو نوع دانست:
الف) تحقیقی: وجهشبهی است واقعی که به صفت یا یک ویژگی راستین در طرفین تشبیه دلالت میکند و در ذهن مخاطب محسوس و قابل درک و تصور است: «مراد از وجهشبه تحقیقی آن است که شباهت موردنظر حقیقتاً در دو طرف تشبیه وجود داشته باشد» (شمیسا، 1379، ص. 100):
|
لرزه درافتاده به من بر چو بید |
|
روی خجل گشته و دل ناامید |
ب) تخییلی: وجهشبهی است ادعایی که اساس شکلگیری آن بر ذهن خیالانگیز شاعر استوار است و کشف آن برای مخاطب دشوارتر و همراه با تلاش ذهنی بیشتری است: «مراد از وجهشبه تخییلی به اصطلاح قدما آن است که مورد مشابهت در طرفین یا یکی از آنها خیالی و ادعائی باشد» (شمیسا، 1379، ص. 101):
|
مستنوازی چو گل بوستان |
|
توبهفریبی چو مل دوستان |
البته گاهی نیز در برخی تشبیهات نظامی، هر دو وجهشبه تحقیقی و تخییلی در یکی از طرفین قابل تأویل است که صرفنظر از اینکه زیبایی تشبیهات و پیچیدگیهای تصویری ابیات را به نهایت خود میرساند، نشان از ژرفای ذهنیت بلاغی شاعر است. در بیت زیر، «خویشتنآرایی» در ارتباط با بهار هم وجهشبهی تخییلی است و هم در معنای آراستگی و خوشآبورنگیِ بهار، تحقیقی است:
|
خویشتنآرای مشو چون بهار |
|
تا نکند در تو طمع روزگار |
درواقع میتوان گفت که ذهن نظامی در ایجاد ارتباط بین طرفین و کشف تناسبات پیونددهنده، حتی وجهشبههای واقعی را دیگرباره بهصورت خیالی ارائه میدهد و براساس بینش عمیق شاعرانه از حقیقت فاصله میگیرد و دوسوی تصویر را با بهکارگیری عوامل بلاغی مختلف، آنچنان در ذهن خیالگستر خویش در هم میآمیزد که گویی تصویری دیگر از آنها نمایان میسازد.
3) دایرة شمول وجهشبه: یکی دیگر از ویژگیهای موردتوجه در بررسی وجهشبههای بهکاررفته در مخزنالاسرار، حوزة موضوعی آنهاست. در تشبیهات نظامی وجهشبههای متنوعی به چشم میخورد که شامل گروههای مختلفی از رنگها، حالات، اشکال، افعال، خصایص، اصوات، ابعاد و... (یا در مواردی مجموعهای از برخی از آنها) میشود که با بررسی آنها میتوان به این نکته پی برد که در مجموع، جنبههای دیداری در این حوزه، بیشترین عوامل شکلگیری تشبیهات و ارتباط بین طرفین است. البته نکتة مهمی که در این میان باید به آن توجه داشت این است که این حوزهها اگرچه در پیشینة شعر فارسی در ساخت تشبیهات کاربرد داشته است، نظامی با دوری از تناسبات تکراری و پیشپاافتاده و با تکیه بر برداشتهای نوآورانه که تأویلپذیری و ابهام و دیریابی وجهشبهها را دو چندان میکند؛ موجب پویایی و تازگیِ تصاویر تشبیهی خویش شده است:
رنگ:
|
سبزتر از برگ ترنج آسمان |
|
آمده نارنجبهدست آن زمان |
شکل:
|
مارصفت شد فلک حلقهوار |
|
خاک خورد مار سرانجام کار |
حالت:
|
من چو لب لاله شده خندهناک |
|
جامه به صد جای چو گل کرده چاک |
حرکت:
|
چند پری چون مگس از بهر قوت |
|
در دهن این تنۀ عنکبوت |
تشبیه در مخزنالاسرار پرکاربردترین عنصر بیانی و مهمترین شاخصة سبک بلاغی است که سهم بسزایی در ساخت فرم هنری و جنبة زیباییشناسانة این منظومه دارد؛ بهطوریکه بیش از یکسوم ابیات کل مخزنالاسرار (حدود 37درصد) دارای عنصر تشبیه است که از یک تا شش تشبیه در آنها به کار رفته است. نظامی توانسته است از رهگذر تشبیه در سرتاسر اثر خویش، مفاهیم و معانی موردنظر خود را بهشکل تأثیرگذاری بیان کند. از نظر انواع تشبیهی، تشبیه بلیغ با 743 شاهد با 59.39درصد نسبت به دیگر انواع تشبیهی جایگاه ویژهتری دارد. بعد از آن، تشبیهات مفصل با 203 شاهد (16.34درصد)، مؤکد با 195 (15.70درصد) و مجمل با 110 شاهد (8.62درصد) بهترتیب پربسامدترین تشبیهات این منظومه را شکل میدهند. همچنین در تقسیمبندی ساختار مخزنالاسرار به دو بخش مقدمات و مقالات، در بخش نخستین اثر، که متراکمترین بخش از نظر کاربرد تشبیه است، نظامی گرایش شدیدی به ساخت تشبیهات، بهویژه نوع فشرده از خود نشان میدهد و باوجود آنکه حجم ابیات این بخش حدود یک سوم کتاب را شامل میشود، بیش از 50درصد تشبیهات در این بخش کاربرد یافته است (بخش اول با 639 شاهد و 51.1درصد از کل تشبیهات) که از این میان، 425 شاهد مربوط به تشبیه بلیغ، 90 شاهد تشبیه مؤکد، 85 شاهد تشبیه کامل، و 39 شاهد تشبیه مجمل است. از میان این تشبیهات چهارگانه در مخزنالاسرار نیز، تشبیه بلیغ و مؤکد، که در ساختار آنها نوآوریها و خلاقیت بیشتری نسبت به دیگر تشبیهات به چشم میخورد، بیشتر کارکرد توصیفی دارند و تشبیه مجمل و مفصل بیشتر کاربرد تبیینی، ازجمله طرح نکات اخلاقی و تعلیمی، دارند. از نظر «ارکان تشبیهی» نیز همة انواع چهارگانة طرفین بهاعتبار «حسی و عقلی» و نهگانه بهاعتبار «مفرد، مقید و مرکب» دارای شواهدی کاربردی است که از آن میان، طرفینِ «حسی به حسی» (858 شاهد) و «مفرد به مفرد» (با 731 شاهد)، بیشترین بسامد و طرفینِ «عقلی به عقلی» (با 38 شاهد) و «مرکب به مفرد» (با 2 شاهد) کمترین بسامد را داراست. طرفین مفردبهمفرد نیز در تشبیهات بلیغ شامل 417، مؤکد 127، کامل 121 و مجمل 66 شاهد است. در بهکارگیری ادات متنوع تشبیهی نیز نوآوریهای قابل توجهی هم از نظر تعداد و هم از نظر انواع و اقسام ادات در این منظومه به چشم میخورد. ادات «چو» (109 بار) و «چون» (69 بار) بیشترین کاربرد را در شکلگیری ساختار تشبیهات دارند و اداتی، مانند «بهرسم» و «ایدون» فقط یک بار در این منظومه به کار رفتهاند. همچنین باتوجهبه بسامد بالای تشبیهات بلیغ، حذف وجهشبه از شیوههای اصلی شاعر در تخیلپردازی و پیچیدهسازی درک ارتباط طرفین تشبیهی است؛ گرچه با آوردن وجهشبههای تخییلی و چندگانه، که مشمول طیف گستردهای از رنگ، شکل، حرکت، حالت، ابعاد، ویژگیها و ... میشود، نیز شاعر در بسیاری از موارد به این مهم یعنی ادبیت متن و خیالانگیزی تصاویر دست یافته است.